دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵
تجربه‌ای از زندگی، آنگونه که دوست داریم

گیلان – کتاب «ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد» با روایت اقدام ناموفق یک کتابدار برای پایان دادن به زندگی‌اش، این تجربه را پیش روی مخاطبان قرار می‌دهد که با رو به رو شدن با حقیقت و برگزیدن الگویی از امید، افق‌های جدیدی از زیستن به رویشان گشوده می شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت، «ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد» نوشته پائولو کوئلیو و ترجمه سمیرا اقتدار است که انتشارات ارنواز در رشت آن را در ۱۷۴ صفحه منتشر و روانه بازار کرده است.

این کتاب که اولین بار در سال ۱۹۹۸ میلادی منتشر شده؛ داستان زن جوانی به نام ورونیکاست که پس از یک اقدام نافرجام خودکشی در یک بیمارستان روانی، از خواب بیدار می‌شود و افرادی که او در آنجا ملاقات می‌کند، هم بیماران و هم پزشکان، تشویقش می‌کنند تا درک خود از جنون و زندگی را زیر سوال ببرد. به باور منتقدان ادبی؛ این کتاب به بررسی ماهیت جنون، اهمیت زندگی واقعی و تهدید شدن هویت فردی توسط جوامع بسته و قوانینی که تحت آن‌ها عمل می‌کنند، می‌پردازد و الگویی از امید را ارائه می‌دهد که در آن شادی، آزادی، صداقت و حقیقت همه در چالش‌ برانگیزترین و محدودترین شرایط ممکن به وجود می‌آیند.

داستان چند سال پس از فروپاشی یوگسلاوی در لیوبلیانای اسلوونی می‌گذرد؛ ورونیکا کتابدار جوانی است که زندگی خوبی دارد و با این وجود به نظرش ناکامل است. اگرچه او شغل، دوستان و خانواده دارد اما چیزی جز بی‌تفاوتی نسبت به زندگی‌اش احساس نمی‌کند و هیچ علاقه‌ای به زندگی‌ای که از او انتظار می‌رود، ندارد. او چنین فکر می‌کند که با بالا رفتن سن همه چیز بدتر می‌شود، بنابراین تصمیم نسبتاً بی انگیزه‌ای برای پایان دادن به زندگی خود می‌گیرد تا به آزادی دست یابد. اقدام به خودکشی او با شکست مواجه می‌شود و در یک موسسه روانی بدنام به نام ویلت از خواب بیدار می‌شود. دکترش ایگور، به او می‌گوید که قلبش آنقدر آسیب دیده که تنها چند روز دیگر برای زندگی کردن فرصت دارد و باید روزهای انتهایی عمرش را در این موسسه زندگی کند. زمانی که ورونیکا به ۲۴ ساعت پایانی زندگی‌اش نزدیک می‌شود، میل‌اش به زیستن دوباره تقویت می‌شود و به دکتر ایگور می‌گوید که می‌خواهد در آخرین ساعات زندگی خود موسسه را ترک کند تا قلعه لیوبلیانا را ببیند...

نقد و بررسی‌هایی توسط کارشناسان و روانشناسان از این رمان صورت گرفته و آنان بر این باورند که عناصری همچون افسردگی روانی، فمینیسم، خودآگاهی و افزایش اعتمادبه نفس ازجمله تحلیل‌های شناختی در مورد زندگی و پیش از مرگ هستند که در این کتاب بدان‌ها پرداخته شده است. در واقع نویسنده بر این قصد بوده که این اندیشه را به مخاطبان خود منتقل کند: زندگی مثل یک مبارزه است تا شهامت و قدرت و وجود انسان را بیازماید؛ زندگی به عقب برنمی‌گردد و یک هفته هم زمان زیادی است تا در برابر سرنوشتمان تصمیم درستی بگیریم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها