سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: تاریخ معمولاً با جنگها، انقلابها، قراردادهای سیاسی و نام فرمانروایان روایت میشود، اما گاه برای شناخت یک دوره تاریخی باید از زاویهای متفاوت به آن نگریست؛ از خلال زندگی روزمره انسانهایی که هنوز نمیدانند جهانشان تا چند ماه دیگر برای همیشه دگرگون خواهد شد. کتاب «۱۹۱۳؛ سال پیش از طوفان» نوشته فلوریان ایلس به ترجمه محمد همتی که از سوی نشر نو منتشر شده، دقیقاً چنین رویکردی دارد. این اثر، برخلاف بسیاری از کتابهای تاریخی که به دنبال تبیین علل وقوع جنگ جهانی اول یا تحلیل مناسبات سیاسی اروپا هستند، خواننده را به واپسین سال آرامش ظاهری قاره اروپا میبرد؛ سالی که هنوز خبری از سنگرها، سیمهای خاردار و میلیونها کشته نبود، اما نشانههای فروپاشی تمدنی که خود را شکستناپذیر میپنداشت، آرامآرام در همه جا دیده میشد.

نویسنده کتاب، فلوریان ایلیس، روزنامهنگار، مورخ هنر و نویسنده آلمانی، از جمله پژوهشگرانی است که بیش از آنکه به تاریخ سیاسی علاقهمند باشد، تاریخ فرهنگ و زندگی روزمره را روایت میکند. او سالها در حوزه تاریخ هنر، ادبیات و فرهنگ اروپایی پژوهش کرده و در آثارش همواره کوشیده است نشان دهد که چگونه زندگی هنرمندان، نویسندگان، متفکران و حتی عادتهای روزمره مردم، تصویری روشنتر از یک دوره تاریخی به دست میدهد. همین نگاه باعث شده است کتاب «۱۹۱۳؛ سال پیش از طوفان» پس از انتشار با استقبال گسترده مخاطبان و منتقدان روبهرو شود و به یکی از موفقترین آثار تاریخنگاری فرهنگی در سالهای اخیر تبدیل شود.
این کتاب را میتوان مهمترین اثر ایلیس دانست؛ اثری که نام او را فراتر از محافل دانشگاهی مطرح کرد. اگر بسیاری از مورخان برای توضیح سالهای منتهی به جنگ جهانی اول به سراغ آرشیوهای نظامی و اسناد سیاسی میروند، ایلیس مسیر دیگری را انتخاب میکند؛ او وارد خانه نویسندگان، آتلیه نقاشان، کافههای روشنفکری، سالنهای تئاتر و خیابانهای برلین، پاریس و وین میشود تا نشان دهد تمدن اروپا درست پیش از فروپاشی، چگونه زندگی میکرد.
از همین منظر، عنوان کتاب نیز کاملاً هوشمندانه انتخاب شده است. «سال پیش از طوفان» صرفاً اشارهای زمانی به سال ۱۹۱۳ نیست، بلکه استعارهای از آرامشی فریبنده است؛ آرامشی که در پس آن بحرانی عظیم پنهان شده است. خواننده از همان ابتدا میداند که شخصیتهای کتاب، تنها یک سال با جنگ جهانی اول فاصله دارند، اما خود آنان هنوز از آینده بیخبرند. همین آگاهی نامتقارن، نوعی تعلیق دائمی در سراسر کتاب ایجاد میکند؛ تعلیقی که از جذابترین ویژگیهای اثر است.
یکی از مهمترین امتیازهای کتاب، فاصله گرفتن از روایت کلاسیک تاریخ است. ایلیس به جای آنکه رویدادها را به ترتیب اهمیت سیاسی مرتب کند، تاریخ را از خلال زندگی دهها شخصیت فرهنگی و هنری روایت میکند؛ نویسندگان، شاعران، نقاشان، آهنگسازان، فیلسوفان و روشنفکرانی که هر یک، بیآنکه بدانند، واپسین سال جهان قدیم را زندگی میکنند. از همین رو، کتاب بیش از آنکه شبیه یک پژوهش تاریخی باشد، به رمانی مستند شباهت دارد؛ روایتی که شخصیتهای آن واقعیاند، اما شیوه روایت، ضرباهنگ و فضاسازی آن کاملاً ادبی است.
نمونهای از این شیوه روایت را میتوان در فصلی دید که به توماس مان اختصاص دارد. نویسنده، به جای آنکه صرفاً به انتشار آثار او اشاره کند، خواننده را همراه او سوار قطار میکند؛ جایی که مان نگران چروک شدن لباسهایش است، به هتل همیشگی خود میرود، برای اجرای نمایشنامه فیورنتسا آماده میشود و اضطرابش را از واکنش منتقدان پنهان نمیکند. در ادامه نیز رویارویی او با منتقد مشهور آلمانی، آلفرد کر، به شکلی روایی بازسازی میشود؛ روایتی که هم فضای فرهنگی برلین را زنده میکند و هم شکنندگی روحیه یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم را نشان میدهد.
در این بخش، نویسنده تنها از یک اختلاف ادبی سخن نمیگوید؛ بلکه تصویری از فضای روشنفکری آلمان پیش از جنگ ارائه میدهد؛ فضایی که در آن نقد ادبی میتوانست سرنوشت یک اثر و حتی روحیه نویسنده را تحت تأثیر قرار دهد. طنز ظریفی که در روایت حضور دارد، باعث میشود شخصیتهای تاریخی از حالت خشک و رسمی خارج شوند و همچون انسانهایی واقعی، با ضعفها، نگرانیها و حسادتهایشان در برابر خواننده قرار گیرند.
همین شیوه درباره دیگر شخصیتها نیز دیده میشود. برای مثال، نویسنده تنها در چند سطر، تصویری از نوجوانی ارنست یونگر ترسیم میکند؛ نوجوانی که معلمش انشای او را بیش از اندازه جدی میداند، بیآنکه بداند همین نوجوان، بعدها به یکی از مهمترین نویسندگان و شاهدان جنگ جهانی اول تبدیل خواهد شد. این نوع پیشآگاهی تاریخی، بدون آنکه به روایت لطمه بزند، لایهای تازه به خوانش کتاب میافزاید و خواننده را وادار میکند گذشته را از منظر آینده بنگرد.
از سوی دیگر، ایلیس با کنار هم قرار دادن زندگی شخصیتهایی که در نگاه نخست هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، تصویری موزاییکی از اروپا در سال ۱۹۱۳ میسازد. در چند صفحه، خواننده از سالن تئاتر برلین به کلاس درس یک نوجوان، از آنجا به میدان پوتسدام و سپس به آتلیه نقاشان اکسپرسیونیست میرود. این جابهجاییهای سریع، اگرچه در ظاهر پراکنده به نظر میرسند، اما در نهایت تصویری واحد از روح زمانه میآفرینند؛ گویی نویسنده میخواهد بگوید تاریخ را نه فقط سیاستمداران، بلکه نویسندگان، هنرمندان و حتی آدمهای معمولی میسازند.
یکی از نمونههای موفق این شیوه روایت، توصیف زندگی ارنست لودویش کیرشنر، نقاش برجسته اکسپرسیونیست آلمان است. نویسنده او را در خیابانهای برلین دنبال میکند؛ جایی که میان ازدحام میدان پوتسدام، ترامواها، خودروها، درشکهها، تابلوهای تبلیغاتی و انبوه رهگذران، طرحهای اولیه آثارش را در دفترچهای کوچک ثبت میکند. برلین در این روایت تنها یک شهر نیست؛ موجودی زنده، پرهیاهو و بیقرار است که بر ذهن و قلم هنرمند اثر میگذارد. همین توصیفها نشان میدهد که چگونه کلانشهر مدرن، زبان تازهای برای هنر اکسپرسیونیستی میآفریند و نگاه هنرمندان را دگرگون میکند.
نویسنده با چنین روایتهایی، خواننده را به این نتیجه میرساند که سال ۱۹۱۳ صرفاً آخرین سال پیش از جنگ نیست؛ بلکه نقطه اوج تمدنی است که همزمان در اوج شکوفایی فرهنگی و در آستانه فروپاشی قرار دارد. در یک سو، ادبیات، موسیقی، نقاشی و اندیشه با سرعتی شگفتانگیز در حال تحولاند و در سوی دیگر، تنشهای سیاسی و اجتماعی آرامآرام اروپا را به سوی بحرانی میبرند که کسی ابعاد واقعی آن را تصور نمیکند.
یکی از مهمترین ویژگی های کتاب، شکستن مرز میان تاریخ و ادبیات است. ایلیس از اسناد تاریخی بهره میگیرد، اما آنها را به زبان خشک پژوهشهای دانشگاهی روایت نمیکند. او با استفاده از نامهها، خاطرات، یادداشتهای روزانه و روایتهای معاصران، فضایی داستانی خلق میکند که در عین جذابیت، به واقعیت تاریخی وفادار میماند. همین ویژگی باعث شده است که بسیاری از منتقدان، این اثر را نمونهای موفق از «تاریخنگاری روایی» بدانند؛ روشی که در آن دقت پژوهشی با جذابیت روایت در هم میآمیزد.
از منظر ساختار نیز کتاب اثری متفاوت است. برخلاف تاریخنگاری کلاسیک که بر اساس فصلهای موضوعی یا تحولات سیاسی پیش میرود، این کتاب از مجموعهای روایتهای کوتاه تشکیل شده است. هر بخش، برههای از زندگی یک شخصیت یا رخدادی کوچک را بازگو میکند، اما کنار هم قرار گرفتن این قطعات، تصویری کامل از یک سال تاریخی میسازد. این ساختار موزاییکی، خواننده را به مشارکت فعال در خوانش دعوت میکند؛ زیرا باید خود میان شخصیتها، مکانها و رخدادها ارتباط برقرار کند.
همین ویژگی البته میتواند برای برخی مخاطبان چالشبرانگیز باشد. کسانی که انتظار دارند کتاب روایتی خطی از وقایع سال ۱۹۱۳ ارائه دهد، ممکن است در آغاز با پراکندگی ظاهری فصلها مواجه شوند. نویسنده کمتر به توضیحهای مفصل تاریخی میپردازد و بیشتر بر لحظهها، جزئیات و زندگی روزمره تمرکز میکند. از این رو، کتاب بیش از آنکه برای یافتن پاسخ به پرسش «چرا جنگ جهانی اول آغاز شد؟» مناسب باشد، برای درک فضای فرهنگی و ذهنی اروپا در آستانه آن جنگ ارزشمند است.

از دیگر نقدهایی که میتوان به اثر وارد کرد، تمرکز پررنگ آن بر فضای فرهنگی آلمان، اتریش و اروپای مرکزی است. هرچند این انتخاب با هدف کتاب سازگار است، اما موجب شده است برخی دیگر از مراکز فرهنگی اروپا یا جهان کمتر در روایت حضور داشته باشند. همچنین، تعدد شخصیتها گاه باعث میشود خواننده فرصت کافی برای همراه شدن با همه آنها پیدا نکند و برخی روایتها کوتاهتر از آن باشند که به عمق بیشتری برسند.
با این همه، این ویژگیها بیش از آنکه نقطه ضعف کتاب باشند، حاصل انتخاب آگاهانه نویسندهاند. ایلیس نمیخواهد تاریخی جامع از سال ۱۹۱۳ بنویسد، بلکه میخواهد «حالوهوای» آن سال را بازسازی کند؛ سالی که از بیرون آرام و معمولی به نظر میرسید، اما در لایههای زیرین خود، نشانههای بحرانی بزرگ را پنهان کرده بود.
از همین رو، مهمترین نقطه قوت کتاب را باید در نگاه انسانی آن به تاریخ دانست. در این اثر، شخصیتهای بزرگ تاریخی از جایگاه اسطورهای خود پایین میآیند و به انسانهایی واقعی تبدیل میشوند؛ نویسندگانی که نگران نقد آثارشان هستند، نقاشانی که در خیابانهای شلوغ به دنبال سوژه میگردند، جوانانی که هنوز آینده خود را نمیشناسند و روشنفکرانی که بیخبر از فاجعهای قریبالوقوع، زندگی روزمرهشان را ادامه میدهند.
در نهایت، «۱۹۱۳؛ سال پیش از طوفان» بیش از آنکه کتابی درباره گذشته باشد، اثری درباره اکنون است. این کتاب یادآوری میکند که تمدنها همیشه پیش از بحران، نشانههایی از دگرگونی را در خود دارند؛ نشانههایی که معمولاً همعصران آنها را جدی نمیگیرند. شاید مهمترین پیام اثر نیز همین باشد: تاریخ تنها از دل نبردها و انقلابها ساخته نمیشود، بلکه در کافهها، سالنهای تئاتر، آتلیههای نقاشی، کلاسهای درس و حتی در گفتوگوهای روزمره شکل میگیرد.
فلوریان ایلیس با تلفیق تاریخ، ادبیات، زندگینامه و گزارش فرهنگی، اثری خلق کرده است که هم برای علاقهمندان به تاریخ جذاب است و هم برای دوستداران ادبیات و هنر. خواندن این کتاب، تجربهای متفاوت از مواجهه با تاریخ است؛ تجربهای که به جای تمرکز بر وقایع بزرگ، انسانها را در مرکز روایت قرار میدهد و نشان میدهد چگونه زندگیهای ظاهراً معمولی، در آستانه یکی از بزرگترین دگرگونیهای تاریخ جهان قرار داشتهاند.
نظر شما