جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۶
مرشد ترابی فقط شاهنامه را نقل نمی‌کرد، در آن زندگی می‌کرد

نودسالگی زنده‌یاد مرشد ولی‌الله ترابی در مهرماه، فرصتی برای بازخوانی جایگاه این هنرمند در نقالی معاصر ایران است؛ هنرمندی که به گفته مرشد محسن میرزاعلی، نقالی را به‌ مثابه شیوه‌ای برای زیستن، اندیشیدن و رشد کردن دنبال می‌کرد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ «سالگرد تولد مرشد ولی‌الله ترابی فرصتی است برای تأمل دوباره در جایگاه یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های نقالی معاصر ایران؛ هنرمندی که به باور ما بیش از آنکه صرفاً یک نقال باشد، «دوستدار نقل» بود.

اگر از ما بپرسند علم بهتر است یا دوستدار علم، هنر برتر است یا دوستدار هنر، بسیاری از ما پس از اندکی تأمل، «دوستدار» را برخواهیم گزید؛ البته اگر مقصود از دوستداری، دلبستگی عمیق، آگاهانه و صادقانه باشد. دوستدار حقیقی کسی است که با موضوع مورد علاقه خود زندگی می‌کند، از آن می‌آموزد، در آن رشد می‌کند و سپس حاصل این رشد را با دیگران در میان می‌گذارد.

در نگاه نخست، شاید این قاعده درباره همه چیز صادق به نظر نرسد. برای مثال، اگر از خداوند یا دوستدار خدا سخن بگوییم، بی‌تردید خداوند برترین، زیباترین، حکیم‌ترین و کامل‌ترین حقیقت هستی است. اما تأمل در این موضوع ما را به نکته‌ای ظریف می‌رساند نخستین دوستدار خداوند، خود اوست. خداوند زیبایی، حکمت و کمال خویش را می‌شناسد و دوست می‌دارد. از این منظر، دوستداری حقیقی چیزی جز پیوندی عمیق با حقیقت یک امر نیست.

با همین نگاه می‌توان به هنر نقالی نیز نگریست. نقالی یک قالب نمایشی یا شیوه‌ای برای روایت داستان نیست و زبانی است برای سفر دادن مخاطب به جهان معنا، حکمت، تجربه و اندیشه. در این میان این پرسش مطرح می‌شود که دوستدار حقیقی نقل و نقالی کیست؟ چه کسی بیش از دیگران از این هنر بهره می‌برد و جان و جهانش از آن سرشار می‌شود؟

پاسخ را می‌توان در واژه‌ای یافت که در فرهنگ ایرانی جایگاهی دیرینه دارد: «مرشد». مرشد، انسانی رشد یافته است که می‌کوشد زمینه رشد دیگران را نیز فراهم کند. او پیش از آنکه معلم دیگران باشد، شاگرد مسیر خویش است. مرشد نقال، پیش از آنکه مخاطبان را به جهان داستان‌ها ببرد، خود در آن جهان زیسته است. او نخست از روایت‌ها می‌آموزد و سپس آموخته‌هایش را با دیگران قسمت می‌کند. همان‌گونه که در فرهنگ عامه گفته‌اند: «آنچه به کار خود آید، به کار دیگری نیز آید».

مرشد ولی‌الله ترابی از برجسته‌ترین مصادیق چنین مرشدی بود. او در حماسه‌ها و حکمت‌های فردوسی، پیش از آنکه روایتگر باشد، جوینده معنا بود. شاهنامه را نه فقط می‌خواند و نقل می‌کرد، بلکه در آن تأمل می‌کرد، با قهرمانانش زندگی می‌کرد و حکمت نهفته در لایه‌های آن را به زبان هنر برای مخاطبان خود آشکار می‌ساخت. از همین رو، نقالی برای او تنها یک حرفه یا مهارت نبود؛ شیوه‌ای برای زیستن، اندیشیدن و رشد کردن بود.

همین ویژگی را می‌توان در روایت‌های او از زندگی و سیره اهل‌بیت(ع) نیز مشاهده کرد. مرشد ترابی در داستان‌های مرتبط با امیرالمؤمنین علی(ع) و امام حسین(ع) نیز همان مسیر را می‌پیمود؛ معنا را از دل روایت‌ها بیرون می‌کشید و آن را با زبانی هنرمندانه در خدمت تعالی خویش و مخاطبانش قرار می‌داد.

دوستدار حقیقی یک هنر یا دانش، سرانجام به مرحله‌ای از «خودشکوفایی» می‌رسد. خودشکوفایی آن است که انسان با شناخت ظرفیت‌ها، استعدادها و جوهره وجودی خویش، امکانی را آشکار کند که پیش از او کمتر مجال ظهور یافته است. تاریخ فرهنگ و تمدن، نمونه‌های فراوانی از این دست را به خود دیده است؛ از حکیم نظامی و سقراط گرفته تا ادیسون، محمدرضا شجریان و هوشنگ مرادی کرمانی.

مرشد ولی‌الله ترابی نیز از این منظر، یکی از جلوه‌های برجسته خودشکوفایی در مکتب نقالی تهران به‌شمار می‌آید. او صدا، بدن، نگاه، فهم و تجربه زیسته خود را در خدمت هنر نقالی قرار داد و با سال‌ها شاگردی، مطالعه، تمرین و تعمق در متون حماسی و دینی، به جایگاهی رسید که شناخت نقالی معاصر ایران بدون شناخت او دشوار است.

شاگرد نقالی برای شناخت ظرفیت‌های خویش ناگزیر به آینه نیاز دارد و هنرمندان بزرگ، آینه‌های فرهنگ یک ملت‌اند. مرشد ترابی نیز برای نسل‌های متعددی از نقالان چنین جایگاهی داشته است. بسیاری از شاگردان و علاقه‌مندان این هنر، راه شناخت خویش را از مسیر آشنایی با آثار و شیوه او پیموده‌اند.

مرشد ترابی فقط شاهنامه را نقل نمی‌کرد، در آن زندگی می‌کرد
مرشد محسن میرزاعلی

کتاب «صد و سیزده مجلس از نقالی‌های مرشد ولی‌الله ترابی» که با همکاری احمدرضا آذربایجانی، نوشته شده فقط بازنویسی یا تصحیح ۱۱۳ طومار نقالی نیست. این اثر حاصل نوعی مشاهده، تأمل و گفت‌وگو با یکی از مهم‌ترین چهره‌های نقالی معاصر ایران است؛ هنرمندی که به واسطه خودشکوفایی هنری خویش، بخشی از میراث زنده فرهنگ ایرانی را نمایندگی می‌کند. سه مقدمه آغاز کتاب و پیشگفتار ویژه آن نیز حاصل همین رویکرد است. در این مسیر تنها پژوهشگر نبوده‌ایم بلکه خود را دوستداران نقل، نقالی و مرشد نقال، ولی‌الله ترابی می‌دانیم.

پیش از ما نیز پژوهشگران و استادانی همچون داوود فتحعلی بیگی و سجاد آیدنلو درباره مکتب نقالی تهران و جایگاه مرشد ترابی پژوهش‌های ارزشمندی انجام داده‌اند. با این حال، برای ما افتخاری بزرگ بود که به واسطه سال‌ها شاگردی در محضر مرشد ترابی، این مسیر را طی کنیم.

کتاب «صد و سیزده مجلس از نقالی‌های مرشد ولی‌الله ترابی» که برگرفته از روایت‌های شاهنامه فردوسی است، تلاشی برای ثبت بخشی از این میراث زنده و انتقال آن به نسل‌های آینده به‌شمار می‌آید. باور داریم ظرفیت‌های نهفته در این روایت‌ها، همچنان می‌تواند به رشد، خودشناسی و خودشکوفایی مخاطبان امروز یاری رساند و آنان را به تأملی دوباره در هویت فرهنگی و حماسی ایران دعوت کند.

مرشد ولی‌الله ترابی در طول زندگی هنری خود نشان داد که نقالی تنها روایت گذشته نیست راهی برای فهم انسان، فرهنگ و آینده است. شاید به همین دلیل است که نام او نه فقط در حافظه نقالی ایران، بلکه در حافظه فرهنگی این سرزمین ماندگار خواهد ماند».

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها