سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «سفرنامه کلودیوس جیمز ریچ؛ از بصره تا پارسه» با ترجمه فرامرز آقابیگی از سوی انتشارات ایرانشناسی منتشر شد. پیوست این کتاب به اسناد، تصاویر، نمایه اماکن، نمایه اشخاص، نامنامه و منابع پرداخته است. انتشارات ایرانشناسی ناشر تخصصی در حوزه معرفی ایران است که در شاخه سفرنامههای تاریخی ایران بیش از ۱۲ عنوان سفرنامه چاپ کرده است.

اثری ارزشمند در حوزه تاریخ و مردمشناسی
«سفرنامه کلودیوس جیمز ریچ» اثری ارزشمند در حوزه تاریخ و مردمشناسی است که به توصیف سفرهای او به مناطق کردنشین در اوایل قرن نوزدهم میپردازد. این کتاب، با نثری دقیق و جزئینگر، تصویری زنده از زندگی، فرهنگ، آداب و رسوم، و شرایط اجتماعی و سیاسی کردها در آن دوران ارائه میدهد. ریچ با نگاه موشکافانه به موضوعاتی همچون جغرافیای منطقه، وضعیت اقتصادی، ساختار اجتماعی و روابط بین قبایل کرد پرداخته و اطلاعات جامعی از اماکن تاریخی، عتیقهجات و نسخ خطی موجود در منطقه ارائه میکند.
این سفرنامه، که نخستینبار در سال ۱۸۳۶ و پس از درگذشت نویسنده توسط همسرش منتشر شد، شامل مشاهدات ریچ از سفرهایش به کردستان، موصل و نینوا باستان است. او که بین سالهای ۱۸۰۸ تا ۱۸۲۰ چندین بار به موصل سفر کرده بود، در جلد دوم این کتاب به بررسی و توصیف مکانهای باستانی نینوا، از جمله تپههای نبی یونس و کویونجیک، پرداخته است. او نخستین بررسیهای سیستماتیک از این خرابهها را انجام داده و اندازهگیریهای دقیقی از محدوده نینوا ارائه کرده است.
این کتاب نهتنها منبعی ارزشمند در حوزه تاریخ و فرهنگ کردها محسوب میشود، بلکه اطلاعات مهمی درباره باستانشناسی منطقه، از جمله نینوا، شیراز و تخت جمشید، ارائه میدهد. از دیگر یافتههای مهم ریچ، اشاره به کشف استوانهای سفالی با خط میخی است که بعدها به نام «استوانه بلینو» شناخته شد و شامل گزارشهایی از پادشاه سنحاریب درباره فعالیتهای ساختمانی او در نینوا بود. ریچ، که با زبان کردی آشنا بود و مدت زیادی را در میان کردها سپری کرد، توانست درک عمیقی از زندگی و فرهنگ آنها بهدست آورد و سفرنامهای بنویسد که همچنان برای پژوهشگران تاریخ، مردمشناسی و باستانشناسی خاورمیانه منبعی غنی و الهامبخش است.

وبای شیراز از تکنگاریهای دقیق و شاخص ریچ است
یادداشتهای کلودیوس جیمز ریچ در برخی موارد مانند وبای شیراز، از تکنگاریهای دقیق و شاخصی است که به وسیله آن بهخوبی از ترس و وحشت مردم و بیعملی حاکمان مطلع میشویم. او در روزگار شیوع بیماری، شاهد احوال مردم بوده و روزبهروز گزارش بیماری را هرچند موجز یادداشت کرده و حتی برای حمایت از آنها در شهر مانده است؛ درحالیکه والی و وزیر به جای ساماندهی امور، گریخته و شهر را به امان خدا سپردهاند!
شاید گزاف نباشد اگر بگوییم ریچ در ثبت مشاهدات و گزارش سفر خود، همچون بیهقی دیدههایش را با جزئیات نوشته است. او از کنار هیچ چیز بیتوجه رد نشده و همهچیز از نظر او اعم از ماسهسنگ، رودخانه، تپه، دشت، کوه، اماکن تاریخی، عتیقهها، نسخ خطی، کتیبهها، جهات جغرافیایی، نوع بادها، محصولات، اسامی همراهان، دمای هوا، حالات و روحیات نزدیکان و... درخور اهمیت و شایسته توجه بوده است
یکی از مهمترین آثار او «سفرنامه کلودیوس جیمز ریچ: از نینوا تا تخت جمشید» است که پس از مرگش منتشر شد. این کتاب شرحی مفصل از سفرها و کاوشهای باستانشناسی ریچ در منطقه کردستان و بینالنهرین باستان ارائه میکند. روایت کتاب به چند بخش تقسیم شده که هر کدام بر جنبههای مختلف سفر و اکتشافات ریچ تمرکز دارد. این کتاب با دقت و توجه ریچ به جزئیات و توانایی او برای برقراری ارتباط بین مشاهداتش با روایتهای تاریخی و سنتهای محلی جذابتر میشود. کار او بستر مهمی برای اعزامهای باستانشناسی آینده در بینالنهرین ایجاد کرد و به طور قابل توجهی به درک غرب از این تمدنهای باستانی کمک کرد.
رونوشت از کتیبههای میخی تخت جمشید
کلودیوس جیمز ریچ، باستانشناس، محقق، دیپلمات و جهانگرد بریتانیایی، ۲۸ مارس سال ۱۷۸۷ میلادی، نزدیک دیژون در بورگوندی، متولد شد و در همان خردسالی به بریستول برده شد. او سالهای نخستین عمرش را در آنجا در کنار والدینش سپری کرد. در این یادداشتها، ریچ ضمن بیان مشاهدات و شنیدههای خود در طول سفر، بهطور اخص به بناهای باستانی مانند: تخت جمشید، نقش رستم، نقش رجب و... پرداخته و در کنار آن از اماکن عمومی شهر نیز مانند بازار، حمام، مسجد، حافظیه، سعدیه و... غافل نمانده است. همچنین گزارشهایش درباره وبای شیراز و جزئیات آن، از تکنگاریهای مهم در این زمینه بهشمار میآید. کار دیگر ریچ چنانکه در این سفرنامه بهطور مستند مذکور است، رونوشت از کتیبههای میخی تخت جمشید بوده است.
ریچ در سنین بسیار پایین استعداد فوق العادهای از خود نشان داد. حتی هنگامی که مشغول گذراندن آموزشهای معمول کودکان بود و یکی از خویشاوندانش عناصر زبانهای لاتین و یونانی را به او میآموخت، کنجکاوی زیاد و مؤثر او باعث شد که چندین زبان تازه را بی معلم و تنها با کمک کتابها فرا گیرد. وقتی تنها هشت یا نه سال داشت نسخههایی از دست نوشتههای عربی را در کتابخانه یکی از اهالی بریستول دید و شور عجیبی برای یادگیری این زبان در او پدید آمد. این اتفاق بیش از هر چیز دیگر مسیر مطالعات او را به سوی زبانها و فرهنگهای شرقی جهت داد و تأثیری عمیق بر تمام زندگی آیندهاش گذاشت. با کمک یک کتاب دستور زبان و فرهنگ لغت و چند نسخه خطی که آقای فاکس از بریستول در اختیارش گذاشت نه تنها توانست آن زبان دشوار را بخواند و بنویسد، بلکه با سهولت چشمگیری به آن تکلم هم کرد تا پانزده سالگی در پرتو این علاقه زیاد و تلاش بی وقفهاش، در چندین زبان شرقی؛ از جمله عبری، سریانی، فارسی، ترکی و کردی پیشرفت چشمگیری داشت.
در همین دوران، یک روز عصر هنگامی که در کینگز داون نزدیک بریستول، قدم میزد به طور اتفاقی با مردی ترک روبه رو شد. برای اینکه بداند تلفظ زبان ترکیاش برای یک فرد بومی قابل فهم هست یا نه او را به آن زبان خطاب کرد. ترک، پس از ابراز خوشحالی و شگفتی از اینکه به زبان خودش مورد خطاب قرار گرفته، توضیح داد که بازرگان است، ولی به تازگی در ساحل ایرلند کشتیاش غرق شده است. این تجربه نه تنها برای ریچ لذت قبولی در آزمون زبان بود بلکه خشنودی بزرگترش در کمک به آن غریبه درمانده بود.

استفاده از کتابخانه فاکس و راهنماییهایش در پیشرفت مطالعات شرقی
پیشرفت خارقالعادهاش در این رشته، به دور از مسیرهای عادی تحصیل، توجه اطرافیانش را جلب کرد. مارشمن (که بعدها دکتر شد) او را به دکتر رایلند، روحانی برجسته آن زمان در بریستول معرفی کرد. همچنین توانست با چند تن از اهل ادب و دانش آن شهر، به ویژه فاکس که همواره با مهر و سپاس از او یاد میکرد، معاشرت کند. استفاده از کتابخانه فاکس و راهنماییهایش در پیشرفت مطالعات شرقی محبوب ریچ نقش بزرگی داشت. با وجود آنکه توجه دیگران بیشتر به دلیل مسیر نامعمول و موفقیتش در زبانهای شرقی بود، اما تلاش او برای رشد و پرورش همه جانبه خود نیز کم نظیر بود؛ در همان سنین جوانی به خاطر روحیه والا سخاوتمند و تا حدی مغرورش و همچنین شور و شوقی که در هر فعالیت و توانایی مردانه از خود نشان میداد شناخته میشد.
مسیر مطالعاتش به طور طبیعی آینده او را به هند سوق داد. در سال ۱۸۰۳ میلادی با وساطت یکی از دوستان خانواده به عنوان دانشجوی افسری در خدمت نظامی کمپانی هند شرقی منصوب شد وقتی که دوستش خبر این انتصاب را به او داد و از اینکه نتوانسته سمت بهتری برای او بگیرد اظهار تأسف کرد، ریچ با خوشحالی پاسخ داد: «فقط اجازه بدهید به هند برسم، بقیه اش را به من بسپارید!»
آن میدان وسیعی که تا آن زمان فقط در خیال یا از دور به آن اندیشیده بود، اکنون به نظر میرسید در دسترسش قرار گرفته است و ذهنش سرشار از تمام آن رؤیاهای درخشانی بود که همواره پیش چشم امیدهای جوانی به حرکت در میآیند. او با شتاب رهسپار لندن شد و به ساختمان مرکزی کمپانی هند شرقی رفت تا تشریفات لازم را برای دریافت انتصابش کامل کند. در همین زمان نامهای توسط رابرت هال مشهور خطاب به دوستش سر جیمز مکینتاش نوشته شده که بخشی از آن در ادامه میآید؛ نامهای که بیش از هر چیز دیگری نشان میدهد که او حتی در این دوران ابتدایی زندگی خود چه تأثیری بر اطرافیانش گذاشته بود:

شفورد نزدیک کمبریج ۳۰ دسامبر ۱۸۰۳
«اجازه میخواهم پیش از آنکه سخنم را تمام کنم، جوانی به نام ریچ را به شما معرفی کنم که به عنوان افسر کارآموز در ناوگانی که شما نیز همراه آن به هند میروید، عازم بمبئی است. او اهل بریستول است و من به تازگی افتخار دیدارش را داشتم. جوانی فوقالعاده است. با کمترین کمک یا حتی بی کمک بسیاری از زبانها به ویژه زبانهای شرقی را آموخته است علاوه بر لاتین یونانی و چندین زبان اروپایی مدرن بر عبری، کلدانی فارسی و عربی تسلط یافته و حتی اندکی هم دانش زبان چینی دارد که از چهارده سالگی شروع به خواندن آن کرده است. اکنون هفده سال دارد. او مدتهاست اشتیاق فراوانی برای رفتن به هند و پیگیری مطالعات شرقی خود دارد و پس از دشواریهای بسیار، سرانجام موفق شده به عنوان افسر کارآموز منصوب شود. او از خانوادهای محترم است و ظاهر و رفتاری بسیار دلنشین دارد. اگر لطف کنید و حمایتش کنید مطمئنم هرگز از این مهربانی پشیمان نخواهید شد.»
وقتی ریچ در ساختمان مرکزی کمپانی هند شرقی مشغول انجام تشریفات انتصابش بود، ویلکینز (بعدها سر چارلز) که در زبانهای شرقی شهرت فراوان داشت توجهش به تواناییهای این افسر جوان جلب شد یک ارزیابی مقدماتی کافی بود تا ویلکینز دریابد که تواناییهای این جوان بسیار فراتر از انتظار است و با امکاناتی چنین محدود به دست آمدنشان معجزهای است. ویلکینز بی درنگ ریچ را به مدیران کمپانی معرفی و اعلام کرد که چنین استعداد نادری شایسته حمایت کامل است. در نتیجه ادوارد پری، رئیس وقت به ریچ به جای خدمت نظامی یک مقام دفترداری در دستگاه غیر نظامی بمبئی اعطا کرد. بدین ترتیب مسیرش از شاخه نظامی به اداری تغییر کرد. برای تکمیل دانشش در زبانهای عربی و ترکی که در آنها پیشرفت غیر منتظرهای کرده بود، به عنوان منشی لاک، کنسول کل جدید بریتانیا در مصر، منصوب شد. حتی در حالی که در این مأموریت بود رتبهاش در دستگاه کمپانی همچنان حفظ شد، درست مانند اینکه به هند رفته باشد.

ایتالیا بیش از همه با روحیات ریچ سازگار بود
اوایل سال ۱۸۰۴ ریچ با کشتی هندوستان عازم مدیترانه شد تا به لاک بپیوندد اما کشتی در خلیج روساس دچار آتشسوزی شد. او همراه خدمه جان سالم به در برد و به ساحل کاتالونیا رسید. سپس با کمک یکی از دوستان کوئیکر بریستولی توانست خود را به مالت برساند. در طول اقامتش در ایتالیا زبان زیبای ایتالیایی را به کمال آموخت و به موسیقی پرداخت هنری که در سراسر زندگیاش با شور و شوق آن را دنبال میکرد. از میان همه کشورهایی که دید شاید ایتالیا بیش از همه با روحیاتش سازگار بود و بعدها همواره با لذت از آن یاد میکرد. اما هنوز سرنوشت در حال تغییر بود: لاک دوست و همراهاش، پیش از آغاز مأموریت در مالت درگذشت. پس از آن، ریچ اجازه اجازه یافت با مشورت ویلکینز مسیر سفرهایی را انتخاب کند که بیش از همه به هدفش (یادگیری زبانها و شناخت شرق) کمک کند.
بنابراین او از مالت به سمت قسطنطنیه حرکت کرد و در مسیر به چندین جزیره یونانی رسید. هنگامی که ریچ با کشتی از مجمعالجزایر (دریای اژه) عبور میکرد روزی متوجه کشتیای مشکوک شدند که به سمت آنها میآمد. همه گمان کردند که دزد دریایی است و آماده دفاعی سخت شدند. اما وقتی نزدیکتر شد معلوم شد که یک کشتی تجاری ترک است ریچ و چند نفر دیگر برای بازدید به عرشه آن کشتی رفتند او هنوز مدت زیادی روی عرشه نگذرانده بود که یکی از ترکها که لباسهای فاخری پوشیده بود، مدتی چنان با دقت به او خیره شد که توجه ویژه او را برانگیخت. سرانجام ترک گفت: «آقا من شما را میشناسم.» ریچ پاسخ داد: «من هم شما را پیشتر دیدهام.» آن مرد کسی نبود جز همان تاجری که سالها پیش ریچ در بریستول به او کمک کرده بود. سرانجام ریچ در سال ١٨٢١ میلادی، در سن ۳۴ سالگی در شیراز بر اثر بیماری وبا درگذشت. علیرغم مرگ زودهنگام او، کلادیوس جیمز ریچ اثری فراموش نشدنی در زمینههای باستانشناسی، زبانشناسی و دیپلماسی بر جای گذاشت و راه را برای اکتشافات و مطالعات بعدی بینالنهرین باستان هموار کرد.
کتاب «سفرنامه کلودیوس جیمز ریچ؛ از بصره تا پارسه» با ترجمه فرامرز آقابیگی در ۱۳۶ صفحه و قیمت ۴۸۰ هزار تومان از سوی انتشارات ایرانشناسی منتشر شد.
نظر شما