سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سمیه نوری: هرچند سالها از آن روزهایی که انگشت روی خطوط کتابهای درسی میکشیدیم تا شعر «دو کاج» را هجی کنیم گذشته اما تصویر آن دو درخت همسایه هنوز هم در گوشه دنج حافظه بسیاری از ما زنده است. شعر «دو کاج» سروده محمدجواد محبت شاعر کرمانشاهی، نه فقط یک تکلیف درسی بلکه پیوندی عاطفی میان نسلهای مختلف ایران است؛ از آنهایی که دهههای پیش با آن مشق عشق و ایستادگی کردند تا امروز که این شعر همچنان یکی از درخشانترین قطعات ادبیات کودک و نوجوان در کتابهای درسی باقی مانده است.
قدرت این اثر در سادگی کلام و عمق پیامش نهفته است. محمدجواد محبت با استادی تمام توانست مفهوم پیچیده همدلی و جوانمردی را در قالب روایتی ساده از زندگی دو درخت کاج بگنجاند. همین ویژگی باعث شده تا «دو کاج» از حصار کاغذها فراتر برود و به یک الگوی اخلاقی بدل شود که سال به سال به قلبهای دانشآموزان جدید راه پیدا میکند.
امروز در حالی که بسیاری از خاطراتِ دوران مدرسه در غبار زمان گم شدهاند، «دو کاج» محبت همچنان پابرجاست. این شعر ثابت میکند که یک اثر ادبی خوب پیر نمیشود؛ چرا که هر سال هزاران دانشآموز تازهنفس با خواندن قصه این دو رفیق سبز دوباره درس بزرگ کنار هم بودن و پایداری در طوفانها را مرور میکنند. گویی این شعر درخت همیشه سبزی است که ریشههایش در ذهن جمعی یک ملت دوانده شده و هر سال با شکوفههای دانش نسلهای جدید نو میشود.
شعر «دو کاج» ابتدا به گونهای دیگر بود و برخی انتقاد میکردند که این شعر برای بچهها مناسب نیست و پایان تیره و فضای ناامیدی و تلخ در آن دیده میشود و با دنیای کودکان همخوانی ندارد که محمدجواد محبت نیمه پایانی شعر را تغییر داد. این شعر که پایان دلچسبی دارد وارد کتاب فارسی شده و نام درس پانزدهم کتاب فارسی پایه پنجم ابتدایی «کاجستان» است.

در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو کاج روئیدند
سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست میدیدند
روزی از روزهای پائیزی زیر رگبار و تازیانه باد
یکی از کاجها به خود لرزید خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا، خوب در حال من تأمل کن
ریشههایم ز خاک بیرون است، چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با نرمی، دوستی را نمیبرم از یاد
شاید این اتفاق هم روزی، ناگهان از برای من افتاد
مهربانی بهگوش باد رسید، باد آرام شد ملایم شد
کاج آسیب دیدهی ما هم، کمکمک پا گرفت، سالم شد
میوه کاجها فرو میریخت، دانهها ریشه میزدند آسان
ابر باران رساند و چندی بعد، ده ما نام یافت کاجستان
نگاهی به زندگی هنری محمدجواد جواد محبت
محمدجواد محبت به گفته خود، در سالهای ۵۰ و ۵۶ به خاطر سرودن و چاپ شعرهای سیاسی، انقلابی دستگیر و مدتی را در زندان ساواک در شهرستانهای قصرشیرین و مشهد بسر برد. سرایش بخشی از منظومه فصلی از یادها پیش از پیروزی انقلاب جایزه شعر فروغ را نصیب او کرد( ۱۳۵۲) و پس از انقلاب (سالهای ۶۰ و ۶۱) در گروه شاعران بلند آوازه نوپرداز برنده جایزه شعر جنگ شد. در سال ۶۲ برای ویرایش کتابهای درسی به سازمان برنامهریزی و تالیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش دعوت شد و از سال ۱۳۶۳ شعرهای فصلها، نماز و دو کاج و آشنای همیشه خوب او در کتابهای فارسی دوم و سوم و چهارم و پنجم ابتدایی به چاپ رسید.
برخی از آثار نثر بدون امضای وی نیز همچون نوجوان بسیجی و مشکلی که آسان بود در کتابهای فارسی سوم و چهارم ابتدایی آمده است. از محمدجواد محبت در مجموع ۱۴ اثر تصنیفی(دفتر شعر مستقل) و هفت اثر تالیفی تاکنون چاپ و منتشر شده است. از جمله آثار این شاعر میتوان به روایح گل یاس، صحایف گل سرخ، با بال این پرنده سفر کن، اشک لطف میکند، کجایی گریه دل ناصبوران، رگبار کلمات، خانه هل اتی، قلب را فرصت حضور دهید، کوچه باغ آسمانی، با موج عطرهای بهشتی، از سالهای دور و نزدیک و ... اشاره کرد. شعر نبوی، رضوی، اشعار عاشورایی، شعر انتظار و بهارانهها از جمله درون مایههای اشعار این شاعر کرمانشاهی است.
محبت از جمله شاعران متعهد و پیشتازی است که شیوه گفتارش بر بسیاری از نامآوران تاثیری ژرف نهاده و بسیاری از شاعران خوش قریحه معاصر با ارشاد و تربیت وی بالیده و به عرصههای نوینی از خلاقیت راه یافتهاند.

محمدجواد محبت همچنین در زمینه نقد شعر و قصهنویسی فعال است. او از آغاز فعالیت خود تا قبل از فوت با کانون شعرا و نویسندگان امور تربیتی ادارهکل آموزش و پرورش کرمانشاه و انجمنهای ادبی رشید یاسمی، شعر جوان و ادیبان ایران همکاری داشت.
نگاهی به جهانِ شعری محمدجواد محبت
امرالله عظیمی از شاعران و اساتید دانشگاه کرمانشاه درباره ویژگیهای شعر محمدجواد محبت به خبرنگار ایبنا گفت: محبت از شاعرانی است که شعر را به زبان زندگی و عاطفه نزدیک کرده است. در شعر او، سادگی به معنای سطحیبودن نیست بلکه سادگی حاصل شناخت عمیق از زبان و جهان مخاطب است. یکی از ویژگیهای مهم شعر وی؛ روانی شعر، موسیقی کلام، تصویرسازی، عاطفه و توجه به ارزشهای انسانی است. او توانسته مفاهیمی مانند دوستی، مهربانی، فداکاری و مسئولیتپذیری را بدون شعارزدگی، در قالب تصویر و روایت به مخاطب منتقل کند.
وی بیان کرد: روزگار جوانی محبت از سالهای ۴۴ به بعد با غوغای ظهور شعر نو، همزمان بود. زمانی که دوستداران شعر و خوانندگان مطبوعات ادبی آن روزگار درگیر گفتوگوهای جنجال برانگیز دو چهره تبلیغ شده آن زمان بودند و شاعران انجمنهای ادبی به طور جدی طرفدار کهن سرایی بودند و شعر نو از هر سوی هدف سنگاندازان بود. محبت موفق شد در شعر و شاعری به زبانی سهل و ممتنع دست یابد که بعدها به عنوان شعر گفتار شهرت یافت.
تفاوت شعر کودک و بزرگسال؛ فراتر از واژهها و موسیقی
عظیمی در پاسخ به این پرسش که شعر گفتن برای کودکان چه تفاوتی با شعر بزرگسال دارد، افزود: کودک شعر را فقط نمیخواند؛ آن را میشنود، تصور میکند، بازی میکند و با آن زندگی میکند. بنابراین شاعر کودک باید علاوه بر وزن و موسیقی، به دایره واژگان، تخیل، جهان عاطفی و تجربههای کودک توجه داشته باشد. در شعر بزرگسال گاهی میتوان مفهومی را مستقیم و پیچیده بیان کرد اما در شعر کودک، مفهوم باید در تصویر، داستان، موسیقی و کشف شاعرانه پنهان شود. البته کودک را نباید ساده فرض کرد، شعر کودک باید ساده و قابل فهم باشد اما در عین حال عمیق و چندلایه بماند. سه عنصر بسیار مهم شعر کودک را خاص میکند موسیقی، خیال و عاطفه.
وی ادامه داد: کودک با موسیقی شعر ارتباط میگیرد، با خیال آن وارد جهان شعر میشود و با عاطفه آن را به خاطر میسپارد. اگر شعر کودک بتواند در کنار این سه عنصر، یک ارزش انسانی یا یک نگاه تازه به جهان هم به کودک هدیه کند از یک شعر صرفاً سرگرمکننده فراتر میرود و به بخشی از حافظه فرهنگی او تبدیل میشود.

موسیقی، خیال و عاطفه؛ سه رکن اصلی در شعر کودک
عظیمی با اشاره به ویژگیهای شعر «دو کاج» محمدجواد محبت و ماندگاری آن بیان کرد: «دو کاج» نمونه روشنی از شعری است که داستان را با زبان شعر پیوند میدهد. شعر، یک اتفاق ساده و قابل تصور را به بستری برای بیان یک مفهوم انسانی تبدیل میکند. ماندگاری آن را میتوان در چند ویژگی مشاهده کرد؛ روایت روشن، زبان روان، تصویرپردازی، موسیقی کلام، شخصیتبخشی به طبیعت و مهمتر از همه پایان اخلاقی و انسانی آن.
وی خاطرنشان کرد: کودک در این شعر فقط با دو درخت مواجه نیست؛ با مفاهیمی مانند همسایگی، همدلی، کمک به دیگری و پیامد بیتفاوتی روبهرو میشود. همین تبدیل یک حادثه ساده به یک تجربه اخلاقی، شعر را در حافظه چند نسل نگه داشته است. یکی از زیباییهای «دو کاج» این است که شاعر برای بیان یک مفهوم انسانی، مستقیماً خطابه اخلاقی نمیکند؛ درختها را به جای انسان مینشاند و طبیعت را به زبان انسان سخنگو تبدیل میکند.
«دو کاج»؛ وقتی طبیعت زبانِ مفاهیم انسانی میشود
عظیمی تاکید کرد: «دو کاج» میتواند نمادی از انسانهایی باشد که در کنار یکدیگر زندگی میکنند و سرنوشتشان به هم پیوند خورده است. در این نگاه درخت فقط درخت نیست؛ نماد همسایه، دوست، جامعه و حتی انسانِ نیازمندِ یاری است. پیام شعر در نهایت این است که زندگی انسانی بدون همدلی و یاری دیگری کامل نیست. شاید همین پیام ساده اما عمیق، باعث شده «دو کاج» از یک شعر کودکانه فراتر برود و برای بزرگسالان نیز قابل تأمل باشد هرچند محمد جواد محبت در روزهای پایانی عمر پایان روایت شعر را از عدم تحمل همسایه به تحمل همسایه تغییر داد ولی باز هم این شعر با هر دو روایت برای مخاطبان دلنشین و جذاب است و البته روایت نخست برای دانش آموزان سالهای پیشین یادمانهتر است.
نظر شما