سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در کتاب «کتاب، کتابداری، کتابپژوهی در نوشتههای نوشآفرین انصاری آمده است: «کتابخانه ملی علاوه بر حفظ میراث ملی در داخل و جمعآوری آنچه درباره ایران در خارج از کشور نوشته میشود؛ باید مجهز به دستگاه فیلمبرداری و عکسبرداری برای دسترسی دانشمندان داخلی و خارجی به منابع باشد. همچنین کتابخانه ملی باید به نشر کتابشناسیهای مختلف از کتابهای ترجمه و منتشر شده برای کتابداران و اهل تحقیق بپردازد، خوب است این کتابشناسیها ابتدا سه ماه و بعد سالیانه و پنج ساله و ۱۰ ساله منتشر و سپس تلفیق گردد. ایجاد فهرست مشترک از کتابهای علمی مهم کشور و اینکه این کتاب در کدام کتابخانه موجود است نیز، یک موضوع مهم است. کتابخانه ملی باید طرح امانی کتاب از کتابخانههای دیگر را برای کاربران خود فراهم کند.»
در کنار همه این وظایف، گفتوگوی ایبنا با فاطمه پازوکی، عضو هیئتعلمی و مشاور معاون پژوهش سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، به دنبال پاسخی برای این پرسش پُرتکرار چند سال اخیر است که کتابخانه ملی چطور باید نیاز شبانه به مطالعه و دسترسی کاربران تحقیقاتی به منابع خود را تامین کند؟
آیا با توسعه سالنهای مطالعه شبانهروزی و ساخت کتابخانههای عمومی این نیاز مرتفع میشود؟ آیا شبانهروزی شدن کتابخانه ملی یک راهحل است یا یک مسئله؛ یا انداختن مسئولیت کتابخوانی به دوش یک نهاد مثل کتابخانه ملی؟ آیا کتابخانه ملی اساسا قربانی یک خلأ در اکوسیستم کتابخانهای کشور شده است که نیاز به ارائه خدمات شبانهروزی را باید برقرار کند؟ آیا حق دسترسی عمومی به کتابخانه ملی باید یک مطالبه اساسی باشد و اساسا امکانپذیر است؟ و اینکه چطور باید خدمات به کاربران شبانه کتابخانه ملی محقق شود؟
پازوکی، درباره سابقه اجرایی شدن فعالیت شبانهروزی کتابخانه ملی معتقد است: باید میان «یک تجربه اجرایی در یک مقطع زمانی» و «یک سیاست پایدار مبتنی بر مأموریت و کارکرد نهادی» تفاوت قائل شویم.
شما درباره ساعت فعالیت کتابخانههای ملی دنیا، یک تحقیق و پژوهش انجام دادهاید؛ اول اینکه چند کتابخانه ملی در دنیا وجود دارد که شبانهروزی اداره میشوند و در این تحقیق چند کشور، بررسی شدهاند؟ علاوهبراین درباره ضرورت اجرای این شیوه، زیرساختهای لازم و نهادهای دخیل بفرمایید و اینکه آیا بین کشورهای توسعهیافته و درحال توسعه، از نظر ساعات فعالیت کتابخانه ملی تفاوتی وجود دارد؟
بله، در این زمینه یک مطالعه تطبیقی انجام دادم و برای اینکه قضاوت درباره ساعات فعالیت کتابخانه ملی ایران صرفاً بر اساس برداشتهای فردی یا تجربه داخلی نباشد، وضعیت ۵۰ کتابخانه ملی در کشورهای مختلف جهان را بررسی کردم. این کشورها هم از نظر سطح توسعه انسانی و هم از منظر پراکندگی جغرافیایی انتخاب شدند تا تصویر نسبتاً جامعی از وضعیت کتابخانههای ملی در جهان به دست آید.نتیجه این بررسی شاید برای بسیاری جالب باشد؛ هیچیک از کتابخانههای ملی مورد مطالعه بهصورت کامل و برای همه خدمات خود به شکل شبانهروزی فعالیت نمیکنند. الگوی غالب در جهان این است که کتابخانههای ملی ساعات مشخصی برای ارائه خدمات حضوری دارند و در بسیاری موارد نیز در یک یا دو روز آخر هفته تعطیل هستند. حتی در کشورهای دارای توسعه انسانی بسیار بالا نیز فعالیت شبانهروزی کتابخانه ملی یک رویه رایج محسوب نمیشود.
از این منظر، کتابخانه ملی ایران با ۹۱ ساعت فعالیت هفتگی، در مقایسه با میانگین کتابخانههای ملی مورد بررسی، وضعیت بسیار قابل توجهی دارد. بنابراین اگر پرسش این باشد که «آیا شبانهروزی شدن کتابخانه ملی یک رویه متداول جهانی است؟» پاسخ روشن است: خیر.اما به نظر من مسئله مهمتر در جای دیگری قرار دارد. باید میان «نیاز به فضای مطالعه شبانه» و «شبانهروزی شدن کتابخانه ملی» تفاوت قائل شویم. مطالبه دسترسی بیشتر به فضای مطالعه، بهویژه برای دانشجویان، پژوهشگران و داوطلبان آزمونها، یک مطالبه کاملاً منطقی و قابل دفاع است. جامعه امروز انتظار دارد در ساعات بیشتری به فضاهای مطالعه استاندارد و ایمن دسترسی داشته باشد و این انتظار نیز قابل درک است.
با این حال، اینکه مسئولیت پاسخگویی به این نیاز مستقیماً بر عهده کتابخانه ملی قرار گیرد، الزاماً نتیجه درستی نیست. کتابخانه ملی نهادی تخصصی است که مأموریت اصلی آن حفاظت از میراث مکتوب کشور، گردآوری منابع ملی و ارائه خدمات تخصصی پژوهشی است. در بسیاری از کشورها، نیاز به مطالعه شبانه از طریق شبکه کتابخانههای عمومی، کتابخانههای دانشگاهی و سالنهای مطالعه تخصصی تأمین میشود و به همین دلیل فشاری برای شبانهروزی شدن کتابخانه ملی وجود ندارد.
در واقع، یکی از یافتههای مهم این پژوهش آن است که بخشی از مطالبه موجود برای استفاده نوعی خلأ یا غیاب نهادی شبانه از کتابخانه ملی، ناشی از در سایر بخشهای اکوسیستم کتابخانهای کشور است.هنگامی که کتابخانههای عمومی، دانشگاهی یا سایر فضاهای مطالعاتی نتوانند به اندازه کافی پاسخگوی نیاز جامعه باشند، این تقاضا به سمت کتابخانه ملی منتقل میشود. بنابراین افزایش مراجعه به کتابخانه ملی برای استفاده از سالن مطالعه را نباید صرفاً نشانه نیاز به شبانهروزی شدن کتابخانه ملی دانست؛ بلکه میتواند نشانه وجود کمبود در سایر حلقههای زنجیره خدمات مطالعه کشور باشد.
به همین دلیل، جمعبندی پژوهش من این است که مسئله اصلی، کمبود ساعت فعالیت کتابخانه ملی نیست؛ بلکه کمبود دسترسی به فضاهای مطالعه باکیفیت و دارای ساعات فعالیت طولانی در سطح کشور است. از این رو، راهحل پایدار بیشتر در توسعه و تقویت شبکه کتابخانههای عمومی، کتابخانههای دانشگاهی و سالنهای مطالعه شبانه نهفته است تا در شبانهروزی کردن کامل کتابخانه ملی.
یکی از انتقاداتی که طی چند سال اخیر به کتابخانه ملی بوده، توقف شیفت شب است. چرا خدمات کتابخانه ملی در برخی دورهها به شکل شبانهروزی و در برخی دورهها این خدمات وجود نداشته است؟ در حالی که سال ۱۳۹۲، رئیس وقت کتابخانه ملی طرح شبانهروزی شدن این کتابخانه را اجرا کرد و حتی گفته شد، ایران چهارمین کتابخانه ملی دنیاست که به شکل شبانهروزی اداره میشود. آیا اساسا این ادعا در آن زمان درست بوده یا خیر؟ اگر این ادعا درست است، در آن زمان چند کتابخانه ملی به شکل شبانهروزی اداره میشد؟ فعالیت شبانهروزی کتابخانههای ملی چه مزایا و معایبی دارد و راهکار رفع معایب چیست؟
اگر منظور از شبانهروزی شدن، باز بودن کامل کتابخانه ملی و ارائه همه خدمات تخصصی در تمام ۲۴ ساعت باشد، پژوهش من مزیت مشخص و قابلتوجهی برای آن پیدا نکرده است.برعکس، یافتههای مطالعه تطبیقی نشان میدهد چنین الگویی در کتابخانههای ملی جهان رایج نیست و با مأموریت حفاظتی کتابخانه ملی و ملاحظات هزینه، امنیت و زیرساختی آن تعارض پیدا میکند.اما اگر بحث را از «شبانهروزی شدن کل کتابخانه ملی» به «افزایش دسترسی مردم به فضای مطالعه» تغییر دهیم، قطعاً مزایایی وجود دارد. مهمترین مزیت، پاسخگویی به یک نیاز واقعی اجتماعی است: بسیاری از مراجعان در واقع بیش از آنکه به خدمات تخصصی کتابخانه ملی نیاز داشته باشند، به یک فضای مطالعه امن، آرام و با ساعات طولانی نیاز دارند. بنابراین افزایش دسترسی به فضاهای مطالعه میتواند برای دانشجویان، پژوهشگران و سایر افرادی که امکان مطالعه مناسب در خانه یا محیطهای دیگر را ندارند، فرصت بیشتری ایجاد کند.
سؤال اینجاست که آیا برای تأمین این نیاز، باید حتماً ساختمان و همه خدمات کتابخانه ملی را شبانهروزی کنیم؟ پاسخ پژوهش من منفی است.پیشنهاد من این است که این نیاز را از مسیر درست خودش پاسخ بدهیم؛ یعنی در کنار کتابخانه ملی، کتابخانههای عمومی، دانشگاهی و سالنهای مطالعه شبانه توسعه پیدا کنند. در گزارش پیشنهاد شده است کتابخانههای مرکزی استانها و برخی کتابخانههای بزرگ تا نیمهشب فعال باشند، در تهران سالنهای مطالعه محلهای تا حدود ۲ بامداد ایجاد شود و در ایام امتحانات نیز ساعات فعالیت کتابخانههای دانشگاهی افزایش پیدا کند. در واقع، من فکر میکنم مزیت اصلی شبانهروزی شدن، اگر بخواهیم آن را داشته باشیم، باید از طریق «شبانهروزی کردن دسترسی به فضای مطالعه در کشور» محقق شود، نه الزاماً شبانهروزی کردن «کتابخانه ملی». این کار هم نیاز مردم را پاسخ میدهد و هم اجازه میدهد کتابخانه ملی روی مأموریت اصلی خود، یعنی حفاظت از میراث مکتوب و ارائه خدمات تخصصی پژوهشی، متمرکز بماند.
برای پاسخ به این سؤال باید میان «یک تجربه اجرایی در یک مقطع زمانی» و «یک سیاست پایدار مبتنی بر مأموریت و کارکرد نهادی» تفاوت قائل شویم.پژوهش حاضر به طور مستقیم به ارزیابی تجربه سال ۱۳۹۲ نپرداخته است؛ بنابراین درباره دلایل اجرایی توقف یا استمرار آن طرح نمیتوانم بر اساس یافتههای این پژوهش قضاوت قطعی داشته باشم. اما یافتههای مطالعه فعلی یک نکته مهم را روشن میکند و آن اینکه نیاز به فضای مطالعه در ساعات شب، یک نیاز واقعی و انکارناپذیر در جامعه است. بنابراین اصل مطالبه مردم را باید جدی گرفت.
با این حال، پرسش اصلی این است که کدام نهاد باید مسئول پاسخگویی به این نیاز باشد. در بسیاری از کشورهای جهان، کتابخانههای عمومی، کتابخانههای دانشگاهی و سایر مراکز مطالعاتی بخشی از این نیاز را پوشش میدهند و به همین دلیل فشار چندانی بر کتابخانه ملی وارد نمیشود. در چنین شرایطی، کتابخانه ملی میتواند بر مأموریت اصلی خود یعنی گردآوری، حفاظت و اشاعه میراث مکتوب و ارائه خدمات تخصصی پژوهشی تمرکز کند.یکی از نتایج مهم پژوهش من این است که بخشی از تقاضای موجود برای استفاده شبانه از کتابخانه ملی را میتوان ناشی از نوعی غیاب نهادی یا خلأ عملکردی در سایر بخشهای اکوسیستم کتابخانهای کشور دانست. به بیان دیگر، هنگامی که کتابخانههای عمومی، کتابخانههای دانشگاهی یا سایر فضاهای مطالعاتی نتوانند به اندازه کافی نیاز جامعه را پوشش دهند، بخشی از این تقاضا به سمت کتابخانه ملی منتقل میشود.
از این منظر، مطرح شدن دوباره بحث شبانهروزی شدن کتابخانه ملی را بیش از آنکه نشانه ناکافی بودن ساعت فعالیت این سازمان بدانم، نشانه وجود یک نیاز اجتماعی پاسخدادهنشده در سطح کشور میدانم. مسئله اصلی، کمبود دسترسی به فضای مطالعه در ساعات شب است، نه لزوماً کمبود ساعت فعالیت کتابخانه ملی.به همین دلیل، پیشنهاد سیاستی پژوهش نیز متوجه توسعه ظرفیت در سطح ملی است؛ از جمله تقویت کتابخانههای عمومی بزرگ، افزایش ساعات فعالیت کتابخانههای دانشگاهی در ایام امتحانات، ایجاد و توسعه سالنهای مطالعه استاندارد در مراکز استانها و مناطق پرتراکم جمعیتی، و طراحی نظامی که بتواند دسترسی شبانه به فضای مطالعه را به شکلی پایدار و متوازن فراهم کند.در چنین چارچوبی، هم نیاز واقعی جامعه پاسخ داده میشود و هم کتابخانه ملی میتواند بدون فاصله گرفتن از مأموریت اصلی خود، به ارائه خدمات تخصصی بپردازد.
الگوی شبانه روزی بودن کتابخانه ملی در جهان غالب نیست
بین کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه، از نظر ساعات فعالیت کتابخانه ملی تفاوت بسیار اندک است. مهمتر از آن، در هیچیک از سطوح توسعه، الگوی شبانهروزی شدن کتابخانه ملی غالب نیست.در پژوهشی که عرض کردم، ۵۰ کتابخانه ملی را بر اساس سطح توسعه انسانی کشورها بررسی کردیم. در کشورهای با توسعه انسانی بسیار بالا، میانگین ساعات فعالیت کتابخانه ملی ۶۱ ساعت در هفته بود؛ در کشورهای با توسعه انسانی بالا ۵۷٫۵ ساعت و در کشورهای با توسعه انسانی متوسط و پایین ۴۹ ساعت. بنابراین هرچه سطح توسعه انسانی بالاتر میرود، بهطور کلی ساعات فعالیت هم افزایش پیدا میکند، اما این افزایش به معنای ۲۴ساعته شدن کتابخانههای ملی نیست. یک نکته حتی جالبتر این است که کتابخانه ملی ایران با ۹۱ ساعت فعالیت در هفته، از میانگین هر سه گروه بالاتر است؛ یعنی حتی از میانگین کشورهای دارای توسعه انسانی بسیار بالا، که ۶۱ ساعت است، بهمراتب بیشتر فعالیت میکند. در ایران ۶۵ ساعت در روزهای کاری و ۲۶ ساعت در آخر هفته ارائه خدمت میشود.
از نظر تعطیلات آخر هفته هم ایران وضعیت متفاوتی دارد. در کشورهای مورد بررسی، بخشی از کتابخانههای ملی یک یا دو روز در هفته تعطیل هستند؛ در حالی که کتابخانه ملی ایران در هر دو الگوی مورد بررسی، باز بودن در آخر هفته را دارد. بنابراین اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم، بله، سطح توسعه کشور با میزان ساعات فعالیت کتابخانههای ملی تا حدی ارتباط دارد، اما این رابطه به هیچ وجه به این معنا نیست که کشورهای توسعهیافته کتابخانههای ملی خود را شبانهروزی کردهاند. حتی در کشورهای دارای توسعه انسانی بسیار بالا نیز الگوی غالب، فعالیت محدود و تعطیلی در بخشی از آخر هفته است.
اتفاقاً همین یافته یکی از نکات مهم پژوهش بود؛ اینکه مسئله کتابخانه ملی ایران کمبود ساعت فعالیت نیست. اگر معیار را مقایسه بینالمللی قرار دهیم، ایران از این نظر حتی در جایگاه بالایی قرار دارد. بنابراین اگر قرار است درباره افزایش دسترسی شبانه بحث کنیم، بهتر است به جای اینکه صرفاً بگوییم «کتابخانه ملی را شبانهروزی کنیم»، بپرسیم جامعه برای دسترسی شبانه دقیقاً به چه نوع خدمتی نیاز دارد و کدام نهاد باید آن را ارائه کند؟ در واقع، پاسخ پژوهش من این است که افزایش دسترسی به فضای مطالعه یک نیاز واقعی است، اما لزوماً نباید از مسیر شبانهروزی کردن کتابخانه ملی تأمین شود. میتوان این نیاز را از طریق کتابخانههای عمومی، دانشگاهی و سالنهای مطالعه مستقل، بهویژه در ساعات شب، پاسخ داد؛ در حالی که کتابخانه ملی بر مأموریت اصلی خود، یعنی حفاظت از میراث مکتوب و ارائه خدمات تخصصی پژوهشی، تمرکز کند.
با توجه به شرایط و زیرساختهای کتابخانهای و مقتضیات کشور، مسلم است، استانداردهایی که در کتابخانه ملی از نظر دسترسی به منابع مهم و سالن مطالعه استاندارد و تجهیزات مورد نیاز کاربران وجود دارد؛ در کتابخانههای دیگر وجود ندارد از طرف دیگر بحث استفاده صرف از کتابخانه ملی بهعنوان سالن مطالعه را نیز تا حدودی نمیتوان منطقی دانست؛ زیرا سالن مطالعه فضایی برای کتابخوانی صرف مثل سالنهای مطالعه خصوصی و منابع مهم برای مطالعه یا اصلا وجود ندارد یا محدود است؛ علاوهبراین دسترسی به کتابخانه ملی سخت است. درحالی که استفاده از منابع مهم برای فعالیتهای پژوهشی یک نیاز ضروری است که کتابخانه ملی باید از طریق اسکن و دیجیتالسازی باید تامین شود. بنابراین دسترسی آسان به منابع کتابخانه ملی چطور باید محقق شود؟ پژوهشگرانی که در طول روز، فرصت ندارند، باید نیاز شبانه مطالعاتی آنها تامین شود، نه صرفا کسانی که دنبال مطالعه برای کنکور و درس خواندند.
قطعاً شرایط هر کشور در تعیین سیاستهای خدماتی و ساعات فعالیت کتابخانهها مؤثر است و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما در عین حال نباید تفاوت شرایط کشورها را بهانهای برای کنار گذاشتن مقایسه علمی و تجربههای بینالمللی دانست. در پژوهشی که انجام دادم، ۵۰ کتابخانه ملی در کشورهای مختلف بررسی شدند. یافتهها نشان داد که حتی در کشورهای دارای توسعه انسانی بسیار بالا نیز الگوی غالب، فعالیت شبانهروزی کتابخانه ملی نیست. از سوی دیگر، کتابخانه ملی ایران با ۹۱ ساعت فعالیت هفتگی، از میانگین بسیاری از کتابخانههای ملی جهان ساعات فعالیت بیشتری دارد. بنابراین اگر مسئله را صرفاً از منظر تعداد ساعات فعالیت کتابخانه ملی بررسی کنیم، شواهد نشان نمیدهد که ایران با کمبود جدی در این زمینه مواجه باشد.
اما در عین حال، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد؛ جامعه امروز به دسترسی گستردهتر به فضاهای مطالعه نیاز دارد. افزایش جمعیت دانشجویی، رقابتهای آموزشی، محدودیت فضای مطالعه در برخی منازل و تغییر سبک زندگی، موجب شده است تقاضا برای استفاده از فضاهای مطالعه در ساعات پایانی شب افزایش پیدا کند.سیاستگذاری درست زمانی شکل میگیرد که این دو واقعیت یعنی از یک سو وجود نیاز واقعی اجتماعی و از سوی دیگر مأموریت تخصصی کتابخانه ملی را هم زمان ببینیم..اگر تمام بار پاسخگویی به این نیاز بر دوش کتابخانه ملی قرار گیرد، در واقع بخشی از وظایف سایر نهادهای مسئول به این سازمان منتقل خواهد شد. در حالی که در یک نظام متوازن، کتابخانههای عمومی، کتابخانههای دانشگاهی، مراکز مطالعاتی و سایر نهادهای فرهنگی هر کدام باید سهم خود را در تأمین این خدمت ایفا کنند.
به همین دلیل معتقدم سؤال اصلی نباید این باشد که «آیا کتابخانه ملی باید شبانهروزی شود یا نه؟» بلکه باید بپرسیم «جامعه به چه نوع خدمتی در ساعات شب نیاز دارد و کدام نهاد مناسبترین متولی ارائه آن خدمت است؟پاسخ پژوهش من این است که نیاز به فضای مطالعه شبانه کاملاً واقعی و قابل دفاع است، اما تأمین این نیاز الزاماً از مسیر شبانهروزی شدن کتابخانه ملی نمیگذرد. چه بسا با هزینه کمتر، اثربخشی بیشتر و پوشش جغرافیایی گستردهتر بتوان این نیاز را از طریق توسعه کتابخانههای عمومی، دانشگاهی و سالنهای مطالعه تخصصی برطرف کرد.در نهایت، مسئله اصلی نه «شبانهروزی شدن کتابخانه ملی»، بلکه «تضمین دسترسی عادلانه و پایدار شهروندان به فضای مطالعه در ساعات مورد نیاز» است؛ هدفی که باید با مشارکت همه نهادهای مرتبط دنبال شود.
پس مخالف شبانهروزی شدن کتابخانه ملی هستید؟
خیر؛ من مسئله را موافق یا مخالف بودن با یک عنوان کلی نمیدانم.به عنوان پژوهشگر، ترجیح میدهم درباره یک سیاست بر اساس شواهد، هزینهها، پیامدها و کارکرد آن قضاوت کنیم. یافتههای مطالعه من نشان میدهد که شبانهروزی شدن کامل کتابخانههای ملی در جهان یک الگوی رایج نیست و کتابخانه ملی ایران نیز از نظر مجموع ساعات فعالیت هفتگی، در مقایسه با نمونه مورد بررسی وضعیت بالایی دارد.در عین حال، این یافته به معنای نادیده گرفتن نیاز مردم به مطالعه در ساعات شب نیست. این نیاز باید جدی گرفته شود؛ اما میتوان درباره شیوه مناسب پاسخگویی به آن بحث کرد.بنابراین اگر مشخص شود که گروهی از کاربران به یک خدمت یا فضای مشخص در کتابخانه ملی در ساعات بیشتری نیاز دارند، افزایش دسترسی به آن خدمت میتواند موضوع بررسی قرار گیرد. اما این با شبانهروزی کردن کامل همه فعالیتهای کتابخانه تفاوت دارد.
در طول این سالها میزان استفاده، استقبال اعضا و جامعه کاربران از کتابخانه ملی در بخش شبانه چقدر بود؟ چه زمانی بیشترین استفاده از کتابخانه به ثبت رسیده است؟
شما توجه کنید در پنج ماه نخست سال جاری، بیش از ۲۱۱هزار نفر به کتابخانه ملی مراجعه و خدمات دریافت کردند؛ در همین مدت ۴۴ هزار و ۵۰۰ مورد امانت منابع (کتاب و نشریه) نیز ثبت شده است. این آمار در شرایطی است که روزهایی در فروردین ماه و تیرماه کتابخانه تعطیل بوده است. این حجم بالای مراجعه تأکیدی بر نیاز جامعه و تقاضای بهره مندی از حق دسترسی به کتابخانه است. بهتر است تقاضای فعلی را به عنوان یک مطالبه به حق اجتماعی از سوی قشر تحصیل کرده به یک مطالبه اساسی برای حق دسترسی و استفاده از کتابخانهها ارتقا دهیم و این درخواست را محدود به کتابخانه ملی نکنیم و به یک مطالبۀ ملی برای دسترسی به فضای کتابخانهای و حق بهره مندی از خدمات عمومی ارتقاء دهیم. آنهم نه فقط برای قشر تحصیلکرده و دارای تحصیلات تکمیلی، بلکه برای تمام آحاد مردم که حق دارند از خدمات و فضای کتابخانه ای مانند دیگر فضاهای فرهنگی و عمومی (مثل سینما، پارک، موزه، و غیره) بهره مند شوند.
البته به دلیل انبوه تقاضا و محدودیت فضا و امکانات، عضویت در کتابخانه ملی محدود به افراد دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد به بالا است. اگر بحث افزایش ساعت کار و افزایش دسترسی مطرح شود و بخواهیم مطابق استانداردها پیش برویم، تمام ایرانیان (دارای تابعیت ایران) که بالای هجده سال (سنِّ قانونی) دارند، می توانند از کتابخانه ملی کشور استفاده کنند. مثلا یک سالمند بازنشسته اهل مطالعه و پژوهش با مدرک دیپلم یا یک دانشجوی کارشناسی علاقمند و غیره. واقعا نمی دانم اگر این محدودیت برداشته شود اعضای کتابخانه چه وضعی خواهند داشت. شاید بد نباشد شما در ادامۀ این پرونده روی این موضوع کار کنید.
نظر شما