دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۹
نوش‌آفرین انصاری؛ سردار ۸۷ ساله کتابداری ایران

اگر پوری سلطانی فن کتابداری را ساخت و توران میرهادی انسان پرورد، نوش‌آفرین انصاری کتابخانه را به جامعه پیوند زد. بانوی نامدار فرهنگ ایران، در ۸۷ سالگی کارنامه‌ای درخشان از نهادسازی را پیش‌رو دارد.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نفیسه خلیلی: برخی آدم‌ها سرنوشت عجیبی دارند؛ شاهزاده قجری که روزی می‌توانست دیپلمات قابلی شود، به جای خواندن رشته مترجمی همزمان، درژنو، وارد دنیای کتابداری می‌شود. نوش‌آفرین انصاری با تسلط به سه زبان فرانسه، روسی و انگلیسی به جای رفتن به وزارت خارجه به زیرزمین دانشگاه تهران می‌رود ودر کنار ایرج افشار، مشق کتابداری می‌کند؛ کسی که پدربزرگش، نخستین وزیر امور خارجه ایران و پدرش سفیر است؛ می‌شود یک بانوی ماندگار کتابداری ومادر «کتابداری مرجع» و «کتابداری اجتماعی ایران».

امسال هشتادوهفتمین بهار زندگیش را دیده، روزگاری در کوچه پس کوچه‌های جوانی، از سر شوق، علاقه و به پیشنهاد پدر داستان‌نویسی ایران؛ محمد علی جمال‌زاده، وارد دنیای کتابخانه می‌شود. او کتابخانه سیار را در ایران به بیمارستان‌ها می‌برد در کانون اصلاح و تربیت، کتابخانه برپا می‌کند و از رهگذر سفر به افغانستان، هندوستان، سوئیس و سوئد، روسیه و بلژیک، کوله‌باری از تجربه زیسته با کتاب را با خود به ایران می‌آورد و کتابداری سنتی ایران را با کتابداری نوین پیوند می‌دهد.

در رشته تحصیلی خود سردار باشید نه سرباز!

انصاری به قول نورالله مرادی، پیشکسوت کتابداری، شیفته خدمت بود، نه تشنه قدرت، اینجاست که مهم نیست چه رشته‌ای را تحصیل کنید مهم این است در آن کار، سردار باشید نه سرباز. نرگس نشاط، دیگر پیشکسوت کتابداری ایران، نوش‌افرین انصاری را «معمار پیوندها» می‌داند و معتقد است: «او پیونددهنده کلید واژه‌هایی است که ما آن‌ها را جدا و بدون ارتباط می‌دیدیم؛ پیوند میان «جامعه و دانشگاه»، «کتابخانه و زندگی»، «کودک و دانش»، «ارتباط جامعه رسمی با مدنی» و بیش از همه پیوند میان گذشته کتابداری و آینده‌ این حرفه حاصل تلاش‌های او در حوزه کتابداری است. او توانست پیونددهنده کتاب و زندگی، کودک و جامعه و دانشگاه، نهاد مدنی و همچنین تخصص و کار داوطلبانه شود.»

استاد گروه پژوهشی مدیریت اطلاعات و سازماندهی پژوهشگاه کتابخانه ملی معتقد است:«او از نسلی بود که کتابداری را یک حرفه اداری و یک شغل نمی‌دانست. کتابخانه برای او فقط انبار و محل نگهداری کتاب نبود، بلکه جایی برای شکل دادن و معنی دادن به کلمه انسان بود. جایی که محل گسترش گفت‌وگو، دسترسی به دانش و در نهایت تمرین زندگی مدنی است. برآیند همین اندیشه و دیدگاه بود که موجب شد حضور او از محدوده دانشگاه، شورای کتاب کودک و ادبیات کودک فراتر برود.»

نشاط معتقد است: «برای شناخت نوش‌آفرین انصاری باید از کلیشه‌ها فاصله بگیریم و به‌دنبال این موضوع باشیم که این بانوی پیشکسوت کتابداری چه رابطه‌ای بین آدم‌ها، نهادها یا اندیشه‌ها برقرار کرده و اگر پاسخ این پرسش را دریابیم، حتما می‌توانیم تصویری متفاوت از او ارائه دهیم.»

بانوان ماندگار کتابداری ایران جریان‌ساز بود

نشاط، پیشکسوت کتابداری و اطلاع‌رسانی درباره دلایل برجسته شدن بانوان کتابداری ایران مانند توران میرهادی، پوری سلطانی و نوش‌آفرین انصاری در دوره‌ای که کسی نمی‌دانست رشته کتابداری چیست، اظهار کرد: «ویژگی برجسته آن‌ها داشتن کتاب و مقاله در رشته کتابداری و تحصیلات صرف نبود؛ این افراد جریان‌ساز بودند، یعنی وقتی از آن‌ها یاد می‌کنیم؛ صرفا از آثارشان صحبت نمی‌کنیم، از یک کتاب، مقاله و طرح صحبت نمی‌کنیم، بلکه از یک مکتب فکری، فرهنگی و اخلاقی یاد می‌کنیم که آدم‌های دیگر نیز به این جریان و این مکتب می‌پیوندند و ادامه‌دهنده راه آن‌ها می‌شوند.

نسل ماندگار کتابداری ایران را باید در نسلی که تربیت کردند؛ پیدا کرد

وقتی از بانوان بزرگ کتابداری ایران صحبت می‌کنیم؛ باید به نسلی که آن‌ها تربیت کردند، نهادهایی که تاسیس کردند و فرهنگی که به جا گذاشتند یا تاثیری که بر افق فکری رشته کتابداری داشتند، اشاره کنیم. به‌عنوان مثال خانم توران میرهادی، انسان پرورش داد، پوری سلطانی مبانی فنی رشته کتابداری را پایه‌گذاری کرد و نوش‌آفرین انصاری میان انسان، حرفه کتابداری و جامعه پیوند برقرار کرد، میراث این سه بانوی برجسته حوزه کتابداری پیش از آنکه در کتاب‌ها تجلی پیدا کند در آدم‌هایی باید جست‌وجو کرد که بعد از آن‌ها راه این استادان را ادامه داده‌اند. انصاری ثابت کرد کتابخانه می‌تواند بیشتر از یک ساختمان باشد، کتابداری می‌تواند بیشتر از شغل باشد و کتاب می‌تواند بیشتر ازیک شی فرهنگی بخشی از زندگی اجتماعی یک ملت باشد. این استاد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران معتقد است: «او فقط کار فرهنگی نکرده، بلکه فرهنگ کار فرهنگی را نهادینه کرده است.»

از تاثیر نوش‌آفرین انصاری بر کتابخانه ملی کمتر گفته شده

نشاط، درباره ارتباط نوش‌آفرین انصاری با کتابخانه ملی و تاثیرگذاری این استاد پیشکسوت بر این نهاد، وجود دست‌نوشته، تاریخ شفاهی، عکس و یادگاری از این استاد پیشکسوت کتابداری در کتابخانه ملی می‌گوید: «اتفاقا به دنبال پرسش شما من در کتابخاته ملی بررسی کردم و با همکارانم در مجموعه‌های ذی‌ربط صحبت کردم تا بتوانم اسناد و مدارکی از این استاد پیشکسوت پیدا کنم که گفتارم را مستند کنم اما در واقع یکی از وجوه کمتر دیده شده و گفته شده از نوش‌آفرین انصاری، رابطه فکری و فرهنگی بوده که این استاد کتابداری با کتابخانه ملی ایران برقرار کرده است.»

کتابخانه ملی در طول دوره کتابداری ایران تنها یک مخزن نهاد یا ساختمان یا سازمان اداری نیست؛ بلکه یک نهاد مادر، برای حرفه کتابداری است. جایی که حافظه میراث مکتوب کشور، مستند آموزش، سازمان‌دهی دانش و هویت حرفه کتابداری در این سازمان به یکدیگر می‌رسند و نوش‌آفرین انصاری نیز در اکثر نوشته‌ها و گفت‌وگوهای علمی خودش نگاهش به کتابخانه ملی از همین نظر بوده است. مقاله او با عنوان «تاثیر کتابخانه ملی بر آموزش کتابداری و اطلاع‌رسانی» نشان می‌دهد که او به نقش کتابخانه ملی در ساختن و پرورش دادن یک حرفه مانند کتابداری تاکید دارد و این کتابخانه را صرفا یک نهاد فرهنگی نمی‌داند. نکته مهم این است که استادان پیشکسوت و حرفه‌مندان کتابداری فقط در کنار کتابخانه ملی حضور نداشتند و به تاثیر کتابخانه ملی و نقش این نهاد مهم در شکل‌گیری کتابداری ایران هم فکر کردند.

نوش‌آفرین انصاری ستاره فروزان برای چند نسل کتابداری ایران بود

سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در مجموعه تاریخ شفاهی که برای متخصصان کتابداری تدوین می‌کرد، مصاحبه با نوش‌آفرین انصاری را ثبت کرده است. در مجموعه مصاحبه‌های تخصصی تاریخ شفاهی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نام نوش‌آفرین انصاری در کنار شماری از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ کتابداران ایران آمده است که حاصل این مصاحبه در قالب کتاب «ستاره فروزان» منتشر شده است.

حتی عنوان «ستاره فروزان» که برای تاریخ شفاهی نوش‌آفرین انصاری در کتابخانه ملی انتخاب شد، خودش دلیل و معنایی دارد. ستاره، خودش مرکز جهان نیست در تاریکی امکان دیدن مسیر را مهیا می کند. نوش‌آفرین انصاری برای چند نسل از کتابداران و فعالان فرهنگ کتابداری چنین نقشی داشته است.

تعامل نوش‌آفرین انصاری با کتابخانه ملی را باید در سه سطح بررسی کرد؛ در سطح نخست گفت‌وگوهای حرفه‌ای درباره مسائل کتابداری و جایگاه کتابخانه‌ها و به‌ویژه کتابخانه ملی است، در سطح دوم نقش کتابخانه ملی در آموزش و شکل‌گیری حرفه کتابداری را مد نظر قرار داده و در سطح سوم، خودش به یکی از راویان حرفه‌ای تاریخ کتابداری تبدیل شده و کتابخانه ملی این روایت را برای آیندگان ثبت کرده است.

این بانوی پیشکسوت کتابدار، معجونی از ارتباط با دانشگاه، شورای کتاب کودک، ارتباط با جامعه حرفه‌ای کتابداری، کودکان، کتاب و کتابخوانی و ارتباط با نهادهایی مثل کتابخانه ملی را در کارنامه خود دارد، بنابراین جایگاه او را نمی‌توان به سادگی در یک مرتبه شغلی محصور کرد.

نوش‌آفرین انصاری می‌توانست دیپلمات موفقی هم شود

نورالله مرادی، بازنشسته آرشیو و کتابخانه صداوسیما معتقد است: «نوش‌آفرین انصاری چند ویژگی خاص دارد که او را ازکتابداران دیگر متمایزی کرده؛ نخست تبار خانوادگی اوست که به عباس میرزا نائب‌السطنه فتحعلی شاه می‌رسد. او کتابداری است که شازده محسوب می‌شود. «مروری بر شجره‌نامه خانوادگی نوش‌آفرین انصاری نشان می‌دهد نخستین وزیر امور خارجه ایران، پدربزرگ نوش‌آفرین انصاری و پدر او نیز سفیر بوده است. اگر او اراده می‌کرد، می‌توانست با این سابقه خانوادگی به وزارت خارجه برود و دیپلمات و اتفاقا در این کسوت هم موفق شود؛ زیرا سواد و دانش و توانایی لازم را داشت.»

او معتقد است: انصاری شیفته خدمت بود نه تشنه قدرت؛ به همین خاطر به‌عنوان کتابدار، رفت زیرزمین دانشکده ادبیات که هنوز به شکل امروزی دارای کتابخانه مستقل نشده بود و به‌عنوان کتابدار شروع به خدمت کرد و به دلیل اینکه سواد و تحصیلات داشت و به سه زبان انگلیسی فرانسوی و روسی مسلط بود، توانست با استادان آنجا دوست شود.

هم‌نشینی و مجالست با بزرگان کتاب جایگاه او را بالاتر برد

تمام افرادی که در ایران درس کتابداری خوانده‌اند مستقیم و غیرمستقیم( شاگرد شاگرد) نوش‌آفرین انصاری هستند. مرادی که خود شاگرد نوش‌آفرین انصاری بوده و بعدها استاد مرجع‌شناسی می‌شود، خودش شاگردان زیادی تربیت کرده، درباره تابوشکنی نوش‌آفرین انصاری در فضای کاری کتابداری که شاید کتابداران دیگر آن را انجام ندادند، می‌گوید:«کتابداران دو دسته هستند؛ یک گروه کتابدارانی هستند که در حوزه خرید کتاب، رده‌بندی و فهرست‌نویسی کتاب مشغول هستند و با مراجعه‌کننده و کاربر تماس ندارند؛ این گروه کتابداران پشت پرده هستند. این گروه نقش بسیار مهمی دارند و کتابخانه بدون آن‌ها نمی تواند سرویس‌دهی کند.

او ادامه می‌دهد: «گروه دوم کسانی هستند که در بخش مرجع و امانات کار می‌کنند و نیروهای خدماتی کتابخانه‌اند که مستقیم با کاربر در تماس‌اند؛ انصاری جزء کتابداران گروه دوم است که مستقیم با مردم و جامعه در تماس است، انصاری فقط کتابدار مرجع نیست؛ بلکه خدمت‌گذارجامعه به‌عنوان کتابدار است. این خدمت در حوزه کتابداری می‌تواند برای کودکان باشد یا ممکن است برای یک استاد دانشگاه باشد.

انصاری از طریق دانشکده کتابداری به کتابداران، با شورای کتاب کودک به کودکان و نوجوانان خدمت کرد. او از راه تعامل با دانشگاهیان و استادان بزرگ کتابداری مانند ایرج افشار، عبدالله انوار، پوری سلطانی، آقای دانشی و سینایی و جهانداری که از دوستان و همکاران نزدیک نوش‌آفرین انصاری بود؛ توانست با استادان بزرگ کتابداری ارتباط بگیرد. مرادی معتقد است: اگر نوش‌آفرین انصاری را مادر کتابداری مرجع و کتابداری اجتماعی بدانیم که کتاب و کتابخانه را در خدمت جامعه آورد؛ گزاف نگفته‌ایم.

چرا اسم کتابداری باید عوض شود؟ مگر ابن سینا کتابدار نبود؟

مرادی در ارتباط با گلایه کتابداران از اینکه کارمان به چشم نمی‌آید، کسی ما را نمی‌شناسد یا شغلمان آینده‌ای ندارد، می‌گوید: «شما توجه کنید ابن‌سینا کتابدار بود، ابن‌مسکویه کتابدار بود ولی امروزه اگر پسر یا دختری به پدر و مادرش بگوید، می‌خواهم فلسفه و حکمت بخوانم، حتما با او مخالف می‌کنند و می‌گویند برو دکتری و مهندسی بخوان؛ فلسفه را خودت هم می‌توانی بخوانی.

بعضی آدم‌ها از اسم خودشان خجالت می‌کشند و نامشان را با صدای آرام می‌گویند، انگار چقدر اسم بدی دارند، اما عده‌ای دیگر اسمشان را با افتخار می‌گویند و سرشان را بالا می‌گیرند؛ شما می‌گویید چقدر اسمشان قشنگ است، حالا وقتی یک کتابدار تمام تلاشش این است که اسم کتابداری در جامعه عوض شود چه باید کرد؟ در تاریخ ما ابن‌سینا کتابدار بوده است، در دوره‌ای که کتابدار کنگره آمریکا با افتخار کارت ویزیت خود را به‌عنوان کتابدار به شما نشان می‌دهد و به آن افتخار می‌کند، چرا اسم کتابداری در ایران باید عوض شود؟ چرا کتابداران باید سرشان را پایین بگیرند و با خجالت بگویند کتابدارند؟ شاید وقتی ببینیم کتابدار چه نقش مهمی در تحقیق دارد، او را آدم مهمی می دانستیم، هر چند در جامعه‌ای که مشکل مالی دارد، آدم ها به کتابخانه سر نمی‌زنند و به سراغ کتاب نمی‌روند؛ کتابدار هم در این شرایط مهم تلقی نمی‌شود.

کتابداری در تمام دنیا شغلی زنانه است

کتابداری در تمام دنیا مانند پرستاری شغلی زنانه تلقی می‌شود؛ هر چند پرستار و کتابدار مرد هم داریم اما این شغل را در همه جهان، زنانه می‌بینند. مرادی می‌گوید: «وقتی از او درباره انتخاب رشته دانشگاهی سوال می‌کنند؛ می‌گویم: مهم نیست شما چه رشته ای را می‌خوانید؛ من توصیه‌ام به کسانی که می‌خواهند وارد رشته‌های دانشگاهی مختلف از جمله کتابداری شوند، این است که تلاش کنید در آن رشته سردار باشید نه سرباز. کتابدار خوب باید کتابخوان قهاری باشد، کتابشناس باشد، کتاب خوب را بشناسد.»

کتابداران برجسته اسیر صفحه و عنوان کتاب نمی‌شوند

کتابداری که از خودش مایه می‌گذارد، با عشق و علاقه کار می‌کند و توانایی فردی دارد، یعنی کتابخوان خوبی است، در میان افراد فوت شده؛ پوری سلطانی و کامران فانی و در میان زنده‌ها نوش آفرین انصاری خودشان کتابخوان بوده و هستند و کتاب را می شناسند. آن ها یک ویژگی مهم داشتند و دارند و آن این است که آن‌ها هیچ‌گاه اسیر صفحه و عنوان کتاب نبودند، یعنی فقط نام نویسنده، مترجم و عنوان کتاب را نمی‌شناسند، بلکه عمق و داخل کتاب را می‌دانند.

این بازنشسته آرشیو و کتابخانه صداوسیما درباره میراث کتابداری نوش‌آفرین انصاری می گوید: میراث انصاری؛ یک الگو است و آن خدمت به جامعه است باید یاد بگیرم خدمت گذار جامعه باشیم، او در طول زندگی خدمتگذار جامعه از کودک تا استاد دانشگاه، مردم و کتابداران بوده، او مثل یک معلم اول ابتدایی است که کتابداران را گام به گام جلو برده است. می‌دانید ؛ معلم تنها موجودی در دنیاست که در عین حال که با جهل مبارزه می کند عاشق جاهل است.

نشاط استاد گروه پژوهشی مدیریت اطلاعات و سازماندهی پژوهشگاه کتابخانه ملی نیز معتقد است:«میراث ماندگار نوش‌آفرین انصاری فقط آثار مکتوب، شورای کتاب کودک و تاسیس و انتشار دانشنامه کودک و نوجوان نیست. انصاری چهار میراث ماندگار در حوزه کتابداری دارد. یکی میراث نهادی است؛ یعنی او شرایط کار فرهنگی را برای دیگران مهیا کرده است، مهم‌ترین میراث انصاری شاید چیزی است که خودش تولید نکرده؛ بلکه امکان تولید آن را برای دیگران فراهم کرده است.

شورای کتاب کودک فرهنگنامه کودک و نوجوان ، تاسیس نهادهایی مثل خانه کتابدار فقط یک فعالیت فرهنگی صرف نبوده، بلکه ساختارهایی هستند که نسل‌های متعدد از مترجمان مولفان ویراستاران و متخصصان و دواطلبان در آن‌ها امکان فعالیت پیدا کردند.». او می‌گوید: «انصاری فقط کار فرهنگی نکرده؛ بلکه فرهنگ کار فرهنگی را نهادینه کرده است.» دومین میراث انصاری، طرح انتشار فرهنگنامه کودکان و نوجوانان است؛ فعالیتی که هنوز زنده است و نفس می‌کشد و یکی از ملموس‌ترین میراث ماندگار این بانوی کتابدار است. انتشار فرهنگنامه کودک و نوجوان از اواخر دهه ۵۰ یا ۶۰ در کنار توران میرهادی و دیگران آغاز شد و نوش‌آفرین انصاری در شکل‌گیری و استمرار این طرح ماندگار نقش مهمی داشت. انتشار این فرهنگنامه اکنون به شکل برخط نیز در حال انجام است.

کتابخانه به‌مثابه یک نهاد اجتماعی یکی دیگر از میراث ماندگار انصاری است؛ او کتابخانه را از محل نگهداری کتاب به نهادی برای دسترسی، مشارکت و زندگی اجتماعی تبدیل کرد. او معتقد است کتاب باید از قفسه‌ها بیرون بیاید و وارد زندگی و اجتماع شود، از دیدگاه این پیشکسوت کتابداری، کتابخانه صرفا محلی برای نگهداری کتاب نیست؛ بلکه وسیله‌ای برای گسترده‌تر کردن دسترسی به فرهنگ است؛ این نگاه برای کتابداری ایران بسیار مهم است؛ زیرا براساس این دیدگاه، کتابخانه به‌عنوان یک مجموعه صرف و ساختمان به سمت کتابخانه به‌عنوان محل کنش اجتماعی تبدیل می‌شود.

چهارمین میراث ماندگار نوش‌آفرین انصاری، تربیت نسلی از کتابداران است. انصاری فقط یک استاد دانشگاه و دبیر و مدیر نبود، او انسان و کتابدار تربیت کرده است. میراث بزرگ او ادم‌هایی است که او به میدان فرهنگی و کتابخانه آورد و به آن‌ها امکان کار کردن داد. این میراث یک توصیه آموزشی مهم است که استادان کتابداری باید به آن توجه کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها