به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «سنجش منابع تاریخی شاهنامه؛ در پادشاهی خسرو انوشیروان» پژوهش و نگارش فرزین غفوری از سوی انتشارات میراث مکتوب منتشر شد.
تاکنون پژوهش دربارۀ شاهنامه فردوسی به سبب جایگاه آن به عنوان یک شاهکار ادبی و حماسی در ایران و جهان، بیشتر در حوزه ادبیات صورت پذیرفته است اما مطالعات اولیه نگارنده که از سال ۱۳۸۶ در چند مقاله به تدریج منتشر شد نشان داد که پادشاهی خسروانوشیروان در شاهنامه با بیش از ۴۵۰۰ بیت (یکیازدهم کل سرودههای فردوسی) در مقایسه با متون تاریخی اوایل دوره اسلامی دربردارنده گزارشهای بسیار با ارزش و گاه معتبرتر است و در پی آن این فرضیه به طور جدّی مطرح شد که فردوسی به منبع خاصی (احتمالاً کتاب الکارنامج فی سیره انوشروان) دسترسی یافته بود و افزون بر استفاده از شاهنامه ابومنصوری، با استفاده از آن نیز شرح پادشاهی خسروانوشیروان را در شاهنامه تکمیل کرده است. کتاب حاضر ضمن بررسی این فرضیه به تبیین منابع خاص تاریخ پادشاهی خسروانوشیروان در متون اوایل دورۀ اسلامی بهویژه نهایۀ الارب، اخبار الطوال و تجارب الامم پرداخته است.
در فصل دوازدهم این کتاب به منبع مشترک نهایه الارب و اخبارالطوال اشاره شده که سیرالملوکی بود که در دربار خلفای عباسی نگهداری میشد و به نوبه خود درباره تاریخ ایران از آثار ابنمقفع، بهویژه سیرالملوک او، استفاده کرده بود.
در فصل سیزدهم بحث با اشاره به تفاوت دو سبک ادبی (ژانر) در ادبیات ایران پیش از اسلام و تداوم آن در اوایل دورۀ اسلامی پی گرفته و نشان داده شده که سبک تاجنامهها (بیشتر سیاسی) از سبک کارنامهها (بیشتر تاریخی) قطعاً متفاوت بوده است، بنابراین پیشفرض معاصری که دو عنوان التاج فی سیره انوشروان و الکارنامج فی سیره انوشروان را (هر دو کتاب یاد شده در الفهرست ابنندیم) اشاره به یک کتاب دانسته بود، نادرست است. از سوی دیگر، همچنان که برای نمونه در گزارش ناقص شورش انوشزاد در نهایهالارب و اخبارالطوال و گزارش کامل آن در شاهنامه نمایان شد، شواهد و دلایل متعددی ارائه شده است که منبع شاهنامه کتاب الکارنامج بوده و منبع نهایهالارب و اخبارالطوال با واسطه سیرالملوک دربار خلفا، کتاب التاج بوده که ابنندیم بر تعلّق آن به ابنمقفع به عنوان مترجمش تأکید کرده است. بنابراین منبع مسکویه در نقل خودزندگینامه سیاسی خسروانوشیروان نه التاج بوده نه الکارنامج، بلکه احتمالاً کتاب انوشروان بوده که سومین اطلاع کتابشناختی ابنندیم درباره پادشاهی خسروانوشیروان است و بسیاری از پژوهشگران در گمانهزنی درباره منبع پیش روی مسکویه (در نقل و احتمالاً ترجمه این خودزندگینامه از پهلوی به عربی در تجاربالامم) از آن غفلت کرده بودند.
سرانجام در فصل چهاردهم، تلاقی دو مطالعه جداگانه و تأیید متقابل نتایج این رساله و نظریه ریاحی درباره مراحل تدوین شاهنامه به بحث گذاشته شده است.
نظر شما