شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
اثری از فردریک دار، رمان‌نویس فرانسوی منتشر شد

کتاب «دینامیت، نوشیدنی گوارا» نوشته فردریک دار رمانی اجتماعی- ماجرایی است که به‌تازگی با ترجمه عباس آگاهی در اختیار خوانندگان فارسی‌زبان قرارگرفته است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا رمان اجتماعی-ماجرایی «دینامیت، نوشیدنی گوارا» در منطقه‌ای معدنی و دورافتاده در بولیوی، در دامنه‌های خشن و بی‌رحم آند می‌گذرد. قهرمان رمان، سانتوس، معدن‌چی جوانی است که روزهایش را در دل معدن می‌گذراند.

همه‌چیز زیر نظر «کاپاتاس» سرکارگر مستبد و سادیستی اداره می‌شود که نه‌تنها کار، بلکه زندگی خصوصی معدن‌چیان را نیز کنترل می‌کند و زندگی سانتوس زمانی دچار شکاف می‌شود که با کنسوئلو، همسر زیبای کاپاتاس، روبه‌رو می‌شود.

این رمان بر مسئله‌ استثمار و شان انسانی تمرکز دارد و عشق سانتوس و کنسوئلو، هرچند پرخطر و ناپایدار، لحظه‌ای از بازیابی انسان‌بودن است. دار نشان می‌دهد که حتی در خشن‌ترین ساختارها، میل به آزادی و عزت می‌تواند جرقه بزند، هرچند بهای آن سنگین باشد.

در بخشی از کتاب می‌خوانید: «خانه در دورترین نقطه مجموعه بود. با دیوارهای تخته‌ای و بام مقوای قیراندود. آن را همانند کلبه‌های دیگر به روی پایه‌هایی سیمانی ساخته بودند تا باران‌های سیل‌آسایی که گاهی در کوهستان می‌بارید از جا نکند و به همراه نبرد. کلبه فقط شامل یک اتاق بود که سه نفر در آن به سر می‌بردند. تختخواب‌هایی باریک مثل بیمارستان با همان فاصله ای که در بیمارستان‌ها به چشم می‌خورد ردیف شده بودند.

اثاث علاوه بر یک میز، شامل سه صندلی، یک بخاری کم‌نفس و چند چوب‌لباسی فلزی بود که لباسشان را به آن آویزان می‌کردند. سانتس دیوانه‌وار از پله‌های لق کلبه بالا رفت و با ضربه شانه در را باز کرد. ارورو و آلییخ مست و پاتیل از الکل خواب بودند و چنان خرخری راه انداخته بودند که دیوارها می‌لرزید. مرد جوان چراغ را روشن کرد. لامپی که سیمش را تار عنکبوت پوشانده بود از سقف آویزان بود. نور لامپ آدم را به یاد روشنایی بعضی از مقبره‌های اعیانی گورستان گازیپو می‌انداخت.

سانتس به طرف آینه‌ای که از بازار دهکده خریده بود رفت و در آن نگاهی به خود انداخت و با وحشت دید که ناخن‌های سینیورا رکوننا ده شیار عریض روی صورت صافش به وجود آورده است. او با رد ناخن‌های زن جوان تقریبا بی‌ریخت شده بود. چرا زن این رفتار عجیب را کرده بود؟ چرا از هفته‌ها پیش با چشمانی سرشار از ملاطفت بی‌پایان به او نگاه می‌کرد؟ چرا در آن شبی که او جرئت کرده بود و وارد خانه‌اش شده بود به وی لبخند زده بود؟ چرا چند لحظه پیش انگار در پاسخ به فراخوانی اسرارآمیز به طرف او آمده بود و دست مهربانش را به روی سینه او گذاشته بود؟...»

انتشارات جهان کتاب به‌تازگی این اثر را با ترجمه عباس آگاهی در ۱۴۴ صفحه و با قیمت ۲۸۰ هزار تومان عرضه کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها