به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شیراز، کتاب «ماهبس» روایتی داستانگونه، خام و بکر از زندگی واقعی مادری عشایری و خانوادهاش در دل سختیها، کوچها و آفتاب بیامان ایل است. این اثر که در قطع رقعی و با کاغذ سبک بالکی به چاپ رسیده، تلاش دارد بخشی از تاریخ ناگفته و شفاهی زنان عشایر استان فارس را به تصویر بکشد؛ زنی از جنس خاک که در سکوت زمین، ستون و پناه خانوادهاش بود.
حمیدرضا عظیمیقرقانی، نویسنده این کتاب که خود ریشه در دیار میمند فارس دارد، اثر جدید خود را با ادای احترام به یاد و نام محمد بهمنبیگی (بنیانگذار آموزش عشایری در ایران) آغاز کرده و در مقدمه کتاب آورده است: «این روایت، برگرفته از زندگی شخصی پدرم اژدر و مادرم ماهبس است؛ پر از اتفاقاتی که نه خیالپردازی است و نه افسانه. هر سطرش ردّی از اشک دارد و هر صفحهاش داغی از امید.»
همچنین در بخشی از «سخن ناشر» این کتاب آمده است: «ماهبس، تنها روایت یک فرد نیست؛ روایت بخشی از تاریخ ناگفته زنان جنوب و فارس است. تاریخی که نه در اسناد رسمی، بلکه در دستهای پینهبسته، زیر سقف سیاه سیاهچادرها و در صدای زنگولههای بزهایی که سپیدهدم دوشیده میشدند، ثبت شده است. این کتاب را با افتخار تقدیم میکنیم به همه زنانی که بیصدا زیستند اما ستون جهان بودند.»
کرامت یزدانی (اشک)، ویراستار و مدیر انتشارات نویسندگان پارس، پیرامون انتشار این اثر اظهار داشت: ادبیات اقلیمی و زندگینامههای داستانی عشایر، حافظه تاریخی فرهنگ ما هستند. کتاب «ماهبس» با قلمی صادق، بیپیرایه و فارغ از غلوهای داستانی، رنجها و شیرینیهای زندگی عشایری را همانگونه که بوده بازگو میکند و میتواند الهامبخش نسل امروز در مواجهه با چالشهای زندگی باشد.
کتاب «ماهبس»، به قلم حمیدرضا عظیمیقرقانی، نویسندهی برخاسته از دیار میمند فارس، روایتی است که به کوشش انتشارات نویسندگان پارس و با ویراستاری کرامت یزدانی (اشک) به زیور طبع آراسته شده است. این اثر که در ۱۲۰ صفحه و در قطع رقعی به رشته تحریر درآمده، با بهرهگیری از کاغذ بالک و در شهریورماه ۱۴۰۵ به چاپ رسیده و روانه بازار کتاب شده است.
نظر شما