سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در یادداشت اختصاصی، مجتبی سلطانی احمدی، دانشیار دانشگاه پیام نور و مدیر گروه تاریخ پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، با نگاهی تحلیلی به بررسی دلالتهای اجتماعی، نمادین و فرهنگیِ حضور گسترده تصاویر رهبر شهید در راهپیمایی اربعین و بازتاب جایگاه ایشان در میان تودههای مردم عراق پرداخته است. نویسنده در این یادداشت، با تکیه بر مشاهدات میدانی و خوانش نشانهشناختی، میکوشد نسبت این پدیده را با گفتمان مقاومت، هویت فراملی اربعین و پیوندهای عاطفی و اعتقادی ملتهای منطقه تبیین کند. گفتنی است عکسهای منتشرشده در این یادداشت نیز توسط نویسنده و در جریان حضور و مشاهده میدانی او در راهپیمایی اربعین تهیه شده است. متن این یادداشت را در ادامه بخوانید.
از مهمترین رخدادهایی که در ماههای اخیر توجه تحلیلگران سیاسی و اجتماعی را به خود جلب کرد، تشییع میلیونی رهبر شهید انقلاب اسلامی در عراق بود. استقبال گسترده مردم عراق از پیکر ایشان و غلبه فضای سوگ عمومی در شهرها و مناطق مختلف این کشور نشان داد که پیوندهای میان ملتهای ایران و عراق، به روابط رسمی، دیپلماتیک و دولتمحور محدود نیست؛ بلکه در لایههایی عمیقتر، بر پایه اشتراکات عاطفی، اعتقادی، تاریخی و هویتی شکل گرفته است. این رخداد همچنین نشان داد که گفتمان مقاومت، که آیتاللهالعظمی شهید خامنهای در چهار دهه گذشته محوریترین نظریهپرداز، صورتبندیکننده و رهبر آن بوده است، از سطح یک گفتمان سیاسی فراتر رفته و به بخشی از هویت مشترک ملتهای منطقه تبدیل شده است. در این چارچوب، جغرافیای مقاومت دیگر صرفاً در مرزهای سیاسی کشورها یا در ساختارهای رسمی دولتها تعریف نمیشود، بلکه در ذهنیت، عواطف و حافظه جمعی ملتهایی مانند ایران و عراق نیز امتداد یافته است.
یکی از مهمترین جلوههای این واقعیت را میتوان در راهپیمایی اربعین سال ۱۴۰۵ مشاهده کرد؛ آیینی که هر ساله میلیونها نفر از ملیتها، قومیتها و طبقات اجتماعی گوناگون را در یک اجتماع بزرگ دینی گرد هم میآورد. در این راهپیمایی، تصویر رهبر شهید بهصورت چشمگیری در میان زائران ایرانی، عراقی، پاکستانی، آذربایجانی و دیگر زائران دیده میشد. فراوانی این تصاویر، بهویژه در فضاهای عمومی و غیررسمی، این پرسش را مطرح میکند که آیا حضور تصویر ایشان صرفاً محصول فعالیت موکبها و جریانهای سازمانیافته است یا میتوان آن را نشانهای از محبوبیت و نفوذ اجتماعی ایشان در میان تودههای مردم عراق دانست؟ در نگاه نخست، ممکن است گفته شود استفاده از تصویر رهبر شهید از سوی زائران ایرانی، موکبهای وابسته به حشدالشعبی، گروههای همسو با جبهه مقاومت یا موکبهای وابسته به آستانهای مقدس، امری طبیعی و قابل پیشبینی است. این ملاحظه از نظر روششناختی قابل توجه است؛ زیرا حضور یک تصویر در فضای رسمی یا سازمانی، لزوماً به معنای پذیرش گسترده آن در میان عموم مردم نیست. بنابراین، برای تحلیل دقیقتر این پدیده باید میان «حضور سازمانی» و «پذیرش اجتماعی» تمایز قائل شد.

اهمیت مشاهدات میدانی در همین نقطه آشکار میشود. بررسی فضاهای عمومی، مسیرهای زیارتی و شهرهای مختلف عراق، از جمله نجف، کاظمین و سامرا، نشان میدهد که حضور تصویر رهبر شهید به موکبها و مجموعههای سازمانیافته محدود نبوده است. این تصاویر در مغازههای مستقل، میان عشایر، در مناطق روستایی و بر روی وسایل شخصی زائران نیز مشاهده میشد؛ فضاهایی که وابستگی سازمانی یا دولتی ندارند و تصمیمگیری درباره نمادهای مورد استفاده در آنها، بیش از هر چیز از علاقه، احترام و انتخاب شخصی صاحبان آنها حکایت میکند. برای نمونه، در شماری از مغازههای عراقی، تصویر رهبر شهید در جایگاهی محوری نصب شده بود. این مغازهها در صنوف مختلفی مانند نانوایی، قنادی، سوپرمارکت، انگشترفروشی و دیگر واحدهای صنفی فعالیت داشتند و نشانهای از وابستگی مستقیم آنها به نهادهای دولتی یا تشکیلات سیاسی مشاهده نمیشد. نصب تصویر یک شخصیت سیاسی و دینی در چنین فضاهایی را نمیتوان صرفاً اقدامی تبلیغاتی یا سازمانی تلقی کرد؛ زیرا صاحب مغازه، آن تصویر را در معرض دید مشتریان و رهگذران قرار میدهد و بهنوعی تعلق یا همدلی خود را در فضای عمومی ابراز میکند.
از این منظر، تصویر در زندگی روزمره، تنها یک نشانه بصری نیست؛ بلکه میتواند به ابزاری برای بیان هویت و تعلق اجتماعی تبدیل شود. هنگامی که تصویری در مغازه، محل کسب، لباس، کیف یا دیگر وسایل شخصی افراد تکرار میشود، از سطح یک نماد رسمی فراتر میرود و به بخشی از زبان اجتماعی مردم تبدیل میشود. به همین دلیل، حضور تصویر رهبر شهید در محیطهای مستقل و غیررسمی را میتوان نشانهای از تبدیل شدن ایشان به یک نماد اجتماعی و هویتی در میان بخشی از جامعه عراق دانست. نمونه دیگر را میتوان در مسیر کاظمین به سامرا مشاهده کرد؛ جایی که عشایر عراقی با هویت پررنگ عربی و قبیلهای، تصویر رهبر شهید را در موکبها یا محل استقرار خود نصب کرده بودند. اهمیت این مشاهده از آن جهت است که این گروهها را نمیتوان بهسادگی در چارچوب وابستگیهای رسمی و سازمانی تحلیل کرد. حضور تصویر ایشان در چنین محیطهایی نشان میدهد که گفتمان مقاومت توانسته است از مرزهای تشکیلاتی عبور کند و در میان گروههایی با هویتهای قومی، عربی و قبیلهای نیز بازتاب یابد.

در مسیرهای راهپیمایی نیز عراقیهایی از طبقات و مناطق مختلف اجتماعی، از جمله اهالی روستاها، دیده میشدند که کیف، لباس یا دیگر وسایل شخصی خود را به تصویر رهبر شهید مزین کرده بودند. این مشاهده، هرچند بهتنهایی نمیتواند مبنای یک پیمایش آماری درباره نگرش همه مردم عراق قرار گیرد، اما در کنار تکرار همین نشانه در فضاهای گوناگون، فرضیه نفوذ عاطفی و نمادین ایشان را در میان بخشهایی از تودههای عراقی تقویت میکند. نکته قابل تأمل دیگر، حضور تصویر رهبر شهید در برخی موکبهای وابسته یا نزدیک به جریان صدر بود. در شماری از موکبها و مغازههایی که تصاویر رهبران جریان صدر، مراجع شیعه و دیگر شخصیتهای دینی و سیاسی نیز در آنها نصب شده بود، تصویر ایشان در نقطهای مرکزی یا در ابعادی بزرگتر قرار داشت. از منظر نمادشناسی، جایگاه و اندازه تصویر در چیدمان بصری، خود حامل معناست. تصویر مرکزی یا بزرگتر معمولاً نشاندهنده اهمیت بیشتر آن شخصیت در نظام معنایی صاحب تصویر است. ازاینرو، این نوع چیدمان میتواند نشانهای از جایگاه برجسته رهبر شهید در ذهنیت بخشی از مردم و جریانهای اجتماعی عراق باشد. همنشینی تصویر رهبر شهید با تصاویر امام حسین(ع)، شهدای کربلا و دیگر نمادهای عاشورایی نیز اهمیت ویژهای دارد. این همجواری صرفاً یک انتخاب تزئینی نیست، بلکه درون یک شبکه معنایی مشخص شکل میگیرد؛ شبکهای که مفاهیمی همچون شهادت، ایستادگی، ولایت، دفاع از مقدسات و مقاومت در برابر ظلم را به یکدیگر پیوند میدهد. در چنین چارچوبی، بخشی از جامعه عراق، رهبر شهید را نه صرفاً بهعنوان یک شخصیت سیاسی ایرانی، بلکه بهعنوان نمادی از استمرار تاریخی راه عاشورا و جبهه حق فهم میکند.
اربعین نیز در این میان نقشی فراتر از یک مناسک مذهبی دارد. این آیین، بستری فراملی است که در آن مرزهای ملی، قومی و زبانی درون یک اجتماع بزرگ دینی تا حدی بازتعریف میشوند. نشانههایی که در این فضای گسترده تکرار میشوند، از ظرفیت بیشتری برای تبدیلشدن به نمادهای مشترک برخوردارند. بنابراین، حضور گسترده تصویر رهبر شهید در راهپیمایی اربعین را میتوان بخشی از فرایند بازتولید هویت مشترک مقاومت در میان ملتهای منطقه دانست؛ هویتی که در آن، رهبری، شهادت، دفاع از مقدسات و ایستادگی در برابر سلطه، به مفاهیمی مشترک تبدیل شدهاند. در این چارچوب، فراوانی تصویر رهبر شهید در عراق صرفاً یک پدیده تبلیغاتی یا سازمانی نیست. ارزش تحلیلی این پدیده در آن است که تصویر ایشان در محیطهای رسمی و غیررسمی، در میان گروههای سازمانیافته و افراد مستقل، در شهرها و روستاها، در موکبها و مغازهها و در کنار نمادهای عراقی و عاشورایی مشاهده شده است. این گستردگی و تکرار، از تبدیلشدن تصویر ایشان به نوعی «سرمایه نمادین» حکایت دارد؛ سرمایهای که برای بخشی از جامعه عراق، مفاهیمی همچون مقاومت، شهادت، ولایت، استقلال و پیوند اعتقادی فرامرزی را نمایندگی میکند.

از سوی دیگر، واکنش مردم عراق به عاملان و آمران شهادت رهبر شهید نیز در همین چارچوب معنایی قابل تحلیل است. در ذهنیت دینی و تاریخی بسیاری از زائران، قاتلان ایشان در امتداد چهرههایی مانند یزید و شمر فهم میشوند؛ یعنی نمادهای تاریخی ظلم و ستم که در برابر جبهه حق ایستادهاند. از این منظر، شهادت رهبر شهید برای بخشی از جامعه عراق نه صرفاً یک حادثه سیاسی، بلکه رخدادی در امتداد نبرد تاریخی حق و باطل و در چارچوب فرهنگ عاشورا تفسیر میشود و ابراز انزجار از قاتلان رهبر شهید، بخشی از مناسک تولی و تبری در این آیین عبادی-سیاسی به شمار میرود. از منظر اقتصادی نیز فراوانی تصویر آیتاللهالعظمی خامنهای در جغرافیای زیارتی عراق قابل تأمل است. هنگامی که مراکز عرضه محصولات فرهنگی و مذهبی، این تصاویر را در شمار قابل توجه و در کنار شمایل ائمه معصومین(ع) تولید و عرضه میکنند، میتوان دریافت که برای آنها تقاضای واقعی و مستمر وجود دارد. تولید و عرضه هر محصول در بازار، بهویژه در شرایطی که فروشندگان با محدودیت منابع و ملاحظات سود و زیان مواجهاند، معمولاً بر پایه ارزیابی میزان استقبال مخاطبان انجام میشود. ازاینرو، حضور مکرر و گسترده تصویر ایشان در بازارهای پیرامون عتبات، صرفاً یک انتخاب تبلیغاتی یا سازمانی نیست، بلکه میتواند نشانهای از وجود تقاضای اجتماعی و تمایل بخشی از زائران و مردم عراق به خرید، نگهداری و استفاده از این تصاویر باشد. در واقع، هنگامی که افراد برای تهیه چنین تصاویری هزینه میکنند، علاقه خود را از سطح ابراز عاطفی و نمادین به کنش عملی ارتقا میدهند؛ انتخابی که میتواند بهعنوان یکی از شواهد مکملِ محبوبیت و نفوذ اجتماعی آیتالله خامنهای در میان بخشی از جامعه عراق مورد توجه قرار گیرد. البته این شاخص، بهتنهایی برای سنجش میزان محبوبیت عمومی کافی نیست، اما در کنار شواهد میدانی دیگر، از تقاضای اجتماعی و جایگاه نمادین قابل توجه ایشان حکایت میکند.

در مجموع، حضور گسترده تصویر رهبر شهید در راهپیمایی و فضای عمومی عراق، جلوهای از پیوند عاطفی و هویتی بخشِ مهمی از تودههای عراقی با جبهه مقاومت و رهبر شهید انقلاب است. این تصویر، در ذهنیت اجتماعی بسیاری از مردم، از یک نماد سیاسی فراتر رفته و به نشانهای از ایمان، مقاومت، شهادت و استمرار راه عاشورا تبدیل شده است. همین امر نشان میدهد که نفوذ رهبری جریان مقاومت، صرفاً در سطح روابط رسمی میان دولتها یا همکاریهای تشکیلاتی خلاصه نمیشود، بلکه در لایههایی از فرهنگ عمومی و حافظه عاطفی ملتهای منطقه نیز امتداد یافته است. در واقع، تکثر و فراوانی تصاویر رهبر شهید در جغرافیای زیارتی عراق، نشاندهنده عمق استراتژیک و نفوذ فکری-عقیدتی رهبر جریان مقاومت است؛ پیوندی که با عواطف مذهبی جامعه عراق گره خورده است. این پدیده گویای آن است که بخشی از توده اجتماعی عراق، فارغ از پیچیدگیهای ساختار سیاسی کشورشان، تمرکز بر اصل ولایت را به عنوان نماد پایداری و انسجام جبهه مقاومت در چهار دهه گذشته پذیرفتهاند.

نظر شما