چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴
عشق به ایران و هم‌صدایی با مجاهدان مشروطه

عشق به ایران و سربلندی و عظمت آن از دیگر انگیزه‌های زرتشتیان در مبارزه با استبداد و تحجر بوده است. عامل دیگر را می‌توان شرایط سخت و طاقت فرسای زندگی زرتشتیان در آن دوران ذکر کرد... و دلایل دیگر. زرتشتیان امیدوار بودند با از بین رفتن استبداد و استقرار مشروطیت بتوانند به حقوق فطری و انسانی خود دست یابند و به همین دلیل با مجاهدان هم‌صدا شده و با استبداد تا پای جان جنگیدند.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- بوذرجمهر پرخیده؛ پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران باستان: احمد کسروی در پیشگفتار کتاب «تاریخ مشروطه ایران» می‌نویسد: «در جنبش مشروطه کار را کسان گمنام و بی‌شکوه از پیش بردند. ولی چون خواسته می‌شد جنبش ناانجام بماند، آن مردان غیرتمند را کنار زدند، و تا توانستند بدرفتاری نمودند، و زندگی را به آنان تلخ گردانیدند که خود داستان دلسوز دیگری‌ست، و این بسیار ناسزا بود که چنان مردانی نام‌های‌شان نیز از میان رود و باری در تاریخ ارج‌شناسی از آنان نموده نشود و راستی‌ها بی‌پرده نگردد. این کار نه به خدا خوش افتادی و نه با راستی‌پرستی و پاکدلی سازش داشتی، و از آن سوی چه از دیده پیشرفت توده و کشور، و چه از دیده رواج خوی‌های ستوده زیان‌های بسیار از آن پدید آمدی».

عشق به ایران و هم‌صدایی با مجاهدان مشروطه
بوذرجمهر پرخیده

جنبش مشروطه‌خواهی با نگرش نوین ایرانیان

جنبش ملی مشروطه‌خواهی و آزادی‌خواهی از صد سال پیش با نگرش نوین ایرانیان به زندگی اجتماعی‌شان آغاز شد. در این جنبش، مانند اغلب حرکت‌های اجتماعی، گروه‌ها و طبقات مختلف مشارکت داشتند؛ گروه‌هایی با افق‌های دید گوناگون و اندیشه‌های متفاوت، ولی همگی در جبهه‌ای واحد در مبارزه برای زندگی بهتر در پناه قانون و عدالت. روشنفکران اصلاح‌طلب و انقلابی، بازرگانان ترقی‌خواه و روحانیون روشن‌بین سه عنصر اصلی بیداری مردم و سازنده این نهضت بودند.

زرتشتیان که در این زمان (آغاز مشروطیت)، در حدود یک‌هزارم جمعیت ایران را داشتند، به نسبت جمعیت، نقش کیفی و کمی مناسبی در برپایی و پشتیبانی این جنبش ملی ایفا کردند و به جز همراهی فکری و بیدارکننده، به کمک مالی مجاهدین نیز پرداختند. زرتشتیان بنا به آموزش‌های دینی‌شان و پیروی از سنت ترقی‌خواهانه، همواره خواهان آزادی بوده‌اند. در دوره پُرمشقت قاجار، این آزادی‌خواهی دوچندان بود، چرا که این قوم ستمدیده در این دوران فشارهای بسیاری را تحمل می‌کردند و دم برنمی‌آوردند و چون بوی قیام مردمی و رهایی به مشام رسید، دلشان لرزید و خواستند هر چه دارند در راه رهایی از اسارت جهل و ناامیدی بپردازند تا فرزندان‌شان در سرزمین اهورایی ایران همراه با زندگی بهتر زرتشتی بمانند.

عشق به ایران و سربلندی و عظمت آن از دیگر انگیزه‌های زرتشتیان در مبارزه با استبداد و تحجر بوده است. عامل دیگر را می‌توان شرایط سخت و طاقت فرسای زندگی زرتشتیان در آن دوران ذکر کرد... و دلایل دیگر. زرتشتیان امیدوار بودند با از بین رفتن استبداد و استقرار مشروطیت بتوانند به حقوق فطری و انسانی خود دست یابند و به همین دلیل با مجاهدان هم‌صدا شده و با استبداد تا پای جان جنگیدند.

عشق به ایران و هم‌صدایی با مجاهدان مشروطه

کمکهای مالی به مجاهدین

مبارزه با دستگاه استبداد پول و تفنگ لازم داشت. در این زمان دو تجارتخانه بزرگ جهانیان و جمشیدیان به سرپرستی دو ارباب بزرگ زرتشتی به یاری آزادی‌خواهان برخاستند. ارباب خسرو شاهجهان و برادرانش (در تجارتخانه جهانیان) به طور عمده و موثر از جنبش مردم بر ضد استبداد حمایت کردند و علاوه بر کمک‌های مالی، برای آن‌ها از راه‌های گوناگون اسلحه تهیه می‌کردند.

در کتاب تاریخچه سی ساله بانک ملی ایران آمده است: «خسرو شاهجهان و برادران به منظور عملیات صرافی و بانکداری شرکتی در سال ۱۲۷۴خ. در یزد تشکیل دادند و بعدا شعبی در دیگر شهرهای ایران و در بمبئی و لندن دایر کردند... یکی از کمک‌های این شرکت به آزادی‌خواهان مبلغ ده هزار تومان بود که در یک بار در اختیار آن‌ها گذاشت. هم‌چنین عده‌ای از زرتشتیان اسحله‌هایی را که بعضی از دولتی‌ها از انبار مهمات سرقت می‌کردند خریداری نموده و به آزادی‌خواهان می‌دادند».

عشق به ایران و هم‌صدایی با مجاهدان مشروطه
میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل

در شماره ۳۱ روزنامه «صور اسرافیل» آمده است: «در چندی قبل از ذخیره دولتی چهارصد قبضه تفنگ «ورندل» بلند قد خارج نموده و به... تاجر پارسی فروخته‌اند.... هم‌چنین از اسلحه‌خانه دویست قبضه تفنگ پنج تیر «مکنز» و غیره با یکصد و پنجاه هزار عدد فشنگ فخیم‌الممالک و.... فروخته‌اند». پارسیان هند هم بنا به وضعیت و موقعیتی که داشتند به آزادی‌خواهان یاری می‌رساندند. به نظر می‌رسد پارسیان برای رهایی ایران از استعمار انگلیس و روسیه تزاری حاضر بودند در تشکیل بانک ملی ایران به مجلسیان کمک کنند.

عشق به ایران و هم‌صدایی با مجاهدان مشروطه

ادوارد براون در کتاب «انقلاب ایران» می‌نویسد: «همدردی و کمک پارسیان و زرتشتیان بمبئی که ممکن بود هم با طیب خاطر و هم به واسطه استطاعت همراهی کامل بنمایند، بدبختانه به واسطه قتل نابه‌کارانه و ناجوانمردانه (۱۳ فوریه) ارباب پرویز در یزد که هر چند مطبوعات و اکثریت توده ایرانیان حتی علما را عزادار نمود، آنان را دلسرد و روبرگردان ساخت.

عشق به ایران و هم‌صدایی با مجاهدان مشروطه
ارباب پرویز شاهجهان و ارباب جمشید جمشیدیان

کمک تجارتخانه‌های زرتشتی به مشروطه‌خواهان

دو تجارتخانه جهانیان و جمشیدیان به مبارزان مشروطه‌خواه یاری و مساعدت مالی می‌رساندند. این دو بانک در سرتاسر ایران و به ویژه در جنوب دارای تشکیلات وسیع و منظمی بودند. به طور مخصوص بین عشایر و ایلات فارس محبوبیت و نفوذ فراوان داشتند و در اثر قراری که بین پرویز شاهجهان (از موسسین بانک جهانیان) و آزادی‌خواهان گذاشته شده بود، تجارتخانه‌های جهانیان و جمشیدیان اسحله و فشنگ و مهماتی را که از خارج وارد ایران می‌شد در بندر بوشهر تحویل می‌گرفتند و جزء سایر مال‌التجاره‌های خود (پنبه و پارچه) به تهران و سایر شهرها حمل و در اختیار مجاهدین قرار می‌دادند. محموله‌هایی که علامت این تجارتخانه‌ها را داشت هنگام عبور از جاده‌های جنوب از هرگونه دستبرد و سرقتی در امان بود.

در تهران توزیع مهمات و تفنگ بین مجاهدین مشکل بود؛ چون مجاهدین و به‌ویژه آذربایجانی‌ها مورد سوءظن و شک بودند، صوراسرافیل که عضو انجمن آذربایجان بود، ارباب مهربان جمشید پارسایی (بنیان‌گزار پذیرشگاه پارسایی) را که با او خیلی دوست بود مامور این کار کرد و او که مردی آرام و قیافه‌ای مظلومانه داشت سوءظن‌برانگیز نبود. تا اینکه پس از مدت‌ها، مستبدین به همکاری بانک‌های جمشیدیان و جهانیان و مهربان پارسایی با مجاهدین پی بردند و تصمیم به قتل پرویز شاهجهان در یزد گرفتند و او را به دستور محمدعلی میرزا به وضع فجیعی کشتند. خبر قتل پرویز شاهجهان در شماره ۱۲ روزنامه «ندای وطن» منتشر شد و موجی از هیجان و خشم عمومی را بر علیه عمال استبداد برانگیخت. در هندوستان نیز این خبر در روزنامه تایمز بمبئی و جام جمشید انتشار پیدا می‌کند و تفسیرهایی درباره عدم تامین جانی و مالی زرتشتیان در ایران نوشته می‌شود و این درست برابر است با قصد سرمایه‌گزاری پارسیان و شرکت در تاسیس بانک ملی ایران.

عشق به ایران و هم‌صدایی با مجاهدان مشروطه
شماری از فعالان جنبش مشروطه ایران، دستگیرشده در باغ‌شاه،
با غل و زنجیر بر دستان و گردن‌ها در دوران استبداد صغیر محمدعلی‌شاه.

فریدون برای جواهرات سلطنتی چاره‌جویی می‌کند

قتل پرویز شاهجهان و تهدیدهای دولتی‌ها بر علیه زرتشتیان آنها را از کوشش در راه مشروطه و در راه دستیابی به پیروزی بازنمی‌دارد. یکی دیگر از شهدای زرتشتیان، فریدون خسرو اهرستانی (معروف به گل خورشید) از بنیان‌گزاران انجمن زرتشتیان تهران و رئیس شعبه تجارتخانه جهانیان در تهران بود. او که جوانی غیور و پرشور بود در جریان توزیع اسحله با عده زیادی از آزادی‌خواهان ارتباط پیدا کرده و در جلسات شبانه آن‌ها شرکت می‌جوید. بعدها جلسات انجمن آذربایجانی‌ها اغلب در منزل ارباب فریدون خسرو تشکیل می‌شود. او هم‌چنین واسطه توزیع اسحله‌هایی بود که از روسیه توسط مجاهدین آذربایجانی وارد می‌شد و به هر کس که توسط آن انجمن معرفی می‌شد یک قبضه تفنگ و یک صد عدد فشنگ تحویل می‌داده است.

روزی در جریان فعالیت‌های بانکی تجارتخانه، از دوستی به نام ورقا که خود از آزادی‌خواهان بوده و در بانک روس کار می‌کرد می‌شنود که محمدعلی میرزا برای تامین هزینه خوشگذرانی‌های خود، زیرپوش مرواریدبافت مادرش را که جز جواهرات سلطنتی بوده در بانک روس گرو گذاشته و پول دریافت داشته است. فریدون این خبر را به کمیته مجاهدین می‌رساند تا بلکه چاره‌جویی کنند، مبادا تمام جواهرات سلطنتی به این نحو به گرو برود. مجاهدین این خبر را در شهر پراکنده می‌کنند. مستبدین درمی‌یابند که این خبر را فریدون خسرو به مجاهدین داده و کمر به قتل او می‌بندند. شبانگاه هیجده نفر به خانه او وارد شده و او را از رختخواب بیرون کشیده به طرز فجیعی جلو چشم زنش که تازه چهار ماه از ازدواجش می‌گذشته، می‌کشند. همسرش به نام بانو سرور وکیل دختر مهربان وکیل‌الرعایا از ناموران زرتشتی بوده است. همسر شادروان فریدون برای دفاع از شوهرش، خود را به جلو می‌اندازد و با دست شمشیر یکی از مهاجمین را می‌گیرد و در اثر رفتن خون زیاد و وحشت از حال می‌رود.

عشق به ایران و هم‌صدایی با مجاهدان مشروطه
ملکه جهان و محمدعلی شاه. همسر شاه جزو دشمنان سرسخت مشروطه بود
و در مواردی باعث تغییر دستورهای مسالمت‌آمیز شاه به فرمان‌هایی خشن برضد مشروطه شد

از دادخواهی‌های انجمن آذربایجان تا حکم قاتلان فریدون

این قتل که به دستور محمدعلی میرزا و به دست صنیع حضرت و عده‌ای اوباش صورت می‌گیرد، سیلی از هیجان در مردم و آزادی‌خواهان به‌وجود می‌آورد. صنیع حضرت بعدها به خاطر جنایاتش در سال ۱۲۸۹ خ. به دست آزادی‌خواهان اعدام می‌شود. مردم تهران پس از قتل ارباب فریدون سخت آزرده می‌گردند و در خیابان‌ها شعار می‌دهند: «قتل فریدون گبر خون سیاوش شد/ خیمه مشروطیت جمله سیاه‌پوش شد».

پس از این قتل، خسرو شاهجهان رئیس تجارتخانه جهانیان برای دادخواهی از یزد به تهران می‌آید و طی عریضه‌ای به محمدعلی میرزا (که اکنون محمدعلی شاه شده) تظلم‌خواهی می‌کند، ولی محمدعلی شاه او را نیز به قتل تهدید می‌کند به طوری که شبانه از تهران می‌گریزد و پس از چندی از طریق بوشهر به بمبئی می‌رود تا از پارسیان کمک بخواهد. خسرو شاهجهان از بمبئی به لندن رفته و با یکی از مبارزین هند که با استعمار انگلیس می‌جنگیده و از پارسیان بوده به نام دده بایی نوروزجی ملاقات کرده و ظلم‌ها را شرح می‌دهد. در این زمان است که به دستور محمدعلی میرزا شعب تجارتخانه جهانیان در تهران و سایر شهرها غارت شده بودند. دده بایی نوروزجی از دولت ایران تامین جانی برای شاهجهان و امنیت برای تجارتخانه او می‌خواهد.

در این دوران احمد شاه به جای محمدعلی شاه می‌نشیند و همه‌گونه تامین را به او می‌دهد و خسرو شاهجهان به ایران بازمی‌گردد. دادخواهی‌هایی توسط انجمن آذربایجان و نیز همسر فریدون خسرو صورت می‌گیرد. انجمن آذربایجان از علمای زمان می‌خواهد تا حکم قاتلان فریدون را صادر کنند... و پس از چندی آن‌ها به سزای اعمال خود می‌رسند.

عشق به ایران و هم‌صدایی با مجاهدان مشروطه
ارباب کیخسرو شاهرخ

نمایندگی زرتشتیان در مجلس اول

از جالب‌ترین مسائلی که در جریان مشروطیت برای زرتشتیان روی داد، به دست آوردن یک کرسی نمایندگی در مجلس اول بود که برای صاحبان دیگر ادیان میسر نشد. ارباب کیخسرو شاهرخ در خاطراتش در این باره آورده است: «همین که مشروطیت ایران سر گرفت و فرمان انتخابات بیرون آمد، چون قدرت در دست آقایان علما [بود و] سیدعبدالله بهبهانی و میرزامحمد طباطبایی به اصطلاح آن وقت «سیدین سندین» را عقیده داشتند که فقط مسلمانان باید نماینده در مجلس داشته باشند و ایشان خود از سوی غیرمسلمانان وکالت خواهند کرد، چنان‌که ارامنه و یهود را به همین راضی کرده بودند، ولی ما راضی نشده، اقدامات شده و بالاخره موفقیت حاصل کردیم که زرتشتیان نماینده داشته باشند. برای این که فرصت از دست نرود، یک عده سی‌چهل نفری، جمع شده و کاغذی به عنوان اعتبارنامه نوشته و امضا کرده و به دست ارباب جمشید دادیم که ایشان نماینده زرتشتیان هستند و به زرتشتیان یزد و کرمان و شیراز هم تلگراف کردیم تایید کنند و کردند. به این ترتیب ارباب جمشید در دوره اول به سمت نمایندگی معرفی و وارد مجلس شد»

به‌دست‌آوردن یک کرسی نمایندگی برای زرتشتیان در دوره قاجار یک موفقیت بزرگی محسوب می‌شد و باید گفت با این پیروزی، زرتشتیان به وسیله تلاش‌های بی‌وقفه ارباب کیخسرو شاهرخ روزبه‌روز جای پای خود را در به دست آوردن حقوق قانونی خود و حتی حقوق دیگر دین‌ها، محکم‌تر ساختند.

یاری‌نامه‌ها:

  1. مجله هوخت شماره ۳ سال بیستم (۱۳۴۸)
  2. تاریخ پهلوی و زرتشتیان، نوشته موبد اشیدری
  3. سهم زرتشتیان در انقلاب مشروطه ایران، نوشته فرهنگ مهر
  4. اسنادی از زرتشتیان معاصر، به کوشش تورج امینی
  5. مشروطیت در یزد، نوشته علی اکبر تشکری بافقی
  6. یادداشت‌های ارباب کیخسرو شاهرخ، به کوشش موبد اشیدری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها