شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۵
ادبیات مقاومت چگونه به ادبیات پایداری رسید؟

حسینعلی قبادی در پایان، یکی از پرسش‌های اساسی در این حوزه را چگونگی تحول مفهوم ادبیات مقاومت به ادبیات پایداری دانست و گفت: باید بررسی کنیم که چگونه ادبیات مقاومت به ادبیات پایداری تبدیل شده است و این مفهوم در بستر تاریخی و فرهنگی ایران چه مسیری را طی کرده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، آئین رونمایی از کتاب‌های دانشگاهی ادبیات پایداری با حضور محمدرضا سنگری، رئیس اندیشکده ادبیات پایداری، محمدرضا ترکی، نویسنده و پژوهشگر و عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، حسینعلی قبادی، نویسنده و پژوهشگر ادبیات پایداری، غلامرضا کافی، حامد صافی و دیگر پیشکسوتان عرصه ادبیات پایداری شنبه ۲۸ شهریور در حوزه هنری برگزار شد.

سنگری در ابتدای این آئین با اشاره به بیانات رهبری مبنی بر تشکیل اندیشکده ادبیات پایداری گفت: دغدغه از نیازهای ما نشات می گرفت. پس از دو سال بحث و بررسی از میان ۳۵ عنوان مطرح شده، با استفاده از همه ظرفیت‌های دانشگاهی در سطح کشور به تولید این متون پرداختیم.

او درباره بهره گیری از ظرفیت دانشگاه‌ها برای تولید آثار در حوزه ادبیات پایداری توضیح داد و گفت: ادبیات پایداری زیر شاخه‌هایی مانند ادبیات انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و ادبیات خیابانی دارد.

رئیس اندیشکده ادبیات پایداری افزود: دست‌کم ۲۷ پدیده جدید را در خیابان ادراک می کنیم که عمده آنها را مردم و خصوصاً کودکان خلق می‌کنند. برای پرداختن به این موضوعات تلاش کردیم از ظرفیت دانشگاه‌های مختلف از جمله دانشگاه خلیج فارس خوزستان، کرمان، همدان و شیراز بهره بگیریم و در بخش انتشار با ناشرانی مانند انتشارات سمت و سوره مهر همکاری کردیم.

سنگری با اشاره به روند شکل‌گیری این مجموعه کتاب‌ها خاطرنشان کرد: از مجموع ۳۵ موضوع احصا شده امروز شاهد رونمایی از ۶ عنوان کتاب هستیم. از کسانی که توانایی و علاقه مندی برای فعالیت در این حوزه دارند نیز دعوت می کنم به اندیشکده ادبیات پایداری مراجعه کنند.

او با اشاره به سابقه تدریس گرایش ادبیات پایداری در دانشگاه‌های کشور بیان کرد: چندین سال است که این ادبیات در دانشگاه‌های ما برپا شده و این گرایش به همت امیری خراسانی در کرمان پایه‌گذاری شد. در این سال‌ها تعدادی واحد درسی ارائه می‌شد، اما احساس کردیم این واحدها پاسخگوی نیازهای موجود نیستند و باید کار علمی گسترده‌تری در حوزه ادبیات پایداری انجام شود.

سنگری ادامه داد: بر همین اساس کار تدوین و تولید این مجموعه را دنبال کردیم که حاصل آن تاکنون ۶ عنوان کتاب بوده است که چهار عنوان از این آثار امروز رونمایی می شود.

او در پایان با اشاره به گستردگی ظرفیت‌های موجود در این حوزه اظهار کرد: این پراکندگی ظرفیت‌ها خود گویای گستردگی موضوع است. در این مسیر تلاش فراوانی داشتیم تا یک بانک اطلاعاتی شکل بگیرد و بتوانیم ظرفیت‌ها و منابع مرتبط با ادبیات پایداری را شناسایی و سازمان‌دهی کنیم

ادبیات پایداری در ایران، پدیده‌ای ماهوی و تاریخی است

حسینعلی قبادی مؤلف کتاب «افق‌هایی از ادبیات بیداری» در ادامه این نشست با اشاره به چالش‌ها و دغدغه دیرینه خود درباره ضرورت شناخت چالش‌های ادبیات پایداری گفت: دغدغه من از گذشته این بوده که اگر قرار است ادبیات پایداری را چالش‌شناسی کنیم، ابتدا باید به این نکته توجه داشته باشیم که ادبیات پایداری در این جغرافیا و در این سرزمین، یک اتفاق صرفاً مکان‌مند و زمان‌مند نیست.

او ادامه داد: از دیدگاه من، ادبیات پایداری در سرزمینی به نام ایران و در متن تمدن و تاریخ ایران، یک پدیده ماهوی، تاریخی و تمدنی و در واقع اجتناب‌ناپذیر است. اگر کسی سرنوشت ادبیات ایران را پیش و پس از اسلام بررسی کند، با ادبیاتی کم نظیر و سرنوشتی کاملاً متمایز روبه‌رو می شود.

مولف کتاب «افق‌هایی از ادبیات بیداری» با اشاره به گستردگی تاریخی و جغرافیایی زبان و ادبیات فارسی، اظهار کرد: این ادبیات از چین تا ماورالنهر تا بغداد، آسیای صغیر، بالکان و دیگر مناطق، گستره‌ای را در قالب ایران فرهنگی بزرگ شکل داده است. یکی از جلوه‌های این ادبیات، ادبیات پایداری است؛ اگر این وجه از ادبیات وجود نداشت، بخش مهمی از این میراث ادبی کمرنگ می‌شد.

او افزود: ایران تنها کشوری است که پس از مسلمان شدن، زبان ایرانی خود را حفظ کرد. در برخی سرزمین‌های دیگر مانند مصر، لبنان و سوریه زبان عربی غلبه پیدا کرد. اما در ایران، اسلام و زبان فارسی در کنار یکدیگر استمرار یافتند. از این منظر، حفظ زبان فارسی را می توان یکی از نشانه‌های مهم تداوم تاریخی و فرهنگی ایران دانست.

قبادی در ادامه با اشاره به تاریخ معاصر ایران گفت: ایران در دوره معاصر نیز همواره در تحولات منطقه و جهان اثرگذار بوده و در این میان ادبیات پایداری یکی از جلوه‌های مهم این استمرار تاریخی و فرهنگی بوده است.

این نویسنده با اشاره به نمونه‌های ادبیات مقاومت در جهان خاطرنشان کرد: همان‌طور که رخدادهایی مانند انقلاب فرانسه یا جنگ ویتنام در ادبیات و فرهنگ جهان بازتاب داشتند، ادبیات مقاومت فلسطین نیز یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این جریان بوده است. این ادبیات امروز دوباره تجدید حیات پیدا کرده است، ادبیاتی که صرفاً به مبارزه با اشغال محدود نمی‌شود، ذات فرهنگ ادبیات پایداری مبارزه با ظلم است.

قبادی در پایان، یکی از پرسش‌های اساسی در این حوزه را چگونگی تحول مفهوم ادبیات مقاومت به ادبیات پایداری دانست و گفت: باید بررسی کنیم که چگونه ادبیات مقاومت به ادبیات پایداری تبدیل شده است و این مفهوم در بستر تاریخی و فرهنگی ایران چه مسیری را طی کرده است.

ادبیات پایداری باید به نیازهای امروز جامعه پاسخ دهد

محمدحسن شاهنگی مدیر گروه مطالعات بنیادی و مولف کتاب«زندگینامه نوشته‌های انقلاب اسلاکی و دفاع مقدس» در این نشست با اشاره به شرایط امروز و ضرورت توجه به مسائل روز گفت: عرصه اندیشکده ادبیات پایداری، یک میدان مبارزه و یک میدان جهاد است؛ فعالیت‌های انجام شده در حوزه ادبیات پایداری نیز در همین راستا قابل توجه است و همت و عزم محمدرضا سنگری در این زمینه شایسته تقدیر است.

او با اشاره به خلا موجود در منابع آموزشی حوزه ادبیات پایداری اظهار کرد: این فعالیت‌ها را از این جهت ضروری می‌دانم که خلائی در این حوزه وجود داشت که دوستان این فقر را احساس کردند و برای رفع آن تمام قد در این حوزه ایستادند.

شاهنگی با بیان اینکه برای نوشتن و تالیف کتاب با دشواری‌هایی روبرو بوده است، افزود: ما منابع موجود زیادی در ادبیات پایداری نداریم، از سوی دیگر رویکرد آموزشی را نیز باید در نظر داشت و رویکرد پژوهشی و نگارشی نویسنده را در آن جاری کرد.

مدیر گروه مطالعات بنیادی در ادامه با اشاره به تجربه خود در نگارش اثری پژوهشی درباره زندگی شهدا و بزرگان انقلاب اسلامی گفت: تلاش کردم در حد توان و بضاعت علمی، با زندگی‌نامه شهدا و بزرگان انقلاب اسلامی مواجه شوم و به نوعی با تجربه و زندگی زیسته آنان همراه شوم تا این تجربه‌ها را در قالب یک اثر پژوهشی به جامعه ادبی عرضه کنم.

او افزود: به نظرم ادبیات پایداری فراتر از ادبیاتی است که صرفاً با یک فرهنگی یا یک موضوع خاص مواجه باشد. امروز ما با پدیده‌هایی مانند جنگ شناختی و جنگ ترکیبی روبرو هستیم و لازم است در دانشگاه و جامعه، مصادیق این مسائل را شناسایی، تبیین و درباره آنها گفت‌وگو کنیم.

پژوهش دانشگاهی در ادبیات پایداری باید مساله محور باشد

غلامرضا کافی، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز و مولف کتاب «مقدمه‌ای بر شناخت ادبیات انقلاب اسلامی» در این مراسم با تاکید بر ضرورت مساله محور بودن پژوهش‌های دانشگاهی در حوزه ادبیات پایداری گفت: سخن دانشگاهی باید مساله محور باشد. معمولا ادبیات پایداری را ادبیاتی معناگرا معرفی می‌کنند، اما به نظر من این ادبیات را نباید صرفاً از منظر معنا بررسی کرد؛ بلکه باید به ویژگی‌های زبانی و صورت‌های شعری آن نیز توجه داشت.

او با اشاره به یکی از دیدگاه‌های پیشین خود درباره نسبت شعر نو و تحولات اجتماعی و سیاسی اظهار کرد: زمانی این بحث را مطرح کردم که اگر انقلاب رخ نداده بود، شعر سپید و شعر آزاد می توانست مسیر متفاوتی را طی کند. این تعبیر البته گاهی به درستی فهم نشد و منظور من از آن بررسی تاثیر شرایط تاریخی بر روند تحول و تثبیت جریان‌های شعری بود.

کافی ادامه داد: در شعر معاصر عرب، میان جریان اشعار عرب، شعر کلاسیک در جریان‌های معاصر جایگاه پیشین خود را تا اندازه‌ای از دست داده است. از این منظر می‌توان این پرسش را مطرح کرد که چه عاملی موجب شد شعر کلاسیک عرب در جریان‌های جدید شعری، نمایندگی و حضور پررنگ گذشته را نداشته باشند.

عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز افزود: یکی از زمینه‌های قابل بررسی، نسبت میان شعر آزاد و تحولات تاریخی و اجتماعی است؛ از جمله اینکه این جریان شعری چگونه با دوره انقلاب مواجه شد و چه تاثیری از آن پذیرفت. در ایران، در روند تحول شعر نو شاعرانی چون گرمارودی و طاهره صفارزاده به عنوان نمایندگان این جریان شناخته می شوند. وقتی ادبیات انقلاب را در دوره شکل گیری آن بررسی می‌کنیم، بخشی از شاعران شاخص این جریان در قالب‌های نو وآزاد شعر سروده‌اند. این مساله نشان می‌دهد که ادبیات انقلاب را نمی‌توان صرفا با قالب‌های کلاسیک بررسی کرد و باید نسبت آن را با تحولات شعر نو و عر آزاد نیز مورد مطالعه قرار داد.

کافی در ادامه تاکید کرد: همین مساله را می‌توان در بررسی ادبیات پایداری نیز دنبال کرد؛ یعنی بررسی کنیم که ادبیات پایداری چه نسبتی با تحولات قالبی و زبانی شعر دارد و چگونه می‌توان حضور و تاثیر جریانهای شعری مختلف را در شکل گیری و تحول این ادبیات مطالعه کرد.

در ادامه این برنامه ویدئویی از احمد امیری خراسانی پخش شد که وی در این فیلم با اشاره به سابقه شکل‌گیری رشته ادبیات پایداری در دانشگاه گفت: در دهه ۱۳۸۰ برای اولین بار گرایش ادبیات پایداری در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه شهید باهنر کرمان راه‌اندازی شد. در آن زمان از سه ضلح دانشگاه، تنها دانشجو حضور داشت و خلا استاد و متون دانشگاهی به وضوح دیده می‌شد.

وی ادامه داد: استادان با علاقه شخصی وارد این حوزه شدند و با استفاده از متون پراکنده منابع درسی مورد نیاز را فراهم کردند. در ادامه متوجه شدیم که با یک خلا جدی در زمینه تالیف متون مناسب درسی روبرو هستیم و باید برای رفع آن اقدامی جدی انجام شود.

امیری خراسانی افزود: در دانشگاه، نشریه‌ای علمی راه‌اندازی کردیم و همچنین کنگره دوسالانه ادبیات پایداری را در کرمان برگزار کردیم. اعتقاد ما این بود که مقالات تولید شده در این رویدادها می‌توانند در آینده به منابع مناسبی برای تدوین کتاب‌های تخصصی تبدیل شود.

وی با اشاره به شکل‌گیری اندیشکده ادبیات پایداری در حوزه هنری گفت: پس از شکل‌گیری این اندیشکده تلاش شد ارتباط آن با بدنه دانشگاهی برقرار شود. جلساتی برگزار شد و در جریان این نشست‌ها بیش از ۳۵ عنوان موضوعی شناسایی شد که باید به متون علمی و آموزشی تبدیل می‌شد.

عضو هیئت علمی داشگاه شهید باهنر کرمان در پایان تاکید کرد: با توجه به خلا متنی موجود در حوزه ادبیات پایداری، به شدت نیازمند تالیف و تولید آثار علمی و آموزشی در این حوزه هستیم و باید این مسیر با جدیت ادامه پیدا کند.

روش تحقیق در ادبیات پایداری با خلا جدی منابع علمی روبرو است

حامد صافی، عضو هیئت علمی بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علوم و فنون خرمشهر، یکی دیگر از سخنرانان این مراسم بود که درباره کتاب «روش تحقیق و مرجع شناسی در ادبیات پایداری» سخن گفت و آن را حاصل مواجهه با یک خلا جدی در حوزه پژوهش های ادبیات پایداری دانست.

او با اشاره به مسیر علمی خود اظهار کرد: حسن‌ختام کار من در خرمشهر، کتاب «روش تحقیق و مرجع‌شناسی در ادبیات پایداری» است و هم اکنون در حال رفتن به دانشگاه اصفهان هستم.

صافی با اشاره به نقش اندیشکده ادبیات پایداری حوزه هنری در تدوین این مجموعه گفت: حوزه هنری در شکل و ظاهر یک نهاد علمی و دانشگاهی نیست، اما اندیشکده ادبیات پایداری با کار و پیگیری خود توانسته است مجموعه‌ای منسجم و علمی را تدوین کند.

او درباره دشواری‌های نگارش این کتاب توضیح داد: یکی از مهم‌ترین محدودیت‌ها، فقدان پیشینه پژوهشی بود؛ چرا که پیش از این، به طور مشخص کسی به روش تحقیق در ادبیات پایداری نپرداخته بود. هر قدر جست‌و جو کردم، مقاله یا پایان‌نامه‌ای که به صورت مستقیم به این موضوع پرداخته باشد، پیدا نکردم.

این نویسنده ادامه داد: دشواری دوم هم‌پوشانی روش تحقیق و مرجع شناسی در ادبیات پایداری با ادبیات فارسی بود که کار را پیچیده تر می‌کرد.

صافی با نگاهی انتقادی به تجربه نگارش این اثر افزود: اگر بخواهم دوباره این کتاب را بنویسم، آن را متفاوت خواهم نوشت.

به گفته او این بازنگری دو دلیل دارد؛ نخست اینکه تجربه بیشتری به دست آورده‌ام و دشواری کار را شناخته‌ام و دوم اینکه حدود دو سال از نگارش آن گذشته و در این فاصله اتفاقات مهمی همچون هوش مصنوعی در حوزه پژوهش رخ داده است.

او در پایان با پذیرش نقدهای وارد بر اثر گفت: تجربه اندک من در این آثار مشهود است و نقدها را می پذیرم.

تالیف یک کتاب پایان کار نیست؛ باید آن را بروز کرد

محمدرضا ترکی دیگر سخنران این مراسم با تاکید بر ضرورت‌های بازنگری و به روزرسانی آثار حوزه ادبیات پایداری گفت: آنچه نوشته شده، نباید پایان کار تلقی شود. تالیف یک اثر، پایان مسیر نیست، بلکه باید آن را در گذر زمان بروزرسانی کرد.

او با اشاره به کتاب «ادبیات انقلاب اسلامی» افزود: این اثر تالیف و به چند زبان از جمله عربی، ترکی و ارمنی ترجمه شده است، با این حال اگر امروز قرار باشد این کتاب دوباره نوشته شود به نظر من باید درصد زیادی از آن بازنگری قرار گیرد.

ترکی تاکید کرد: بنابراین نباید کار انجام شده را تمام شده تلقی کرد؛ آثار علمی نیز مانند خود حوزه پژوهش، نیازمند بازنگری، تکمیل و به روزرسانی مستمر هستند.

در پایان این نشست از مجموعه کتب دانشگاهی گرایش ادبیات پایداری با حضور پیشکسوتان این عرصه رونمایی شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها