سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) صنعت چاپ در جهان دیگر صرفاً صنعتی برای تولید محصولات چاپی نیست. این صنعت سالهای اخیر، همزمان با تغییر رفتار مصرفکنندگان، توسعه تجارت الکترونیک و ورود فناوریهای نوین به بخشی از زنجیره ارزش برندها تبدیل شده است
بنابراین بستهبندی بیش از گذشته به کانون توجه شرکتهای چاپی تبدیل شده و موضوعاتی مانند شخصیسازی، بستهبندی هوشمند و امنیتی، پایداری، مدیریت داده و استفاده از هوش مصنوعی، مسیرهای جدیدی را پیش روی این صنعت قرار دادهاند.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که این تغییرات، مدل بازاریابی شرکتهای چاپی را نیز دگرگون کرده است؛ بهگونهای که رقابت دیگر تنها بر سر قیمت، کیفیت یا برخورداری از ماشینآلات پیشرفته نیست، بلکه توانایی ارائه راهکارهایی است که بتواند برای مشتری ارزش تجاری ایجاد کند.
اشکان شکوهفرد، کارشناس و فعال صنعت چاپ، با بررسی روندهای بازاریابی این صنعت در جهان، معتقد است چاپخانههای موفق درحال عبور از مدل سنتی «فروش خدمات چاپ» و حرکت به سمت ایفای نقش بهعنوان شریک تجاری برندها هستند؛ مسیری که میتواند آینده صنعت چاپ و بستهبندی را تا سال ۲۰۳۰ تحت تأثیر قرار دهد.
بستهبندی؛ موتور رشد صنعت چاپ
صنعت چاپ در جهان طی سالهای اخیر با تغییرات قابلتوجهی در مدل کسبوکار و شیوههای بازاریابی مواجه شده است و توسعه بازار بستهبندی، دیجیتال مارکتینگ، شخصیسازی، پایداری، هوش مصنوعی و ارائه خدمات ارزشافزوده، مسیر فعالیت بسیاری از شرکتهای چاپی را تغییر داده است.
شکوهفرد در این زمینه معتقد است که این تغییر رویکرد، بهویژه در بازار بستهبندی اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه رشد تقاضا در حوزههایی مانند مواد غذایی، دارویی، آرایشی و بهداشتی و تجارت الکترونیک، بستهبندی را به یکی از مهمترین محرکهای رشد صنعت چاپ تبدیل کرده است.
بهگفته این فعال صنعت چاپ، یکی از مهمترین روندهای بازاریابی صنعت چاپ در جهان، تمرکز حرفهای بر بازار بستهبندی است، زیرا بیشترین رشد صنعت چاپ در سالهای آینده مربوط به بستهبندی مواد غذایی، دارویی، آرایشی و تجارت الکترونیک خواهد بود و همین مسئله موجب شده است بسیاری از سازمانهای چاپی به سمت این بازار حرکت کنند.
در چنین شرایطی، رقابت دیگر تنها بر سر کیفیت چاپ یا قیمت تمامشده نیست؛ بلکه چاپخانهها تلاش میکنند نقش گستردهتری در زنجیره ارزش مشتری داشته باشند و خدمات خود را از تولید محصول چاپی به ارائه راهکارهای کامل توسعه دهند.
شکوهفرد، بر اهمیت بازاریابی مبتنی بر ارزش تأکید کرد و میگوید: سازمانهای مدرن و درحال پیشرفت، به جای تبلیغ صرف کیفیت چاپ، بر مزایای تجاری خدمات خود تمرکز میکنند؛ ازجمله افزایش فروش محصول، ایجاد بهرهوری و افزایش ظرفیت تولید، جذب مشتریان بیشتر، کاهش ضایعات، افزایش سرعت ورود محصول به بازار و بهبود تجربه مصرفکننده.
این رویکرد در عمل به معنای آن است که چاپخانه باید بتواند برای مشتری توضیح دهد خدمات ارائهشده چگونه به بهبود عملکرد کسبوکار او کمک میکند؛ بنابراین ارزشآفرینی برای مشتری، به یکی از محورهای اصلی بازاریابی در صنعت چاپ تبدیل شده است.

دیجیتال مارکتینگ؛ ابزار ارتباط با مشتریان صنعتی
شکوهفرد یکی دیگر از روندهای مهم بازار جهانی را استفاده هدفمند از ابزارهای دیجیتال دانست و افزود: بسیاری از چاپخانههای بزرگ و پیشرفته در جهان از وبسایتهای حرفهای، ثبت سفارش آنلاین، شبکههای اجتماعی، وبینارهای آموزشی و تولید محتوای تخصصی برای توسعه بازار خود استفاده میکنند.
به گفته او، جذب مشتریان صنعتی و برقراری ارتباط با مدیران و تصمیمگیرندگان، نیازمند حضور حرفهای در فضای دیجیتال است و چاپخانهها نمیتوانند صرفاً به روشهای سنتی بازاریابی متکی باشند.
تجربه شرکتهای موفق چاپی در داخل کشور نشان میدهد که داشتن وبسایت نسل جدید با امکان ثبت سفارش آنلاین، استفاده مناسب و اصولی از فضاهای مجازی برای ارتباط با مدیران و تصمیمگیرندگان، برگزاری وبینارهای آموزشی و تولید محتوای تخصصی و کاربردی، از جمله ابزارهایی است که میتواند ارتباط میان شرکتهای چاپی و مشتریان صنعتی را تقویت کند.
البته در کنار دیجیتال مارکتینگ، شخصیسازی خدمات نیز به یکی از عوامل مهم بازاریابی در صنعت چاپ تبدیل شده است. استفاده از چاپهای خاص و دادههای متغیر برای تولید، امکان ارائه بستهبندیهای شخصیسازیشده، بستهبندیهای ضدجعل و امنیتی، کمپینهای تبلیغاتی اختصاصی، انواع QR Code و بستهبندیهای هوشمند را فراهم کرده است.
شکوهفرد در این زمینه معتقد است؛ توسعه این فناوریها باعث شده چاپ از یک فرآیند صرفاً تولیدی فاصله بگیرد و به بخشی از تجربه ارتباطی برند با مصرفکننده تبدیل شود. در این شرایط، اطلاعات متغیر و فناوریهای هوشمند میتوانند به شرکتها برای ایجاد ارتباط مستقیمتر با مشتری کمک کنند، از سوی دیگر، استفاده از بستهبندیهای امنیتی و ضدجعل میتواند برای صنایع دارویی، غذایی و محصولات صادراتی اهمیت ویژهای داشته باشد؛ حوزههایی که اصالت کالا و قابلیت رهگیری محصول در آنها اهمیت بالایی دارد.

پایداری؛ مزیت رقابتی جدید
پایداری نیز از دیگر موضوعاتی است که به گفته شکوهفرد، جایگاه آن در بازاریابی صنعت چاپ روزبهروز پررنگتر میشود. استفاده از مواد قابل بازیافت، کاهش مصرف انرژی، استفاده از مرکبهای دوستدار محیط زیست و کاهش ضایعات تولید، از جمله محورهای مهم در این زمینه هستند.
الزامات جدید بازارهای جهانی، بهویژه اروپا، اهمیت این موضوع را بیش از گذشته افزایش داده است، به همین دلیل شرکتهای چاپی برای حضور در بازارهای جهانی باید علاوه بر کیفیت، به شاخصهای زیستمحیطی و الزامات مرتبط با پایداری نیز توجه کنند.
شکوهفرد، بر این باور است که کیفیت بهتنهایی دیگر نمیتواند مزیت رقابتی اصلی یک شرکت چاپی باشد و رقابت مدرن در جهان به سمت ایجاد سیستمهایی برای کاهش ضایعات، استفاده از مواد قابل بازیافت، کاهش مصرف انرژی، استفاده از مرکبهای دوستدار محیط زیست و دریافت گواهیهای زیستمحیطی حرکت کرده است.
علاوهبراین حضور مناسب در نمایشگاههای داخلی و بینالمللی، ارائه نمونهکارهای حرفهای، چاپ کاتالوگهای خلاقانه، تولید ویدئوهای معرفی کارخانه، مدیریت ارتباط با مشتری، ایجاد باشگاه مشتریان و انتشار خبرنامههای تخصصی نیز از ابزارهای بازاریابی موفق در صنعت چاپ محسوب میشوند. بازارهای هدف اصلی این صنعت را میتوان در بخشهایی همچون صنایع غذایی، دارویی، آرایشی و بهداشتی، نوشیدنیها، تجارت الکترونیک، لوازم خانگی، قطعات خودرو و محصولات صادراتی دنبال کرد.
شکوهفرد در این زمینه معتقد است که شرکتهای چاپی برای توسعه بازار خود باید نگاه دقیقتری به مشتریان صنعتی داشته باشند و بازار هدف را بر اساس نیازهای واقعی صنایع مختلف تعریف کنند؛ رویکردی که میتواند زمینهساز افزایش سهم مشتریان بزرگ و توسعه بازارهای صادراتی شود.
از آنجایی که در بازاریابی مدرن، صرف افزایش تعداد سفارشها نمیتواند معیار کاملی برای ارزیابی موفقیت باشد. نرخ تبدیل سرنخ به مشتری، ارزش متوسط هر سفارش، نرخ حفظ مشتری، سهم مشتریان تکراری، زمان پاسخگویی به استعلام و قیمتدهی، شاخص رضایت مشتری (NPS) و سودآوری هر مشتری، از جمله شاخصهایی هستند که میتوانند عملکرد واقعی بازاریابی را نشان دهند.
بهگفته شکوهفرد، استفاده از شاخصهای قابلاندازهگیری به شرکتهای چاپی کمک میکند ارتباط میان فعالیتهای بازاریابی، فروش و سودآوری را دقیقتر ارزیابی کنند.
در همین چارچوب، تعداد سرنخهای جدید، نرخ تبدیل سرنخ به مشتری، نرخ حفظ مشتری، ارزش متوسط سفارش، فروش صادراتی، سود ناخالص هر مشتری، میزان رضایت مشتری (NPS)، نرخ تحویل بهموقع، تعامل در شبکههای اجتماعی، فروش ماهانه، رشد فروش، سود ناخالص و زمان پاسخ به استعلام، ازجمله KPIهای بازاریابی، فروش و مدیریتی هستند.

هوش مصنوعی در آینده صنعت چاپ
بخش دیگری از تحولات پیشروی صنعت چاپ در سالهای اخیر به استفاده از هوش مصنوعی مربوط میشود؛ استفاده از هوش مصنوعی در طراحی، فروش و قیمتدهی، سفارشگیری هوشمند، برنامهریزی تولید، اتوماسیون ارتباط با مشتری و تحلیل دادهها برای پیشبینی تقاضا، از جمله کاربردهایی است که آینده این صنعت را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
شکوهفرد معتقد است شرکتهای موفق صنعت چاپ در جهان، بهخصوص در سال ۲۰۲۶، بیش از گذشته به سمت فناوریهای دیجیتال، اتوماسیون اداری مبتنی بر هوش مصنوعی، پایداری و ارائه راهکارهای قابلاندازهگیری حرکت خواهند کرد و در این میان، تولید بستهبندی هوشمند، بستهبندی امنیتی و ضدجعل، استفاده از اطلاعات متغیر و تحلیل دادهها، از دیگر مسیرهایی هستند که میتوانند مدل کسبوکار شرکتهای چاپی را متحول کنند.
بهگفته او، بازارهای هدف صنعت چاپ تا سال ۲۰۳۰ میلادی شامل داروسازی، مواد غذایی، آرایشی و بهداشتی، نوشیدنی، محصولات صادراتی، تجارت الکترونیک، صنایع شیمیایی و لوازم خانگی خواهند بود، این بخشها همچنان موتور رشد صنعت چاپ و بستهبندی جهان هستند و انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ بستهبندی نزدیک به دو سوم بازار جهانی چاپ را تشکیل دهد.
میتوان گفت که توسعه تجارت الکترونیک، رشد برندینگ و افزایش تقاضا برای بستهبندی پایدار نیز از عواملی هستند که میتوانند به استمرار رشد چاپ بستهبندی در سالهای آینده کمک کنند، نوآوری نیز در این مسیر جایگاه ویژهای دارد. سرمایهگذاری روی بستهبندی هوشمند، انواع QR Code، استفاده از تگهای NFC، چاپ شخصیسازیشده، دادههای متغیر، استفاده از هوش مصنوعی و ایجاد سیستمها و روشها و پیادهسازی سیستم جریان کاری، از جمله مسیرهای نوآوری در صنعت چاپ هستند.
شکوهفرد با اشاره به اهمیت این روندها، معتقد است؛ صنعت چاپ برای حفظ جایگاه خود در زنجیره ارزش برندها باید از ظرفیتهای فناوری برای ارائه خدمات جدید و ایجاد ارزش افزوده استفاده کند، این تحول میتواند چاپخانهها را از یک واحد تولیدی صرف به مجموعههایی تبدیل کند که در طراحی، تولید، بستهبندی، مدیریت داده، امنیت محصول و ارتباط برند با مصرفکننده نقش دارند.
مرکز توسعه کسبوکار؛ حلقه اتصال بازار و تولید
در این میان، ایجاد مرکز توسعه کسبوکار چاپ و بستهبندی میتواند یکی از راهکارهای اساسی برای حرکت به سمت مدل جدید کسبوکار باشد. این مرکز صرفاً یک واحد تبلیغاتی نیست، بلکه یک مرکز عملیاتی و مدرن است که حوزههایی مانند بازار، مشتری، فروش، فناوری، نوآوری و تولید را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
شکوهفرد، ادامه داد: هدف از ایجاد چنین مرکزی میتواند افزایش رشد سالانه فروش در سطح ۲۰ تا ۳۰ درصد، افزایش سهم مشتریان بزرگ، توسعه صادرات، افزایش سودآوری از طریق تولید محصولات با ارزش افزوده و تبدیل شدن به برند مرجع صنعت چاپ و بستهبندی باشد.
وی افزود: در این رویکرد، به جای فروش صرف «چاپ»، باید راهکار کامل بستهبندی، مشاوره طراحی، بهینهسازی هزینه بستهبندی، افزایش فروش محصول مشتری، مدیریت رنگ، چاپ امنیتی، بستهبندی صادراتی و بستهبندی پایدار به مشتری ارائه شود و برآوردهای بازار نشان میدهد چاپ بستهبندی در سالهای آینده همچنان یکی از سریعترین بخشهای در حال رشد صنعت چاپ خواهد بود. توسعه تجارت الکترونیک، برندینگ و تقاضا برای بستهبندی پایدار، از عوامل تقویتکننده این روند به شمار میروند.
از نگاه شکوهفرد، مزیت رقابتی صنعت چاپ دیگر صرفاً داشتن ماشینآلات بهتر و تولید محصولات باکیفیتتر نیست؛ بلکه توانایی تبدیل قابلیتهای فنی به یک ارزش تجاری روشن و قابلاندازهگیری برای مشتری است. شرکتی که بتواند به مشتری خود در کاهش هزینه، افزایش فروش، سرعت بخشیدن به ورود محصول به بازار، کاهش ضایعات و بهبود تجربه مصرفکننده کمک کند، در بازار آینده چاپ و بستهبندی جایگاه قدرتمندتری خواهد داشت.
اما در نهایت، آنچه از مجموعه این تحولات برمیآید این است که صنعت چاپ درحال عبور از یک مدل سنتی مبتنی بر فروش خدمات چاپ به مدلی مبتنی بر ارائه راهکارهای جامع است. در این مدل، فناوری، داده، پایداری، بستهبندی، برندینگ و ارتباط با مشتری در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
نظر شما