شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
ویگ‌تاون؛ دهکده‌ای که کتاب، ناجی‌اش شد

در کرانه‌های غربی اسکاتلند، شهری هزار نفره که روزگاری در مسیر زوال و متروکه‌شدن بود، حالا قطب گردشگری ادبی جهان شناخته می‌شود؛ تجربه‌ی «ویگ‌تاون» روایتی از هم‌افزایی جامعه محلی و قدرت نرم کتاب برای نجات اقتصاد یک منطقه است.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در فاصله میان جنگل‌های مه‌آلود غرب اسکاتلند، نقطه‌ای که کمتر گردشگری انتظار دارد با رویدادی ادبی مواجه شود، «ویگ‌تاون» (Wigtown) هر ساله خبرساز می‌شود؛ شهری کوچک با جمعیتی که به‌سختی به هزار نفر می‌رسد، اما همین نقطه کوچک روی نقشه، عنوان رسمی «شهر ملی کتاب» را از آن خود کرده است.

از مرگ کارخانه تا تولد یک رویا

قصه ویگ‌تاون روایت خوش‌اقبالی نیست؛ داستان تاب‌آوری، صبر و جرات‌مندی است. در دهه ۷۰ میلادی، با تعطیلی خط‌آهن و به تبع آن، افول کارخانه اصلی شهر یعنی «بلدناک کریمری»، ویگ‌تاون در سراشیبی سقوط اقتصادی قرار گرفت. در چنین بن‌بستی، جرقه‌ای کوچک سرنوشت شهر را تغییر داد.

ماجرا از یک سرقت ساده آغاز شد؛ جان کارتر، که مغازه‌اش در همسایگی شهر، سرقت شده بود و توان مالی برای جایگزینی اجناس گران‌قیمت را نداشت با کالایی ارزان‌تر یعنی «کتاب»، سنگ بنای تحولی بزرگ را گذاشت. مغازه او در طول سه‌دهه چنان گسترش یافت که به میدان اصلی شهر منتقل شد و با نام ساده «کتاب‌فروشی» شناخته شد. موفقیت این واحد کوچک الگویی برای اهالی شد تا با سرمایه‌گذاری جمعی، هویت جدیدی برای شهرشان تعریف کنند.

زمانی که ویگ‌تاون تصمیم گرفت عنوان «شهر ملی کتاب اسکاتلند» را از آن خود کند، رقابتی سنگین با چند شهر دیگر نیز در جریان بود؛ اما برگ برنده این شهر، «دعوت به مشارکت» بود: فراخوانی به همه عاشقان کتاب و کتاب‌فروشان سراسر کشور برای آمدن به ویگ‌تاون و تاسیس کتاب‌فروشی.

ویگ‌تاون؛ دهکده‌ای که کتاب، ناجی‌اش شد

خوشه‌سازی فرهنگی؛ راز موفقیت

نکته کلیدی در موفقیت ویگ‌تاون، «خوشه‌سازی فرهنگی» است. آن‌ها منتظر نماند تا گردشگران به سراغشان بیایند؛ بلکه با دعوت از کتاب‌فروشان متخصص از سراسر کشور از کتاب‌فروشان مختلف مثل آن‌ها که وابسته به یک طیف فکری بودند تا متخصصان علمی - تخیلی، یک «اکوسیستم متنوع» ساختند. مورا مک‌کارتی کتاب‌فروشی‌اش را از اینجا آورد و آنجلا اوریت از شمال شرق انگلستان، کافه - کتاب خود را در قلب این شهر بنا کردند. امروزه در ویگ‌تاون، کتاب‌فروشی‌ها نه فقط در مغازه‌ها، بلکه در انبارها و حتی اتاق‌نشیمن خانه‌ها نیز برپا شده‌اند.

در این شهر مردم از حال هم باخبرند؛ جامعه‌ای هزار نفره که ضرب‌آهنگ زندگی‌اش با تقویم نشر تنظیم می‌شود. اوج این هم‌افزایی در پاییز است؛ جشنواره سالانه کتاب ویگ‌تاون، رویدادی که در آن ۲۰۰ برنامه در ۱۰ روز برگزار می‌شود و نویسندگان، فرهیختگان، صاحبان مسافرخانه‌ها دست‌به‌دست هم، کل شهر را به یک «کارخانه تولید رویداد» تبدیل می‌کنند؛ دیوانگی‌ای سازمان‌یافته و بی‌نظیر.

درسی برای ما

ویگ‌تاون درس بزرگی برای صنعت نشر کشورمان از ناشر و پدیدآور تا برنامه‌ریزی فرهنگی دارد: تبدیل یک شهرک صنعتیِ درحال‌ نابودی به قطب گردشگری ادبی، نه یک رویا، بلکه یک استراتژی اقتصادی است. این تجربه نشان می‌دهد کتاب می‌تواند محور توسعه پایدار و جایگزین صنایع از دست‌رفته باشد؛ صرفاً یک کالای مصرفی نیست، بلکه زیرساختی است که گردشگری، اشتغال و هویت محلی را به هم گره می‌زند.

بررسی تجربه این شهر همچنین ثابت می‌کند «هویت جمعی» در صنعت نشر، قدرتمندتر از هر کمپین تبلیغاتی است و کتابفروشی می‌تواند مرکز ثقل یک شهر باشد. حتی در حاشیه این ماجراها، حضور چهره‌هایی مثل «شاون بایتل»، قهرمان محلی و صاحب بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی دست‌دوم اسکاتلند که کتاب‌هایش درباره خاطرات کتاب‌فروشی حالا شهرتی جهانی دارد، بر جذابیت‌های این شهر افزوده است؛ شهری که امروزه بیش از آنکه به کارخانه‌هایش شناخته شود، به عطر کاغذهای قدیمی‌اش شهره است.

ویگ‌تاون؛ دهکده‌ای که کتاب، ناجی‌اش شد

منبع: کتاب «دنیای کتاب و کتابفروشی‌ها» نوشته، جن کمپبل ترجمه: نیما مانی از انتشارات طرح نقد

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها