به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بندرعباس، کتاب « کودک ساحل نشین» به قلم محمدزمان حیدری، شاعر و نویسنده ساکن هرمزگان به رشته تحریر در آمد. این کتاب خاطرات ایام کودکی نویسنده در بندرعباس با نگاهی به زندگی شخصی، فرهنگ مردم بندرعباس و دوران جنگ است.
در ابتدای این کتاب، امیرحسین والا، نویسنده و پژوهشگر، متنی را به عنوان یادداشت نوشته و بیان داشته است: «بندرعباس، امروز و از دیرباز میزبان مردمانی از سراسر ایران عزیز و حتی شاید بتوان گفت بسیاری از نقاط جهان بوده است که این منطقه را به دلایل مختلف برای زندگی و اقامت انتخاب کردهاند.
جدا از ایرانیانی که با قومیتهای مختلف از سراسر کشور در این شهر (و حتی شاید بتوان گفت در بسیاری از شهرهای دیگر استان هرمزگان) حضور دارند، بعضا میتوان با کمی پژوهش و جستوجو، مشاهده کرد که این خطه، میزبان مهاجرانی از سایر کشورهای جهان نیز بوده است.
به ویژه با مردم دیگر مناطقی که پیش از این، در سالهای دور و نزدیکِ گذشته بخشی از شکل دهنده فرهنگ ایرانزمین و سرزمین ایران بزرگ محسوب میشدند یا ارتباط فرهنگی غنی و قویای با تاریخ ما داشتند، پیوند خورده است.»
وی در این باره افزوده است: «مولف این کتاب نیز همانطور که در پیشگفتاری که خود نوشته است، از نسل مهاجرانی محسوب میشود که هم خود، و هم فرزندانش متولد بندرعباس است.
اهالی فرهنگ بندرعباس او را بیشتر با شعرهایش میشناسند اما در نوشتن نثر هم توانایی دارد و آنگونه که در این کتاب قلم زده است به خوبی میتواند با هنر و کمک کلمه تصویرهایی آشنا و روشن را از گذشته بندرعباس برای مخاطب ترسیم کند.
در کتاب «کودک ساحلنشین» او نه تنها بُرشی از زندگی خود را بیان کرده بلکه تلاش داشته است با نگاهی به رخدادهای تاریخی به ویژه جنگ، تاثیر آن را بر زندگی خودش و دیگر مردم به ویژه با محوریت شهر بندرعباس بازگو کند که بدون تردید برای مخاطب اهل پژوهش و تدبر جذاب و جالب خواهد بود.
نویسنده این کتاب نیز در پیشگفتار آورده است: «اینجانب محمدزمان حیدری، متولد دهم فروردین ۱۳۶۰، در استان خونگرم، دریایی و شرجی هرمزگان، شهر بندرعباس، محله حسینآباد واقع در سهراه هتل هما و بلوار پاسداران هستم.
پدر و مادرم از مهاجران افغانستانی بودند که در سالهای پرآشوب جنگ و ناامنی، سرزمین مادری خود را ترک کرده و به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت کردند. در آن دوران، هنگام صدور کارت هویت مهاجران، به دلیل محدودیت فضای ثبت نام خانوادگی، بخشی از نام و پیشینه خانوادگی ما حذف شد.»
وی در ادامه بیان داشته است: «با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، پدرم که روحیهای سرشار از ایمان، ایثار و دفاع از ارزشهای اسلامی داشت، در سال ۱۳۶۱ از طریق شناسنامه یکی از دوستان ایرانی خود به جبهههای نبرد حق علیه باطل پیوست.
وی علاوه بر انتقال کمکهای مردمی و مواد غذایی به رزمندگان اسلام در مناطق مختلف کشور، در خطوط مقدم نبرد نیز حضور فعال داشت و به عنوان رزمنده در تیپ ۴۱ ثارالله خدمت میکرد.
بر اساس روایت همرزمان و دوستانش، پدرم در یکی از آخرین عملیاتهای جنگ که به عملیات تک شلمچه مشهور بود، به فیض شهادت نائل آمد. متاسفانه به دلیل شرایط سخت میدان نبرد، امکان انتقال پیکر مطهر ایشان فراهم نشد و تاکنون اثری از پیکرش به دست نیامده است.
اکنون بیش از 37 سال از آن روزها میگذرد و خانواده ما همچنان چشمانتظار بازگشت نشانی از پدر شهیدمان هستند؛ انتظاری که با امید، صبر و توکل بر خداوند ادامه یافته است.»
وی در این پیشگفتار از هدف خود برای نوشتن خاطرات دوران کودکی گفته و نوشته است: «سرگذشت خانواده ما، داستان هجرت، مقاومت، ایثار، شهادت و پایداری است؛ داستان مردمانی که برای دفاع از دین، میهن، شرف و ارزشهای انسانی از جان خود گذشتند و نامشان در حافظه خانواده و دوستانشان جاودانه ماند.»
کتاب «کودک ساحل نشین» در قطع رقعی و در ۷۰ صفحه، به قیمت ۳۵۰ هزار تومان و تیراژ ۵۰۰ نسخه به همت انتشارات سومیتا در سال ۱۴۰۵ به چاپ رسیده است.
نظر شما