سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سلسلهنشستهای عصر یکشنبههای مجله بخارا، عصر روز ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ در خانه فرهنگ دبا به رونمایی و بررسی کتاب «مرا ببوس، زندگی و سرودههای حیدر رقابی»، پژوهش تازه کامیار عابدی که در نشر مروارید منتشر شده، اختصاص یافت؛ کتابی که به گفته حاضران، نخستین پژوهش جامع و مستند درباره شاعری است که نامش بیش از هر چیز با ترانه ماندگار «مرا ببوس» در حافظه جمعی ایرانیان پیوند خورده است.
در این نشست، علی دهباشی، میرعلیرضا میرعلینقی و کامیار عابدی درباره جایگاه ادبی و تاریخی حیدر رقابی، نسبت او با نهضت ملی شدن نفت، روایتهای شکلگرفته پیرامون ترانه «مرا ببوس» و نیز موقعیت مغفول او در تاریخ ادبیات معاصر سخن گفتند.
دهباشی: سالها درباره حیدر رقابی نوشته شد، اما معلوم نبود کدام روایت درست است
علی دهباشی در آغاز نشست با اشاره به اهمیت انتشار این کتاب گفت که سالها درباره حیدر رقابی مطالب بسیاری در مطبوعات منتشر شده بود، اما بخش عمدهای از این نوشتهها بر پایه روایتهای شفاهی یا نقلهای غیرمستند شکل گرفته بود. او گفت: سالها درباره حیدر رقابی مطالبی نوشته میشد که معلوم نبود تا چه اندازه بر واقعیت استوار است. بهویژه درباره ترانه «مرا ببوس»، روایتهای مختلفی شکل گرفت که گاه رنگ و بوی سیاسی هم پیدا میکرد و هر جریان سیاسی تلاش میکرد این اثر را به نفع خود تفسیر کند.
دهباشی تأکید کرد که همین وضعیت، ضرورت انجام یک پژوهش مستند را دوچندان کرده بود و کتاب کامیار عابدی توانسته است این خلأ را پر کند. به گفته او، این کتاب تنها به زندگی شاعر نمیپردازد، بلکه زمانه، فضای اجتماعی و سیاسی و آثار حیدر رقابی را نیز با اتکا به اسناد بررسی کرده است.
دهباشی همچنین با اشاره به شیوه پژوهش عابدی افزود: آثار آقای عابدی همیشه با دقت و وسواس علمی همراه بوده است. این کتاب هم از همان جنس است؛ کتابی که فکر میکنم به یکی از منابع اصلی درباره حیدر رقابی تبدیل خواهد شد.
او پیشبینی کرد که کتاب با استقبال پژوهشگران و علاقهمندان روبهرو شود، زیرا نام حیدر رقابی و ترانه «مرا ببوس» همواره برای چند نسل از ایرانیان پرسشبرانگیز بوده است.
میرعلیرضا میرعلینقی: رقابی قربانی روایتهای ناقص تاریخ شد
پس از دهباشی، میرعلیرضا میرعلینقی، پژوهشگر موسیقی و تاریخ فرهنگ معاصر، سخنان خود را با اشاره به دوستی دیرینهاش با کامیار عابدی آغاز کرد و گفت هرچند فرصت مطالعه کامل کتاب را نداشته، اما فهرست مطالب آن نشان میدهد که با اثری متفاوت روبهرو هستیم.
او حیدر رقابی را یکی از معدود شاعران وابسته به جریان ملیگرایی ایران دانست و گفت: حیدر رقابی از معدود شاعرانی بود که به جبهه ملی ایران تعلق داشت؛ جریانی که برخلاف بسیاری از گرایشهای رایج آن دوره، وابستگی ایدئولوژیک به قدرتهای خارجی نداشت.
میرعلینقی معتقد است که مهاجرت زودهنگام رقابی و فضای غالب فرهنگی دهههای بعد باعث شد نام او به تدریج از حافظه ادبی ایران حذف شود. او افزود: رقابی خیلی زود ایران را ترک کرد و بعد هم فضای فرهنگی کشور بیشتر متوجه جریانهای چپ بود. همین باعث شد او آنگونه که باید شناخته نشود.
«مرا ببوس»؛ ترانهای که افسانه شد
یکی از محورهای اصلی سخنان میرعلیرضا میرعلینقی، روایتهای شکلگرفته درباره ترانه «مرا ببوس» بود. او با انتقاد از گسترش روایتهای غیرمستند درباره این اثر گفت: درباره «مرا ببوس» در طول سالها روایتهای فراوانی نقل شده، اما بسیاری از آنها بر پایه اسناد تاریخی نیستند. اگر امروز بخواهیم درباره این ترانه سخن بگوییم، باید به منابع دست اول رجوع کنیم، نه به افسانههایی که طی دههها ساخته شدهاند.
به اعتقاد او، ارزش کتاب کامیار عابدی در همین نکته است که تلاش میکند مرز میان افسانه و واقعیت را روشن کند. میرعلینقی همچنین به اهمیت گردآوری آثار پراکنده حیدر رقابی اشاره کرد و گفت: از رقابی کتاب منسجمی در اختیار نداشتیم و آثار او سالها به صورت پراکنده باقی مانده بود. این کتاب فقط یک زندگینامه نیست، بلکه احیای بخشی از میراث ادبی اوست.
کامیار عابدی: این کتاب تلاشی برای داوری منصفانه است
کامیار عابدی نیز در آغاز سخنان خود با تشکر از برگزارکنندگان نشست گفت انتشار این کتاب نتیجه سالها گردآوری اسناد و منابع پراکنده درباره حیدر رقابی است. او توضیح داد که هنگام آغاز پژوهش، اطلاعات موجود درباره رقابی بسیار اندک و پراکنده بود و بسیاری از روایتهای رایج نیز با اسناد تاریخی همخوانی نداشت. عابدی گفت: این کتاب تلاشی است برای معرفی دوباره شاعری که روزگاری شناختهشده بود، اما بهتدریج از حافظه فرهنگی ما فاصله گرفت. کوشیدهام بدون داوری و جانبداری، تصویری مستند از زندگی و آثار او ارائه کنم.
به گفته او، رقابی از معدود شاعرانی بود که تا پایان عمر بر گرایش ملیگرایانه خود باقی ماند؛ موضوعی که در فضای ادبی دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ استثنا محسوب میشد. او افزود: بخش بزرگی از شاعران آن دوره، به درجات مختلف، تحت تأثیر اندیشههای چپ قرار گرفتند، اما رقابی از معدود شاعرانی بود که در کنار جریان ملی باقی ماند.
شعرهای سیاسی؛ اسناد یک دوره تاریخی
یکی از مهمترین بخشهای کتاب، گردآوری همه شعرهای سیاسی حیدر رقابی است؛ شعرهایی که به گفته عابدی، در دو دفتر کوچک و بسیار نایاب منتشر شده بودند. او در اینباره گفت: از صفحه ۱۰۲ تا ۱۸۴ کتاب، همه شعرهای سیاسی رقابی را گرد آوردهام؛ شعرهایی که لحظهبهلحظه وقایع سالهای نهضت ملی شدن نفت را ثبت میکنند.
عابدی تأکید کرد که شاید امروز برخی از این آثار از نظر ادبی شاهکار محسوب نشوند، اما ارزش تاریخی آنها بسیار بالاست. او گفت: ممکن است امروز بگوییم برخی از این شعرها از نظر هنری آثار بزرگی نیستند، اما از نظر تاریخی بسیار ارزشمندند؛ زیرا فضای سیاسی سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۱ را از نگاه شاعری جوان و در متن حوادث ثبت کردهاند.
به گفته او، این شعرها نوعی روایت روزانه از تحولات نهضت ملی هستند و به همین دلیل باید آنها را در کنار اسناد تاریخی آن دوره خواند، نه صرفاً به عنوان متن ادبی. یکی از مهمترین محورهای سخنان کامیار عابدی، بررسی جایگاه حیدر رقابی در تاریخ شعر معاصر و نسبت او با جریانهای فکری و ادبی زمانهاش بود؛ شاعری که به اعتقاد او، بیش از آنکه به دلیل کیفیت شعرهایش به حاشیه رفته باشد، قربانی شرایط سیاسی و گسست از فضای فرهنگی ایران شد.
عابدی معتقد است اگر امروز بخواهیم رقابی را بشناسیم، باید او را در متن تحولات سیاسی دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ قرار دهیم؛ دورهای که شعر، سیاست و روزنامهنگاری بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده بودند.
حیدر رقابی، میرزاده عشقیِ جوان
عابدی در بخشی از سخنانش، برای توضیح جهان شعری رقابی، او را با یکی از مهمترین شاعران عصر مشروطه مقایسه کرد. او گفت: اگر شعرهای گردآوریشده در این کتاب را بخوانید، احساس میکنید با شاعری روبهرو هستید که با همان شور و هیجان روزگار خود، وقایع سیاسی را ثبت کرده است. از این منظر، حیدر رقابی را میتوان نوعی «میرزاده عشقیِ جوان» دانست.
به گفته او، رقابی نهتنها آثار عشقی را با دقت خوانده بود، بلکه آشکارا خود را ادامهدهنده همان مسیر میدانست و در چند شعر نیز به میرزاده عشقی اشاره کرده است.
عابدی توضیح داد که زبان تند، لحن اعتراضی و واکنش سریع رقابی به رخدادهای سیاسی، بیش از هر شاعر دیگری یادآور شعرهای عشقی است. او همچنین به شعرهایی اشاره کرد که رقابی برای ژانت مسعود، دختر محمد مسعود، و نیز احمد دهقان، روزنامهنگار شناختهشده آن دوره، سروده بود و آنها را نشانهای از پیوند نزدیک شاعر با فضای سیاسی و مطبوعاتی زمان خود دانست.
تلاش کردم «مرا ببوس» را از دل افسانهها بیرون بیاورم
بخش مهمی از سخنان کامیار عابدی به مشهورترین اثر حیدر رقابی، یعنی ترانه «مرا ببوس» اختصاص داشت؛ ترانهای که به گفته او، بیش از هر اثر دیگری گرفتار روایتهای متناقض شده است. او گفت: روحیه داستانپرداز و رمانتیک ما ایرانیها باعث شده است که درباره «مرا ببوس» افسانههای فراوانی ساخته شود. اگر امروز در اینترنت جستوجو کنید، با روایتهایی روبهرو میشوید که گاه کاملاً با یکدیگر در تضادند.
به گفته عابدی، هدف او در این پژوهش، نه تأیید روایت مشهور و نه رد همه روایتهای موجود، بلکه بررسی آنها بر اساس اسناد بوده است. او توضیح داد: نه روایت خود حیدر رقابی را بیچونوچرا پذیرفتم و نه روایت دوستان و نزدیکانش را. تلاش کردم با کنار هم گذاشتن همه منابع، به روایتی برسم که بیشترین پشتوانه تاریخی را داشته باشد.
عابدی بر همین اساس نتیجه گرفته است که متن اولیه ترانه در سال ۱۳۳۲ سروده شده و تا اندکی پیش از خروج رقابی از ایران در سال ۱۳۳۴ تکمیل شده است. او همچنین تأکید کرد که برخلاف برخی روایتهای رایج، رقابی تبعید یا اخراج نشده بود، بلکه برای ادامه تحصیل ایران را ترک کرد.
شاعر ملیگرا در میان دو روایت جنگ
از بخشهای کمتر شناختهشده زندگی حیدر رقابی، شعرهایی است که او در سالهای جنگ ایران و عراق سروده است؛ آثاری که به گفته عابدی، نه در چارچوب شعر رسمی دفاع مقدس قرار میگیرند و نه با ادبیات ضدجنگ همسو هستند. او گفت: رقابی در هیچیک از این دو جریان قرار نمیگیرد. او شعرهایی کاملاً ملی و میهنی میسراید که در آنها رگههایی از ایرانگرایی فرهنگی نیز دیده میشود.
به اعتقاد عابدی، همین ویژگی باعث شد این آثار در فضای ادبی دهه شصت تقریباً دیده نشوند. او افزود: این شعرها در آنتولوژیهای شعر جنگ هم جایی پیدا نکردند و عملاً به حاشیه رفتند.
عابدی با اشاره به کتاب «شعر جنگ به روایت غیررسمی» که چند سال پیش منتشر کرده بود، گفت این مجموعه نیز به دلیل آنکه نه با روایت رسمی جنگ همسو بود و نه با نگاه بخشی از روشنفکران، چندان مورد توجه قرار نگرفت.
جایگاه ادبی رقابی؛ نه کاملاً سنتی، نه کاملاً نو
کامیار عابدی در ادامه، جایگاه حیدر رقابی را در تاریخ شعر معاصر بررسی کرد و او را شاعری «نوسنتگرا» خواند. به گفته او، رقابی در سالهای جوانی تحت تأثیر شهریار و مهدی حمیدی شیرازی شعر میگفت، اما در دوران اقامت در اروپا، تجربههایی نیز در شعر سپید و شعر منثور انجام داد. او توضیح داد: در چند شعر از نیما یوشیج یاد میکند و نشانههایی از تأثیرپذیری از شعر نیمایی هم دیده میشود، اما این تأثیر محدود است و هیچگاه به یک دگرگونی جدی در زبان و ساختار شعر او نمیانجامد.
به اعتقاد عابدی، رقابی از سنت فاصله میگیرد، اما آنقدر پیش نمیرود که بتوان او را در شمار شاعران جریان اصلی شعر نو قرار داد. او گفت: اگر بخواهیم او را طبقهبندی کنیم، باید بگوییم شاعری نوسنتگراست؛ شاعری که گاه به تجربههای نو نزدیک میشود، اما دوباره به قالبهای سنتی بازمیگردد.
در تاریخ شعر معاصر تقریباً حذف شده بود
کامیار عابدی بخش دیگری از سخنان خود را به دشواریهای پژوهش درباره حیدر رقابی اختصاص داد. او گفت که نام این شاعر در اغلب تاریخهای ادبی معاصر دیده نمیشود و برای گردآوری اطلاعات، ناچار شده است سراغ منابعی برود که اساساً درباره رقابی نوشته نشده بودند. او توضیح داد: گاهی تنها یک اشاره کوتاه در نوشتههای باستانی پاریزی، مظاهر مصفا یا خسرو شاکری پیدا میشد. کنار هم گذاشتن همین اشارههای پراکنده بود که به بازسازی شخصیت ادبی حیدر رقابی انجامید.
عابدی تأکید کرد که تلاش کرده است در این بازسازی، از هرگونه داوری شتابزده یا ستایش اغراقآمیز پرهیز کند. او در ادامه گفت: کوشیدهام این بازسازی منصفانه باشد؛ نه به نفع او و نه به ضررش
بند دوم «مرا ببوس»؛ الحاقی یا بخشی از متن اصلی؟
در پایان نشست، حاضران پرسشهایی درباره ترانه «مرا ببوس» مطرح کردند. یکی از پرسشها درباره بند دوم این ترانه بود؛ بندی که کمتر از بخش نخست خوانده میشود. کامیار عابدی در پاسخ گفت: متنی را مبنا قرار دادهام که خود شاعر منتشر کرده است. به نظر من، بند دوم در واقع الحاقی است و بعدها به متن اصلی افزوده شده است.
او برای توضیح بیشتر، «مرا ببوس» را با «مرغ سحر» مقایسه کرد و گفت همانگونه که بند نخست «مرغ سحر» در حافظه جمعی مردم مانده و بند دوم کمتر خوانده میشود، در «مرا ببوس» نیز بخش نخست، هسته اصلی ترانه را شکل میدهد.
پرسش دیگری نیز درباره تأثیرپذیری رقابی از شاعران مشروطه مطرح شد. عابدی در پاسخ گفت: رد پای میرزاده عشقی در شعرهای رقابی کاملاً آشکار است. ممکن است نشانههایی از عارف یا ملکالشعرای بهار هم دیده شود، اما به گمان من، بخش عمده شعرهای سیاسی او از نظر زبان و لحن، وامدار میرزاده عشقی است.
پژوهشی برای بازگرداندن یک شاعر به تاریخ ادبیات
نشست رونمایی کتاب «مرا ببوس، زندگی و سرودههای حیدر رقابی» در نهایت بیش از آنکه صرفاً مراسم معرفی یک کتاب باشد، تلاشی برای بازخوانی یکی از چهرههای فراموششده ادبیات معاصر بود؛ شاعری که نامش سالها تنها با یک ترانه شناخته میشد، اما این پژوهش میکوشد تصویری کاملتر از زندگی، اندیشه و آثار او ارائه دهد.
سخنان سه سخنران نشست نیز بر همین نکته تأکید داشت؛ اینکه حیدر رقابی را نمیتوان فقط با «مرا ببوس» شناخت. او شاعری بود که شعرهایش بازتابی از نهضت ملی شدن نفت، تحولات سیاسی دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، تجربه مهاجرت، تأملات فلسفی و در سالهای پایانی، حسرت وطن و خاطره گذشته است.
اگرچه ممکن است جایگاه ادبی او همچنان محل بحث باشد، اما انتشار این کتاب، به گفته کامیار عابدی، تلاشی است برای آنکه «شخصیت ادبی حیدر رقابی بر پایه اسناد و منابع، نه افسانهها و روایتهای شفاهی، بازسازی شود»؛ تلاشی که میتواند آغاز فصل تازهای در شناخت یکی از کمتر پژوهششدهترین شاعران معاصر ایران باشد.
پینوشت: عکسها از پریسا احدیان و نگین فردوسی
نظر شما