سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- چاپ دوم داستان تاریخی «قبله در قلاع؛ مراسلات مشروطه» اثر مهراب عالی، نویسنده و فعال رسانهای و فرهنگی، از سوی انتشارات نشراوی منتشر شد و همزمان با انتشار چاپ دوم، نشست نقد و بررسی این اثر با حضور جمعی از نویسندگان و علاقهمندان این حوزه برگزار شد.
مهراب عالی هدف خود از نگارش این اثر را نقد روایت رسمی تاریخ و زندهسازی حافظه خاموش مردم بیان میکند و میگوید: قبله در قلاع دعوتی است برای بازگشت به حافظه جمعی ایرانیان، حافظهای که نه در کاخها، بلکه در متن زندگی مردم، روستاها، زبانهای محلی و روایتهای پنهان زنده است.
این اثر با ترکیب نثر قجری، فرم مراسلات، خوابنامه و طنز فلسفی، روایتی غیرخطی از مشروطه را از دل مردم و قلاع ارائه میدهد، جایی که شاه، بهجای حکم راندن، در موقعیت تماشا و یادگیری قرار میگیرد. ناصرالدینشاه در این روایت از گور برمیخیزد و به سفر خیالی در قلاع بختیاری میرود. در این روایت، قبله عالمِ دیروز، امروز خود بهدنبال قبلهای تازه است. قبلهای که دیگر نه در تخت سلطنت، بلکه در چشمهای مردم، در سنگهای قلعهها و در زمزمههای فراموششده رعیت نهفته است.
چهارمحال و بختیاری در این کتاب، نه فقط یک جغرافیا، بلکه یک شخصیت تاریخی است. مکانهایی چون دزک، جونقان، سامان، سورشجان، فارسان، اردل و بروجن، دیگر صرفاً مکان نیستند؛ بلکه حاملان حافظه تاریخی بزنگاه مهمی از تاریخ معاصر ایراناند. این اثر در ژانری ترکیبی نوشته شده است؛ تلفیقی از روایت تاریخی، سفرنامه خیالی، مراسله، خوابنامه و طنز فلسفی. زبان کتاب بهصورت آگاهانه، نثری قجری ـ بازسازیشده است تا خواننده را در فضای تاریخی قرار دهد و در عین حال، با طنز و تناقضهای موقعیتی، لایههایی از نقد قدرت، حافظه و سیاست را درک کند. تاریخ رسمی همواره مرکزگرا و قدرتمحور بوده، اما در این اثر تلاش شده تاریخ از پایین، از مردم، و از حافظههای محلی بازنویسی شود. ما نیاز داریم حافظه جمعی ایرانیان را از بند روایتهای رسمی آزاد کنیم.
به باور مهراب عالی بر اهمیت این اثر در احیای هویت ملی این است؛ در این روزها که ایران دوباره به خود آمده و حس میهندوستی در میان مردم جان گرفته، باید به تاریخ فراموششده بازگردیم تا نمادهای ملی و فرهنگیمان را از نو بشناسیم. اگر اهمیت نمادهای محلی و اقوام ایران مانند، قلاع، ایل، زبان محلی، زنان، و مردم را به صحنه بازگردانیم، تصویر ما از ایران، کاملتر، عادلانهتر و زندهتر خواهد بود.
ادبیات تنها برای سرگرمی نیست؛ بلکه میتواند حافظه تاریخی را بازسازی کند، نمادها را زنده کند، و گفتوگوی ملی را عمیقتر سازد که قبله در قلاع، دعوتی است به این مهم. ادبیات میتواند بستری برای معرفی چهره فرهنگی مناطق مختلف کشور باشد. در خصوص این کتاب نیز، گردشگری تاریخی و حافظهمحور از طریق این روایت، میتواند قلاع و فضاهای بهظاهر خاموش را به صحنه تجربه فرهنگی ملی بدل کند.
رویکرد فلسفی به قدرت، بازنمایی مردم به جای ساختار، و نقد تاریخ رسمی از منظر حاشیهها، این اثر را به یکی از نمونههای نادر ادبیات معاصر ایران در حوزه بازخوانی هویت ملی بدل کرده است. این اثر سهم اقوام در تاریخ ایران را بازتعریف کرده و در تقویت وحدت ملی از مسیر تنوع فرهنگی، نقشآفرین بوده است. همچنین از منظر گردشگری فرهنگی و میراث ناملموس، این اثر میتواند بستری برای توجه دوباره به ظرفیتهای تاریخیـفرهنگی مناطق کمتر دیدهشده کشور باشد.

همزمان با انتشار چاپ دوم، نشست نقد و بررسی این اثر با حضور سیدعلی شجاعی، نسیم فلاح و سعیده اسدالهی به عنوان منتقد و مهراب عالی نویسنده اثر برگزار شد. در این نشست، حاضران به بررسی ابعاد مختلف کتاب از جمله ساختار روایی، فرم، زبان، نحوه مواجهه نویسنده با تاریخ و نسبت میان تاریخ و تخیل در اثر پرداختند.
منتقدان در این نشست، نوآوری در فرم و ساختار روایی کتاب و همچنین زبان متفاوت و متناسب با فضای تاریخی اثر را از نقاط قابل توجه «قبله در قلاع» عنوان کردند و بر تسلط نویسنده بر تاریخ مشروطه و استفاده از ظرفیتهای تاریخی در شکلدهی به روایت ادبی اثر تأکید داشتند.
کتاب «قبله در قلاع؛ مراسلات مشروطه» روایتی متفاوت از تاریخ مشروطه ارائه میدهد و با بهرهگیری از عناصر داستانی و تخیل ادبی، مخاطب را به سفری در جغرافیای تاریخی سرزمین بختیاری میبرد. در این اثر، شخصیت ناصرالدینشاه در قالب روایتی خیالی از جایگاه تاریخی خود فاصله میگیرد و وارد جهان قلاع و مردمانی میشود که بخشی از تاریخ مشروطه را رقم زدهاند. از همین منظر، عنوان کتاب نیز واجد معنایی نمادین است؛ «قبله عالم» این بار در «قلاع» قرار میگیرد.
نویسنده در این اثر با استفاده از مراسله، خوابنامه، سفرنامه خیالی، روایت تاریخی و طنز فلسفی، ساختاری متفاوت را تجربه کرده و با بازآفرینی نثر دوره قاجار، میان زبان تاریخی و نگاه معاصر پیوند برقرار کرده است. از دیگر محورهای مورد توجه در این کتاب، بازخوانی نقش شخصیتهایی همچون سردار اسعد بختیاری و بیبی مریم بختیاری در تاریخ مشروطه و توجه به نقش مردم، زنان، جغرافیاهای محلی و نیروهای خارج از مرکز در شکلگیری تحولات تاریخی ایران است.
در «قبله در قلاع» چهارمحال و بختیاری به عنوان بخشی از حافظه تاریخی ایران حضور پیدا میکند. اشاره به شهرها، قلاع و مکانهای تاریخی این استان، از یک سو به روایت تاریخی اثر عمق میبخشد و از سوی دیگر میتواند ظرفیتهایی برای معرفی میراث فرهنگی و گردشگری تاریخی و ادبی این منطقه ایجاد کند.
این اثر همچنین تلاشی برای بازخوانی نسبت تاریخ، حافظه جمعی، قدرت و هویت ایرانی است؛ روایتی که میکوشد تاریخ را از انحصار روایتهای مرکزگرا خارج کرده و صداهای دیگری را نیز به متن بیاورد.
برگزاری نشست نقد کتاب همزمان با انتشار چاپ دوم، فرصتی برای گفتوگوی مستقیم میان نویسنده، منتقدان و مخاطبان درباره وجوه ادبی و تاریخی اثر فراهم کرد؛ گفتوگویی که در آن، علاوه بر تحسین نوآوریهای فرمی و زبانی کتاب، امکان بررسی و نقد جدیتر تجربه متفاوت نویسنده در بازآفرینی تاریخ مشروطه نیز فراهم شد.
نظر شما