سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «نیمه پنهان؛ زنان ایران در آستانه قرن بیستم» منتخبی از اسناد عبدالحسین فرمانفرما به انضمام منتخبی از کتابچه مخارج و مواجب ملتزمین رکاب به کوشش منصوره اتحادیه (نظاممافی)، شیوا رضایی و علیرضا نیکنژاد از سوی نشر تاریخ ایران به چاپ دوم رسید.

عبدالحسین میرزا فرمانفرما (۱۲۳۱، تبریز – ۳۰ آبان ۱۳۱۸، تهران) شاهزاده قاجار و نخستوزیر ایران در دوران سلطنت احمدشاه قاجار و رئیس انستیتو پاستور ایران بود. داماد مظفرالدینشاه همسر اولش عزتالسلطنه و داماد ناصرالدینشاه همسر پنجمش همدمالملوک (همدمالسلطنه قاجار) بود. وی نتیجه فتحعلیشاه دومین شاه سلسله قاجار و نوه عباس میرزا است. خانوادههای فیروز و فرمانفرمائیان منسوب به او هستند. وی دایی محمد مصدق است. فرمانفرما در زمانی ثروتمندترین مرد ایران به حساب میآمد، منطقههای فرمانیه و پونک جزئی از اموال وی است. فرمانفرما پس از روی کار آمدن دودمان پهلوی به تدریج ثروت و نفوذ سیاسی خود را از دست داد.
در سالهای اخیر پژوهشهای نسبتا زیادی درباره زنان در دوره قاجار انجام گرفته است که اکثرا مربوط به زنان شهری، به خصوص در تهران و به ویژه مربوط به خانوادههای مرفه و قشرهای بالای جامعه هستند، ولی به علت کمبود منابع، بسیاری از مسائل مربوط به زنان همچنان ناشناخته ماندهاند. یکی از دلایل کمبود منابع، بیسوادی اکثر زنان بود. اگر زنی هم سواد داشت، سوادش در حد خواندن بود و نه نوشتن. اصولا سنت نوشتن بین زنان رایج نبود، بنابراین خاطرات و نامههای چندانی از آنها باقی نمانده است. مردان نیز در نوشتههای خود کمتر به زنانشان اشاره میکردند و در کتابهای گذشته نقش و سهم چندانی برای زنان قائل نشدهاند.
زندگی زنان در جامعه سنتی و پدرسالار در چارچوب خانه و دنیای بسته سپری میشد چراکه آنان کمتر پا به بیرون خانه میگذاشتند و به همین علت اطلاع چندانی از فضای درونی خانههای آنان نداریم. به طور کلی در اذهان بسیاری واژه «زنانه» بار منفی داشت. چه زنان را بیمنطق، ضعیفه و بیمقدار و مسائل مربوط به آنان را بیارزش تلقی میکردند. البته این کلیات است و زنان با کفایت و درایتی هم بودند که در زندگی خانواده نقش اساسی بر عهده داشتند و اگرچه در خفا عمل میکردند ولی گهگاه آثاری به دست میآید که تصور عمومی را نقض میکند.
بر اساس شرحی که در ابتدای کتاب ذکر شده است: کتاب «نیمة پنهان؛ زنان ایران در آستانه قرن بیستم» بر مبنای دو دسته سند تنظیم شده است که در نگاه اول ارتباطی با هم ندارند، ولی آنچه این دو را به هم مرتبط میکند، موقعیت اجتماعی و مالی زنان است پیش از آنکه وقایع سیاسی قرن بیستم شرایط زندگانی را دگرگون کند، از این رو عنوان کتاب نیمه پنهان نام گرفته است.
قسمت اول کتاب مکاتبات زنان مربوط به دو دوره حکومت عبدالحسین میرزا فرمانفرما در کرمانشاه طی سالهای ۲۲- ۱۳۲۰ق و ۱۳۳۲-۱۳۳۲ق است، این قسمت از دو بخش تشکیل میشود، بخشی مربوط به مکاتبات عمومی زنان و بخشی درباره مکاتبات خصوصی زنان خانواده فرمانفرما است.
اوضاع کرمانشاه در طول این دوره سخت آشفته و دستخوش ناآرامی شده بود که البته مختص این ایالت نبود. به طورکل وضع کشور از اواخر دوره ناصری به مرور دچار تشنج و بیثباتی شده بود و کرمانشاه هم به همین وضع دچار بود. در اکثر این نامهها زنان درخواست کمک از حاکم را داشتند و اغلب شامل دریافت نکردن حقوق یا تقاضای حمایت در دعواهای ملکی و ارثی میشدند. تعدادی نیز گزارشهای خشونت علیه زنان است. احتمالا وقتی این خبرها به اطلاع فرمانفرما میرسید، باعث میشد او از جزئیات وقایع در ایالت مطلع شوند که از نظر امنیت منطقه اهمیت داشت. باید افزود که در بسیاری اوقات کل ماجرا از این نامهها مستفاد نمیگردد ولی با این وجود اطلاعات ذیقیمتی از شرایط جامعه و وضع زنان به دست میدهد.
باید تصور کرد که شرایط زندگانی زنان در این ایالت که در نامهها ترسیم شده با شرایط سایر نقاط کشور تفاوت چندانی نداشت و در بسیاری از مسائل علیرغم تفاوتهای محلی، عمومیت داشت. آنچه کرمانشاه و غرب و شمال غربی ایران را از بقیه مناطق متمایز میکرد، همسایگی عثمانی و روسیه بود که همیشه به خاک ایران چشم داشتند و ناامنی را دامن میزدند. اغتشاش در همه جا پراکنده بود و اجحاف همیشه وجود داشت، بنابراین زنان که ضعیفترین قشر جامعه بودند، بیشترین صدمه را از این وضعیت میخوردند و احتیاج به حمایت و کمک داشتند. البته در این دستهبندی کودکان را نباید فراموش کرد که حتی آسیبپذیرتر بودند و در بعضی از نامهها به وضع اسفناک کودکان اشاره شده است.
بخش دوم این قسمت شامل مکاتبات خصوصی خانواده فرمانفرما است که اکثرا در همان زمان نوشته شدهاند و حاوی مطالب جالب توجهی هستند از جمله مسائل ارث، ازدواج، رابطه بین زنان و غیره. باید در نظر داشت که بسیاری اوقات ارتباطات خانوادگی از طریق ازدواج برقرار میشد که نه تنها نتایج مالی، بلکه سیاسی را هم در پی داشت.
قسمت دوم کتاب فصلی است از کتابچه «مخارج ملتزمین رکاب» در سلطنت مظفرالدین شاه در ۱۳۱۶ق/۱۲۷۷ش، مطالب این فصل مربوط به پرداخت مواجب و انواع مقرری میشد که در اینجا آنچه مربوط به بخش زنان بود، معرفی میشود. این زنان، مادران، همسران، صیغهها، دختران و نوههای مظفرالدین شاه، ناصرالدین شاه، محمدشاه، فتحعلیشاه، عباس میرزا و سایر شاهزادگان بودند، علاوه بر کنیزها، خدمه حرم، خواجهها و وابستگان آنها و همچنین شامل زنانی که در گذشته پدر یا شوهرانشان مصدر کاری در دربار بودند و اکنون در قید حیات نبوده و حقوقشان را بازماندگانشان دریافت میکردند.
در ادامه چند عریضه از عرایض زنان عامه سالهای ۱۳۲۲-۱۳۲۰ق را میخوانیم:
«[سند شماره ۱۲]
اداره تلگرافی دولت علیه ایران
از همدان به کرمانشاهان
به تاریخ ۲۲ شهر جمادیالاول سنه ۱۳۲۱
حضور مبارک حضرت مستطاب اشرف امجد ارفع اسعد والاشاهزاده فرمانفرما روحی فداه، فقره محمود گیلانی را نوشته آدم مخصوص فرستاد، خداوند اصلاح امور میفرمایند، جناب بهجتالملک دو ساعت دیگر وارد میشود. تاجی خانم را خواستم شورین، محمدحسینخان را هم نگاه داشتم، حاجی مصطفی آدم خودم که [امین؟] است برای بازدید و تحقیقات فرستادم اسدآباد. حسامالملک. [مهر]: تلگراف دارالدوله»
«[سند شماره ۲۶]
وزارت امورخارجه
نمره ۸۸۶
۱۶ شهر جمادیالثانی ۱۳۲۲
خاطر مبارک مستحضر است که معصومه خانم عیال مرحوم حاج محمدعلی مشیرالتجار، در خصوص حقوق صغار خود و مسئلهای که [ناخوانا] ستاره خانم عیال دیگر مشیرالتجار مدعی انتقال است، مدتها است متظلم و نالان است و هنوز در اظهارات او قراری که شکایت او را رفع کند، داده نشده است و ترضیه حال احقاق حقوق او منوط به توجه خاطر حضرت مستطاب اشرف امجد والا است، زیرا ستاره خانم بعد از فوت مشیرالتجار به موجب عرض حالی که به وزارت امور خارجه داد و فعلا در دفتر وزارت خارجه ضبط است، از تابعیت عریضه خود به ایرانیت اصله عود کرد و رعیت ایران است. معصومه خانم هم که رعیت ایران است و حکم رعایای ایران مربوط به حکومت داخله است، استدعا دارم قدغن فرمایند به اظهارات و تظلمات معصومه خانم رسیدگی نمایند و آنچه حقوق او و صغارش تعیین میکند وصول و به او عاید سازند، چه راجع به تعمیر پل باشد، چه راجع به چیز دیگر، مقصود این است که قطع شکایت او به هر طور که مقتضی [ناخوانا] و عدالت حکومت حقگذاران حضرت اشرف اسعد والا است، بشود.
دعاوی ستاره خانم را به استناد پارهای احکام کتبی یا تلگرافی که در دست دارد و محتمل است که به تدلیس و اشتباه صادر کرده باشد نباید قبول کرد بلکه حاکم عادل و قاطع نزاع همان انصاف و حقانیت بیطرفانه حضرت مستطاب والا است که هیچ حقی را ابطال و هیچ ناحقی را اعمال نمیکند. منتظرم که همین توجه حضرت والا نتیجه و ختم این عمل را بشنوم و بعد از این شکایتنامههای معصومه خانم را نخوانم. زیاده تصدیع نمیکند. ایام جلالت مستدام باد.
[حاشیه]: از بس که در این فقرات تکرار شکایات شد و از اطراف شکایات و تظلمات رسید شاهزاده اقدس همایونی روحنافداه بر این تعلق گرفت که مامور مخصوص از تهران برای تسویه این کار راجع به [ناخوانا] روانه شود، اگر ممکن شده در همانجا این ضرورتها این فقرات انجام یابد. برحسب امر مطاع اقدام شود، جواب مخارج تلگراف گردد. تلگراف ایالت جلیله کرمانشاهان»
کتاب «نیمه پنهان؛ زنان ایران در آستانه قرن بیستم» منتخبی از اسناد عبدالحسین فرمانفرما به انضمام منتخبی از کتابچه مخارج و مواجب ملتزمین رکاب به کوشش منصوره اتحادیه (نظاممافی)، شیوا رضایی و علیرضا نیکنژاد با ۲۸۹ صفحه، شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و بهای ۷۰۰ هزار تومان از سوی نشر تاریخ ایران به چاپ دوم رسید.
نظر شما