شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
داستان جنگی که مدام در جهان تکرار می‌شود

کتاب «جنگ ویتنام» با صراحت تمام از این استعمار و نحوه سرک کشیدن رئیس‌جمهورهای آمریکایی به کشورهای آسیایی می‌گوید؛ از اینکه چطور استعمار، اول با کلمات، بعد با پرچم، بعد با اسلحه و آخر سر با قبر وارد می‌شود و رهبران داخلی تشویق به تفرقه و حتی حمایت می‌شوند و بعد ...

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- حنان سالمی: برخلاف همیشه که از اولین صفحه شروع می‌کنم این بار چشم‌هایم روی آخرین صفحه کتابِ «جنگ ویتنام» قفل شده؛ صفحه‌ای بدون جمله، خالی، ساده و تنها با یک عکس سیاه و سفید؛ تصویری کمی بزرگ‌تر از عکس‌های سه در چهار، از چهره یک سرباز مرد آمریکایی جوان با لبخندی سرد و مرموز که روی کلاهخودش نوشته «جنگ یه جهنمه!». دوباره نگاهش می‌کنم؛ این بار عمیق‌تر؛ انگار چیزی گوشه لبخندش را به آن جمله‌ کوتاه روی کلاهش گره می‌زند؛ چیزی که دقیقا نمی‌دانم چیست اما حس بدش از همان نگاه اول در جانم می‌نشیند.

سریع صفحه را می‌بندم و به عقب برمی‌گردم. به اولین صفحه کتاب. به همان جا که رنج ویتنامی‌ها آغاز می‌شود: «گرچه ویتنام کشوری است کوچک و دورافتاده، اما جنگ ویتنام یکی از بحث‌برانگیزترین، مهم‌ترین و مخرب‌ترین پدیده‌هایی است که در نیمه دوم قرن بیستم رخ داد.» جنگی جهنمی که از تفرقه‌های داخلی بین ویتنام شمالی و ویتنام جنوبی شروع شد و تا آنجا ادامه پیدا کرد که پای ایالات متحده آمریکا با هزاران مشاور نظامی‌اش، البته به عنوان میانجی‌گر، به آن باز شد و آتشی روشن کرد که با گوشت و استخوان مردم ویتنام شعله‌ور شد.

کتاب «جنگ ویتنام» که توسط گروه مورخان موسسه فرهنگی آورلی هیستوری تدوین و نوشته شده و در ایران توسط نشر سفیر وارد بازار کتاب شده، روایتی مستند، موجز و خوش‌خوان از رنج همین جنگ است. کتاب با اینکه تنها هفتاد و هفت صفحه دارد اما به صورت عمیق و جان‌داری، اطلاعات گسترده یک بحران جهانی را قابل فهم و جمع‌وجور کرده تا به مخاطب، جریان جنگی را نشان دهد که با دخالت‌ها و حمایت‌های آمریکا گُر گرفت و با جاری شدن خون ویتنامی‌ها در میان شاخه‌های بلند بامبو تمام شد!

داستان جنگی که مدام در جهان تکرار می‌شود

اما ماجرا چه بود؟ «مسئولیت مرد سفید!»؛ لفظی که اولین بار در شعر رودیارد کیپلینگ آمد و بعد تبدیل شد به یکی از تمیزترین و فریبنده‌ترین نقاب‌های استعمار. مسئولیتی که بر گردن مردمان سفید پوست آمریکا و اروپاست! و طبق آن، سفیدپوست‌ها باید مردمان رنگین‌پوست را متمدن کنند و از چنگال فقر و بدبختی‌ که خفه‌شان کرده نجات دهند و راه و رسم زندگی را نشان‌شان دهند! بهترین و شیک‌ترین بهانه‌ای که برای استعمار و استثمار نیاز داشتند و جور شده بود. ویتنامی‌های چشم‌بادامی هم از این مسئولیت مرد سفید بی‌نصیب نماندند و خاکشان به توبره فرانسوی‌ها کشیده شد؛ تا جایی که خود نویسندگان «جنگ ویتنام»، براساس مستندات، در بخشی از کتاب می‌نویسند: «وقتی در سال ۱۹۴۴ خشکسالی شد (خشکسالی‌ که تا حدودی وام‌دار سواستفاده فرانسوی‌ها از منابع طبیعی ویتنام بود)، هیچ‌کس به مردم این منطقه کمکی نکرد و حدود دو میلیون نفر تلف شدند.»

کتاب «جنگ ویتنام» با صراحت تمام از این استعمار و نحوه سرک کشیدن رئیس‌جمهورهای آمریکایی به کشورهای آسیایی می‌گوید؛ از اینکه چطور استعمار، اول با کلمات، بعد با پرچم، بعد با اسلحه و آخر سر با قبر وارد می‌شود و رهبران داخلی تشویق به تفرقه و حتی حمایت می‌شوند و بعد، به راحتی کنار گذاشته می‌شوند! نکته جالب توجه کتاب، اشاره مستقیم نویسندگان به نقش مردم آمریکا در مشروعیت‌بخشی به این جنگ جهنمی است؛ مشروعیتی که بر مبنای دفاع از امنیت‌شان می‌دهند و در برابرش امنیت میلیون‌ها انسان دیگر را در کشورشان می‌گیرند و بعد پشیمان می‌شوند! و نویسندگان این‌طور از آن می‌گویند: «هرچه جنگ بیشتر به درازا می‌کشید، تردید و ظن مردم آمریکا هم بیشتر می‌شد. از خود می‌پرسیدند چرا جنگ تمام نمی‌شود؟ پس چرا باز هم هر روز این همه جوان می‌فرستند به ویتنام؟ چرا این همه کشته می‌دهیم؟»

«جنگ ویتنام»، برشی تلخ از یک جنگ جهنمی است؛ جنگی که می‌توان زخم‌های نم‌دار آن را حتی از میان تاروپود عکس‌های سیاه و سفید کتاب هم دید. کتابی که راوی کشتار دسته‌جمعی زندگی است و تنها طی سه سال از آن، دوازده هزار ویتنامی اعدام و چهل هزار نفر دیگرشان در زندان‌ها تلف می‌شوند. داستان جنگی که مدام در جهان تکرار می‌شود و بذر کرم‌زده آن، شعارهای مردان سفیدپوستِ بامسئولیت است! جنگ‌هایی که به بهانه امنیت و دفاع از مردم شروع می‌شوند و هیچ‌کس، هیچ‌وقت نمی‌فهمد که کِی و کجا تمام می‌شوند! دقیقا مثل جنگ ویتنام؛ جنگی که قرار بود پایانش روشن باشد اما باز هم مثل آغازش در مه فرو رفت. «به چه شکلی تمام شد؟ به همان شکلی که شروع شد: در کمال ابهام!»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها