مرتضی محرابی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره برنامه و فعالیت کتابفروشیها از ابتدای سال جدید با توجه به شرایط جنگ تحمیلی سوم، بیان کرد: کسبوکارهای فرهنگی، بهویژه کتابفروشیها، با چالشهای زیادی مواجه هستند. قیمت کاغذ و مسائل جانبی دیگر اثر مستقیم بر هزینه تمامشده کتاب دارد و موجب شده قیمت کتاب به شدت افزایش یابد.
کتاب یا نان؛ دوراهی که دیگر نیست
وی با تاکید بر اینکه وضعیت فعلی کسبوکار کتابفروشی راضیکننده نیست، افزود: در شرایطی که مردم برای تأمین نیازهای اولیه خود مانند نان و برنج نگران هستند، خرید کتاب برایشان ضرورتی ندارد. در چنین اوضاعی، مسائل مربوط به فرهنگ و آموزش، از دایره اولویتها خارج میشوند و کتابفروشان را مدام، ضعیف و نحیفتر میکند.
محرابی، تنها دلیل باز نگه داشتن کتابفروشی را اجبار برای بقا و نداشتن هیچ گزینه جایگزین دیگری دانست و ادامه داد: اگر کوچکترین روزنهای برای ورود به مشاغل دیگر، مانند سوپرمارکت یا اغذیهفروشی وجود داشت، کتابفروشی را تعطیل میکردم.
وی که از حدود ۲۰ سالگی و بیش از دو دهه در حرفه کتابفروشی مشغول به فعالیت است، بیان کرد: در طبقه کارگر ریشه دارم. نسلهای قبلتر از من نیز کشاورزانی مهاجر بودند. نسلی که بهدلیل مشغلههای فراوان، کمتر فرصت پرداختن به کتابخوانی و یا توان مالی برای خرید آن را داشته است. اما من خواستم برای مردم کار فرهنگی انجام بدهم، درآمدی هم داشته باشم.
مدیر کتابفروشی کتابانه، افزود: حتی زمانی که پیشنهاد میشد برای جذب مخاطب بیشتر، لوازمالتحریر یا محصولات متنوعتر دیگری در کتابفروشی عرضه کنم، مقاومت داشتم و میگفتم لوازمالتحریر در شهر به اندازه کافی موجود است، اما مردم به کتاب نیاز دارند. تا جایی که امکان داشت، قفسهها را به ارائه کتاب اختصاص دادم تا نیاز مردم را برطرف کنم.
محرابی، با بیان اینکه حدود ۸ هزار عنوان کتاب در کتابفروشی چیده شده است، گفت: این آثار هرکدام قیمت پشت جلد دارند. اما گاهی یک سال طول میکشد تا کتابها فروش بروند. در حالی که چند ماه است قیمت پشت جلد هفتگی در حال تغییر است و وقتی میخواهیم کتاب خریداری کنیم با شوکی ناشی از افزایش زیاد قیمتها مواجه میشویم. این چرخه معیوب، رفتهرفته باعث میشود تعداد هشت هزار عنوان کتاب، به تدریج کم شود.
وی بیان کرد: این وضعیت، مختص صنف کتابفروشان نیست؛ بسیاری از کسبوکارها با چنین چالشهایی روبهرو هستند، اما تفاوت اساسی در نحوه مواجهه با آن است. دیگر مشاغل میتوانند به سادگی قیمتها را با نرخ روز تطبیق دهند؛ اما وقتی کتابفروش، حتی اندک تغییری در قیمتها ایجاد میکند، با دلخوری و امتناع مخاطبان روبهرو میشود.

به گفته محرابی، ناتوانایی در بهروزرسانی قیمتها، مستقیماً به ضرر کتابفروش تمام میشود و قدرت خرید او را برای سفارش مجدد از ناشران، به شدت کاهش میدهد.
وی ادامه داد: وضعیت آنقدر تغییر کرده که حتی باز بودن کتابفروشی آنقدر هم اهمیت ندارد. وقتی مخاطب میآید و عنوان چند کتاب را میگوید و موجود نداریم، احساس بسیار بدی ایجاد میشود، چون توان مالی لازم برای خرید کتاب و گردش مالی خوب را ندارم.
محرابی، درباره ایدهای برای بهبود این شرایط، گفت: ایده خاصی ندارم؛ مثل مریضی هستم که نمیتواند جای دکتر بنشیند و خود را درمان کند. حضور کتابفروشان در نمایشگاه مجازی کتاب میتوانست فرصتی برای نفس کشیدن و بقا باشد؛ اما متأسفانه بهدلیل اعتراض ناشران، کتابفروشان از شرکت در نمایشگاه مجازی محروم شدیم. این تقابل میان ناشر و کتابفروش غیرمنطقی و غیر اصولی است؛ این دو، مکمل یکدیگرند نه رقیب.
«چهکنم چهکنم» حرف ویترینداران کتاب
وی بیان کرد: چند سال پیش، یکی از کتابفروشان قدیمی میگفت، وقتی کتابفروشی را تاسیس کردم، کسی را میشناختم که با گاری چهارچرخ نان خشکی کار میکرد. حالا آقای «نان خشکی» اوضاع مالی بسیار خوبی دارد؛ اما من با «چهکنم چهکنم» روزگار میگذرانم. کاش آن روز من هم کتابفروشی را کنار میگذاشتم و مشغول نان خشکی میشدم. راستش فکر نمیکردم در کمتر از ۱۰ سال، خود من هم به چنین شرایطی برسم و این فکر را بارها و بارها نوشخوار کنم.
نظر شما