چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
خواجوی کرمانی؛ شاعری بداقبال اما حرفه‌ای، تمام‌وقت و کامل

سید علی میرافضلی، پژوهشگر و شاعر گفت: خواجو و سلمان ساوجی از جمله شاعران بزرگی بودند که به دلیل موقعیت تاریخی، آن ارج و منزلتی که شایسته‌شان بوده، به‌طور کامل نصیبشان نشده است. از این منظر، می‌توان خواجو را شاعری بداقبال، اما حرفه‌ای، تمام‌وقت و کامل دانست.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: خواجوی کرمانی از چهره‌های برجسته و اثرگذار شعر فارسی در قرن هشتم هجری است؛ شاعری که نام او در پیوند میان سنت و نوآوری، عرفان و نقد اجتماعی، و غزل و حماسه می‌درخشد. هفدهم دی‌ماه، روز بزرگداشت این شاعر نامدار، فرصتی است برای بازخوانی جایگاه او در تاریخ ادبیات ایران و تأمل دوباره بر تأثیری که بر شاعران پس از خود، به‌ویژه حافظ شیرازی، نهاده است. خواجو که به «نخل‌بند شاعران» شهرت دارد، در اواخر سده هفتم هجری در کرمان زاده شد و در جوانی، افزون بر تحصیل علوم رایج، سفرهای فراوانی به مراکز مهم فرهنگی و علمی زمان خود چون اصفهان، آذربایجان، شام، ری، عراق و مصر انجام داد. این تجربه‌های گسترده، افق فکری و ادبی او را غنا بخشید و در شکل‌گیری زبانی پخته و اندیشه‌ای چندلایه نقش مهمی ایفا کرد.

شعر خواجو، به‌ویژه غزلیات او، سرشار از مضامین عرفانی است؛ عرفانی که در آن، مبارزه با زهد ریایی، بی‌اعتباری دنیا و نقد ظواهر فریبنده جایگاه پررنگی دارد. او در غزل از سنت سنایی بهره می‌گیرد و در مثنوی، با نگاهی به فردوسی، به حماسه‌سرایی می‌اندیشد. «خمسه خواجو» شامل مثنوی‌های «همای و همایون»، «گل و نوروز»، «روضةالانوار»، «کمال‌نامه» و «گوهرنامه» گواهی روشن بر توانایی او در روایت، تصویرسازی و پیوند شعر با حکمت و عرفان است. افزون بر این، دیوان گسترده او که در دو بخش «صنایع‌الکمال» و «بدایع‌الجمال» تنظیم شده، نشان‌دهنده طبع توانای او در قالب‌های گوناگون شعری است. خواجو همچنین در علوم عقلی چون ریاضیات، طب و هیئت صاحب‌نظر بوده و آثار منثور او، به‌ویژه رساله‌های چهارگانه «سراجیّه»، «شمس و سحاب»، «شمع و شمشیر» و «نمد و بوریا»، از نثری آراسته و متکی بر آیات قرآن برخوردارند.

به مناسبت روز بزرگداشت خواجوی کرمانی، برای واکاوی دقیق‌تر جایگاه او و نیز پیوندش با سنت ادبی کرمان، به سراغ سید علی میرافضلی رفتیم؛ پژوهشگر و شاعر معاصر که سال‌هاست بخش مهمی از فعالیت علمی خود را به احیای میراث شاعران کهن اختصاص داده است. میرافضلی، دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و زاده رفسنجان، با تألیف و تصحیح آثاری چون «شاعران قدیم کرمان»، «دیوان حیدر شیرازی» و «مونس الاحباب»، نقش مهمی در معرفی شاعران کمترشناخته‌شده و بازخوانی جریان‌های ادبی محلی ایفا کرده است. انتخاب او برای این گفت‌وگو، از آن‌روست که نگاه پژوهشی دقیق، آشنایی عمیق با متون کهن و توجه ویژه‌اش به سنت ادبی کرمان، می‌تواند تصویری روشن‌تر و مستندتر از جایگاه خواجوی کرمانی در تاریخ شعر فارسی به دست دهد. در ادامه، این گفت‌وگو را بخوانید:

خواجوی کرمانی؛ شاعری بداقبال اما حرفه‌ای، تمام‌وقت و کامل

اگر بخواهیم خواجوی کرمانی را با یک ویژگی محوری به مخاطب امروز معرفی کنیم، آن ویژگی از نظر شما چیست؟
آن چیزی که من از مطالعه و شناخت آثار او دریافته‌ام این است که خواجو را می‌توان شاعری حرفه‌ای دانست که تا حدی بداقبال بوده است. او همه ویژگی‌های یک شاعر حرفه‌ای را دارد: در تمام قالب‌های شعری، از غزل و قصیده و مثنوی و رباعی گرفته تا قالب‌های دیگر، شعرهای خوب و قابل توجهی سروده است. حجم آثارش بسیار بالاست و از توانمندی بالایی در سخنوری برخوردار بوده است. اما بداقبالی او از این جهت است که در دوره‌ای ظهور کرده که میان دو شاعر بزرگ، یعنی سعدی و حافظ، قرار گرفته و همین امر تا حدودی باعث شده شخصیت شعری او تحت‌الشعاع قرار بگیرد.
البته روشن است که سعدی و حافظ قله‌های بسیار رفیعی هستند و خواجو در آن حد و اندازه نیست؛ اما نه فقط خواجو، بلکه بسیاری از شاعرانی که در فاصله میان سعدی و حافظ ظهور کرده‌اند، با همین وضعیت مواجه بوده‌اند. با این حال، می‌توان گفت خواجو و سلمان ساوجی از جمله شاعران بزرگی بودند که به دلیل این موقعیت تاریخی، آن ارج و منزلتی که شایسته‌شان بوده، به‌طور کامل نصیبشان نشده است. از این منظر، می‌توان خواجو را شاعری بداقبال، اما حرفه‌ای، تمام‌وقت و کامل دانست.

یک بار یکی از پژوهشگران به مناسبت روز خواجو نوشته بود که سرنوشت خواجو رقت‌برانگیز است، به دلیل اینکه نتوانسته به منزلتی در حد و اندازۀ حافظ و شاعران طراز اول دست پیدا کند و بود و نبودش در تاریخ ادب فارسی تأثیری نداشته است. این داوری، بی‌رحمانه و به دور از انصاف است. درست است که خواجو شاعر طراز اولی در حد ناصرخسرو، نظامی، فردوسی، سعدی، حافظ، عطار، مولانا و سنایی نیست، ولی در ردیفی بعد از ایشان قرار دارد. در تاریخ شعر فارسی شاعران زیادی می‌شناسیم که در حد و قوارۀ خود، شاعران بزرگی هستند؛ مثل کمال اسماعیل، انوری، عراقی، جامی، و دیگران و در قرن هشتم شاعران بزرگی مثل سلمان ساوجی، ناصر بخارایی، اوحدی مراغی، نزاری قهستانی، کمال خجندی و عماد فقیه کرمانی ظهور کرده‌اند که هیچ‌کدام در اندازۀ حافظ نیستند. اما چون شاعر درجه یکی از کار درنیامده‌اند، نمی‌توان سرنوشت آن‌ها را رقت‌برانگیز خواند یا بود و نبودشان را یکسان به حساب آورد و آن‌ها را از صحنۀ شعر فارسی کنار گذاشت.

شما به بداقبال بودن خواجو اشاره کردید. می‌خواهم بپرسم علت این بداقبالی از نظر شما چیست؟

یکی از دلایل، همان‌طور که گفته شد، قرار گرفتن او در سایه دو شاعر بزرگ است. دلیل دیگر به‌نظر می‌رسد این باشد که مرگ او نسبتاً زود اتفاق افتاده است. عمر چندان بلندی نداشته و ظاهراً بر اثر سکته، در سن ۶۴ سالگی در مجلسی از دنیا رفته است.

با این‌که آثار فراوانی از خود بر جای گذاشته، هنوز جا داشت که بزرگ‌تر شود و به کمال بیشتری برسد و نوآوری‌های تازه‌تری، مثلاً در حوزه موسیقی شعر، عروض و قالب‌ها، ارائه کند.
حتی شاید یکی از بداقبالی‌های او همین پرگویی باشد؛ یعنی اگر مانند حافظ، سخت‌گیرانه‌تر عمل می‌کرد و تنها شعرهای بلند و متعالی را نگه می‌داشت، وضعیت متفاوتی پیدا می‌کرد. به‌نظر می‌رسد فرصت بازنگری جدی در آثارش را نداشته تا بتواند انتخاب محدودتری انجام دهد.

شما می‌دانید که حافظ حدود ۵۰۰ غزل دارد. اگر فرض کنیم دوره شاعری او ۵۰ سال بوده، به‌طور میانگین سالی حدود ۱۰ غزل از خود باقی گذاشته است. قطعاً شعرهای بیشتری سروده که آن‌ها را کنار گذاشته است. اگر خواجو هم چنین سخت‌گیری‌ای در مورد شعر خود اعمال می‌کرد، به‌گمان من جایگاه ادبی‌اش امروز بالاتر از آن‌چه هست، می‌بود.
سن او هنگام وفات ۶۴ سال بوده است. به‌طور کلی، شاعران ما عمدتاً عمرهای نسبتاً بلندی، نزدیک به ۸۰ سال، داشته‌اند و برخلاف بسیاری از شاعران امروز، این‌گونه نبوده که پس از پنجاه‌سالگی دوره خلاقیتشان پایان یابد. حتی بسیاری از غزل‌های برجسته حافظ که پژوهشگران تاریخ‌گذاری کرده‌اند، مربوط به ده سال پایانی عمر اوست؛ آثاری که اوج نگرش اجتماعی و نگاه خاص حافظ در آن‌ها متجلی است. از این جهت، می‌توان گفت خواجو باز هم بداقبال بوده و تقدیرش به‌گونه‌ای رقم خورده که همین میزان از فرصت برایش فراهم شده است.

خواجوی کرمانی؛ شاعری بداقبال اما حرفه‌ای، تمام‌وقت و کامل

آیا می توان خواجو را به‌عنوان حلقه واسط میان سعدی و حافظ معرفی کرد؟

این نکته قطعاً درست است؛ یعنی خواجو کسی بود که تجربه‌های شعری سعدی را به نسل بعد از خود منتقل کرد و در عین حال، افزوده‌های ارزشمندی نیز بر آن‌ها داشت. شاید حافظ بیشترین تأثیر را از نظر شیوه سخنوری از خواجو پذیرفته باشد. خواجو در تغییر سبک شعری از قرن هفتم به هشتم نقش مهمی داشته و حافظ از ویژگی‌هایی که در کلام خواجو وجود داشته، بهره برده است. بیتی هم هست که به حافظ منسوب است و می‌توان گفت حتی اگر از حافظ هم نباشد، حقیقتی در آن نهفته است؛ آنجا که می‌گوید: «استاد سخن سعدی‌ست پیش همه کس اما / ‏دارد سخن‬ حافظ طرز سخن خواجو»
این بیت، حتی اگر از حافظ نباشد، نشان می‌دهد گوینده آن اشراف و آگاهی خوبی از جریان شعر آن دوره داشته است. البته باید گفت سعدی آن‌چنان شاعر بزرگی بوده که چه در زمان خودش و چه پس از آن، هیچ شاعری از دایره تأثیر شعر او، حتی حافظ، بیرون نبوده است. با این حال، حافظ هوشمندی این را داشت که طریقی را برگزیند تا بتواند خود را از زیر بار آن تأثیر رها کند و سبک خاص خود را شکل دهد. در شکل‌گیری این سبک خاص، شعر شاعرانی چون خواجو نقش مهمی در یافتن این مسیر برای حافظ داشته است.
رد پای تجربه‌های شخصی و زیست فردی تا چه اندازه در شعر خواجو قابل شناسایی است؟

تأثرات مربوط به زندگی شخصی خواجو در شعرش حضور پررنگی دارد. همین سرنخ‌ها به پژوهشگران کمک کرده است تا بتوانند خط سیر نسبتاً دقیقی از زندگی او ترسیم کنند. در میان شاعران عصر خود، خواجو دقیق‌ترین اطلاعات مربوط به تولد را ارائه می‌دهد؛ او روز، ماه، سال و حتی ساعت تولدش را در شعرش ذکر کرده است که این موضوع در شعر شاعران آن دوره کم‌نظیر است.
بسیاری از ارتباطات او با شاعران دیگر و نیز مسائل اجتماعی زمانه‌اش در شعرش، به‌ویژه در قطعات، بازتاب یافته است. برای مثال، اگر شاعری شعری از او را سرقت کرده یا اگر در جایی مانند اصفهان بر او سخت گذشته، این مسائل را در شعر خود منعکس کرده است. همچنین مخاصمه‌ای شعری با شاعری به نام ابن جلال یزدی داشته که هرچند ابن جلال از خواجو جوان‌تر بوده، اما این درگیری شعری که در دربار شیخ ابواسحاق نیز مطرح بوده، بازتاب نسبتاً خوبی در شعر خواجو پیدا کرده است. حتی دشواری‌هایی که در زادگاهش کرمان بر او گذشته، در شعرش انعکاس یافته و می‌توان گفت احوالات شخصی در شعر خواجو بسیار پررنگ است.

کدام آثار خواجوی کرمانی برای مخاطب امروز جذاب‌ترند؟

باید گفت که در آن دوره، قالب اصلی شعر، غزل بوده است. در قرن هفتم، سعدی غزل را به اوج رساند و پس از او، حافظ؛ به‌طوری که بیشترین حجم شعر قرن هفتم و هشتم را غزل تشکیل می‌دهد. خواجو نیز شاعری حرفه‌ای و تمام‌وقت بوده و مثنوی‌های خمسه‌ای دارد که مجموع آن‌ها نزدیک به پانزده هزار بیت است. دیوان او نیز به سه بخش تقسیم می‌شود. حتی در تقسیم‌بندی دیوان‌هایش، اشعار را بر اساس سفر یا اقامت در وطن تفکیک کرده و آن‌ها را با عنوان‌هایی مانند «حضریات» و «سفریات» از هم جدا کرده است. با این همه، بیشترین حجم دیوان خواجو را غزلیات تشکیل می‌دهد و می‌توان گفت غزلیات او برای مخاطب امروز دل‌نشین‌تر و به حس‌وحال مخاطبان معاصر نزدیک‌تر است.

جایگاه خواجه کرمانی در پژوهش‌های دانشگاهی امروز کجاست؟

در حدود ده سال اخیر، توجه بیشتری به شعر او شده و منزلت او تا حدی در حال بازیابی است. در حوزه پژوهش‌های ادبی نیز همین روند دیده می‌شود و تصحیحات تازه‌ای از آثار او عرضه شده است. از جمله، آقای دکتر محمود عابدی دو فقره از آثار او را با تصحیح جدید منتشر کرده‌اند.

مقالات متعددی درباره خواجو و کیفیت شعر او نوشته شده است. مجموعه‌مقالاتی با عنوان «نخلبند شعرا» در دو جلد منتشر شده که شامل مقالات متعددی در بررسی ابعاد مختلف شعر خواجوست. همچنین «دیوان» و «خمسه» او چند بار تجدید چاپ شده است. تنها می‌توان گفت که هنوز تصحیح جدیدی از دیوان او بر اساس نسخه‌های متعدد کهن منتشر نشده، هرچند شنیده می‌شود که تعدادی از محققان در صدد انجام این کار هستند. در مجموع، در دهه اخیر تحقیقات دانشگاهی درباره شعر خواجو شتاب و گسترش بیشتری پیدا کرده است.

آیا می‌توان گفت حافظ بدون خواجوی کرمانی، حافظی که امروز می‌شناسیم، نمی‌بود؟

به‌نظر من، نمی‌توان به‌صورت مطلق چنین حکمی داد. حافظ شاعری با قوه جذب بسیار بالا بوده و قدرت تشخیص خوبی داشته است؛ یعنی می‌توانسته ویژگی‌های مثبت شعر دیگران را شناسایی کند و آن‌ها را به کمال برساند. اگر خواجو یا هر شاعر دیگری هم نبود، به احتمال زیاد حافظ همان حافظی می‌شد که امروز می‌شناسیم، زیرا حافظ از استعداد شگرفی در تاریخ ادبیات برخوردار بوده است. با این حال، می‌توان گفت در رسیدن حافظ به کمال شعری، به‌ویژه در غزل، شعر خواجو نقش مهمی داشته و در شکل‌گیری سبک حافظ مؤثر بوده است. اما این‌که بگوییم اگر خواجو نبود، حافظ هم نبود، گزاره‌ای است که به‌سختی می‌توان آن را پذیرفت.

نام‌گذاری روزی برای بزرگداشت خواجوی کرمانی از چه زمانی آغاز شد؟

روز بزرگداشت خواجو از سال ۱۳۹۵ به پیشنهاد انجمن آثار و مفاخر استان کرمان وارد تقویم شد و مقصود از این کار، این بوده که جامعۀ ما به نقش خواجو در شعر پارسی توجه بیشتری نماید.

از نظر جایگاه، می‌توان گفت خواجو بزرگ‌ترین شاعر اقلیم کرمان است؛ بدون تردید اگر بخواهیم از نام کرمان یاد کنیم و تنها یک شاعر بزرگ را به‌عنوان نماینده انتخاب کنیم، قطعاً خواجوی کرمانی خواهد بود. از این جهت، می‌توان او را نماد شعر کرمان دانست؛ نماد سرمایه ادبی‌ای که در طول سده‌های مختلف در این اقلیم ظهور و بروز داشته و در وجود خواجو متجلی شده است.

برای مردم کرمان، خواجو علاوه بر ارزش‌های شعری، جنبه نمادین نیز دارد. البته شاعران بزرگ دیگری هم هستند، اما به‌گمان من، خواجو برای مردم کرمان یک سمبل و نماد است. تعیین یک روز به نام او نیز همین معنا را می‌رساند. به‌عنوان نمونه، در بسیاری از شهرهای استان کرمان، خیابان یا میدانی به نام خواجو وجود دارد؛ نه فقط امروز، بلکه از چندین دهه پیش. این موضوع نشان‌دهنده توجه خاص مردم اقلیم کرمان به خواجوست.

خواجوی کرمانی؛ شاعری بداقبال اما حرفه‌ای، تمام‌وقت و کامل

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها