دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۳
سایه‌نویس را می‌توان «نویسنده نامرئی» نامید

سایه‌نویس را به نوعی می‌توان «نویسنده نامرئی» نامید که خود در سایه می‌ماند تا صاحب اثر دیده شود...سایه‌نویس جای سلطان و بزرگان و ستاره‌های هنر و ورزش می‌نشیند و کلام آن‌ها را بدون اینکه ردی از خودش برجای بماند با تکیه بر شواهد مکمل، مصاحبه‌های جانبی، یادداشت‌های شخصی باقی‌مانده و اسناد دیگری مانند اینها بازآفرینی می‌کند.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محسن آزموده؛ کتاب «در اندیشه ایران» به تازگی به همت انتشارات اطلاعات منتشر شده است. این کتاب خاطرات اسحاق جهانگیری سیاستمدار نام‌آشنای ایرانی از هشت سال معاون اولی اوست و بازتاب‌های گوناگونی در فضای رسانه‌ای در پی داشته است. پدرام الوندی پژوهشگر حوزه ارتباطات و رسانه در مقام «سایه‌نویس» ( Ghostwriter) در نگارش این کتاب نقش داشته است. سایه‌نویسی شیوه‌ای رایج در نگارش زندگی‌نامه مشاهیر از جمله سیاستمداران، مدیران و فعالان اقتصادی است. به این معنا که سایه‌نویس پس از گردآوری اطلاعات زندگی‌نامه‌ای و کارنامه یک فرد، دست به نگارش زندگی‌نامه او می‌زنند، به گونه‌ای که گویا خود فرد زندگی‌نامه‌اش را روایت کرده است. با پدرام الوندی نویسنده در سایه یا سایه‌نویس کتاب «در اندیشه ایران» گفت‌وگویی صورت دادیم که از نظر می‌گذرد.

***

ضمن تشکر از شما بابت زمانی که در اختیار ما گذاشتید، نخست برای آشنایی مخاطبان به اختصار بفرمایید که اصولاً سایه‌نویسی یعنی چه و سایه‌نویس چه می‌کند؟

سایه‌نویسی در تعریفی ساده، حرفه‌ای است که در آن نویسنده‌ای ذهنیت، خاطرات و ایده‌های صاحب اثر را ساختارمند می‌کند، لحن او را کشف می‌کند و روایتی منسجم و جذاب خلق می‌کند. سایه‌نویس را به نوعی می‌توان «نویسنده نامرئی» نامید که خود در سایه می‌ماند تا صاحب اثر دیده شود. برای دقیق‌تر شدن تعریف، می‌توان چهار کارکرد اختصاصی سایه‌نویس را اینگونه بیان کرد: نخست به‌جای فردی که فرصت و یا مهارت کافی نوشتن حرفه‌ای ندارد، متن را می‌نویسد. دوم اینکه با او گفت‌وگو می‌کند، خاطرات، ایده‌ها، روایت‌ها و تجربه‌هایش را استخراج می‌کند. سومین کارکرد که بسیار نیز حائز اهمیت است بازسازی لحن، شخصیت زبانی، نگاه فکری و دغدغه‌های راوی اصلی است تا متن «به زبان خود او» به نظر برسد نه به زبان سایه‌نویس و چهارم اینکه سایه‌نویس به متن ساختار می‌دهد، تحقیق تکمیلی انجام می‌دهد، روایت را سامان می‌بخشد و متن نهایی را ویرایش و پس از رفت و برگشت‌های متعدد با صاحب روایت آماده انتشار می‌کند.

سابقه سایه‌نویسی به چه زمانی بر می‌گردد و چه شد که سایه‌نویسی رواج یافت؟

به ترتیبی که اکنون سایه‌نویسی را می‌شناسیم شاید پنجاه سال است که به یک حرفه یا یک تخصص تبدیل شده است. بسیاری از کتاب‌هایی که زندگی‌نامه یا زندگی‌نگاری (مموآر) ستاره‌های دنیای ورزش و سینما یا سیاستمداران مشهور هستند در چنین بستری شکل گرفته‌اند. این چهره‌ها هم زمان کافی برای چنین فرآیند نسبتاً ملال‌آوری را ندارند و هم معمولاً به دلیل مشغله‌های دیگری که داشته‌اند این مهارت را ندارند که متنی منسجم و روایت جذاب برای صنعت نشر از خودشان یا تخصصشان بگویند. به همین دلیل همراه با رونق صنعت سرگرمی سایه‌نویسی نیز اوج می‌گیرد و ساخت می‌یابد.

سایه‌نویس را می‌توان «نویسنده نامرئی» نامید

به نظر شما آیا می‌توان سایه‌نویسان در دوران جدید را با راویان اخبار و «طوطیان شکرشکن گفتار» در گذشته مقایسه کرد که به شرح و روایت زندگی بزرگان می‌پرداختند؟

قیاس جالبی است اما راویان اخبار معمولاً از لحن سوم شخص و به عنوان ناظر و شاهد بیرونی روایت می‌کردند و متن‌شان گاه با تملق و اغراق نیز همراه بود. آنچه از آن متن‌ها به چشم می‌آید بیشتر روایتی است از «بیرون» است. اما اینجا سایه‌نویس جای سلطان و بزرگان و ستاره‌های هنر و ورزش می‌نشیند و کلام آن‌ها را بدون اینکه ردی از خودش برجای بماند با تکیه بر شواهد مکمل، مصاحبه‌های جانبی، یادداشت‌های شخصی باقی‌مانده و اسناد دیگری مانند اینها بازآفرینی می‌کند.

در ایران سابقه و نمونه‌های سایه‌نویسی به چه زمان و دوره‌ای بر می‌گردد؟

در ایران سال‌هاست که سنت تاریخ‌شفاهی جای خود را به خوبی باز کرده است و خبرگان زیادی هم در این حوزه مشغول به کار هستند و آثار آن‌ها را هم دیده‌ایم و خوانده‌ایم. در میان این آثار برخی به سبک سایه‌نویسی تنظیم و منتشر شده‌اند و مورد توجه هم قرار گرفته‌اند. یعنی نویسنده‌ای به غیر از راوی اصلی حاصل مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهایش با راوی را در قالب روایت اول شخص بازنویسی کرده است. مشهورترین نمونه‌ای که می‌توان مثل زد کتاب «دا» است که به لحاظ روشی به سایه‌نویسی نزدیک است و در آن با متنی درخشان روبرو هستیم. شاید بتوان فقط به این نکته اشاره کرد که معمولاً ما ردپای آشکاری از سایه‌نویس را روی جلد یا در تبلیغات کتاب نباید ببینیم در حالی که در نمونه‌های ایرانی از جمله همین کتاب نویسنده و راوی پابه‌پای هم معرفی شدند و شهرت یافتند.

سایه‌نویس را می‌توان «نویسنده نامرئی» نامید

آیا نمونه‌هایی از سایه‌نویسی و نگارش خاطرات و زندگی‌نامه مشاهیر سراغ دارید؟

اگر پیش‌فرض پنهان‌ماندن نام نویسنده را در نظر نگیریم در نمونه‌های ایرانی، کتاب «هفتاد و پنج سال اول» که خاطرات بهمن فرمان‌آراست و محسن آزرم تدوین کرده از جمله نمونه‌هایی است در ان با متنی قوی و جذاب روبرو هستیم. همچنین کتاب‌هایی که محسن کاظمی در دفتر ادبیات و هنر مقاومت تدوین کرده است (احمد احمد و خاطرات عزت‌شاهی) بر همین سبک متکی هستند. تنها ایراد روشی این آثار برجسته، حاضر و ظاهر بودن راوی در تابلوی اصلی کتاب است. در نمونه‌های خارجی آثار متعددی را می‌توان نام برد و بسیاری از چهره‌های مشهور اگر کتاب خاطرات دارند سایه‌نویس‌ها نوشته‌اند. البته به این نکته هم باید حواسمان باشد که سایه‌نویسی محدود به خاطره‌نگاری نیست. سایه‌نویس می‌تواند کنار یک روان‌شناس یا هر متخصص دیگری بنشیند و سخنرانی‌ها ویا ایده‌های او را در قالب کتابی منتشرکند.

ارزیابی‌تان از سایه‌نویسی در ایران به چه صورت است؟

سایه‌نویسی در ایران هنوز رسمیت ندارد و احتمالاً سایه‌نویسانی هستند که حتی نمی‌دانند کاری که می‌کنند رسمیتی جهانی دارد و یک شغل با همه مناسبات حرفه‌ای محسوب می‌شود.

خود شما چه شد که تصمیم گرفتید خاطرات و کارنامه هشت ساله آقای جهانگیری را بنویسید؟

این تصمیم از طرف من نبود. آقای جهانگیری تصمیم داشتند که تجربیاتشان از هشت سال معاون اولی در دولت‌های یازدهم و دوازدهم را در قالب کتابی بنویسند. یادداشت‌های منظمی هم در همه سالهای مسئولیتشان نوشته بودند. با توجه به شناختی که اطرافیان ایشان از کارهای مشابه من داشتند، برای تدوین این کتاب دعوت به کار شدم. در ابتدا زمان زیادی به مطالعه یادداشت‌ها و ساختاردهی فصول کتاب براساس مهمترین مسائل مطرح شده در یادداشت‌ها بود. همچنین برای رسیدن به ساختار اولیه جلساتی با خود آقای جهانگیری و مشاوران ایشان برگزار شد تا اولویت‌های ذهنی ایشان به دست آید. بعد از شکل‌گیری ساختار اولیه و کدگذاری کامل یادداشت‌های روزانه، مصاحبه‌های مفصلی با ایشان انجام شد و روایت‌ها در یک بازه یک ساله کامل و کامل‌تر شدند.

به عنوان یک سایه‌نویس بفرمایید چه ضرورت‌ها و لوازمی برای اینکه یک سایه‌نویسی موفق باشد، لازم است؟

به نظرم مهمترین موضوع برای سایه‌نویس رازداری است. ویژگی این کار این است که شما به عنوان سایه‌نویس با شمار زیادی از مستندات (گفتاری یا مکتوب) مواجه می‌شوید که ممکن است در خروجی نهایی به هردلیل کنار گذاشته شود یا در ساختار کتاب قرار نگیرد. حفاظت از این اطلاعات شخصی راوی موضوع اول است. موضوع دوم سرکوب «من» است. سایه‌نویس باید به نحوی لحن و زبان راوی را کشف و از آن خود کند و به آن جان ببخشد و به متنی خواندنی آن را تبدیل کند. موضوع سوم تخصص پژوهشی است سایه‌نویس باید بتواند از میان انبوه مستنداتی که به دست می‌آورد به جا و متناسب با چارچوب ذهنی راوی نسخه نهایی کتاب را بیافریند.

سایه‌نویس را می‌توان «نویسنده نامرئی» نامید

اگر ممکن است اندکی هم راجع به فرایند نگارش خاطرات آقای جهانگیری بفرمایید. در این مسیر چه دشواری‌ها و موانعی متحمل شدید؟

در زمانی که کار آغاز شد، آقای جهانگیری گفتند که زمان‌بندی داشته باشید اما دربارهٔ اینکه چه زمانی کتاب منتشر خواهد شد بعد از پایان کار تصمیم می‌گیریم. مطلقاً سابقه‌ای نداشتیم که با فاصله کوتاهی از پایان مسئولیت، فردی در جایگاه معاون اول خاطرات خود را تدوین و منتشر کند و از این بابت ابهام‌هایی وجودداشت که آیا اصلاً انتشار چنین کتابی امکان‌پذیر است یا خیر؟ شاید مهمترین ابهام در ابتدای کار همین بود. از این جهت اقدام آقای جهانگیری را شجاعانه و منحصربه‌فرد هم می‌توان دانست که ایشان خیلی زود و به سرعت عملکرد خود را روایت کردند و در معرض داوری قرار دادند. برخلاف بسیاری از خاطره‌نویسی‌های سیاست‌مداران دیگر این کتاب در زمانی منتشر می‌شود که همه ذی‌نفعانی که در کتاب از آن‌ها یاد می‌شود حضور دارند و در قدرت هم هستند و امکان پاسخ‌گویی دارند و به همین دلیل کتاب بعد از انتشار به سرعت می‌تواند به بخشی از گفت‌وگوی عمومی در محافل سیاسی تبدیل شود.

اگر ممکن است اندکی هم راجع به فرایند نگارش کتاب توضیح دهید.

فرآیند این کتاب از ابتدا تا چاپ، حدود دو سال و نیم به طول انجامید و نسخه اولیه کتاب که بعد از مطالعات اولیه و انجام مصاحبه‌ها تدوین شده بود، چهار بار به طور کامل بازنویسی شد تا بتوانیم هم خلأ‌های محتوایی را پرکنیم و هم به زبان و لحن آقای جهانگیری نزدیک شویم. نکته جالب برای من این بود که یادداشت‌هایی که خود آقای جهانگیری برای تکمیل روایت‌های می‌نوشتند، منسجم بود و معمولاً بدون کمترین تغییری به متن کتاب اضافه می‌شد. برای رسیدن به قالب اصلی لحن ایشان هم مطالعه یادداشت‌هایشان در طول هشت سال معاون اولی کمک زیادی کرد و در دوره مطالعه یادداشت‌ها علاوه بر کدگذاری آن‌ها برای استفاده در کتاب، از آن‌ها به عنوان محتوای پایه برای شناسایی شیوه نوشتاری ایشان نیز استفاده کرد.

بسیاری از سیاستمداران و فعالان اقتصادی و اجتماعی و مدیران برجسته، به علت مشغله‌ها و درگیری‌ها و فقدان تخصص از نگارش زندگی‌نامه و تجربیات خود باز می‌مانند. فکر می‌کنید اهمیت و ضرورت سایه‌نویسی در چیست؟

سایه‌نویسی با تعریفی که گفتیم می‌تواند به کمک این چهره‌ها بیاید و روایت آن‌ها را تبدیل به سندی قابل ارجاع و متناسب با علایق و چارچوب‌های مورد نظر آن‌ها کند. تفاوت مهم این سبک با سبک تاریخ شفاهی این است که آنجا راوی به نوعی پاسخگو است و مصاحبه‌گر تلاش می‌کند لایه‌های مختلفی از حقیقت را در حین گفت‌وگو با راوی روشن کند و به نوعی دست بالاتر را پرسشگر دارد اما در سایه‌نویسی فرمان دست راوی است و این تفاوت شاید برای بسیاری از گروه‌هایی که گفتید حائز اهمیت باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها