به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،بازار کتاب ایران در ظاهر پر از عنوان و نامهای تازه است، اما در لایههای پنهان آن، سازوکاری نابرابر جریان دارد که بسیاری از نویسندگان مستقل را پیش از رسیدن به مخاطب متوقف میکند. از پیچوخمهای اداری اخذ مجوز گرفته تا انحصار ویترینها و شبکههای توزیع، موانعی شکل گرفتهاند که استعدادهای واقعی را به حاشیه میرانند. این گفتوگو تلاشی است برای واکاوی این گلوگاهها و بررسی راههایی که میتواند فاصله «ایده تا کتاب» را برای نویسندگان کوتاهتر و عادلانهتر کند.
آقای دکتر شمسالدین یوسفیان، به عنوان شروع، مهمترین چالش فعلی مؤلفان در بازار آشفته کتاب ایران چیست؟
ببینید، واقعیت این است که مشکل امروز ما کمبود استعداد یا محتوای ضعیف نیست. ما نویسندگان فوقالعادهای داریم. بحران اصلی، نبودِ فرصت برابر برای دیده شدن در یک بازار نابرابر است. علاوه بر مبحث عرضه و توزیع کتاب چه فیزیکی چه الکترونیکی که مهمترین چالش نویسندگان و مولفان است، بسیاری حتی در همان ابتدای راه چاپ کتاب علی الخصوص اخذ مجوزهای مختلف چاپ کتاب و درک پیچخمهای اداری آن، دچار سردرگمی میشوند و همینجا خیلی از استعدادها هدر میروند. در این راستا ارشدان با همکاری ایران تایپیست این مسیر رو برای نویسندگان و مولفان کتاب اولی و حرفه ای تسهیل می کند.
از «اقتصاد پنهان» صحبت کردید. این پدیده دقیقاً چطور مانع دیده شدن استعدادهای مستقل میشود؟
اقتصاد پنهان یعنی اینکه موفقیت یک کتاب نه بر اساس کیفیت محتوا، بلکه بر اساس دسترسی به لابیهای پخش و شبکههای خاص فروش تعیین شود. این فضا به ضرر نویسنده مستقل است. در چنین شرایطی، مجموعههایی مثل ارشدان با همکاری مستقیم با ایران تایپیست در نقش موسسه و انتشارات با شفافسازی هزینهها و خدمات، سعی کردهاند دیوار این اقتصاد پنهان را کوتاه کنند تا مؤلف بداند با چه هزینهای و با چه کیفیتی میتواند اثرش را تولید کند، بدون اینکه درگیر بازیهای پشت پرده شود.

یعنی معتقدید کتابهای باکیفیت قربانی این رقابت نابرابر میشوند؟
دقیقاً. در خیلی از موارد، آثار ارزشمند اصلاً اجازه پیدا نمیکنند وارد گود رقابت شوند. ابزار رقابت عرضه و پخش کتاب در اختیار همه نیست.
این موضوع در مورد دسترسی با قیمت منصفانه به خدماتی مثل تبدیل پایاننامه به کتاب یا ویراستاری و طراحی حرفهای کتاب نیز وجود دارد. کتاب یک مولف هرچند که از لحاظ محتوا با کیفیت باشد ولی اگر از لحاظ بصری حرفه ای نباشد در قفسه شکست میخورد.
این نابرابری در کدام گلوگاه نشر خودش را بیشتر نشان میدهد؟
بیشترین نابرابری در ویترین مغازهها و مرحله پخش رخ میدهد. آنجاست که تصمیم میگیرند کدام کتاب جلوی چشم باشد و کدام کتاب در انبار بماند. ما در ارشدان سعی کردیم این چرخه را با حمایت مستقیم از مؤلف، انجام حرفهای چاپ کتاب و بهرهگیری از دانش مشاور چاپ کتاب تغییر دهیم؛ تا اثر نهایی حداقل از نظر فنی و قانونی (مثل اخذ مجوزهای فیپا و شابک) هیچ نقصی برای ورود به بازار نداشته باشد.
پس شبکههای پخش را «دروازهبانان» بازار میدانید؟
بله، این قدرت اگر شفاف نباشد، میتواند سرنوشت حرفهای یک نویسنده را نابود کند. به همین خاطر ما تاکید داریم که مؤلف باید از همان ابتدا مسیر قانونی و حرفهای را طی کند. اخذ مجوزهای چاپ کتاب از طریق مراکز معتبر، اولین قدم برای رسمیت بخشیدن به اثر و مقابله با این انحصار است.
وضعیت برای نویسندگان جوان چطور است؟ آیا آنها شانسی دارند؟
صادقانه بگویم، شانس کمتری دارند چون هنوز به محافل خاص وصل نیستند. اما راهکار چیست؟ اینکه اثرشان از نظر کیفی غیرقابلانکار باشد. وقتی نویسنده جوانی با مدیریت درست هزینه چاپ کتاب و استفاده از خدمات تخصصی صفحهبندی و طراحی جلد، کتابی در تراز جهانی تولید میکند، دیگر نمیشود به راحتی او را نادیده گرفت. ما در مجموعههای حمایتیمان، دقیقاً همین ابزارهای فنی را در اختیار جوانها قرار میدهیم.
این نبود شفافیت، چقدر روی انگیزه خلق اثر تاثیر گذاشته است؟
خیلی زیاد. نویسنده وقتی میبیند کیفیت تضمینکننده موفقیت نیست، دچار فرسایش میشود. اما خبر خوب این است که با پلتفرمهای آنلاینی مثل ایران تایپیست، نویسنده حالا میتواند مدیریت تولید کتابش را خودش به دست بگیرد و این یعنی بازگشتِ بخشی از قدرت و انگیزه به مؤلف.

به عنوان یک ناشر، مورد خاصی بوده که به خاطر این محدودیتها به نتیجه نرسیده باشد؟
بله، بارها. آثار درخشانی که به دلیل محدودیت در توزیع، فرصت رقابت پیدا نکردند. تجربه ما در ارشدان نشان داده که اگر بتوانیم هزینههای جانبی مثل طراحی جلد و آمادهسازی را مدیریت کنیم، مؤلف میتواند بودجه بیشتری را صرف معرفی و بازاریابی کتابش کند.
این روند در بلندمدت چه بلایی سر فرهنگ و نشر کشور میآورد؟
وقتی بازار فقط به سمت آثار سفارشی یا کتابهای زرد و کمریسک میرود، محتوای عمیق به حاشیه میرود و ذائقه مخاطب تنزل پیدا میکند.
در این میان، نقش ناشران مستقل و مراکز خدماتی نشر چیست؟
آنها باید حامی و سپر بلای مؤلف باشند. رسالت ما در مجموعههایی که تمام مراحل چاپ کتاب را پوشش میدهند، این است که فاصله «ایده تا کتاب» را برای نویسنده کم کنیم تا او درگیر بروکراسی و هزینههای غیرشفاف نشود.
آیا این وضعیت، مخاطب (کتابخوانها) را هم متضرر میکند؟
قطعاً. مخاطب در واقع «حق انتخاب» خود را از دست میدهد. او فقط آن چیزی را میخرد که در بوق و کرنا شده است، نه لزوماً بهترین کتاب موجود را.
راهکار عملی شما برای خروج از این وضعیت چیست؟
شفافسازی در فرآیند پخش و حمایت حداکثری از تولید مستقل. ما باید کاری کنیم که نویسنده دغدغهای جز نوشتن نداشته باشد. واگذاری کارهای تخصصی مثل تایپ، ویراستاری، صفحهبندی و اخذ مجوزها به مراکز متمرکز و معتبر، هزینهها را تا حد زیادی کاهش میدهد و عدالت را در دسترسی به ویترین فراهم میکند.
و در نهایت، پیام شما برای نویسندگان مستعدی که احساس میکنند نادیده گرفته شدهاند؟
ببینید، دیده نشدنِ شما همیشه به معنای ضعف اثرتان نیست؛ گاهی اسیر ساختارها شدهاید. اما نوشتن را رها نکنید. امروز ابزارهای مدرن در اختیار شماست. از خدمات حرفهای چاپ و نشر کتاب استفاده کنید، استاندارد کارتان را بالا ببرید و مطالبهگر عدالت در بازار باشید. ما در کنار شما هستیم تا این مسیر سخت را هموارتر کنیم.
"مؤلفان و مترجمان گرامی میتوانند جهت تسهیل در تمامی مراحل چاپ کتاب، از صفحهبندی و طراحی صفحات داخلی کتاب گرفته تا اخذ مجوزهای قانونی چاپ کتاب، از خدمات تخصصی مجموعه ایران تایپیست بهرهمند شوند تا با بالاترین کیفیت و کمترین هزینه، در بازار رقابتی کتاب حضور یابند."
نظر شما