سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ ابوالفضل حسنآبادی، پژوهشگر و تاریخنگار: زمانهای سخت اعم از جنگ، نسلکشی، آوارگی اجباری، همهگیری یا خشونت ساختاری، سیل و زلزله اغلب با انباشت خاطرات سخت همراهند که به دلیل ترس، فشارهای روحی، محرومیت اجتماعی یا فقدان بستر مناسب، ناگفته میمانند. تاریخ شفاهی بهمثابه روشی گفتوگومحور و مبتنی بر عاملیت راوی، کارکردهای منحصربهفردی در مواجهه با این بحرانها دارد. عکسالعمل درباره این بحرانها لزوماً با خاطرات ناخوشایند همراه نیست؛ بلکه گاهی در ورای پوسته سخت خود، لایههای عمیقی از هویتهای خرد را به همراه دارد که ظرفیتهای یک جامعه را برای مقاومت و و تابآوری افزایش میدهد. در این مقاله به بررسی کارکرد تاریخ شفاهی در زمانهای سخت، مؤلفههای مؤثر بر این کارکرد و تأثیر آن بر تابآوری اجتماعی پرداخته میشود.
یافتههای پژوهش، نشان میدهد که از طریق تاریخ شفاهی میتوان به شرط رعایت اصول اخلاقی با بازگرداندن صدای ازدسترفته به افراد و جوامع، یکی از قدرتمندترین ابزار تقویت تابآوری اجتماعی در بحرانها را فراهم نمود. تاریخ شفاهی میتواند با مستندسازی ناگفتهها، ضمن التیامبخشی به حافظه جمعی وکمک به تکمیل اسناد رسمی انتقال بینِ نسلی خاطره را تسهیل نماید و در احیای کرامت انسانی از طریق شنیدن و ثبت کردن مؤثر باشد.
کلیدواژه ها: تاریخ شفاهی- زمانهای سخت- تابآوری اجتماعی، تروما
مقدمه
تابآوری اجتماعی به عنوان ظرفیت جوامع برای تحمل شوکهای ناگهانی (جنگ، بلایای طبیعی، بحرانهای اقتصادی) بدون فروپاشی هویت جمعی و بازسازی روابط و معناها، در دو دهه اخیر به یکی از مفاهیم اساسی در مطالعات بحران بر ای پژوهشگران در مناطق مختلف تبدیل شده است علاقهمندی به شناسایی مؤلفههای تقویتکننده و تضعیفکننده تابآوری اجتماعی به چند دهۀ اخیر باز میگردد. زیرا برای دولتها بحث تبدیل تابآوری فردی در مقابل بحرانها با تابآوری اجتماعی جهت نگهداشت جامعه از هر گونه فروپاشی مورد توجه ویژه قرار گرفته است تا در نهایت به این نکته برسند که آیا ظرفیت تابآوری و عکسالعمل جوامع در برابر بحرانها یکی است؟ و آیا میتواند شاخصههای آن بسته به نوع بحران تغییر کند؟
در این مقاله به بررسی کارکرد تاریخ شفاهی در زمانهای سخت پرداخته میشود. یکی از مهمترین کارکردهای تاریخ شفاهی انتقال لایههای پنهانی خواستهها و احساساتی است که در قالب سخت و خشکِ نگارش، کمتر میگنجد را به تصویر میکشد؛ زیرا به جای تمرکز بر آمار و ارقام خشک، به روایت مستقیم انسانهایی میپردازد که بحران را زندگی کردهاند. تاریخ شفاهی با کشف لایههای عاطفی و روانی، نشان دادن تنوع تجربیات و مستندسازی مقاومت، شرم، همدلی و خشونت در کنار یکدیگر به شناسایی مؤلفههای مؤثر بر تابآوری در برابر بحرانها کمک میکند.
کارکرد تاریخ شفاهی در تابآوری اجتماعی در زمانهای دشوار
پیامدهای ناخوشایندی همچون جنگ صرفا ً به شاهدان عینی آن رویداد محدود نمیماند. چنین رویدادهای ناگواری سالها در خاطره جمعی مردم یک کشور باقی میماندو نظام معنایی را بر میسازد. پیامدهای این مسئله، تا چندین نسل در یک جامعه پژواک مییابد. این تجربیات با سازوکارهای مختلفی که دامنه پژوهش درباره آنها همچنان گشوده است، به نسلهای بعد منتقل میشود. این پیامدها در برخی از موارد (مانند نسلکشی، قتلعام جمعی و جنگ) عمیقتر است. تابآوری اجتماعی[۱] به معنای ظرفیت یک جامعه برای تحمل شوکهای ناگهانی (جنگ، سیل، زلزله، همهگیری، نسلکشی، آوارگی) بدون فروپاشی هویت جمعی و سپس بازسازی روابط و معناهاست. تابآوری اجتماعی به عنوان یکی از ارکان بنیادین پایداری شهری، به ظرفیت جوامع محلی در مقابله، سازگاری و بازگشت از بحرانهای محیطی و اجتماعی اشاره دارد. این مفهوم با مؤلفههایی چون انسجام فرهنگی، اعتماد اجتماعی، سرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی و ظرفیت تصمیمگیریِ جمعی شناخته میشود. (Abbasial et al ,۲۰۲۱)
اهمیت تابآوری اجتماعی از یک واقعیت ساده ناشی میشود: آنچه در بحرانها یک جامعه را نجات میدهد، صرفاً تجهیزات نظامی، بودجه دولتی یا زیرساختهای فیزیکی نیست، بلکه نخِ تسبیحی است که افراد یک جامعه را به هم پیوند میزند: (اعتماد، همبستگی، و توانایی کنش جمعی).
تابآوری اجتماعی صرفاً یک مفهوم «خوشبینانه» درباره همبستگی در بحران نیست؛ بلکه میتواند تحلیلگر قوی برای فهم بیثباتیها نیز باشد. به عبارت دیگر، تابآوری یک صفت ثابتِ جامعه نیست، بلکه در نوسان است و میتواند در اثر عوامل مختلف – اعم از سیاسی، اقتصادی و اجتماعی –کاهش یابد.(چشمه سرده و دیگران،۱۴۰۴: ۶۱-۵۷) ارتباط بین خاطرات شخصی فرد با روایتهای جمعی و نگاهی که به خود و واقعه دارد میتواند بر حقیقت و واقعیت مسئله تأثیرگذار باشد. انسان پیوسته با گذشته خود درگیر است.گذشته یک زمان مرده نیست و وقایع گذشته پیوسته بر فکر و ذهن انسانها اثر میگذارند و این مسئله در زمینه خاطرات سخت پر رنگ تر است.
سؤال اصلی اینجاست که تاریخ شفاهی میتواند چه نقشی در افزایش تابآوری اجتماعی در زمانهای سخت داشته باشد؟چه ویژگیهایی در تاریخ شفاهی وجود دارد که در توانمندسازی جامعه برای تابآوری اجتماعی تأثیرگذار است؟ انجام پروژۀ تاریخ شفاهی چه اهمیتی در زمان رخ دادن بحرانهای سخت دارد؟ خاصیت بحران درگیر کردن تمام اقشار جامعه به نسبت خود است. اما آیا همۀ افرادِ درگیر، شانسِ دیدهشدن و مستند شدن دارند؟ آیا روایت همۀ افراد تحت تأثیر، شنیده میشود؟ بهویژه زمانی که ممکن است در تعارض با خوانش رسمی از واقعه قرار گیرد و حتی تبدیل به تروما برای بخشی از جامعه گردد.
برخی از موضوعات در تاریخ شفاهی تأثیر زیادی بر حافظه شخصی فرد میگذارند؛ زیرا حافظه مخزن منفعل حقایق نیست، بلکه فرآیند فعال خلق معانی نیز است.(Portelli,۱۹۸۱: ۹۶) مخزنی از اطلاعات مربوط به زندگی یک فرد، که توسط حافظه تنظیم شده و به عنوان نمایشی از زندگی آنها استفاده می شود .تامپسون معتقد است تاریخ شفاهی «شانسی برای افراد کمتر دیده شده در جامعه برای دیده شدن و شنیده شدن در بافت اجتماعی است. (Thompson, ۱۹۸۸: ۲-۳)
تاریخ شفاهی، نهتنها میتواند تصویر و تفسیری از وقایع گذشته باشد، بلکه میتواند کاوشی قدرتمند از وضعیت بشری ارائه دهد. ریکاتی اشاره میکند هر گونه تفسیر از رویدادهای تاریخی غمانگیز نیز باید با روابط گستردهتر و عمیقتر با سایر رویدادها و روایتهای انسانی تداوم یابد و به عواطف، احساسات، تجربیات و داستانهایی که افراد دیگر، اغلب از مکانها و زمانهای دور به اشتراک میگذارند متصل شود (Ricatti,۲۰۱۹: ۵۷) این اتصال جامعه را از فرورفتن در ناامیدی جمعی و تروما محافظت میکند. تروما به طور خاص به عنوان پاسخ یک فرد به یک رویداد یا مجموعهای از رویدادها تعریف میشود که توانایی فرد را برای کنار آمدن با تجربه کاملاً تحت تأثیر قرار داده و با ایجاد احساس ترس شدید، درماندگی و وحشت زمینه دیده نشدن و گوشهگیری را فراهم میکند. البته باید توجه داشت که همه تجارب آسیبزا دردناک هستند اما همه تجربیات دردناک آسیبزا نیستند. (field,۲۰۱۲: ۱۵۳) تاریخ شفاهی میتواند التیامبخش حافظه جمعی گروهی از مردم باشد که در اثر فاجعه آزرده شدهاند .اصطلاح آرامش دادن به گذشته [۲]به کارکردی اشاره دارد که از طریق شنیدن و ثبت روایت، پیوندهایی بین حقیقت، شفا و آشتی ایجاد میشود. از طریق تاریخ شفاهی میتوان نسبت به شخصیسازی روایتهای بحران و تأثیر آن بر افراد در جوامع مختلف، مکانهای گوناگون و نسلهای متفاوت اقدام نمود. مصاحبهها به ما کمک میکند تا دیدگاههای متنوع بیان شده توسط مصاحبهشوندگان و همچنین ارتباط عناصر غیرانسانی مربوط به فاجعه را بهتر تحلیل کنیم.(Regina,Alves,۲۰۲۳:۱۹۰)
تاریخ شفاهی فرصتی برای آفریدن و ارائه تجربیاتی برای مقاومت و یا مقابله در زمانهای سختی است که هر فرد ممکن است برای او پیش بیاید و به هر دلیلی تمایلی برای گفتن آن نداشته باشد. همچنین واکنشهای فرد در موقعیتهای مختلف سنجیده میشود. آنا گرین معتقد است روشهایی که راویان تاریخ شفاهی به یاد میآورند یا راههایی که آن را درک میکنند قابل تقلیل در ساختارهای اجتماعی یا قالبهای فرهنگی و روانشناسی نیست، اما میتواند مفید باشد.(field,۲۰۱۲:۱۵۷)
با توجه به مطالب گفته شده از طریق ثبت تجربه زیسته انسانها در زمان بحران می توان با کشف لایههای عاطفی و روانی مردم و نشان دادن تنوع تجربیات ضمن مستندسازی مقاومت و همبستگی، حافظه جمعی را به نسلهای بعد منتقل نمود تا ضمن آگاهیبخشی برای زمان حال از فراموشی تاریخی واقعیتها جلوگیری شود. علاوه بر آن فوایدی مانند درک بحران از طریق تجربه شخصی، مستندسازی تفاوت قومی و نژادی در درک بحران، بازگرداندن عاملیت و کرامت انسانی به بازماندگان، دسترسی به «حقایق روانشناختی» فراتر از واقعیت عینی، فراهمسازی فضای بینذهنی اخلاقی برای روایت، ایجاد همدلی و درک متقابل و در نهایت ایجاد منابع تاریخی غیر رسمی مکمل اسناد رسمی برای فهم واقعه ورای روایت رسمی و حاکم نیز میتواند برای تاریخ شفاهی شمرده شود. تاریخ شفاهی به شرط رعایت اصول اخلاقی میتواند از طریق بازگرداندن صدای ازدسترفته به افراد و جوامع یکی از قدرتمندترین ابزار تقویت تابآوری اجتماعی در بحرانها باشد و تأثیر عمیق و چندلایهای بر تابآوری اجتماعی داشته باشد، اما این تأثیر نه خودکار، نه بدون چالش، و نه همیشه مثبت است. تاریخ شفاهی با بازگرداندن حق روایت به فرد، حس عاملیت را احیا میکند. فرد میفهمد داستان زندگی او به خودش تعلق دارد و میتواند آن را به شیوۀ خود بازگو کند. این حس کنترل، بنیاد تابآوری روانی – اجتماعی است. جامعهای که روایتهای چندگانه دارد (نه فقط صدای رسمی) در برابر بحرانهای هویتی تابآورتر است، زیرا نسخههای مختلف واقعیت را در درون خود جای میدهد و از گسست روانی – اجتماعی جلوگیری میکند.
منابع:
Menati, R., Setoodehzadeh, F., & Kassani, A. (۲۰۲۵). Social Capital and Psychological Resilience in Post-war Iran: A Critical Review of the Twelve-Day Conflict. Health Scope, ۱۵(۱), e۱۶۶۸۱۴.
Abbasi, M., Razavi, S. H., & Mohammadi,M. (۲۰۲۱). Analysis of the role of socialcapital n urban resilience (Case study:Tehran). Human Geography Research,۵۳(۴), ۱۰۲۱-۱۰۳۸. [in Persian]
Portelli ,Alessandro(۱۹۹۱)The Death of Luigi Trastulli and Other Stories: Form and Meaning in OralHistory, Albany, New York: The State University of New York Press.
Ricatti ,Francesco (۲۰۱۹)Embodied memories of trauma: oral history and archetypes, Oral History Australia, No. ۴۱, ۵۷–۶۳.
Thompson,p(۲۰۰۰)Introduction.In j.Bornat ,R Perks,p.Thompson,Oral History Heaith and Walfare,J Walmsley,(۱-۲۱)London,Routledge.
Field, Sean(۲۰۰۶)Beyond‘Healing: Trauma, Oral History and Regeneration, Oral History (Colchester)Vol ۳۴, no.۱ ,Spring, ۳۱–۴۲.
Ricatti ,Francesco (۲۰۱۹)Embodied memories of trauma: oral history and archetypes, Oral History Australia, No. ۴۱, ۵۷–۶۳.
Regina Helena, Alves da Silva and Leylianne Alves Vieira(۲۰۲۳)Ragedy, Trauma, and the Transformations of Local Memory, In book: The Unexpected in Oral History (۱۸۹-۱۹۵), DOI:۱۰.۱۰۰۷/۹۷۸-۳-۰۳۱-۱۷۷۴۹-۱_۲۶
چشمه سرده، لیلا، شیخالاسلامی، علیرضا، پوراحمد، احد، پیریائی، حسن(۱۴۰۴) تحلیل نقش حکمروایی هوشمند شهری در ارتقای تابآوری اجتماعی نمونه مورد مطالعه: شهر بروجرد، مطالعات شهری، شماره ۱۴،پاییز.
[۱] -social resilience
[۲] -appeasing the past
منبع سایت تاریخ شفاهی
نظر شما