یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
ضعف جدی ادبیات کودک‌ونوجوان در آثار فانتزی و علمی‌تخیلی تألیفی

نیلوفر نیک‌بنیاد گفت: تا زمانی که رسانه‌ی معرفی کتاب کودک و نوجوان محدود به نشریات مکتوب بود، اوضاع فرق می‌کرد. هرچند آن زمان هم بعضی کتاب‌ها بیشتر دیده می‌شدند، اما امروزه رسانه‌های مجازی می‌توانند به‌طور کامل مسیر دیده شدن یا نشدن یک کتاب، یک نویسنده یا یک ناشر را عوض کنند. این موضوع از طرفی خوب است و از طرفی بد.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: هجدهم تیر، روز ادبیات کودک و نوجوان، فرصتی است برای بازاندیشی درباره جهانی که کودکان و نوجوانان امروز در آن رشد می‌کنند؛ جهانی که هم‌زمان با سرعتی سرسام‌آور در حال تغییر است و بیش از هر زمان دیگری به روایت، تخیل، شناخت و همدلی نیاز دارد. ادبیات کودک و نوجوان در چنین شرایطی فقط عرصه سرگرمی یا آموزش نیست، بلکه می‌تواند پلی باشد میان تجربه زیسته نسل جدید و پرسش‌ها، اضطراب‌ها، امیدها و رؤیاهای آنان.

به همین مناسبت، با نیلوفر نیک‌بنیاد، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان و روزنامه‌نگار فرهنگی، گفت‌وگو کرده‌ایم؛ نویسنده‌ای که تجربه حضور هم‌زمان در فضای خلق اثر و رسانه، نگاه او را به دنیای مخاطبان نوجوان دقیق‌تر و چندوجهی‌تر کرده است. در این گفت‌وگو، از وضعیت امروز ادبیات کودک و نوجوان در ایران، نسبت میان تألیف و ترجمه، نقش رسانه‌ها در دیده‌شدن کتاب‌ها، چالش‌های نوشتن برای نسل جدید و مسئولیتی که خانواده‌ها، ناشران، مدرسه‌ها و سیاست‌گذاران فرهنگی در قبال کتاب و کتاب‌خوانی دارند، پرسیده‌ایم. متن کامل این مصاحبه را با هم می‌خوانیم.

روز ادبیات کودک و نوجوان فرصت خوبی است برای بازخوانی نسبت ما با دنیای کودکی. اگر بخواهید از منظر یک نویسنده بگویید، ادبیات کودک و نوجوان امروز در ایران بیش از هر چیز به پاسخ دادن به کدام نیاز عاطفی، تربیتی یا فرهنگی نسل جدید نزدیک شده و در کدام بخش هنوز خلأ جدی دارد؟

به نظرم نمی‌توانیم به‌صورت کلی بگوییم کدام نیاز بهتر پاسخ داده می‌شود؛ چون در هر دوره نویسندگان پیرو تقاضای ناشران دست به نگارش آثاری با موضوعات خاص می‌زنند. مثلاً چند سالی اکثر ناشرها در حوزه‌ی مهارت‌های زندگی کتاب چاپ می‌کردند، یک زمانی کتاب‌های محیط‌زیستی مد شده بود، در سال‌های اخیر کتاب‌های زندگینامه‌ی بزرگان رواج پیدا کرده و... اما فکر می‌کنم هنوز ادبیات ما در زمینه‌ی آثار فانتزی و علمی‌تخیلی تألیفی، چه برای گروه سنی کودک و چه نوجوان، ضعف جدی دارد.

ضعف جدی ادبیات کودک‌ونوجوان در آثار فانتزی و علمی‌تخیلی تألیفی

شما هم در حوزه نویسندگی ادبیات کودک و نوجوان فعال بوده‌اید و هم تجربه روزنامه‌نگاری فرهنگی در این حوزه را داشته‌اید. این دو موقعیت چه تفاوتی در نگاه شما به مخاطب کودک و نوجوان ایجاد کرده‌اند؟ آیا روزنامه‌نگاری باعث شده حساس‌تر، واقع‌بین‌تر یا حتی سخت‌گیرتر بنویسید؟

روزنامه‌نگاری باعث شد از دنیای خلوت خودم و میز کارم فاصله بگیرم و ارتباط بیشتری با نوجوانان واقعیِ امروزی داشته باشم، نیازهایشان را بهتر بشناسم، از علایق و سلایقشان باخبر شوم و رویدادهای مرتبط با آنان را دنبال کنم. چراکه سرعت تغییر در دوره و زمانه‌ی فعلی خیلی بالاست و نوجوانیِ ما با نوجوانان فعلی تفاوت جدی دارد. اگر این فاصله و تفاوت را نادیده بگیریم و صرفاً براساس تجربیات خودمان بنویسیم، قطعاً آن‌طور که باید و شاید، آثارمان مورد استقبال واقع نمی‌شود. روزنامه‌نگاری این فاصله را برایم کم کرد.

در سال‌هایی که کودکان و نوجوانان بیش از هر زمان دیگری با تصویر، شبکه‌های اجتماعی و روایت‌های کوتاه درگیرند، ادبیات کودک برای حفظ قدرت تخیل و عادت به خواندن چه باید بکند؟ به‌نظر شما نویسنده امروز چطور می‌تواند با این تغییرات همگام شود بی‌آنکه کیفیت ادبی اثرش قربانی شود؟

خودم هم خیلی‌وقت‌ها به این موضوع فکر می‌کنم و اغلب پاسخ مناسبی هم برایش پیدا نمی‌کنم. گاهی به این فکر می‌کنم که نوجوان کتاب‌خوان در هر صورت کتاب می‌خواند و نیازی نیست ما تغییری برای همرنگ شدن با دنیای مجازی ایجاد کنیم، ولی از طرفی هم وظیفه داریم کاری کنیم که تعداد بیشتری از مخاطبان جذب خواندن شوند. واقعاً نمی‌دانم چه کار می‌شود کرد. امیدوارم کتاب‌های الکترونیک بتوانند این کار را بکنند. شاید هم در آینده قالب‌های جدیدی از نوشتن ایجاد شود که این دسته از مخاطبان را هم راضی کند.

یکی از بحث‌های مهم در این حوزه، ترجمه ادبیات کودک و نوجوان است. به نظر شما ترجمه چه نقشی در گسترش افق ذهنی کودکان و نوجوانان ایرانی دارد؟ و در عین حال، چگونه می‌توان میان بهره‌گیری از ادبیات ترجمه و تقویت ادبیات تألیفی فارسی تعادل برقرار کرد؟

خواندن کتاب‌های ترجمه‌شده این امکان را به خواننده می‌دهد که زندگی در دنیای دیگری را تجربه کند؛ دنیایی که شاید امکان سفر به آن در واقعیت برایش ممکن نباشد. اما مسئله اینجاست که در حال حاضر، به دلایل مختلف مثل ارزان‌تر تمام شدن چاپ کتاب ترجمه، شاید جذاب‌تر بودن موضوعات، رعایت نکردن کپی‌رایت و... تعداد آثار ترجمه بسیار بیشتر از تألیف است و تعادلی وجود ندارد. فکر می‌کنم ترازوی این موضوع در اختیار صنعت نشر است و نویسنده دخل‌وتصرف چندانی در برقراری تعادل برای آن ندارد.

در ترجمه برای مخاطب کودک و نوجوان، مسئله فقط برگردان واژه‌ها نیست؛ بلکه با انتقال فرهنگ، طنز، تخیل، بازی زبانی و حتی جهان‌بینی روبه‌رو هستیم. از نگاه شما مهم‌ترین ویژگی یک ترجمه موفق در ادبیات کودک و نوجوان چیست و مترجم در مواجهه با تفاوت‌های فرهنگی تا کجا می‌تواند متن را بومی‌سازی کند؟

بهتر است این سؤال را مترجمان پاسخ بدهند، اما تا جایی که می‌دانم ترجمه با برگردان ساده از یک زبان به زبان دیگر فرق می‌کند. البته بومی‌سازی هم باید تا اندازه‌ای باشد که اصل محتوا آسیب نبیند.

ضعف جدی ادبیات کودک‌ونوجوان در آثار فانتزی و علمی‌تخیلی تألیفی

شما فضای ادبیات کودک و نوجوان را هم از منظر تولید اثر و هم از منظر رسانه دنبال کرده‌اید. به نظر شما در معرفی و نقد کتاب کودک، رسانه‌ها چقدر توانسته‌اند نقش جدی و تخصصی ایفا کنند؟ آیا هنوز میان «کتاب خوب» و «کتابی که دیده می‌شود» فاصله معناداری وجود دارد؟

بله، این فاصله کاملاً جدی وجود دارد. تا زمانی که رسانه‌ی معرفی کتاب کودک و نوجوان محدود به نشریات مکتوب بود، اوضاع فرق می‌کرد. هرچند آن زمان هم بعضی کتاب‌ها بیشتر دیده می‌شدند، اما امروزه رسانه‌های مجازی می‌توانند به‌طور کامل مسیر دیده شدن یا نشدن یک کتاب، یک نویسنده یا یک ناشر را عوض کنند. این موضوع از طرفی خوب است و از طرفی بد. خوبیِ ماجرا پرفروش شدن کتاب و خوانده شدنش توسط مخاطبان بیشتر است و بدیِ ماجرا اینجاست که گاهی یک کتاب بدون محتوای ارزشمند و صرفاً توسط رسانه‌های مجازی پررنگ می‌شود و اهداف دیگری پشت این کار است.

اگر بخواهیم روز ادبیات کودک و نوجوان را فقط یک مناسبت تقویمی نبینیم، بلکه آن را فرصتی برای آسیب‌شناسی و افق‌گشایی بدانیم، امروز مهم‌ترین مطالبه شما از ناشران، مدرسه‌ها، خانواده‌ها و سیاست‌گذاران فرهنگی در قبال ادبیات کودک و نوجوان چیست؟

برای هر کدام از گروه‌هایی که نام بردید می‌توان یک فهرست بلندبالا از مطالبات مرتبط با کتاب نوشت، اما اگر بخواهم خلاصه و در حد یک جمله بگویم: هر کس در جایگاه خودش دسترسی کودکان و نوجوانان به کتاب را تسهیل کند؛ مثلاً خانواده با تهیه کتاب، ناشران با تولید کتاب‌های ارزشمند، مدارس با تجهیز کتابخانه‌هایشان و...

اگر بخواهید به مناسبت این روز، یک پیام برای نویسندگان جوان، مترجمان تازه‌کار و حتی والدینی که می‌خواهند برای فرزندانشان کتاب انتخاب کنند مطرح کنید، آن پیام چه خواهد بود؟ فکر می‌کنید مهم‌ترین مسئولیت ما در قبال نسل کودک و نوجوانِ امروز چیست؟

وقتی خودم در نشریات مختلف مشغول به کار بودم و به مناسبت‌های مختلف با نویسندگان گفت‌وگو می‌کردم، در پاسخ به این سؤال می‌گفتند: «زیاد کتاب بخوانید.» گاهی با خودم فکر می‌کردم چقدر جوابشان کلیشه‌ای است! اما حالا خودم هم می‌خواهم همین را بگویم: دنیای اطرافتان را خوب نگاه کنید و زیاد کتاب بخوانید. این دو کار بیشتر از هر چیزی به کمکتان می‌آید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها