به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت؛ کتاب «نقش تاریخی، اجتماعی و فکری اقوام تالش، گیل و دیلم در تاریخ ایران» حاصل پژوهش عباس پناهی استاد تاریخ پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان است که از دوره آل بویه تا پایان عصر رضاشاه را در بر میگیرد و به اهتمام نشر آهیل منتشر شده است.
پژوهشگر در این اثر تلاش کرده تا با بررسی اسناد و منابع تاریخی، نقش و کارکرد اقوام گیلانی را در فراز و فرودهای این پهنه تاریخی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد؛ از جمله مباحث مهم کتاب میتوان به بررسی ساختار اقتصادی گیلان و نقش آن بر تحولات داخلی و ملی ایران، نقش اقوام گیلانی در نبردهای تاریخی ایرانیان با انیرانیان، گیلانیان و رویارویی آنان با اعراب مسلمان، دیلمیان و مواجهه آنان با خلافتهای عربی، گیلانیان و تاثیر آنان در شکلگیری صفویان، نقش گیلانیان در برقراری مشروطیت در ایران، نقد و تحلیل جنبش جنگل و سایر فرایندهای تاثیرگذار این اقوام کهن اشاره کرد.
در مجموعه حاضر، نگارنده با استناد به گزارشها و اسناد تاریخی، سعی در بررسی و تجزیه و تحلیل نقش و کارکرد سیاسی، فکری، اجتماعی و فرهنگی مردم گیلان و تأثیرشان بر تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران دارد و کوشیده تا با نگاهی گذرا نقش تاریخی، فکری و فرهنگی مردم گیلان و تالش در فرایندهای تاریخی و فکری ایران مورد پژوهش قرار گیرد.
کتاب از نظر سازماندهی پژوهش در چهار فصل تنظیم شده است. فصل نخست جغرافیای گیلان و تالش از دوره باستان تا عصر پهلوی، فصل دوم اقوام پهنه گیل، دیلم و تالش و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی آنان در تاریخ، فصل سوم جغرافیای تاریخی دیلمان، گیلان و تالش و سرانجام در فصل چهارم اوضاع تاریخی گیلان و تالش از عصر باستان تا دوره پهلوی مورد پژوهش قرار گرفته است.
در بخشی از مقدمه کتاب می خوانیم: سرزمین گیلان به جهت شرایط ویژه آب و هوایی و همچنین بهدلیل واقع شدن در کمربند سبز جنگلهای باستانی هیرکانی همواره سرزمینی پرجاذبه، رمزآمیز و گاه برای مدعیان قدرت و ستیز دلهرهآور بود. گستردگی مردابها، جنگلها و عوامل طبیعی دیگر، موجب شکلگیری شیوه خاصی از زندگی انسانی در این سرزمین شده که در مجموع این پهنه را از سایر نقاط ایران متمایز نموده است. همین ویژگیها در گذر زمان موجب گردیده این سرزمین به طور مستقیم کمتر از سایر نقاط ایران مورد هجوم قرار گیرد. حکومتهای عصر باستان سعی در تعامل با مردم گیل و دیلم داشتند.
براساس گزارشهای تاریخی برخی فاتحان نظیر اسکندر و حتی تازیان نیز از گشودن دروازههای گیلان، دیلمان و تالش درماندند. با این حال، به جهت فشارهایی که از سوی حاکمان تازی بر مردم این پهنه به مدت دو سده وارد میشد، موجب گشت تا حکومتهای دیلمی با وعده کمک به علویان از فشارهای نظامی عباسیان بر گیلان و دیلمان بکاهند. هرچند دیلمیان با نگاه ابزاری به علویان مینگریستند، اما در طول یک سده اندک اندک به اسلام گرویدند و بعدها از درون ساختار نظامی و سیاسی علویان، دودمانهای زیاری و آلبویه برآمدند. بویهیان دیلمی پس از تصرف بغداد، نقشی مؤثر در تضعیف خلافت و گسترش مبانی فرهنگی تشیع در جهان اسلام داشتند. پس از سقوط این حکومتها، تا پیش از صفویان دودمانهای محلی متعددی در گیلان ظهور کردند که در بین آنان کیاییان در بیه پیش( سپیدرود خاوری) و اسحاقیه در بیهپس (سپیدرود باختری)، قدرتمندترین حکومت محلی این سرزمین بودند و به مدت دو سده با یکدیگر در نزاع دائمی بودند. با این وجود، کیاییان در تاریخ از اهمیتی بسزا برخوردارند؛ زیرا علاوه بر ماهیتی شیعی، نقشی مؤثر در بهقدرت رسیدن صفویان و تعمیم مذهب تشیع دوازده امامی در ایران داشتند.
شاه عباس اول در سال ۱۰۰۰ ق. به عمر حکومتهای محلی گیلان خاتمه بخشید و از این زمان، گیلان استقلال خود را از دست داد. گیلان در عصر صفویه به جهت نقش آن در تولید ابریشم مورد توجه سیاحان و بازرگانان اروپایی قرار گرفت. از اوایل دوره صفویه، سیاحان ونیزی و پس از آنها پیترو دلاواله ایتالیایی گزارشهای زنده ای از اقتصاد، فرهنگ و مردم گیلان عصر صفوی ارائه داده اند. علاوه بر جهانگردان یاد شده؛ سیاح آلمانی اولئاریوس و همچنین جهانگردان فرانسوی و انگلیسی و دیگر کشورهای اروپایی، گیلان و گنجینه های فرهنگی و اقتصادی این سرزمین را به اروپاییان شناساندند.
یکی از مهمترین شاخصههای فرهنگی گیلان که اغلب جهانگردان اروپایی به آن توجه ویژهای داشتند، نقش زنان در جامعه گیلانی بود. زنان گیلانی همپای مردان در جامعه حضور پررنگ و آزادانه اجتماعی داشتند و این مسئله با نقش و کارکرد زنان مناطق مرکزی ایران از دوره صفویه تا پایان قاجار متفاوت بود. دلاواله و برخی از سفرنامه نویسان ایتالیایی و فرانسوی به این موضوع توجه ویژه نشان داده اند.
از پایان دوره صفویه، گیلان مورد بیمهری حکومت مرکزی قرار گرفت و مردم این سامان از سوی حاکمان محلی مورد ستم و بهرهکشی قرار میگرفتند. در عصر قاجار نیز به جهت شکست ایران از روسیه، گیلان به خلوتگاه روسیه تبدیل گشت و منابع اقتصادی این سرزمین مورد بهرهبرداری روسها قرار گرفت. با وجود این، در عصر قاجار گیلان به عنوان گذرگاه ورود تمدن و تکنولوژی نوین ایران شمرده میشد. راه آهن، چراغ برق، تلفن، تلگراف، تئاتر، مدرسه، روزنامه و حتی شکلگیری احزاب سیاسی از جمله دستاوردهای نوین تمدن اروپایی بود که نقش مهمی در تحولات اجتماعی و فکری مردم این ناحیه و سپس ایران داشت. به طورکلی، شهر رشت به اندازهای در اقتباس از نوآوریها و مظاهر تمدن جدید و مدرن دنیای غرب پیشتاز بود که اغلب گزارشنویسان در اوایل سده بیستم میلادی این شهر را با سایر شهرهای ایران متفاوت دیده و اقتباسی کوچک از شهرهای اروپایی میدانستند. این نکته در گزارشهای جهانگردان اروپایی که به شهر رشت سیاحت کردهاند، به نحو بارزی به چشم میخورد.
شهر رشت حتی پیش از انقلاب مشروطه، یکی از مراکز اصلی علم و دانش در ایران به شمار میرفت و در اغلب حوزههای فکری و اجتماعی نظیر جمعیتهای زنان، احزاب مترقی و اندیشههای جدید، پیشرو بود. این مسأله به جهت حضور فعال ارمنیها، گرجیها، روسها و سایر اروپاییان در گیلان و نشر اندیشههای سوسیال دموکراسی نوین غربی بود. در عصر پهلوی، با توجه به سرعت چرخ اندیشه مدرنیته، گیلان به ویژه مرکز آن، شاهد تحولات گسترده در زمینههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی گردید. با این وجود، به جهت رشد افکار آزادیخواهی که ریشه در فرهنگ این مردمان دارد، گیلانیان همواره در این زمینه دیدگاهی انتقادی داشته و در اغلب جریانهای اجتماعی و فرهنگی هر دوره حضوری فعال و مستمر داشتند.از نظر دینی و فکری، روند این سرزمین تحت تأثیر شاخصههای جغرافیایی گیلان قرار داشت. در نتیجه در طول تاریخ از عصر باستان تا پیش از صفویه، ادیان و مذاهب گوناگون با احترام متقابل در کنار هم، حیات فکری و دینی داشتند. حضور پیروان دینهای یهود، مسیحیت و سایر ادیان و مذاهب، نشاندهنده وجود تفکر تساهل مذهبی و احترام متقابل به ادیان و مذاهب مختلف در فرهنگ مردمان این سرزمین است.
عباس پناهی عضو هیئت علمی پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان است و حوزه پژوهشی او تاریخ ایران بعد از اسلام با تمرکز بر صفویه، قاجار و دوره پهلوی و اسناد این دورههاست و کتابهای «اسناد گیلان در عصر پهلوی اول» و «اسناد گیلان در دوره مشروطیت (مجلس دوم تا پنجم شورای ملی)» ، «بیماریهای همهگیر، بَلای جان گیلانیان در عصر قاجار و اوایل پهلوی» و «صنعت نوغان گیلان در مسیر جاده ابریشم» ازجمله نوشتههای اوست.
نظر شما