سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در سالهای اخیر، حرکت دستگاههای اجرایی به سمت «دولت هوشمند» و استقرار نظامهای یکپارچه اطلاعاتی، اهمیت دادههای استاندارد و قابل تبادل را بیش از گذشته آشکار کرده است. میدانیم، شناسه کالا و خدمت بهعنوان یکی از پایههای اصلی تبادل اطلاعات میان تولیدکنندگان، واردکنندگان، اصناف، سازمان امور مالیاتی، وزارت صنعت، معدن و تجارت و سایر نهادهای حاکمیتی، نقشی فراتر از یک کد شناسایی پیدا کرده و به زیرساخت تصمیمگیری و حکمرانی اقتصادی تبدیل شده است.
کارشناسان معتقدند هرگونه ضعف در تعریف، طبقهبندی یا بهروزرسانی شناسههای کالا و خدمات، علاوه بر ایجاد مشکلات اجرایی برای بنگاههای اقتصادی، میتواند بر کیفیت دادههای ملی، صحت آمارهای اقتصادی، فرآیندهای مالیاتی، سیاستگذاریهای صنعتی و حتی تصمیمات سرمایهگذاری اثرگذار باشد؛ از این رو، نظام کدگذاری کالا و خدمات باید متناسب با تحولات فناوری، تغییرات بازار و ویژگیهای هر صنعت، مستمر مورد بازنگری قرار گیرد.
این ضرورت در صنایعی مانند چاپ و بستهبندی که ماهیتی سفارشی، متنوع و پروژهمحور دارند، بیش از سایر بخشها احساس میشود. بسیاری از محصولات چاپی براساس سفارش مشتری، تولید میشوند و تفاوت در جنس مواد اولیه، ابعاد، نوع چاپ، خدمات تکمیلی و سایر مشخصات فنی میتواند تنوع بسیار گستردهای از محصولات را ایجاد کند. از این رو، طراحی نظام شناسه برای چنین صنایعی نیازمند رویکردی تخصصی و البته منعطف است.
صاحبنظران بر این باورند که موفقیت نظام شناسه کالا و خدمت، تنها به توسعه سامانههای نرمافزاری وابسته نیست، بلکه مستلزم مشارکت مستمر تشکلهای تخصصی، انجمنهای صنفی، اتحادیهها، تولیدکنندگان و کارشناسان هر حوزه در فرآیند تدوین و اصلاح شناسههاست. در غیر این صورت، فاصله میان واقعیتهای تولید و ساختارهای اداری میتواند به افزایش پیچیدگیهای اجرایی، صدور شناسههای متعدد برای محصولات مشابه و تحمیل هزینههای اضافی به فعالان اقتصادی منجر شود.
در چنین شرایطی، توجه سیاستگذاران و متولیان نظام کدگذاری به ویژگیهای اختصاصی صنایع مختلف، بهویژه صنعت چاپ و بستهبندی، میتواند ضمن افزایش کارآمدی سامانههای ملی، از بروز اختلافات اجرایی و مالیاتی، جلوگیری کرده و زمینه را برای شکلگیری بانک اطلاعاتی دقیقتر و قابل اتکاتر از تولید و خدمات کشور فراهم کند.
زبان مشترک میان فعالان اقتصادی و دستگاههای اجرایی
اگرچه نظام شناسه کالا و خدمت با هدف یکپارچهسازی اطلاعات، افزایش شفافیت اقتصادی و تسهیل نظارت بر زنجیره تأمین، طراحی شده است، اما در برخی صنایع با محصولات متنوع و سفارشی، اجرای آن با چالشهایی همراه است. صنعت چاپ و بستهبندی به دلیل تنوع گسترده محصولات و خدمات، یکی از صنایعی است که نحوه تعریف شناسههای کالا و خدمت میتواند بر فرآیندهای مالیاتی، آماری و تجاری آن تأثیر مستقیم بگذارد.
بیژن گلستانیان، فعال حوزه چاپ، با بررسی ساختار شناسه کالا و خدمت و مقایسه آن با استانداردهای بینالمللی، بر ضرورت بازنگری در شیوه کدگذاری محصولات چاپی و مشارکت تشکلهای تخصصی در تدوین شناسههای این صنعت تأکید کرد.
گلستانیان، با اشاره به گسترش کاربرد شناسه کالا و خدمت در سامانههای مختلف دولتی، اظهار کرد: «شناسه کالا و خدمت امروزه تنها یک کد مورد استفاده در سامانه مودیان نیست، بلکه به زبان مشترک میان فعالان اقتصادی و دستگاههای اجرایی تبدیل شده و تقریباً تمامی سامانههای مهم کشور ازجمله سامانه مودیان، سامانه جامع تجارت، وزارت صنعت، معدن و تجارت، سامانههای مرتبط با مبارزه با قاچاق کالا و ارز و همچنین سامانههای آماری دولت از این شناسه برای شناسایی و طبقهبندی کالاها و خدمات استفاده میکنند.»
وی افزود: «در سامانه مودیان، درج شناسه کالا یا خدمت در هر ردیف صورتحساب الکترونیکی الزامی است تا سازمان امور مالیاتی بتواند ماهیت معاملات را شناسایی، طبقهبندی و تحلیل کند.»
به گفته این فعال حوزه چاپ، نظام شناسه کالا و خدمت، پنج هدف اصلی را دنبال میکند که شامل شناسایی دقیق کالا و خدمت، یکپارچهسازی اطلاعات میان دستگاههای اجرایی، رهگیری زنجیره تأمین، کنترل مالیات و مالیات بر ارزش افزوده و تولید آمارهای اقتصادی کشور است.

لزوم تدوین صحیح شناسههای کالا و خدمات چاپ
گلستانیان، با تأکید بر اهمیت این موضوع برای صنعت چاپ و بستهبندی گفت: «صنعت چاپ از معدود صنایعی است که هم کالا تولید میکند و هم خدمات ارائه میدهد؛ به همین دلیل نحوه تعریف شناسههای کالا و خدمات چاپی میتواند بر صدور صورتحساب الکترونیکی، تعیین اینتاکد مالیاتی، طبقهبندی فعالیت اقتصادی، تحلیلهای آماری دولت، شناسایی محصولات چاپی و ارتباط با سامانههای مختلف دولتی تأثیر مستقیم داشته باشد.»
وی ادامه داد: «به همین دلیل تدوین صحیح شناسههای کالا و خدمات چاپ صرفاً یک موضوع نرمافزاری یا اداری نیست، بلکه بخشی از هویت اقتصادی صنعت چاپ در نظام اطلاعاتی کشور محسوب میشود.»
گلستانیان، در ادامه با اشاره به تفاوت نظام کدگذاری ایران با استانداردهای بینالمللی ادامه داد: «برای درک بهتر این موضوع باید میان طبقهبندی و شناسایی فنی کالا تفاوت قائل شد. در اغلب استانداردهای معتبر دنیا، هدف اصلی طبقهبندی کالاها و فعالیتهای اقتصادی است و نه ثبت تمام ویژگیهای فنی هر محصول.»
وی با اشاره به نظام HS (Harmonized System) گفت: «در این استاندارد، کالاهایی مانند کاغذ، مقوا، جعبه، کارتن و محصولات چاپی در طبقات مشخص قرار میگیرند، اما ویژگیهایی مانند ابعاد، گرماژ، تعداد رنگ چاپ، نوع ماشین چاپ یا تیراژ در آن نقشی ندارد و صرفاً به این پرسش پاسخ داده میشود که "این کالا چیست؟".»
این فعال حوزه چاپ درباره استاندارد ISIC (International Standard Industrial Classification) نیز توضیح داد: «در این نظام نیز فعالیتهایی مانند چاپ، بستهبندی، تولید کاغذ یا خدمات تبلیغاتی طبقهبندی میشوند و تمرکز آن بر نوع فعالیت اقتصادی است، نه مشخصات فنی محصولات.»
گلستانیان، افزود: «اما در نظام شناسه کالا و خدمت ایران، علاوه بر طبقهبندی، بخشی از ویژگیهای اختصاصی کالا یا خدمت نیز در ساختار شناسه لحاظ شده است. به همین دلیل این شناسه صرفاً یک کد طبقهبندی مانند HS یا ISIC نیست.»
وی همچنین با طرح این موضوع که کدینگ کالا و خدمات چاپ، نقطه آغاز ایجاد یک نظام جامع اطلاعاتی برای صنعت چاپ و بستهبندی کشور است؛ گفت: اما این پروژه نباید به همین بخش محدود شود، برای یکپارچهسازی اطلاعات، تسهیل سیاستگذاری، بهبود مدیریت بنگاهها و هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، لازم است در ادامه، نظامهای کدگذاری دیگری نیز تدوین و استانداردسازی شوند.
به گفته وی، این نظامها شامل کدینگ مشاغل صنعت چاپ، کدینگ فرآیندهای تولید، کدینگ ماشینآلات و تجهیزات، کدینگ مواد اولیه و مصرفی، کدینگ عیوب و کنترل کیفیت، کدینگ خدمات فنی و نگهداری، و کدینگ شاخصهای آماری صنعت چاپ است.
گلستانیان، بر این باور است که تدوین این هشت نظام کدگذاری، میتواند زمینه شکلگیری نخستین «نظام جامع کدگذاری صنعت چاپ و بستهبندی ایران» را فراهم کند، نظامی که ضمن همسویی با استانداردهای بینالمللی، پاسخگوی نیازهای اجرایی کشور در حوزههای تجارت، مالیات، تأمین اجتماعی، گمرک، تولید و آمار خواهد بود.

صنعت چاپ؛ از پیچیدهترین صنایع از منظر نظام کدگذاری
وی درباره ساختار این شناسه توضیح داد: «بهطور کلی، هشت رقم نخست شناسه، جایگاه کالا یا خدمت را در ساختار طبقهبندی اقتصادی مشخص میکند و پنج رقم پایانی برای ایجاد تمایز میان کالاها و خدمات مشابه و انعکاس برخی ویژگیهای اختصاصی آنها به کار میرود.»
گلستانیان، صنعت چاپ را یکی از پیچیدهترین صنایع از منظر نظام کدگذاری دانست و گفت: «یک جعبه مقوایی ممکن است از نظر ابعاد، نوع مقوا، گرماژ، تعداد رنگ چاپ، نوع روکش و خدمات تکمیلی دارای صدها حالت مختلف باشد. طبیعی است هرچه تعداد ویژگیهایی که باید در شناسه لحاظ شوند بیشتر باشد، تعداد کدهای مورد نیاز نیز افزایش یافته و مدیریت نظام کدگذاری دشوارتر خواهد شد.»
وی افزود: «شناسه کالا و خدمت، امروزه به یکی از مهمترین اجزای نظام اطلاعات اقتصادی کشور تبدیل شده است. هرچند این رویکرد میتواند دقت شناسایی کالاها و خدمات را افزایش دهد، اما در صنایعی مانند چاپ و بستهبندی که تنوع محصولات و مشخصات فنی بسیار بالاست، لازم است با مشارکت تشکلهای تخصصی، اتحادیهها، انجمنهای صنفی، مدیران مالی و تولیدکنندگان، ساختار شناسهها بهصورت مستمر بازنگری و اصلاح شود تا ضمن حفظ کارآمدی، با واقعیتهای این صنعت نیز انطباق بیشتری پیدا کند.»
نظر شما