شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۵
حسین‌بنی آدم را بشناسیم

حسین بنی‌آدم، میان گذشته و آینده پلی ساخت؛ مردی که از دل کتاب‌ها و سنت‌ها، راهی تازه برای ماندگار کردن میراث مکتوب ایران گشود.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نفیسه خلیلی: در سایه‌سار کتاب، آدم‌های زیادی رشد کردند و بزرگ شدند. هم‌نشینی با بزرگان هم مثل کتاب، آدم‌ها را ارتقا می‌دهد، همان‌طور که هم‌قدمی با ایرج افشار، بنیان‌گذار کتابخانه دانشگاه تهران و پدر کتابشناسی ایران، مرحوم حسین بنی‌آدم را به فهرست‌نویسی ماهر، کتاب‌شناس و کتابداری زبردست تبدیل کرد.

کارنامه‎اش را که مرور کنید، پُر است از هم‌نشینی با ‌آدم‌های بزرگ؛ از ایرج افشار پدر کتابشناسی ایران تا عباس یمینی شریف، توران میرهادی و ناصر شریفی، نخستین کتابدار ایرانی که مدرکش را از آمریکا گرفت و نوش‌آفرین انصاری و مهدی محقق. مردی که عمر کتابداری‌اش را نزد نسل اول کتابداری ایران گذراند و نامش در کتابداری ایران ماندگار شد، اگر چه گمنام زندگی کرد.

کتابداری که به توصیه و پیشنهاد ایرج افشار در دهه ۴۰ به «انجمن کتاب» آمد و سال ۱۳۴۶ وقتی ایرج اقشار، رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران شد، همراه او به این کتابخانه رفت.

می‌گویند «خوش‌تر آن باشد که سرّ دلبران / گفته آید در حدیث دیگران» عباس مافی، معاون فنی بخش فهرست‌نویسی کتاب‌های شرقی مرکز دائره‌المعارف اسلامی و هم‌دوره او در کتابخاته مرکزی دانشگاه از سال‌هایی می‌گوید که در بخش انتشارات دانشگاه تهران بود و با دعوت ایرج افشار به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران می‌آید و فهرست‌نویسی را از حسین بنی‌آدم می‌آموزد.

روایتش را تکمیل می‌کند: «حسین بنی‌آدم مکتب خاصی را در فهرست‌نویسی کتاب‌های فارسی بنیان گذاشت؛ چراکه اکثر فهرست‌نویسان کتابخانه‌ها، دارای تحصیلات آکادمیک هستند اما او علاوه بر احاطه بر مباحث روز کتابداری، سنت را نیز می‌شناخت و همین موضوع موجب شد، مکتب خاصی را در فهرست‌نویسی کتاب‌های فارسی و شرقی پایه‌ریزی کند. بخش کتاب‌های شرقی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران مدیون مرحوم حسین بنی‌آدم است. او کتابشناسی ۱۰ ساله، کتابشناسی ۶ ساله و کتابشناسی فلسفه و فهرست بسیاری از کتاب‌های فارسی که در طول سالیان سال در ایران منتشر می‌شد را در قالب کتابشناسی‌های مختلف تهیه کرد.»

حسین‌بنی آدم را بشناسیم

وقتی یک دیدار مسیر زندگیت را تغییر می‌دهد

مافی از ارادت خاص مرحوم حسین بنی‌آدم به یک معلم می‌گوید؛ نخستین قدم‌های کتابدارشدنش را در کتابخانه عمومی «پارک شهر» برداشت، به نوعی می‌توان او را بنیان‌گذار کتابخانه عمومی شهرداری دانست. او در آنجا با معلمش برخورد می‌کند، خانم دکتر منصور، زنی که بنی‌آدم همیشه خود را مدیون او می‌دانست و معتقد بود سهم زیادی از کتابدارشدنش را مدیون اوست. معلمی که او را کتابدار کرد و بعدها در یک تصادف رانندگی در کشور الجزایر با همسر و پسرش کشته شد.

فرصتی برای دیدار ناصر شریفی و آموختن دانش فهرست‌نویسی

حضور در کتابخانه پارک شهر فرصتی شد تا او در نخستین دوره کلاس‌های ناصر شریفی شرکت کند؛ دوره‌ای که در دانشسرای عالی برگزار می‌شد و از دل شرکت در این دوره بود که او فهرست‌نویسی را آموخت. شریفی، نخستین کتابدار ایرانی بود که مدرک دکترای کتابداری خود را از آمریکا گرفت.

تجهیز کتابخانه‌ها از مدرسه «فرهاد» تا کتابخانه وزارت فرهنگ

از کتابخانه‌هایی که حسین بنی‌آدم در آن‌ها مشغول فعالیت بوده می‌پرسم؟ کتابخانه‌های مدرسه «فرهاد» و «مرجان» را نام می‌برد که جزو مدارس معروف و پُرطرفدار پیش از انقلاب بود، در مسیر ایجاد و تجهیز کتابخانه‌های مدارس مختلف تهران با مدرسه «فرهاد» که توران میرهادی روانشناس برجسته ایرانی مُدرس و مدیر آنجا بود، آشنا می‌شود؛ مدرسه‌ای که کتابخانه در آن نقش مهمی داشت و کتاب غیردرسی، رابط معلم و دانش‌آموز بود و دانش‌آموزان بابت خواندن کتاب غیردرسی تشویق می‌شدند.

حسین بنی‌آدم در کدام کتابخانه‌ها حضور داشت؟

کتابخانه وزارت فرهنگ، کتابخانه وزارت اقنصاد، کتابخانه پارک شهر، کتابخانه دانشکده ادبیات، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه اداره کل انتشارات رادیو و این اواخر در کتابخانه مرکز دائره‌المعارف اسلامی حضور داشت.

تاریخ شفاهی فعالیت آدم‌ها را ماندگار می‌کند

مافی معتقد است، هر چقدر درباره او حرف بزند، حق مطلب را ادا نکرده است اما مصاحبه‌ای که او در اسفندماه سال ۹۷ در کتاب «تاریخ شفاهی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران» درباره فعالیت‌های خود منتشر کرده است، تا حدودی حق مطلب را درباره او ادا کرده است. کاری که استادش ایرج افشار کرد. او هم خاطرات ناتمامش را در کتابی با عنوان این «دفتر بی‌معنی» تدوین کرد؛ کتابی که بعد از فوتش منتشر شد.

حسین‌بنی آدم را بشناسیم

کتابدار نخستین کتابخانه سیار ایران

مسیر کتابداری او اما محدود به فهرست‌نویسی نشد، در همان «انجمن کتاب» او به دعوت ایرج افشار، سوار نخستین کتابخانه سیار ایران شد؛ مینی‌بوسی وارداتی که حامی آن «انجمن کتاب» بود و بعدها کانون پرورش فکری از روی آن کتابخانه‌های سیاری را ایجاد کرد. خودرویی که برای مدارس و حتی بیمارستان‌ها کتاب و مجلات می‌برد و در همین مسیر بود که با نوش‌آفرین انصاری آشنا شد.

نوش‌آفرین انصاری درباره خاطره مشترکش با مرحوم حسین بنی‌آدم می‌گوید:

«نخستین‌بار با مرحوم حسین بنی‌آدم در کتابخانه سیار در سفر ورامین همراه شدم، در این سفر به روستاهای ورامین رفتیم و برای کسانی که عضو کتابخانه بودند، کتاب و مجلات بردیم. خاطرم هست یک‌بار هم به یک بیمارستان اعصاب و روان در اطراف منطقه ورامین رفتیم و برای آنجا مجله و نشریات بردیم. این هم اولین تجربه من از حضور در یک بیمارستان اعصاب و روان بود.»

این استاد پیشکسوت کتابداری، او را یک ابزارساز برای کتابداری می‌نامد و معتقد است: «بزرگترین خدمت مرحوم حسین بنی‌آدم به کتابداری تلاش‌های او در بخش فهرست‌نویسی است.»

حسین‌بنی آدم را بشناسیم

انصاری تاکید دارد: اگر این ابزار کتابشناسی؛ یعنی فهرست‌نویسی نباشد، «خواندن» ترویج نمی‌شود.

از خودم می‌پرسم چرا نشانه‌های این مرد در موتورهای جستجوی برخط، انگشت‌شمار است؟ حتی یک عکس ساده، چرا اینقدر گمنام؟ علت این گمنامی را از نوش‌آفرین انصاری می‌پرسم:

«او تنها یک کتابدار ساده بود که زیر سایه ایرج افشار و به‌واسطه خدمت و تلاشی که در حوزه فهرست‌نویسی کتاب‌ها کرد، ماندگار شد. اگر کتابداران دیگری نیز فوت کنند از آن‌ها فقط تلاش و پشتکارشان است که می‌ماند.

بله این فقط نام نیک و خدمات هرکسی است که از او باقی می‌ماند. البته مافی، همکار و رفیقش نظر دیگری دارد، او معتقد است:

«اون موقع بین مرکز خدمات کتابداری و ایرج افشار که به‌طور مستقل کار می‌کرد اختلافاتی وجود داشت.»

به نظر او ایرج افشار و حسین بنی‌آدم تسلط بیشتری بر زبان و ادبیات فارسی داشتند اما کتابداران مرکز خدمات کتابداری با وجود تحصیلات آکادمیک صرف، احاطه وسیعی بر زبان و ادبیات فارسی نداشتند در واقع ایرج افشار و حسین بنی‌آدم تلاش کردند کتابداری غربی را با سنت کتابداری ایرانی تلفیق کنند. هرچند او خودش دوست داشت گمنام باشد و اهل نمایش و حضور نبود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها