دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۸
پیشگامان قاب‌های خیال؛ از مکتب‌خانه تا جهانی شدن

سوالات و ابهاماتی در زمینه تصویرگری کودک و نوجوان وجود دارد که لازم است به آن‌ها پاسخ داده شود. آیا تصویر تنها باید در خدمت متن و آموزش اخلاق باشد؟ یا می‌تواند تجربه‌ای مستقل و زیبایی‌شناسانه برای کودک رقم بزند؟ برخی ناشران و خانواده‌ها همچنان تصویر را «ابزاری» برای آموزش می‌دانند و از تصاویر صرفاً زیبایی‌شناسانه استقبال نمی‌کنند.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سایه برین: تصویرگری کتاب کودک در ایران، داستانی پرپیچ‌وخم دارد که از دل سنت‌های کهن نگارگری بیرون آمده و امروز به یکی از بالنده‌ترین عرصه‌های هنری ایران تبدیل شده است. این گزارش، نخستین قسمت از پرونده تصویرگری کتاب کودک و نوجوان است؛ سفری در تاریخ تصویرگری ایران از روزگار قاجار تا امروز، با نگاهی به چهره‌های ماندگار و مسائل پیش رو.

پیشگامان قاب‌های خیال؛ از مکتب‌خانه تا جهانی شدن

از سنگ‌نگاره‌های قاجار تا نخستین قاب‌ها

برای یافتن ریشه‌های تصویرگری کودک در ایران، باید به اواخر دوره قاجار و رواج صنعت چاپ سنگی (لیتوگرافی) بازگشت. پیش از آن، کتاب‌ها بیشتر جنبه آموزشی و مذهبی داشتند و تصاویر، نقشی تزیینی یا صرفاً توضیحی ایفا می‌کردند. اما با گسترش چاپ سنگی در جامعه ایران، عامه مردم و حتی خانواده‌های روستایی با کتاب‌های مصوری مواجه شدند که پیش از آن در دسترس نبود.

آثار چاپ سنگی این دوره را می‌توان به دسته‌های گوناگونی تقسیم کرد: داستان‌های بلند عامیانه، حکایت‌های اخلاقی و تمثیلی، داستان‌های عاشقانه، متون عرفانی، کتاب‌های تعلیمی، منظومه‌های مذهبی درباره زندگی ائمه شیعه، و سرگرمی‌های اخلاقی. یکی از این آثار که می‌توان آن را نخستین کتاب تصویری ایران برای کودکان دانست، کتاب «تأدیب‌الاطفال» (۱۸۷۶ میلادی) نوشته مفتاح‌الملک است. این کتاب از جهاتی نوآورانه بود؛ تقریباً نیمی از داستان‌های آن درباره دختران بود که در آن دوره و حتی سال‌ها پس از آن بی‌سابقه محسوب می‌شد.

در همان سال‌ها، آثاری چون «حسین نامه» (۱۲۴۶ قمری)، «تادیب‌العطار» با تصویرگری محمد نقاش اصفهانی، «خاله سوسکه»، «موش و گربه» و «حکایت روباه» منتشر می‌شدند که نمونه‌هایی از نخستین کتاب‌های تصویری برای کودکان به شمار می‌روند. این آثار که به «بچه‌خوانی» معروف بودند، مرز مشخصی بین ادبیات عامه‌پسند و ادبیات کودکان ترسیم نمی‌کردند، بلکه حلقه اتصالی میان این دو حوزه محسوب می‌شدند.

یکی از نخستین تصویرگران جدی این دوره، میرزاعلی‌قلی خویی بود که کتاب «طوفان‌البکا» را تصویرگری کرد. همچنین محمد تجویدی از دیگر پیشگامان بود که از نقاشی ایرانی برای تصویرگری کتاب‌های داستانی استفاده کرد. این هنرمندان اولیه، گرچه الزاماً تصویرگران «کودک» به معنای امروزی نبودند، اما زمینه‌ساز ورود تصویر به قلمرو ادبیات کودکان شدند.

پیشگامان قاب‌های خیال؛ از مکتب‌خانه تا جهانی شدن

دهه ۱۳۳۰؛ تولد تصویرگری نوین

نقطه عطف اصلی در تاریخ تصویرگری کودک ایران، دهه ۱۳۳۰ شمسی است. در این دهه بود که برای نخستین بار، تصویر نه به عنوان عنصری تزیینی، بلکه به عنوان «زبانی برای ارتباط با کودک» مورد توجه قرار گرفت. سه عامل کلیدی در این تحول نقش داشتند: تأسیس مؤسسه انتشارات فرانکلین، شکل‌گیری شورای کتاب کودک، و سپس تأسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۴۴.

در این میان، نام پرویز کلانتری (۱۳۹۵-۱۳۱۰) بیش از همه می‌درخشد. کلانتری که تحصیل‌کرده دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود، فعالیت حرفه‌ای خود را با کاریکاتور در روزنامه «چلنگر» آغاز کرد. او در سال ۱۳۳۳ اولین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری استتیک مارکوس گریگوریان برگزار کرد و یک سال بعد، نخستین کتاب تصویری خود به نام «کدو قلقله‌زن» را منتشر نمود.

اما نقطه عطف زندگی حرفه‌ای کلانتری زمانی رقم خورد که مؤسسه فرانکلین او را برای کارآموزی شش‌ماهه به نیویورک فرستاد. این سفر تأثیر عمیقی بر نگاه او گذاشت؛ با این حال کلانتری برخلاف بسیاری از هنرمندان هم دوره‌اش، به جای تقلید از الگوهای غربی، به ریشه‌های بومی و فرهنگ ایرانی روی آورد.

سبک و ویژگی‌های آثار کلانتری: آنچه کلانتری را از سایر هم‌عصرانش متمایز می‌کند، توجه عمیق او به هویت ملی و بومی است. او با الهام از معماری روستایی، پوشاک محلی عشایر ایران و زندگی ساده مردم عادی، سبکی منحصربه‌فرد خلق کرد که هم‌زمان «کودکانه» و «رئال» به نظر می‌رسید. شخصیت‌های او از نقوش تزئینی بومی، تیپ‌های چهره ایرانی و لباس‌های سنتی شکل گرفته‌اند. این ویژگی‌ها باعث شد آثارش به «حافظه جمعی» تصویری ایرانیان تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که امروز نیز بسیاری از ما تصاویر کتاب‌های درسی دبستان خود را با قلم او به یاد می‌آوریم.

کلانتری در کنار مرتضی ممیز و نورالدین زرین‌کلک از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک در سال ۱۳۴۱ بود. او بعدها به کانون پرورش فکری پیوست و نخست به عنوان مدیر مرکز هنرهای تجسمی و سپس مدیر آموزش هنر، نقش محوری در تحول برنامه درسی هنر این نهاد ایفا کرد. موفقیت او در تصویرگری هویت‌محور، تأثیر عمیقی بر تصویرگری ایران در دهه‌های بعد گذاشت.

پیشگامان قاب‌های خیال؛ از مکتب‌خانه تا جهانی شدن

پیشگامان نسل طلایی دهه چهل

دهه ۱۳۴۰ بدون شک «عصر طلایی» تصویرگری ایران است. نسلی از هنرمندان متعهد و خلاق گرد هم آمدند تا هویت مستقلی برای تصویرگری کودک این مرزوبوم بسازند. در کنار پرویز کلانتری، چهره‌های شاخص دیگری نیز ظهور کردند که هرکدام دریچه‌ای تازه به روی مخاطب گشودند.

علی‌اکبر صادقی (متولد ۱۳۱۶): او را باید یکی از نوآورترین تصویرگران ایران دانست. صادقی با تلفیق نقاشی قهوه‌خانه‌ای، هنر مدرن و عناصر فانتزی، فضایی سورئال و شاعرانه خلق کرد. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به تصویرگری کتاب «پهلوان پهلوانان» (نوشته نادر ابراهیمی، ۱۳۴۹) اشاره کرد که فضایی نیمه‌افسانهای با حال‌وهوای مذهبی دارد. او همچنین در مجموعه‌ای از کتاب‌های هنری با موضوعات عرفانی (مانند «عبادتی چو تفکر نیست» و «آتش باش تا برافروزی»)، با بهره‌گیری از تذهیب و تشعیر، فضایی معنوی برای کودکان خلق کرد. صادقی بعد از انقلاب نیز به فعالیت خود ادامه داد و به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های تصویرگری معاصر ایران تبدیل شد.

نورالدین زرین‌کلک (۱۳۷۹-۱۳۱۵): او که بیشتر به عنوان پدر انیمیشن ایران شناخته می‌شود، در تصویرگری کتاب کودک نیز دستی توانا داشت. زرین‌کلک پس از انقلاب، یکی از چهره‌های کلیدی در گسترش ادبیات دینی و انقلابی برای کودکان بود. کتاب «کلاغ‌ها» از آثار ماندگار اوست که موفق به دریافت سیب‌طلایی براتیسلاوا شد. او به همراه کلانتری و ممیز، از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک به شمار می‌رود.

فرشید مثقالی (متولد ۱۳۲۲): نام او با شاهکار «ماهی سیاه کوچولو» (صمد بهرنگی) گره خورده است. مثقالی با تصویرگری این کتاب، نخستین هنرمند ایرانی بود که نام ایران را در عرصه جهانی تصویرگری بر سر زبان‌ها انداخت و دیپلم افتخار نمایشگاه بولونیا را دریافت کرد. سبک بدیع و تلفیق نقاشی ایرانی با هنر مدرن غربی، از ویژگی‌های بارز کار اوست.

بهمن دادخواه (متولد ۱۳۱۷): او نمونه کم‌نظیری از هنرمندانی است که حرفه‌ای دیگر (دندانپزشکی) را با عشق به هنر تلفیق کرد. دادخواه از اوایل دهه ۱۳۴۰ فعالیت خود را آغاز کرد و با تصویرگری کتاب‌هایی چون «طوطی در قفس» و «آنچه مرغ گفت»، توانست سبکی منحصربه‌فرد و در عین حال رئال و کودکانه خلق کند. او همراه با کلانتری، صادقی و زرین‌کلک از پیشگامان اصلی تصویرگری دهه چهل محسوب می‌شود. آثار او نه تنها در نمایشگاه‌های بولونیا و براتیسلاوا جوایزی کسب کردند، بلکه در عرصه نقاشی نیز به سمت انتزاع محض حرکت کرد؛ زمینه‌های تیره و سیاه نقاشی‌هایش، با هاله‌ای از رنگ‌های زنده و روشن در هم می‌آمیزد و کیفیتی عرفانی و رمزآلود به آثارش می‌بخشد.

لیلی تقی‌پور میلانی: اگرچه منابع کمتری درباره او در دست است، اما نام او به عنوان نخستین زن تصویرگر کتاب کودک ایران ثبت شده است. او دانش‌آموخته دانشکده هنرهای زیبا بود و در تصویرگری کتاب‌های درسی و آثاری چون «داستان‌های ملل» نقش پیشگام داشت. حضور او راه را برای ورود جدی زنان به این عرصه هموار کرد.

مرتضی ممیز (۱۳۸۴-۱۳۱۵): گرچه ممیز بیشتر به عنوان پدر گرافیک مدرن ایران شناخته می‌شود، اما نقش او در تصویرگری کتاب کودک نیز غیرقابل انکار است. ممیز تصویرگری کتاب «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» (بازنویسی مهدی آذریزدی) را بر عهده داشت و تصاویر او از این کتاب، از ماندگارترین و هنرمندانه‌ترین تصاویر ادبیات کودک ایران محسوب می‌شوند. استفاده از لایه‌های مشکی رنگ و عناصر تخیلی، از ویژگی‌های شاخص کار اوست.

محمد زمان زمانی و غلامعلی مکتبی: این دو هنرمند به همراه کلانتری، گروه پیشگام تصویرگری کتاب‌های درسی را تشکیل می‌دادند. نقش آنان در شکل‌گیری حافظه بصری نسلی از دانش‌آموزان ایرانی، نقشی اساسی و نادیده گرفته شده است.

پیشگامان قاب‌های خیال؛ از مکتب‌خانه تا جهانی شدن

انقلاب و جنگ؛ تغییر بسترها

پس از انقلاب اسلامی، فضای حاکم بر ادبیات کودک دچار تحول بنیادین شد. مفاهیمی مانند عدالت اجتماعی، مبارزه، ایثار، شهادت، قهرمانی و نوع‌دوستی به متون و تصاویر راه یافت. هدف از نگارش و تصویرگری داستان‌هایی با چنین مضامینی، آموزش از کودکی برای وفاداری به آرمان‌های انقلاب و اسلام بود.

با این حال، سال‌های اولیه انقلاب و دوران جنگ برای تصویرگری، دوره‌ای همراه با چالش‌های جدی بود. انتشار گسترده و شتابزده کتاب‌های کودک، گاه با تصویرگری‌های عجولانه، صفحه‌آرایی نامناسب و بی‌توجهی به استانداردهای زیبایی‌شناختی همراه بود. در برخی موارد، کتاب‌های کودکان به کتاب‌های بزرگسالان شباهت پیدا می‌کرد. اما با فروکش کردن نسبی التهابات و در بحبوحه جنگ، تصویرگران ایرانی با تکیه بر ایمان و باورهای خود توانستند شاخه‌ای از تصویرگری را با عنوان تصویرگری آیینی و دینی در کشور پایه‌گذاری کنند.

از آثار شاخص این دوره می‌توان به بازنشر «قصه‌های قرآن» با تصویرگری مرتضی ممیز اشاره کرد. همچنین کانون پرورش فکری با آثاری چون «آنها زنده‌اند» (درباره حضرت زینب) و «فرزند زمانه خود باش» (از سخنان امام علی علیه‌السلام)، گام‌های جدی در تولید کتاب‌های مصور با مضامین دینی برداشت. هرچند برخی از این آثار در مرز بین تصویرگری و کتاب‌آرایی (تذهیب و تشعیر) قرار می‌گرفتند، اما تلاشی ارزشمند برای پیوند هنر ایرانی-اسلامی با دنیای کودک بودند.

در این دوره همچنین کتاب‌های متعددی از نویسندگان کلاسیک غرب مانند ژول ورن پس از انقلاب بازنشر یافتند و تصویرگری آن‌ها بر عهده هنرمندانی همچون صادق سندوقی (متولد ۱۳۲۵) بود. سندوقی که اصالتاً همدانی است، پس از تصویرگری قصه‌های قرآنی به عنوان تصویرگر کتاب شناخته شد. از آثار مشهور او می‌توان به تصاویر «یاران فیل» در کتاب‌های درسی اشاره کرد. او در ششمین دوسالانه تصویرگری ایران به عنوان پیشکسوت تصویرگری مورد تقدیر قرار گرفت.

پیشگامان قاب‌های خیال؛ از مکتب‌خانه تا جهانی شدن

نسل جدید؛ تنوع سبک و حضور بین‌المللی

دهه‌های هفتاد، هشتاد و نود شمسی، دوران تنوع بی‌سابقه در تصویرگری ایران بود. از یک سو، تصویرگران سنتی همچنان با تکنیک‌های دست‌ساز (آبرنگ، گواش، کلاژ) به خلق آثار خود ادامه می‌دهند و از سوی دیگر، نسل جدید با روی خوش به تکنولوژی دیجیتال، مرزهای تصویرگری را جابه‌جا کرده است.

راشین خیریه (متولد ۱۳۵۸): بی‌شک یکی از درخشان‌ترین چهره‌های تصویرگری معاصر ایران است. او که تاکنون بیش از ۸۰ کتاب در جهان منتشر کرده، با غول‌هایی چون گوگل همکاری داشته و موفق به دریافت جوایز متعدد بین‌المللی شده است. سبک منحصربه‌فرد او که تلفیقی از مینیاتور ایرانی، هنر مدرن و تصویرسازی دیجیتال است، هویت ایرانی را در قالبی جهانی عرضه می‌کند.

نیره تقوی (متولد 1329): او از دیگر تصویرگران موفق معاصر است که اثر «آرش کمانگیر» (چاپ ۱۳۸۸) از آثار شاخص او به شمار می‌رود. سبک او در مرز میان نقاشی و تصویرسازی حرکت می‌کند و به بازنمایی اسطوره‌های ایرانی توجه ویژه دارد.

پژمان رحیمی‌زاده، علی خدایی، حامد جعفری، سارا خرامان و... نیز از جمله تصویرگران نسل جدیدی هستند که هرکدام با سبک شخصی خود، دایره تصویرگری ایران را گسترش داده‌اند. حضور پررنگ ایران در دوسالانه‌های تصویرگری براتیسلاوا (BIB) و بولونیا، نشان از اعتبار بین‌المللی این نسل دارد.

مسائل امروز تصویرگری کودک و نوجوان

تصویرگری امروز اقتضائات و مسائل خاص خودش را دارد. با گرانی کاغذ و هزینه‌های بالای چاپ رنگی، ناشران ریسک کمتری برای انتشار کتاب‌های مصور می‌کنند. از سوی دیگر، حق امتیاز تصویرگران اغلب نادیده گرفته می‌شود و بسیاری از تصویرگران جوان، حتی با فروش کتاب‌های پرفروش، درآمد پایداری ندارند.

همچنین در حالی که کلانتری‌ها کویر و روستای ایران را می‌کشیدند، امروز بسیاری از تصاویر کتاب‌های کودک، تحت تأثیر انیمیشن‌های غربی و شرق آسیا (به ویژه ژاپن و دیزنی) دچار «بی‌هویتی» شده‌اند. تناقض میان زیست‌بوم ایرانی و شخصیت‌های فانتزی غربی، یکی از دغدغه‌های اصلی منتقدان است. آیا تصویرگر باید «جهانی» بیافریند یا «ایرانی»؟

از منظری دیگر، با وجود استعدادهای فراوان، متأسفانه منابع مستند و مکتوب کافی درباره تاریخ شفاهی تصویرگری ایران در دسترس نیست. بسیاری از پیشکسوتان در غربت رسانه‌ای از دنیا می‌روند و تجربیات آنان ثبت نمی‌شود. همچنین نقد حرفه‌ای و روزنامه‌نگاری هنری در این حوزه بسیار ضعیف است.

سوالات و ابهاماتی نیز در این فضا وجود دارد که لازم است به آن‌ها پاسخ داده شود. آیا تصویر تنها باید در خدمت متن و آموزش اخلاق باشد؟ یا می‌تواند تجربه‌ای مستقل و زیبایی‌شناسانه برای کودک رقم بزند؟ برخی ناشران و خانواده‌ها همچنان تصویر را «ابزاری» برای آموزش می‌دانند و از تصاویر صرفاً زیبایی‌شناسانه استقبال نمی‌کنند.

همچنین تازه‌ترین چالش پیش روی تصویرگران، ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد تصویر است. آیا این تکنولوژی تهدیدی برای اشتغال تصویرگران است؟ یا فرصتی برای خلق آثار نوآورانه‌تر؟ این پرسشی است که هنوز پاسخ قطعی ندارد.

در قسمت‌های بعدی از پرونده پیش‌رو، با فعالان، صاحب‌نظران و تصویرگران امروز ادبیات کودک‌ونوجوان گفت‌وگو خواهیم کرد تا به واکاوی این مسائل بپردازیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها