شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۳
وقتی رمان‌ها در «کلاغ» جان می‌گیرند

از همان قسمت اول و با دیده شدن، جلد اول رمان جنگ و صلح (اثر تولستوی) روی میز خانه جلال، تا حدی می‌توان فهمید که سازندگان سریال «کلاغ» نیم‌نگاهی به مخاطب آشنا با فضای هنر و ادبیات دارند.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا«کلاغ»، ساخته جدید محمدحسین مهدویان، قدم زدن در نوستالژی است؛ از یک سو بیننده با بخشی از تاریخ آب و خاک خود آشنا می‌شود و در حال و هوای آن نفس می‌کشد و از سوی دیگر کاراکترهای این سریال وجه دیگری از امر نوستالژیک را در حافظه جمعی مخاطب فارسی‌زبان زنده می‌کنند.

از همان قسمت اول و با دیده شدن، جلد اول رمان جنگ و صلح (اثر تولستوی) روی میز خانه جلال، تا حدی می‌توان فهمید که سازندگان این سریال نیم‌نگاهی به مخاطب آشنا با فضای هنر و ادبیات دارند. با چنین دانشی، می‌توان جلال و بعضی دیگر از کاراکترهای سریال «کلاغ» را، بازنمایی تصویری برای شخصیت‌های رمان‌های شاخص فارسی دانست.

البته بدون شک زندگی جلال، مابه‌ازای تصویری تاریخ مکتوب داستانی ما در یک قرن اخیر نیست، چرا که سریال با الهام یا اقتباس از هیچ کدام از آثار ادبی فارسی ساخته نشده است. اما گوشه‌هایی از کانسپت‌ها و کاراکترهای آثار هوشنگ گلشیری، اسماعیل فصیح، بزرگ علوی، ابراهیم گلستان و دیگران را می‌توان در «کلاغ» پیدا کرد.

جلال، با آن سبیل و عینک نوستالژیک، بسیاری از کاراکترها در این رمان‌ها را بازنمایی می‌کند. شاید برای مخاطب آقای راعی در «بره گمشده راعیِ» هوشنگ گلشیری با سیمای این کاراکتر زنده می‌شود. البته مجددا باید تاکید کرد که جلال به هیچ وجه بازنمای آقای راعی نیست، اما آن حالات و آن استیصال را می‌توان در شخصیت جلال نیز پیدا کرد؛ به گونه‌ای که انگار یک لحظه این فکر از گوشه ذهن عبور می‌کند که: «نکند آقای راعی هم دقیقا همین شکلی بوده باشد؟»

از این منظر، پشتوانه تحقیقاتی نویسندگان «کلاغ»، تا حد زیادی به‌ رمان‌ها و آثار مکتوبی است که فضاسازی‌های ذهنی ما از دهه‌های چهل و پنجاه را شکل می‌دهند. این شیوه از پرداختن به سوژه، جنس دیگری از الهام است که تا حد زیادی ریشه در مطالعات آثار گوناگون دارد. به این ترتیب که اقتباس‌کننده لزوما در پی بهره‌گیری از یک داستان یا رمان خاص نیست که براساس خط روایی آن، داستانش را شکل دهد. بلکه مجموعه‌ای از آثار ادبی و هنری هستند که جهان ذهنی او را - خاصه در بعدِ بصری - شکل می‌دهند و او نیز این جهان ذهنی را بر پرده فیلم و سریال عینیت می‌بخشد.

با دانستن این نکته است که باید گفت تشخیص اینکه مهدویان کجای سریال را از کدام داستان یا رمان الهام گرفته، دشوار است. این یک‌جور الهام گرفتن بدون منبع و سند مشخص است که ریشه در حافظه مکتوب جمعی دارد. گونه‌ای از اقتباس یا الهام که البته بی‌سابقه نیست و برهم‌کنش داستان‌ها و آثار مکتوب و سینمایی بر یکدیگر برای دهه‌ها در آثار هنری فارسی سابقه داشته است.
شکل گرفتن جهان ذهنی تولیدکنندگان آثار هنری، در آبشخور فکری آنها ریشه دارد. از همین منظر است که نویسنده یک سریال یا سازنده آن، هرچه بیشتر با آثار درخشان سینمایی و ادبی رابطه نزدیک داشته باشند، تولیدات خود را غنای بیشتر می‌بخشند. حتی اگر الهام گرفتن «کلاغ» در شکل دادن شخصیت‌ها و فضاها، ناخودآگاه بوده باشد، باز هم باید به سازندگان این سریال آفرین گفت چرا که بهره درست و هنرمندانه‌ای از رمان‌ها و فیلم‌های فارسی‌زبان پیش از خود گرفته‌اند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها