سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «مینیمالیسم پایدار؛ زندگی بدون پسماند، عادتهای ماندگار پایدار، و مینیمالیسم سازگار با محیطزیست»، نوشته استفانی ماری سفرین، با ترجمه شبنم سمیعیان، دعوتی است در بازگشت به سادگی، آگاهی و رابطهای مهربانانهتر با زمین و خویشتن. مولف در این اثر، مینیمالیسم را از ظاهر زیباییشناسانهاش فراتر میبرد و آن را به فلسفهای برای زیستن بدل میکند، فلسفهای که سادگی را با مسئولیتپذیری در قبال محیطزیست پیوند میدهد.

کتاب که نسخه انگلیسی آن در سال ۲۰۲۱ از سوی Mango Publishing Group منتشر شده، در سه بخش؛ «با میوههای دمدست شروع کنید»، «پایداری و میانه درخت» و «میوه بالاترین شاخه: خودکفایی» مخاطبان را با وجوه گوناگون مسئولیتپذیری در قبال محیطزیست آشنا میکند.
کتاب با «درخت مینیمالیسم پایدار» آغاز میشود که مدعی است میتوان با بهرهگیری از آن، در سه بخش به بالاترین نقطه رسید. بخش نخست، خانه، امور مالی و سفر را دربرمیگیرد، بخش دوم، مشتمل بر ارزشهای خانوادگی، محصولات خانگی، و سلامت و زیبایی است و نهایتاً بخش سوم از اجتماع، و حمایت و طرفداری تشکیل شده است.
خاطره مولف از حراج جمعه سیاه آغاز میشود. او آن روز، صبح زود در صف طولانی فروشگاهی حاضر شده بود که اگرچه تصور میکرد «مسخره» است و بیفایده، اما چندی بعدی، با خرید یک تلویزیون همراه گشت که چند سال بعد هم خراب شد و بیاستفاده. استفانی ماری سفرین با این مقدمه، نشان میدهد شرکتها و موسسات تجاری از مردم میخواهند باور داشته باشند که خوشبختی در خرید کردن است، درحالیکه آمار و ارقام، نتایج دیگری را نشان میدهد. در سال ۲۰۱۸، چهل درصد از آمریکاییها اذعان داشتند که نسبت به سال قبل، اضطرابشان بیشتر شده و بدهیهایشان افزایش یافته است. گویی، این رفتار موقع خرید کردن است که مردم را زیر بار قرض و نگرانی برده است. آمار زبالهها نیز پس از کسر لوازم مصرفشدهای که مردم به دیگران بخشیدهاند، کمتر از این ارقام نیست.
مولف، مینیمالیسم را که بهباور او، انتخاب هدفمند برای زندگی کردن با وسایل کمتر است را برای آمریکاییهای بیش از حد پرکار، مضطب و ولخرج، دریچه امیدی دانسته، معتقد است رهاورد این سبک زندگی برای پذیرندگان آن، نهتنها اوقات فراغت، وضوح فکری و ثبات مالی، بلکه در ابعاد گستردهتر، نجات زمین است.
استفانی ماری سفرین بر آن است مینیمالیسم که معنای آن هزاران سال پیش نزد بوداییها، پرهیز از اشیای مادی بوده، امروز با مفهوم پاکسازی کردن درآمیخته، با این توضیح که متنفذان در این حوزه، در مورد مقوله پایداری (استفاده معقول و مناسب از منابع) سکوت میکنند. نتیجهاش میشود افتادن در چرخه بیپایان خرید، پاکسازی، خرید بیشتر و پاکسازی دوباره.
ظاهراً نیل به این نگرش، ریشه در زندگی خانوادگی مولف دارد. همهچیز از آنجا شروع شد که آنی، دختر استفانی ماری سفرین به دنیا آمد و خانه هفتادوپنج متریشان پر شد از اسباببازیها، پیشبندها و لباسهای آنی. تلاش بینتیجه مولف برای دستهبندی، نظمدهی، مدیریت و تمیز کردن وسایل بهظاهر بیپایان دخترک، وی را به این پرسش رساند که با وجود تأکید فرهنگ غربی بر بیشتر داشتن و نه کمتر داشتن، «زندگی سبزتر و سادهتر در قرن بیستویکم چه شکلی است و آیا اصلاً امکانپذیر است؟».
اینجا بود که ماری سفرین در پی تغییر برآمد و در چند گروه مینیمالیستی عضو شد. اما آنچه انتظارش را میکشید حاصل نگشت، چون برای او، دور ریختن وسایل کاملاً نو در کیسههای زباله بهاسم پاکسازی که بهبهای نابودی زمین بهدست میآمد، مینیمالیسم معنا نداشت. مولف سرخورده از عضویت در گروههای مینیمالیستی، بهسراغ دوستداران محیطزیست رفت که موضوع فعالیتشان، پسماند صفر بود. آنچه ماری سفرین در این دستهها آموخت، تأثیرات جبرانناپذیر خریدهای بیرویه بر سیستم اقلیمی زمین و مشکلات ناشی از دورریز پلاستیک بود. اما انگار باز یک جای کار میلنگید. آنجا هم گفتوگوها یا سیاه بودند، یا سفید؛ یا درست یا غلط. نیز، اختلافنظرهایی در خصوص نگه داشتن یا رد کردن وسایل وجود داشت.
تجربه عضویت در گروههای مینیمالیستی و دوستدار محیطزیست به مولف آموخت که مینیمالیسم و زندگی سازگار با محیطزیست دو سر یک طیف واحد هستند، که در این میان، فضایی هست که افراد علاقهمند به کاهش مصرف همراستا با پایداری محیطزیست در آن جای میگیرند. اینجا بود که ماری سفرین به این نتیجه رسید که مینیمالیسم پایدار جنبشی مبتنی بر این پندار است که زندگی بهتر یعنی زندگی با وسایل کمتر. مینیمالیسم پایدار به بهینهسازی تدریجی زندگی روزمره میپردازد تا به حفظ زمین برای فرزندانمان کمک کند.
مولف در این کتاب که ساختار آن را به «درخت سیب استعاری» تشبیه کرده، به مخاطب کمک میکند از فرهنگ مصرفگرا بهسمت زندگی آرامتر و هدفمندتر تغییر مسیر دهد. خواننده در بخش نخست، مسئولانه به پاکسازی میپردازد و به این درک میرسد که چرا مردم اساساً بیش از اندازه خرید میکنند. در بخش دوم، دامنه موفقیت خواننده گسترش خواهد یافت و به بنای ستونهایی دست خواهد زد که بهسهولت رفتارهای پایدار در درازمدت منجر میشود. سرانجام خواننده در بخش سوم، به پروراندن ویژگی خودکفایی مینیمالیستی بهعنوان ابزاری برای تکیه کمتر بر نهادهای تجاری و تکیه بیشتر بر مهارتهای خود خواهد پرداخت.
«مینیمالیسم پایدار؛ زندگی بدون پسماند، عادتهای ماندگار پایدار، و مینیمالیسم سازگار با محیطزیست» در ۲۶۱ صفحه بههمت انتشارات ققنوس منتشر شده است.
نظر شما