جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۳
کتاب روشنایی روزهای جنگ/ وقتی موشک‌ها حرف می‌زنند، من کتاب می‌خوانم

همدان - این روزها کتاب مامنی برای دل‌های نگران اما پر از امید است، روزهایی که کتاب آرامش را به دل‌ها هدیه می‌دهد و روحی در کالبد جان است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): در حالی‌ که شهر زیر سایه‌ سنگین اخبار و رشادت دلاوری‌ها بود، «شهر کتاب همدان» هر صبح با همان صدای آشنای بالا رفتن آرام کرکره‌ها بیدار می‌شد؛ با وجود اضطراب و نگرانی، شهر کتاب به دنیای دانایی سفر کرده و سعی بر آرامش و فراغت دارد.

هوای داخل فروشگاه بوی کاغذ نو می‌داد و زندگی در میان اقلام تحریر و کتاب‌های جاگرفته در قفسه‌ها سعی می‌کرد روز را شبیه روزهای قبل آغاز کند. قفسه‌ها مرتب بودند و نورهای سقفی آرام می‌تابید؛ همان آرامش قدیمی که با هر جرعه چای، یک جرعه خیال آسوده هم نوش می‌کردیم.

با وجود شرایط جنگی، مردم همچنان می‌آمدند؛ نه به شلوغی روزهای معمول، اما با قدم‌هایی که بیشتر مشتاق خواندن و دانستن است، می‌آمدند.

یکی کتاب تاریخ می‌خواست، دیگری رمان و خیلی‌ها هم سراغ کتاب‌های روانشناسی و امیدآفرین را می‌گرفتند؛ انگار همه در جست‌وجوی پناهی بودند که بتوان بدون پناهگاه هم به دستش آورد.

کودکان اما همچنان کودک بودند. کنار قفسه کتاب‌های کودک، دخترکی با کوله‌ مدرسه‌اش نشسته بود و کتاب مصور ورق می‌زد؛ مادرش از پشت سر، نیم‌نگاهی داشت که هم مراقب باشد، هم از معصومیت این لحظه دلش گرم شود.

فروشندگان، با وجود خستگی، لبخندهایشان را حفظ می‌کردند. می‌دانستند شاید همین چند دقیقه حضور مشتری در فروشگاه، فرصتی باشد برای جدا شدن از اضطراب بیرون. وقتی کسی کتابی انتخاب می‌کرد، به احترام انتخابش، مدت بیشتری توضیح می‌دادند؛ انگار کتاب نه یک کالا، که یک سپر کوچک معنوی بود.

در گوشه‌ فروشگاه، میز کتاب‌های تازه منتشر شده هنوز پابرجا بود. حتی در روزهای جنگی هم نویسندگان می‌نوشتند، چاپخانه‌ها کار می‌کردند و کتاب‌ها منتشر می‌شدند؛ و این نشانه‌ای بود، نشانه‌ اینکه زندگی تسلیم نمی‌شود.

نور خورشید از شیشه‌های بزرگ کتابفروشی سرک می‌کشید و سایه‌ کتاب‌ها زمین را فرش کرده بود، فروشگاه خلوت بود و سرها در کتاب، گویی کتاب امنیت این روزهای آدم‌ها بود.

فروشگاه کم‌کم خلوت می‌شد اما آخرین مشتری معمولاً کسی بود که با عجله می‌آمد، انگار دلش نمی‌خواست روز را بدون خرید کتابی به پایان برساند.

در نهایت دوباره همان صدای پایین آمدن کرکره‌ها می‌آمد. شهر کتاب، مثل قلب کوچکی در دل همدان، یک روز دیگر را پشت سر می‌گذاشت؛ روزی که شاید سخت بود، اما در آن هنوز کتاب‌هایی ورق خورد، لبخندهایی رد و بدل شد و امید کوچکی میان قفسه‌ها جان گرفت.

روال خرید کتاب در شهر کتاب عادی است

در گذر از شهر کتاب آنچه مشاهده شد درب‌های باز آن بود که نشان از پویایی کتاب در روزهای سخت جنگی بود که هنوز می‌تواند آرامش را به دل‌ها هدیه دهد و روحی در کالبد جان باشد.

با غرفه‌دار کتابخانه شهر کتاب که صحبت کردم، گفت: از ۲۹ اسفند شهر کتاب فعالیت دارد و هیچ وقت تعطیلی نداشته است و درهای آن به روی علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی باز است.

وی عنوان کرد: روال خرید کتاب از این کتاب‌فروشی‌ عادی است و خریداران از اقشار مختلف مراجعه می‌کنند و گاهی ساعت‌ها در میان غرفه‌ها گشت زده و به مطالعه می‌پردازند.

این غرفه‌دار با بیان اینکه بیشترین کتاب‌هایی که خریداری می‌شود رمان، داستان و روانشناسی است، تصریح کرد: بخش‌ مطالعه شهر کتاب نیز فعال است و پذیرای علاقمندان به مطالعه و کتابخوانی است.

قطع شدن اینترنت مردم را به کتاب سوق داده است

مسئول انتشارات فروغ نیز با بیان اینکه هر روز در دو نوبت کتابفروشی باز است، گفت: فروش هم داریم اما با توجه به شرایط، نسبت به روزهای قبل از جنگ کمتر است.

محمدباقر ضیافتی به بیشترین کتاب‌هایی که خریداری می‌شود اشاره کرد و گفت: رمان، روانشناسی و تاریخ از جمله عناوینی است که این روزها بیشترین مراجعان را دارند.

وی تصریح کرد: وقتی اینترنت قطع باشد، مردم بیشتر به سمت خرید کتاب و کتابخوانی می‌آیند و شاید ساعت‌ها برای مطالعه وقت بگذارند.

این روزها که ورق به ورق آن جزئی از تاریخ پرشکوه این مرز و بوم و ملت بزرگ ایران است، در تاریخ ثبت خواهد شد، رشادت‌ها و دلاورمردی‌های مردان و زنان این دیار به کتاب‌هایی مبدل خواهد شد که نسل‌ها از آن جرعه‌نوش شده و سطر به سطر آن برای آیندگان عبرت‌آموز باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها