سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - عبدالقادر بلوچ، مروج کتابخوانی روستای وشنام دری: اگر صفحات چند دهه گذشته وشنام و بهویژه وشنام دری را ورق بزنیم، تصویری روشن از مردمانی مهربان، صمیمی و همدل پیش چشممان جان میگیرد. خانههای گِلی که در یک ردیف و نزدیک به هم ساخته میشدند، تنها معماری نبودند، نشانهای بودند از نزدیکی دلها، از زندگی جمعی، از روزگاری که حشر و مدد نه یک واژه، که شیوه زیستن بود. مردم در همه کارها دست یکدیگر را میگرفتند و هیچکس در هیچ امری تنها نمیماند.
با آنکه امکانات آموزشی اندک بود و بسیاری سواد خواندن و نوشتن نداشتند، اما در ادبیات شفاهی، بهویژه شعر کلاسیک، چنان تبحری داشتند که گویی شعر در رگهایشان جریان داشت. کوچکترین بهانهای کافی بود تا دور هم جمع شوند و محفل را با شعر آغاز کنند. در میان آنان، حاج کمالان حوت با صدای گرم و جانبخش خود شعر کلاسیک را زنده میکرد؛ تا جایی که مردم لقب «شجریان بلوچستان» را به او داده بودند. از دشتیاری و گوشهگوشه بلوچستان برای شنیدن صدایش و برای حضور در محافل وشنام دری میآمدند. شعر، موسیقی و ادبیات شفاهی در این منطقه روحی تازه داشت.
در مراسم شادی، بهویژه عروسیها، همکاری و همیاری به اوج میرسید. رسمی به نام بجّاری کمک مالی جمعی، نماد دیگری از همدلی مردم بود. اینها بخشی از گذشته روشن و پرمهر وشنامها بود.
اما با رفتن بزرگان، آن محافل کمکم کمرنگ شد و بسیاری از آن سنتها به فراموشی سپرده شد. تا اینکه در سالهای اخیر، نسیمی تازه وزیدن گرفت. جوانانی عاشق شعر و کتاب دوباره جان تازهای به ادبیات منطقه بخشیدند. شبهای شعر در وشنامها دوباره روشن شد. کودکان، که شیفته کتاب و ادبیاتاند، وقت خود را با خواندن و آموختن پر میکنند. امروز آوازه وشنامها با کتاب گره خورده است؛ تا جایی که در سراسر ایران، این منطقه را با نام روستای دوستدار کتاب میشناسند.
وشنام دوباره زنده شده است؛ اینبار با صدای جوانان، با شوق کودکان، و با میراثی که از دل گذشته به امروز رسیده است.
نظر شما