به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ در بیشتر روایتهایی که از خواب و رؤیا داریم، مکان در حاشیه قرار میگیرد. میپرسیم چه کسی خواب دید، چه دید و خوابش چگونه تعبیر شد؛ اما کمتر میپرسیم او کجا خواب دید. لینا الجمّال در کتاب «خواب، زندان و اتاق ابن هیثم: خوانشی تازه از فضا در تمدن عربی» همین پرسش را به نقطهی آغاز پژوهش خود تبدیل کرده است: آیا مکان میتواند بر شکلگیری رؤیا و معنای آن اثر بگذارد؟ و آیا میتوان از خلال خوابهایی که در متون قدیمی ثبت شدهاند، تصویری از فضا، زندگی اجتماعی و جهان ذهنی انسانهای گذشته به دست آورد؟
این کتاب در سال ۲۰۲۶ از سوی مرکز ابوظبی زبان عربی منتشر شده و از آثار برگزیدهی پنجمین دورهی برنامهی حمایت از پژوهشهای این مرکز است. معرفیهای منتشرشده در روزنامهها و رسانههای عربی، بیش از همه بر وجه میانرشتهای این پژوهش تأکید کردهاند؛ پژوهشی که برای بررسی رؤیا، هم به متون تعبیر خواب مراجعه میکند و هم سراغ ادبیات، فقه، فلسفه، تاریخ و نظریههای دیدن میرود.
پرسشی دربارهی چیزی که در تعبیر خواب جا مانده است
مسئلهی اصلی کتاب، تعبیر خواب به معنای رایج آن نیست. الجمّال میخواهد نشان دهد که برای فهم رؤیا باید شرایطی را که رؤیا در آن شکل گرفته نیز در نظر گرفت. کتابهای قدیمی تعبیر خواب به عواملی مانند وضعیت خواببین، زمان رؤیا، ویژگیهای تعبیرکننده و نحوهی روایت خواب توجه داشتهاند، اما به گفتهی نویسنده، نقش مکان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
خانه، مسجد، راه، زندان، قبرستان یا اتاق، صرفاً پسزمینهای برای یک خواب نیستند. هرکدام از این فضاها بار تاریخی، اجتماعی و دینی خاصی دارند و همین ویژگی میتواند بر تجربهی فرد از رؤیا و حتی بر شیوهی روایت و تعبیر آن اثر بگذارد. از همینجا، کتاب از یک پرسش دربارهی خواب به پرسشی بزرگتر دربارهی رابطهی انسان با فضا میرسد. انسان در مکانهای مختلف به شکل یکسان تجربه نمیکند، نمیاندیشد و حتی یکسان خواب نمیبیند.

خواب بهعنوان سندی از یک جهان اجتماعی
یکی از مهمترین ایدههای کتاب این است که متون تعبیر خواب را نباید فقط منابعی برای فهم باورهای مربوط به رؤیا دانست. این متون میتوانند اطلاعاتی دربارهی جامعهای که آنها را تولید کرده در خود حفظ کنند. در کتابهای تعبیر خواب، از مشاغل و ابزارها گرفته تا لباس، غذا، معماری، حیوانات، گیاهان و اشیای روزمره حضور دارند. هرکدام از این عناصر بخشی از جهان مادی انسانهای گذشته را نشان میدهند. بنابراین مطالعهی این متون میتواند برای تاریخ اجتماعی و فرهنگی نیز اهمیت داشته باشد.
روزنامهی «النهار» در معرفی کتاب، بر همین ویژگی تأکید کرده است: رؤیا در پژوهش الجمّال از یک تجربهی شخصی فراتر میرود و به راهی برای شناخت جامعهای تبدیل میشود که این رؤیاها را تولید و ثبت کرده است. از این منظر، یک کتاب تعبیر خواب را میتوان نوعی آرشیو فرهنگی دانست؛ آرشیوی که اطلاعات آن لزوماً با هدف ثبت تاریخ اجتماعی نوشته نشده، اما در لابهلای خوابها و تعبیرهای آن میتوان نشانههایی از زندگی روزمرهی مردم پیدا کرد.
چرا فروید برای توضیح همهی خوابها کافی نیست؟
کتاب در برابر یک نگاه تقلیلگرایانه نیز موضع میگیرد: اینکه بتوان رؤیاهای فرهنگ اسلامی را با یک نظریهی واحد، بهخصوص روانکاوی مدرن، توضیح داد. جمّال اهمیت نظریههای جدید دربارهی خواب را رد نمیکند، اما معتقد است رؤیا باید در زمینهی فرهنگی و تاریخی خودش نیز بررسی شود. سنت تعبیر خواب در جهان اسلامی از میراثهای گوناگون تأثیر گرفته و در عین حال با قرآن، حدیث، شعر، امثال و زندگی اجتماعی مسلمانان پیوند خورده است.
به همین دلیل، یک نماد نمیتواند در همهی فرهنگها معنایی ثابت داشته باشد. معنای یک شیء یا تصویر در خواب، به فرهنگ، زمان، موقعیت خواببین و حتی شخصی که آن خواب را تعبیر میکند وابسته است. برای مثال، نان نمیتواند در همهی سنتها یک معنای مشخص داشته باشد. آنچه در یک فرهنگ نشانهی برکت است، ممکن است در فرهنگی دیگر معنایی متفاوت پیدا کند. بنابراین نمیتوان برای خوابها فرهنگنامهای جهانی ساخت که در آن هر تصویر همیشه یک معنای ثابت داشته باشد. این رویکرد، به جای جدا کردن رؤیا از محیط اجتماعی آن، تلاش میکند خواب را در شبکهای از زبان، دین، تاریخ و زندگی روزمره بخواند.
زندان؛ مکانی که وارد خواب میشود
یکی از بخشهای جذاب کتاب به رؤیاهای زندانیان اختصاص دارد. الجمّال با استفاده از کتاب «گشایش پس از سختی» نوشتهی قاضی تنوخی، خوابهای سیزده زندانی را بررسی میکند. در این خوابها، تصاویر مربوط به زنجیر، رهایی، خروج و نجات تکرار میشوند. برخی از رؤیاها نیز با داستان حضرت یوسف پیوند میخورند؛ شخصیتی که زندان و رهایی از آن بخش مهمی از روایت زندگی اوست. در اینجا زندان دیگر یک مکان خنثی نیست. وضعیت زندانی، محدودیتهای فیزیکی، انتظار برای رهایی و تجربهی محصور بودن، همگی در جهان رؤیا حضور پیدا میکنند.
این بخش یکی از روشنترین نمونههایی است که ایدهی اصلی کتاب را توضیح میدهد: برای فهم یک رؤیا باید بدانیم خواببین در چه موقعیتی قرار داشته است. رؤیای فردی که در زندان به سر میبرد را نمیتوان بدون توجه به زندان و تجربهی زیستهی او خواند.

از اتاق تاریک ابن هیثم تا «چشم دل»
بخش دیگری از کتاب به ابن هیثم مربوط میشود و از همینجا بحث رؤیا به مسئلهی دیدن و ادراک پیوند میخورد. ابن هیثم در پژوهشهای خود دربارهی بینایی، اتاق تاریک و سازوکار دیدن نقش مهمی دارد. الجمّال این بحث را در کنار مفهوم «چشم دل» در اندیشهی غزالی قرار میدهد و از رابطهی میان دیدن در بیداری و دیدن در خواب میپرسد.
این بخش یکی از دلایلی است که روزنامهی «النهار» کتاب را پژوهشی میانرشتهای توصیف کرده است. در اینجا ادبیات و تعبیر خواب به تاریخ علم، فلسفه و اندیشهی اسلامی میرسند. پرسش فقط این نیست که انسان در خواب چه میبیند؛ مسئله این است که اساساً «دیدن» چگونه اتفاق میافتد و چه چیزی یک تصویر را به تجربهای معنادار تبدیل میکند. خواب، در این نگاه، مرحلهای از تجربهی دیدن است که پس از بیداری در قالب زبان روایت میشود و سپس در فرایند تعبیر معنا پیدا میکند. بنابراین میان دیدن، روایت کردن و تفسیر کردن رابطهای برقرار میشود.
رؤیا بهعنوان سفر
یکی دیگر از محورهای کتاب، ارتباط خواب با مفهوم سفر است. در بسیاری از روایتهای قدیمی، خواب نوعی جابهجایی میان فضاهاست؛ خواببین میتواند در رؤیا به مکانهایی برود که در بیداری امکان سفر به آنها را ندارد، با مردگان دیدار کند یا پیام و دانشی دریافت کند. در اینجا رؤیا میتواند جایگزین سفر فیزیکی شود. انسان بدون ترک مکان خود، در خواب از آن فاصله میگیرد و وارد فضایی دیگر میشود. این موضوع با ساختار کلی کتاب هم هماهنگ است: فضای رؤیا از فضای واقعی جدا نیست، اما قوانین آن با جهان بیداری تفاوت دارد. مکان در خواب تغییر میکند، جابهجا میشود و گاهی معنایی پیدا میکند که در جهان روزمره ندارد.
رؤیا و قدرت
یکی دیگر از نکاتی که در معرفیهای کتاب مورد توجه قرار گرفته، رابطهی رؤیا با قدرت سیاسی است. در فرهنگ اسلامی، خواب همیشه تجربهای خصوصی و شخصی نبوده است. رؤیا گاهی در روایتهای مربوط به حاکمان و صاحبان قدرت نیز حضور داشته و میتوانسته برای مشروعیت دادن به یک تصمیم یا معنا بخشیدن به یک رویداد سیاسی به کار رود. در چنین مواردی، خواب دیگر فقط تجربهی یک فرد نیست؛ وارد حوزهی عمومی میشود و میتواند در شکلگیری روایتهای سیاسی و تاریخی نقش داشته باشد. این مسئله نشان میدهد که مرز میان خواب شخصی و زندگی اجتماعی در فرهنگهای گذشته آنقدر روشن نبوده است. رؤیا میتوانسته به زبان مشترکی برای توضیح قدرت، آینده، سرنوشت و حتی تصمیمهای سیاسی تبدیل شود.
کتابی میان ادبیات، تاریخ و علم
روزنامهی «الاتحاد» در معرفی خود، کتاب را پژوهشی میان ادبیات، فقه، تاریخ و اندیشه معرفی کرده و بر این نکته تأکید دارد که نویسنده برای بررسی رؤیا به مجموعهای متنوع از منابع مراجعه کرده است. «البیان» نیز بر ایدهی اصلی کتاب تأکید کرده است: اینکه خوابها میتوانند اطلاعاتی دربارهی فضاها و ساختارهای فرهنگی جوامعی که آنها را تولید کردهاند در خود حفظ کنند.
روزنامهی «الشرق الاوسط» نیز در مطلبی دربارهی کتاب، مسئلهی حضور رؤیا در فرهنگ اسلامی و شیوههای بهخاطرآوردن، تعبیر و استفاده از آن را برجسته کرده است. در «العربی الجدید» نیز تمرکز اصلی بر رابطهی خواب با مکان است؛ اینکه آیا خوابیدن در زندان، مسجد، کنار قبر یا در فضایی خاص میتواند بر محتوای رؤیا و معنای آن تأثیر بگذارد.
این مطالب البته بیشتر معرفی و خوانش تحلیلی کتاب هستند تا نقد دانشگاهی مستقل. در جستوجوی منابع منتشرشده دربارهی کتاب، هنوز نقد مفصل و مستقلی که روش پژوهش الجمّال یا نتیجهگیریهای او را بهطور جدی به چالش بکشد، دیده نمیشود. آنچه بیشتر به چشم میآید، توجه رسانههای فرهنگی به تازگی زاویهی پژوهش و گستردگی منابع آن است.
در مجموع، اهمیت کتاب در این است که رؤیا را از جایگاه یک تصویر رمزآلود که باید معنایش را پیدا کرد، به موضوعی برای مطالعهی تاریخ و فرهنگ تبدیل میکند. در این نگاه، خواب فقط آن چیزی نیست که انسان در تاریکی میبیند؛ ردپایی از جایی است که در آن زندگی میکند، فرهنگی که در آن پرورش یافته و تاریخی که پیش از او شکل گرفته است. مکان دیگر حاشیهی رؤیا نیست؛ بخشی از داستانی است که خواببین در خواب و پس از بیداری روایت میکند.
نظر شما