سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) _ ساره گودرزی: هفته ملی کودک فرصتی برای مرور وضعیت کتاب و کتابخوانی کودکان و نوجوانان است؛ حوزهای که کیفیت تولید، تنوع آثار، قیمت کتاب و توان اقتصادی خانوادهها، همگی بر میزان دسترسی مخاطب کودک به محصول فرهنگی تأثیرگذارند. نگاهی به وضعیت تولید کتاب کودک و نوجوان در کشور نشان میدهد که از یک سو به تولید مستمر آثار جدید و متنوع نیاز دارد و از سوی دیگر، هزینه تولید آن در بسیاری از مواردی با کتاب بزرگسال متفاوت است؛ تصویرگری، طراحی، صفحهآرایی، آمادهسازی فنی و چاپ ازجمله مراحلی هستند که میتوانند سهم درخورتوجهی در قیمت نهایی کتاب داشته باشند.
در یکسال گذشته، افزایش قیمت کاغذ و سایر هزینههای تولید، شرایط فعالیت ناشران این حوزه را دشوارتر کرده است. از یکسو ناشر نمیتواند تولید را متوقف کند؛ زیرا در این صورت حضورش در بازار و تنوع آثارش کاهش پیدا میکند و از سوی دیگر، افزایش هزینهها با انتقال کامل به قیمت پشت جلد، میتواند قدرت خرید خانوادهها را کاهش دهد.
فتحالله فروغی، رئیس هیئتمدیره انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان و کارشناس حوزه کتاب کودک، با اشاره به این شرایط، معتقد است که ناشران در ماههای گذشته با وضعیتی مواجه بودهاند که هم تولید کردن و هم تولید نکردن، برایشان هزینه و زیان به همراه داشته است.
گرانی کاغذ و افزایش هزینههای تولید
فروغی، درباره وضعیت جامعه نشر و بهویژه ناشران کتاب کودک و نوجوان در یکسال گذشته گفت: جامعه نشر، بهویژه ناشران کتاب کودک و نوجوان ایران، از نیمه دوم سال 1404 با مشکل تأمین کاغذ و گرانی کاغذ روبهرو است و این مسئله بهطور فزاینده، بازار تولید و توزیع کتاب کودک را تحت تأثیر قرار داده است.
وی افزود: افزایش قیمت کاغذ تنها بخشی از مشکل ناشران است و هزینههای تولید فرهنگی از قبیل ترجمه و تصویرگری، همچنین هزینههای تولید فنی مانند طراحی و صفحهآرایی و هزینههای تولید چاپی ازجمله چاپ، صحافی و حملونقل نیز افزایش پیدا کرده است.
به گفته فروغی، مجموع این هزینهها در نزدیک به یکسال گذشته، بار مالی زیادی بر ناشران تحمیل کرده است؛ اگر قرار باشد ناشر، همه این هزینهها را پرداخت و محصول جدیدی تولید کند، محصول نهایی گران خواهد شد و قیمت پشت جلد افزایش پیدا خواهد کرد.
او ادامه داد: گرانی محصول، آن هم از نوع کتاب کودک و نوجوان که خریداران خاص خود را دارد، با مشکل روبهرو میشود؛ چراکه خانوادهها باید هزینه تأمین این نوع محصول را پرداخت کنند و طبیعتاً سبد خانوادهها از حضور کتاب کودک و نوجوان کمرنگ و کمبهره خواهد شد.

تولید کنیم یا تولید نکنیم؟
این شرایط، مسئله دیگری را نیز پیش روی ناشران قرار داده است؛ اینکه چگونه باید میان حفظ تولید و توان اقتصادی بنگاه نشر تعادل ایجاد کرد؛ توقف تولید میتواند به کاهش تنوع کتابهای موجود در بازار منجر شود و ادامه تولید نیز با هزینههای بالاتر، قیمت نهایی کتاب را افزایش میدهد.
فروغی در توضیح این وضعیت گفت: تولید کردن و تولید نکردن در این چند ماهی که من اشاره کردم، هر دو با زیان همراه بوده است؛ تولید بکنید که گران میشود و ضرر و زیان دارد و تولید هم نکنید، سبد کالایی شما برای عرضه به بازار کم میشود، در چنین شرایطی، خریدار هم فرصت استفاده از کتابهای جدید را کمتر پیدا میکند، البته در این مدت تازههای نشر نیز وجود داشته، اما میزان این تازهها نسبت به گذشته کمتر بوده است.
رئیس هیئتمدیره انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان توضیح داد: همکاران ناشر در این دوره تلاش کردند تولید جدید کمتری داشته باشند و برای صرفهجویی در هزینهها به تولیدات قبلی خود روی بیاورند، آن مقدار بودجهای را که میخواستند صرف تولید بکنند، برای کتابهایی که قبلاً هزینههای آمادهسازیشان انجام شده بود، اختصاص میدادند تا بتوانند هزینههای خود را کاهش دهند.

افزایش گرایش به ترجمه
کاهش هزینه تولید، به یکی از دغدغههای اصلی ناشران تبدیل شده است. تفاوت هزینههای تولید آثار تألیفی و برخی آثار ترجمهشده میتواند در تصمیم ناشر برای انتخاب کتاب مؤثر باشد. بهویژه در حوزه کودک که تصویرگری و آمادهسازی فنی بخش مهمی از فرایند تولید را تشکیل میدهد، این تفاوت بیشتر خود را نشان میدهد.
فروغی در ادامه به همین موضوع اشاره کرد و گفت: ناشر چارهای ندارد جز اینکه هزینههای تولید کتاب را کاهش دهد و یکی از راهکارهایی که میتواند به آن متوسل شود، روی آوردن به کتابهای قابل ترجمه است، منظور از کتابهای قابل ترجمه، کتابهایی است که بار هزینههای تولید فرهنگی و فنی آنها کمتر است و ناشر برای انتشارشان نیاز ندارد تصویرگری، صفحهآرایی و برخی مراحل دیگر تولید را از ابتدا انجام دهد.
به گفته فروغی، وقتی هزینه تولید کاهش پیدا کند، ناشر جرئت بیشتری پیدا میکند که آثار جدید و نویی را به بازار عرضه کند و از همینجا، به نظر میرسد روی آوردن به ترجمهها نسبت به تألیف افزایش پیدا میکند.
او تأکید کرد: من شخصاً مخالف ترجمه نیستم، ما نیازمند بازار کتاب کودک و نوجوان و کل بازار کتاب به ترجمههای خوب هستیم، ولی گاهی به دلیل هزینههای تولید آثار تألیفی، ناشر بالاجبار مجبور میشود برای اینکه بتواند اقتصاد نشر خودش را متوازن کند، آثار ترجمه را بیشتر روی بیاورد.
انجمن و هدف ارتقای تولید و توزیع کتاب کودک
در کنار مسائل اقتصادی، یکی از موضوعات مهم در حوزه نشر کودک، نقش نهادهای صنفی و حرفهای در تقویت تولید، توزیع و آموزش است، انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان نیز بر اساس اساسنامه خود، بخشی از مسئولیتش را در این حوزه تعریف کرده است.
فروغی درباره وظایف انجمن گفت: از جمله اهداف اساسی که در اساسنامه انجمن قید شده و هیئتمدیرههای مختلف مکلف بودهاند به آن توجه کنند، ارتقای جایگاه تولید و توزیع کتاب کودک و نوجوان در کشور است و از این جهت، ناشران عضو انجمن بهطور خاص و تمامی علاقهمندان کتاب کودک و نوجوان بهطور عام میتوانند از آموزشهای مرتبط با تولید کتاب کودک و نوجوان در ابعاد مختلف استفاده کنند و از توصیههای کاربردی درباره موضوعات مختلف برخوردار شوند.
وی همچنین ادامه داد: انجمن بستری برای گردهم آمدن ناشران کتاب کودک و نوجوان فراهم کرده تا در راستای این هدف فعالیت کنند. البته در دورههای مختلف، بسته به امکانات، حمایتها و فرصت و زمان موجود، فعالیت انجمن بیشتر یا کمتر بوده است.
در شرایطی که صنعت نشر کودک با مسائل اقتصادی و تولیدی روبهرو است، تقویت تشکلهای صنفی و افزایش مشارکت ناشران میتواند یکی از راههای استفاده از ظرفیتهای موجود باشد. در همین راستا، موضوع عضوگیری دوباره انجمن نیز مورد توجه هیئتمدیره قرار گرفته است، فروغی درباره برنامههای آینده انجمن نیز گفت: امیدوارم پس از اصلاح برخی موارد اساسنامه موجود، امکان عضوگیری تازه و جدید فراهم شود، عضوگیری انجمن مدتی است متوقف شده و اجرای دوباره آن میتواند ظرفیت ناشران را افزایش دهد و به انجمن اجازه دهد از ظرفیتهای تازه در حوزههای فرهنگی و اقتصادی استفاده کند.
او افزود: اگر این موارد که در اساسنامه ما مشکل ایجاد کرده، فعلاً برای بازیگریهای جدید برطرف بشود، امیدواریم ظرفیتهای جدیدی در انجمن ایجاد بشود و ناشران متعددی حضور پیدا بکنند.
به گفته فروغی، با حضور ناشران جدید و همافزایی ایجادشده، انجمن میتواند وظایف و رسالتهای خود را بهتر از گذشته دنبال کند.

سهم کتاب کودک ایران از بازار جهانی
کتاب کودک ظرفیتهای خوبی برای حضور در عرصههای جهانی دارد، بسیاری از آثار ایرانی تنها به بازار داخلی محدود نمیشوند و راه خود را در بازارهای جهانی هم پیدا کردهاند، در سالهای اخیر، حضور آثار ناشران ایرانی در بازار جهانی و استفاده از ظرفیتهای بینالمللی برای معرفی و عرضه کتاب کودک و نوجوان توسط برخی مجموعههای خصوصی به شکل خاصی دنبال میشود، البته به این موضوع در انجمن نیز توجه شده است، فروغی درباره فعالیتهای انجمن در این حوزه گفت: فعالیتهای انجمن در سه، چهار سال گذشته قابل توجه بوده و یکی از آخرین اقدامات، همکاری انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان در برگزاری فلوشیپ کتاب تهران در سال ۱۴۰۴ بوده است؛ رویدادی که همزمان با نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران شکل گرفت.
به اعتقاد او، این رویداد عطف جدی و مهمی حتی برای نمایشگاه کتاب تهران در سال گذشته بود.
فروغی با بیان اینکه پس از آن تلاش شد این مسیر تا حدی که به انجمن مرتبط میشود، دنبال شود و از طریق حضور نماینده انجمن در شورای سیاستگذاری فلوشیپ، راهی که با فلوشیپ آغاز شده بود ادامه پیدا کند، گفت: هدف انجمن این بود که ناشران کشور بتوانند از اقتصاد بازار کتاب جهان برخوردار شوند، ما مدتهاست از آن مقدار سهممان از بازار جهانی محروم هستیم و نتوانستیم سهم کتاب کودک و نوجوان را از بازار جهانی دریافت کنیم.
به گفته وی، این اندیشه با فلوشیپ آغاز شد که شروع خوبی داشت و خود را نیز نشان داد و امیدوارم این مسیر ادامه پیدا کند.
همکاری با مرکز ترجمه و نشر معارف
تلاش برای ورود به بازار جهانی، در ادامه به همکاریهای جدیدی نیز منجر شده است، یکی از این همکاریها، تفاهمنامه انجمن با مرکز ترجمه و نشر معارف است که قرار است بخشی از ظرفیت خود را به معرفی آثار کودک و نوجوان اختصاص دهد، فروغی درباره این تفاهمنامه گفت: انجمن به تازگی با مرکز ترجمه و نشر معارف تفاهمنامهای امضا کرده که بر اساس آن، گستره جدیدی برای معرفی کتاب در بازار جهانی و در جغرافیای وسیعتری فراهم خواهد شد.
وی توضیح داد: مرکز ترجمه و نشر معارف در برنامههای امسال خود، توسعه حوزه کتاب کودک را نیز در دستور کار قرار داده و به همین دلیل با انجمن مرتبط شده است، زیرا انجمن بهترین جایگاهی بوده که میتوانسته در این زمینه کمک کند.
فروغی با اشاره به قالب این تفاهمنامه نیز گفت: انجمن ارزیابیها، کارشناسیها و جمعآوری اطلاعات را بر عهده میگیرد و مرکز نیز آثار منتخب کودک و نوجوان را از طریق رایزنیهای فرهنگی خود در بازار کتاب جهان معرفی خواهد کرد، البته این هنوز ابتدای کار است و هنوز مشخص نیست که انجمن و مرکز تا چه اندازه در این حوزه موفق خواهند شد، هرچند امیدواریم نتایج مؤثری داشته باشد.
فلوشیپ دوم؛ ضرورت استمرار یک مسیر
اگر هفته ملی کودک را فرصتی برای توجه به آینده فرهنگی کودکان بدانیم، مسئله استمرار تولید و عرضه کتاب و همچنین امکان حضور آثار ایرانی در بازارهای بینالمللی، بخشی از همین آینده فرهنگی است، میتوان گفت که تجربه فلوشیپ نشر تهران و ادامه حمایت از آثار انتخابشده میتواند برای فعالان این حوزه اهمیت داشته باشد.
فروغی درباره احتمال برگزاری دوره دوم فلوشیپ نیز گفت: قرار بود دوره دوم در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال برگزار شود، اما نمایشگاه به دلیل شرایطی که در کشور جاری شده بود، برگزار نشد و اکنون مشخص نیست این رویداد چه زمانی شکل بگیرد.
او در عین حال بر ضرورت اجرای تعهدات قبلی تأکید کرد و گفت: امیدواریم دفتر محترم مجامع و امور فرهنگی، آنچه را در فلوشیپ کتاب تهران برای حمایت از آثار متعهد شده و قرار بوده انجام دهد، به مرحله اجرا درآورد.
فروغی افزود: اگر بتوانیم از طریق دفتر، تعهدات خودمان و آنچه را که متعهد شدیم، برای حمایت کتابهایی که انتخاب شده و ناشران بیرون آنها را داوطلب چاپشان هستند، انجام بدهیم، به نظرم همین مقدار هم یک گام اولیه بسیار مهم است، البته اگر این مسیر استمرار پیدا نکند، طبیعتاً ظرفیت ایجادشده نیز ممکن است به فراموشی سپرده شود.

هفتهای که فقط یک رویداد نیست
باید گفت که هفته ملی کودک، فراتر از یک مناسبت تقویمی، فرصتی برای توجه به زنجیرهای است که از تولید کتاب آغاز میشود و به در دسترس قرار گرفتن کودک منجر میشود؛ اگر افزایش هزینههای تولید به کاهش شمار آثار تازه، افزایش قیمت کتاب یا تغییر ترکیب تولید به نفع ترجمه منجر شود، در نهایت بخشی از این فشار به مخاطب نهایی، یعنی کودک و خانواده، منتقل خواهد شد.
از سوی دیگر، کاهش تولید آثار تازه تنها به معنای کمشدن تعداد عناوین منتشرشده نیست؛ بلکه میتواند بر تنوع ادبی و فرهنگی کتابهای در دسترس کودکان نیز تأثیر بگذارد. تولید آثار تألیفی، بهویژه در حوزه کودک و نوجوان، نیازمند سرمایهگذاری در ایده، نویسنده، تصویرگر، ویراستار و دیگر عوامل تولید است و در شرایط افزایش هزینهها، حفظ این چرخه برای ناشران دشوارتر میشود.
در چنین وضعیتی، ترجمه میتواند بخشی از نیاز بازار را پاسخ دهد، اما همانطور که فروغی نیز تأکید میکند، مسئله مخالفت با ترجمه نیست؛ بازار کتاب کودک به ترجمههای باکیفیت و متنوع نیاز دارد، اما افزایش سهم ترجمه در شرایطی که ناشر به دلیل هزینههای تولید به آن گرایش پیدا میکند، میتواند نشانهای از فشار اقتصادی بر بخش تألیف نیز باشد؛ بخشی که برای تداوم آن نیاز به حمایت و سرمایهگذاری بیشتری وجود دارد.
در این میان، توان خرید خانوادهها نیز اهمیت دارد؛ کتاب کودک زمانی میتواند بهعنوان یک کالای فرهنگی در سبد خانواده جای بگیرد که فاصله قیمت آن با توان اقتصادی خانوادهها به اندازهای نباشد که خرید کتاب را به یک انتخاب دشوار تبدیل کند. مسئله کاغذ و هزینههای تولید، در نهایت به موضوع گستردهتری یعنی دسترسی کودکان به محصولات فرهنگی باکیفیت مربوط میشود.
مجموعهای از مسائل بههمپیوسته در حوزه کتاب کودک و نوجوان دخیل است؛ از قیمت کاغذ و هزینههای چاپ و تولید گرفته تا توان خرید خانوادهها، کاهش تولید آثار تازه، افزایش گرایش به ترجمه، ضرورت تقویت تشکلهای صنفی و تلاش برای دستیابی به سهمی از بازار جهانی کتاب.
هفته ملی کودک میتواند فرصتی باشد تا این مسائل نه فقط از زاویه برگزاری برنامههای فرهنگی، بلکه از منظر زیرساختهای تولید و دسترسی به کتاب نیز دیده شوند، کودک برای کتابخوان شدن، تنها به برنامه ترویجی نیاز ندارد؛ کتاب باید تولید شود، تنوع داشته باشد، با قیمت قابلدسترس عرضه شود و امکان حضور مستمر آن در زندگی خانواده فراهم باشد، به همین دلیل حمایت از نشر کودک و نوجوان، صرفاً حمایت از یک صنعت فرهنگی نیست؛ بلکه سرمایهگذاری بر بخشی از زیست فرهنگی نسل آینده است. استمرار تولید کتابهای باکیفیت، حفظ تعادل میان تألیف و ترجمه، تقویت اقتصاد نشر و فراهم کردن امکان حضور آثار ایرانی در بازارهای جهانی، مجموعهای از اقداماتی است که میتواند به پایداری این حوزه کمک کند.
به این ترتیب، هفته ملی کودک فرصتی برای طرح یک پرسش جدی است؛ اینکه چگونه میتوان شرایطی فراهم کرد که کتاب خوب و متنوع، نه محصولی دور از دسترس، بلکه بخشی پایدار از زندگی کودکان و خانوادهها باشد؟ پاسخ به این پرسش، تنها در حوزه نشر خلاصه نمیشود و نیازمند همراهی ناشران، نهادهای فرهنگی، تشکلهای صنفی و سیاستگذاران برای حفظ چرخه تولید و دسترسی به کتاب است.
نظر شما