به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «داستان زنان» شامل داستانهای کوتاه با محوریت نگاه، حضور و تجربههای زنانه است که از میان آثار راهیافته به نخستین دوره جایزه ادبی زنان انتخاب شده است.
این اثر شامل داستانهای «شفیره» نوشته ملیحه سیفآبادی، «کشتی» به قلم اکرم روحی، «ابرماه» نوشته سمیه حسینیرچی، «خاکستر»، اثر فاطمه داغستانی، «خانم ج، جعبهاش را گم کرده است» نوشته مریم رضایی، «دریچهی تردد گربهی واحد ۳» اثر خاطره محمدی، «سه تار موی سپید» به قلم ندا علیپور، «مادام آنیک» نوشته مصطفی معصومی سندی، «وقت برای حرف زدن کم نیست» اثر شایسته حسنپوری و «بیبی گشنیز» نوشته هامون حجار است.
داستان «سه تار موی سپید» این گونه آغاز میشود: «زیبا خانم نشسته لبهی استخر و پاهایش را تکان تکان میدهد، با کفشان آب را عقب میزند و خیال میکند که پری است. اما یک دفعه یادش میافتد که پری پا ندارد و به جای آن یک بالهی زیبای پولکی دارد. از این گذشته پری چاق نمیشود،دست و پا و کمرش درد نمیگیرد و همیشه دنبال ماساژ و دوا دکتر نیست. اصلا پری که پیر نمیشود. کی دیده یا شنیده که موهای آبی یک پری سفید شود، روی پولکهایش لک و پیس بیفتد و دور چشمهای درشت و قشنگش چروک بشود!
زیبا خانم از این قیاس دلگیر میشود و حس میکند که خیلی خسته است و کوه کنده است. بیحرکت میماند. سستی از کف پاهایش شروع میشود و آنی مثل سم میریزد توی خونش و تمام تنش را میگیرد. چیزی مثل یک گاو گنده سر دلش گیر کرده است؛ احساس تهوع میکند و شانههایش سوزنسوزن میشوند.
چشم میچرخاند به جای آب، کاشیهای آبی، بچهها و زنها فقط و فقط سیاهی میبیند. بوی کلر، جایش را به بویی شبیه بوی گوگرد میدهد. سقف استخر میآید پایین و مینشیند روی سینهی زیبا خانم. درد عجیبی میپیچد توی پاها و کمر و پستانهایش. نوک سینههایش ورم کرده و سفت شده است. چشمهایش را میبندد. مطمئن است که پرت شده به اعماق زمین به دنیای زیرین، دنیای تاریکی و اشباح.
چشم بازمیکند. برگشته به سطح زمین، توی استخر. این ساعت روز،استخر پر است از زنهای شبیه او؛ زنهایی که به توصیه دکتر آمدهاند تا آب، دردهای بدجنس و موذی بدنهای شل و خستهشان را بکشد توی خودش و پاک کند...»
نشر حکمت کلمه به تازگی این اثر را در ۱۲۲ صفحه و شمارگان ۵۰۰ نسخه عرضه کرده است.
نظر شما