یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
رونمایی از ۳ عنوان کتاب در جشن روز ملی سینما در گرگان

گلستان- به مناسبت روز ملی سینما، مراسمی همراه با تقدیر از هنرمندان و فعالان این عرصه در پردیس سینمایی کاپری گرگان برگزار شد و در بخشی از آن از سه عنوان کتاب به قلم و ترجمه سه هنرمند فعال در عرصه فیلم‌سازی رونمایی به عمل آمد و به حاضران معرفی شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در گرگان، بیست و یکم شهریورماه، روز ملی سینما، فرصتی برای بازخوانی مسیری بیش از یک قرن است؛ مسیری که سینمای ایران در طول آن، همگام با تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه تغییر کرده، فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته و باوجود محدودیت‌ها و دشواری‌های مختلف، توانسته است جایگاهی قابل‌توجه در عرصه سینمای جهان به دست آورد.

در همین راستا و در شامگاه شنبه ۲۱ شهریورماه، مراسمی با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان، رئیس حوزه هنری استان گلستان و جمع دیگری از مسئولان و اهالی فرهنگ و هنر همراه با تقدیر از هنرمندان و فعالان این عرصه در پردیس سینمایی کاپری گرگان برگزار شد.

در بخشی از این مراسم، از سه عنوان کتاب به قلم و ترجمه سه تن از دانش‌آموختگان سینمای جوانان ایران با عناوین، افسانه درخت گیلاس به قلم فرخنده رضاپور، ماجرای شبی که خرس به کافه زد به قلم مهدی شمقدری در قالب داستان و نیز نمایشنامه وال اثر ساموئل هانتر با ترجمه آیدین مظفری رونمایی به عمل آمد.

افسانه درخت گیلاس

کتاب داستان «افسانه درخت گیلاس» به قلم فرخنده رضاپور، هنرمند و داستان‌نویس گلستانی با طراحی جلد فهیمه اسپومحلی در ۷۵ صفحه و به شمارگان ۲۰۰ نسخه به همت انتشارات یاقوت سرخ در استان گلستان منتشرشده است

در بخش نخست این داستان که آمیخته با فرهنگ بومی ایران‌زمین است، می‌خوانیم: تقریباً آخرین روزهای پاییز بود؛ باغچه حیاط پر از برگ درخت بود که چشم را بارنگ‌های زرد و نارنجی و گاهی هم ترکیبی از سبز و زرد نوازش می‌داد، آدم می‌مونه به خلقت خدا، چه اسمی برای رنگ‌به‌رنگ بودن برگ‌ها بگذاره! پارسال فرصتی نکردم به این دل بنده‌ام برسم، خیلی ناراحت بودم، چون خیلی کج‌ومعوج شدند و بعضی از ساقه‌ها ضعیف ماندند، باغبانی آوردم تا به درخت‌ها سروسامانی بدهد.

فرخنده رضاپور، متولد ۱۳۴۹ در تهران و ساکن گرگان، نویسنده و هنرمندی باتجربه در حوزه داستان‌نویسی، خاطره‌نویسی و فیلم‌نامه‌نویسی است. او از نوجوانی وارد عرصه ادبیات شد و تاکنون موفق به کسب جوایز متعدد از جشنواره‌های متعدد از جشنواره‌های ملی و داستانی شده است.

با نگاه و مروری در جهان قلم وی، آثارش سرشار از مفاهیم اخلاقی، دینی و اجتماعی بوده و بازتابی از دغدغه‌های فرهنگی و ارزش‌مدار جامعه امروز ایران را در خود دارد.

از فرخنده رضاپور تا پیش‌ازاین آثاری چون سرنوشت و بهترین هدیه روانه بازار کتاب شده است.

رونمایی از 3 عنوان کتاب در جشن روز ملی سینما در گرگان

ماجرای شبی که خرس به کافه زد

کتاب «ماجرای شبی که خرس به کافه زد» نوشته مهدی شمقدری، روایت شب‌هایی است که در کافه‌ای کوچک و کم‌نور می‌گذرند؛ جایی که ورود شخصیتی به نام خرس، نظم عادی فضا را به هم می‌زند و گفت‌وگوها، خیال‌ها و هراس‌های پنهان را روی سطح می‌آورد. در مرکز این جهان، راوی، مُعِز و خرس ایستاده‌اند و از دل برخوردهای روزمره، پرسش‌هایی درباره‌ی زمان، مرگ، هویت و تنهایی شکل می‌گیرد. این رمان را نشر سنجاق منتشر کرده است.

کتاب به همت انتشارات سنجاق در ۹۸ صفحه در سال جاری روانه پیشخان کتاب‌فروشی‌ها شده و در فضایی محدود اما پرتنش می‌گذرد. کافه‌ای تاریک در شهری بارانی که به پاتوق چند آدم نامعمول تبدیل‌شده است. راوی که بیشتر ناظر است تا کنشگر، شب‌به‌شب به کافه سامان می‌رود و از خلال حضور مُعِز، صاحب کافه و شخصیتی مرموز به نام خرس، با جهانی روبه‌رو می‌شود که در آن مرز میان واقعیت، خیال، خاطره و هذیان مدام جابه‌جا می‌شود.

آنچه این فضا را متمایز می‌کند فقط رخدادهای عجیب نیست، بلکه نوع نگاه اثر به جزئیات است؛ از اسم نوشیدنی‌ها تا سکوت‌های طولانی، از نور چراغ راهنمایی تا بخار فنجان‌ها، همه در ساختن حال‌وهوای کتاب نقش دارند.

این کتاب از فصل‌های کوتاه و پیوسته تشکیل‌شده است و هر فصل، ماجرایی مستقل اما مرتبط را پیش می‌برد. خرس فقط یک آدم عجیب نیست؛ او نیرویی برهم زننده است که هر بار با ورودش، لایه‌ای تازه از ذهن راوی و فضای کافه را آشکار می‌کند. در کنار او، مُعِز با خونسردی خاصش و راوی با وسواس فکری‌اش درباره‌ی زمان و مرگ، مثل دو قطب دیگر این جهان عمل می‌کنند.

کتاب ماجرای شبی که خرس به کافه زد بیش از آنکه بر حادثه‌های بزرگ تکیه کند، بر حس تعلیق، گفت‌وگوهای نا منتظر و تصویرسازی ذهنی استوار است.

مهدی شمقدری پیوسته میان امر روزمره و امر غریب رفت‌وآمد می‌کند و از دل همین رفت‌وآمد، تنهایی، اضطراب، میل به تغییر نام و هویت، ترس از مرگ و نیاز به دیده شدن را پیش می‌کشد. نتیجه، اثری است که کافه را به صحنه‌ای برای بروز آشفتگی‌های درونی تبدیل می‌کند؛ صحنه‌ای که در آن هر شخصیت، چیزی از شکست، خیال یا یاغی بودن خود را آشکار می‌کند.

مهدی شمقدری، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد تهیه‌کنندگی مستند از دانشگاه صداوسیما، فیلم‌ساز، مستندساز، مدیر فیلم‌برداری و مدرس سینما است. وی نویسندگی، تصویربرداری و کارگردانی مجموعه مستند «کوله‌گرد» را بر عهده داشته و از سال ۱۳۹۱ به‌عنوان مدرس در انجمن سینمای جوانان گرگان فعالیت می‌کند.

رونمایی از 3 عنوان کتاب در جشن روز ملی سینما در گرگان

وال

نمایشنامه «وال» اثر ساموئل دی هانتر از سری کتاب‌های اتاق شخصیت انتشارات رایبد است که نخستین بار در سال ۱۴۰۲ و در ۱۲۲ صفحه قطع پالتویی با استقبال خوب مخاطبان توسط آیدین مظفری ترجمه و روانه بازار نشر شد.

این اثر درامی روان‌شناختی دارد و به اعماق احساسات و روان آدمی چنگ می‌زند تا هر آنچه که ازنظر خواننده شاید فقط یک‌سویه داشته باشد را چندوجهی نشان می‌دهد و به زیبایی موضوع انسان و زیست انسانی را از زاویه‌ای دل‌نشین موردتوجه قرار می‌دهد.

نمایشنامه وال، در قالب یک نمایشنامه تک‌پرده‌ای طراحی‌شده، اما نویسنده در یادداشت آغازین اشاره‌کرده است که در صورت نیاز می‌توان بین چهارشنبه‌شب و صبح پنجشنبه وقفه‌ای در اجرا ایجاد کرد. همچنین اثر در چند بخش زمانی کوتاه، از صبح تا بعدازظهر و شبِ چند روز متوالی پیش می‌رود و هر بار با عنوان گذاری‌هایی مثل صبح، بعدازظهر، دوشنبه، سه‌شنبه و پنجشنبه ریتم زمانی خود را مشخص کرده است.

در این میان، ورود و خروج شخصیت‌هایی مانند لیز (پرستار و دوست نزدیک چارلی)، الی (دختر هفده‌ساله‌ او)، توماس (مبلغ جوان کلیسای عیسی مسیح قدیس‌های آخر زمان) و همسر سابق چارلی، لایه‌های مختلف زندگی او را آشکار می‌کند.

درمجموع این متن نشان می‌دهد که چگونه نوشتن، خواندن و حتی یک مقاله‌ی به‌ظاهر بد می‌تواند به نقطه‌ی اتکای عاطفی تبدیل شود. همچنین دیالوگ‌های تند، شوخی‌های تلخ و ارجاع‌های ادبی خواندن این نمایشنامه را به تجربه‌ای پرتنش و درعین‌حال اندیشیدنی بدل کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها