یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۶
از لوون و بغداد تا تهران؛ تاریخ خونین کتابخانه‌ها

حفظ میراث مکتوب در حوزه کتابخانه‌ای و آرشیوی موضوعی نوین بود که بشر بعد از تحمل خسارت‌های سنگین بعد از جنگ جهانی دوم به آن فکر کرد، اما مستندسازی از آسیب‌ها و پیشگیری از از خسارت رسیدن به منابع مکتوب قطعا مسئله مهمی است.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبناتجربه جنگ‌های بین‌المللی در طول تاریخ نشان داده است که کتابخانه‌ها و آرشیوها، در کنار بناهای تاریخی، از آسیب‌پذیرترین بخش‌های میراث فرهنگی هستند. از جنگ‌های شهری اروپا در سال ۱۸۴۸ تا جنگ جهانی اول و سپس جنگ جهانی دوم، نمونه‌های متعددی از تخریب کتابخانه‌ها و مراکز آرشیوی ثبت شده است. فاجعه کتابخانه دانشگاه لوون، نابودی بخش عظیمی از منابع کتابخانه ملی لهستان و آسیب به کتابخانه‌ها در جنگ بوسنی، تنها بخشی از این تاریخ تلخ است.

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم نابودی یک کتابخانه صرفاً به معنای از دست رفتن چند هزار جلد کتاب نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی، علمی و هویتی یک جامعه از میان می‌رود. کتاب‌ها و نسخه‌های خطی، حامل تجربه انباشته نسل‌ها هستند و جایگزینی بسیاری از آنها اساساً ممکن نیست.

به همین دلیل، حفاظت از میراث مکتوب نباید واکنشی و پس از وقوع بحران باشد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که کتابخانه امن، کتابخانه‌ای نیست که فقط هنگام جنگ به فکر حفاظت بیفتد؛ آمادگی باید بخشی از مدیریت دائمی آن باشد.

دغدغه نگهداری از میراث مکتوب کهن همواره یکی از مسائل کارشناسان حفاظت از منابع قدیمی بوده و هست اما اینکه چه راهکارهایی برای حفاظت از این منابع در زمان جنگ وجود دارد؟ برای این نگهداری چه ملزوماتی نیاز است؟ و در طول جنگ‌های مختلف چه کتاب‌ها و کتابخانه‌های مهم شخصی از بین رفته‌اند؟ و اینکه ایفلا چه راهکارهایی برای این مواقع پیش‌بینی کرده است؟ پرسش‌هایی است که برای پاسخ به آن‌ها به سراغ صالح زمانی، مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در امور بین الملل رفتیم.

از لوون و بغداد تا تهران؛ تاریخ خونین کتابخانه‌ها

- برای حفظ منابع کتابخانه‌ای ازجمله میراث مستند و آثار و نسخه‌های کمیاب و نادر در دوران بحران به‌ویژه در زمان جنگ چه راهبردها و توصیه‌هایی وجود دارد؟

پرداختن به موضوع بحران در حوزه کتابخانه‌ها، موزه ها و مراکز آرشیوی، موضوعی است که پس از جنگ جهانی دوم در مراکز تخصصی حقوقی و حرفه‌ای مورد توجه ویژه قرار گرفت. این موضوع حتی برای ایفلا (IFLA) و ایکا (ICA) به عنوان مهم‌ترین مراکز و فدراسیون های تخصصی کتابداری و آرشیو داری هم پس از جنگ جهانی دوم برجسته شد.در حقیقت تا پیش از آن چندان زمینه و بستری برای پاسخ و راه حلی برای این پرسش وجود نداشت. بنابراین مساله حفظ میراث مستند در زمانه بحران؛ موضوعی نوین و برخاسته از یک ضرورت در قرن بیستم است که بشر پس از تحمل خسارت‌های متعدد و سنگین فرهنگی به آن توجه نشان داد.

- چه نمونه‌هایی از تخریب کتابخانه‌های شخصی یا کتابخانه‌های مهم یا از بین رفتن کتاب‌های شاخص در طول جنگ‌ها در ایران و کشورهای دیگر وجود دارد؟

مصداق‌های تاریخی از کتابخانه‌هایی که در طول تاریخ آسیب دیدند یا از بین رفتند، وجود دارد؛ به‌عنوان مثال؛ در جریان جنگ‌های شهری اروپا در سال ۱۸۴۸ بسیاری از کتابخانه‌ها و مراکز آرشیوی آسیب‌های جدی دیدند. در جریان آن سال‌ها در پراگ، بوداپست، میلان، وین و برخی شهرهای آلمان گزارش‌های متعددی از آسیب به مراکز فرهنگی به‌ویژه کتابخانه‌ها و مراکز آرشیوی گزارش شده است؛ همچنین در جریان جنگ جهانی اول به دلیل تهاجم نیروهای آلمان، بسیاری از کتابخانه‌های بلژیک و فرانسه آسیب جدی دیدند. فاجعه تخریب کتابخانه دانشگاهی لوون بسیار شدید بود.

سال‌های تحصیلم در اروپا چندین ماه در این شهر ساکن بودم و برخی از مستندات و شواهد از حجم و شدت تخریب و نابودی این کتابخانه را بازدید کردم. مستندسازی‌های جالبی از این اتفاق صورت گرفته که وقتی بعد از ۱۰۰ سال از وقوع بحران به آن کتابخانه می‌روید از حجم و عمق فاجعه فرهنگی رخ داده مطلع می‌شوید. نمونه دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد؛ فاجعه‌ای است که در جریان جنگ جهانی دوم در کتابخانه ملی لهستان رخ داد و موجب نابودی بخش عظیمی از منابع این کتابخانه شد. در صربستان نیز شبیه این اتفاق افتاد. خاطرم هست چند سال پیش سفیر صربستان ضمن بازدید از کتابخانه ملی ایران در تهران به این وقایع اشاره کرد. در جنگ بوسنی نیز چند نوبت کتابخانه‌ها مورد تعرض و آسیب قرار گرفتند.

در ایران معاصر گزارش‌های دقیقی از آسیب به مراکز کتابخانه‌ای نداریم چراکه عمدتا، نسخه‌های کمیاب را اشخاص یا خانواده‌های سرشناس نگهداری می‌شد و آرام آرام به دلیل ترویج سنت اهدا و وقف، این آثار به کتابخانه‌ها واگذار شد اما در دوران ایرانِ پیشا معاصر، فکر می‌کنم شاخص‌ترین بحران مربوط به تخریب گسترده کتابخانه‌ها در دوران حمله مغول بوده است.

با هجوم مغولان، آسیب‌های جدی به فرهنگ ایران زمین وارد شد که به نظرم در راس آن تخریب و نابودی بیت‌الحکمه (سرای خرد) یا دارالحکمه؛ کتابخانه و مرکز علمی دوران طلایی اسلام در بغداد بود که در آن عصر از کانون‌های علم به شمار می رفت. این مرکز، نماینده یک سنت تاریخی یعنی سنت علمی ساسانی بود و در تداوم جندی شاپور بود. من بعید می‌دانم در تاریخ ایران، فاجعه‌ای بزرگتر از نابودی بیت‌الحکمه را بشود یافت. به هر ترتیب نمونه‌های بسیار زیادی در تاریخ بشر وجود دارد که به سبب بحران و فجایع طبیعی و غیرطبیعی موجب نابودی میراث فرهنگی شده است. حتی در همین دوران معاصر در افغانستان نیز شاهد آسیب بسیاری از ابنیه‌های تاریخی بودیم.

تدوین شیوه‌نامه حفاظت از کتابخانه‌ها از سوی یونسکو

در حقیقت مجموعه‌ای از اتفاق‌های ناگوار زمینه را برای ایجاد موانع حقوقی درباره تجاور به میراث فرهنگی فراهم آورد؛ بنابراین پس از شناسایی ضرورت پرداختن به حفظ میراث فرهنگی، به‌طور عام و میراث فرهنگی به‌طور خاص، تصمیمات بسیار راهگشا و عملگرایانه از سوی نهادهای بین‌المللی که در راس آن یونسکو قرار داشت به وقوع پیوست که در راس آن تدوین پروتکل‌های حفاظتی برای کتابخانه‌ها، موزه ها و مراکز آرشیوی بود.

- به برخی شیوه‌نامه و برنامه‌های یونسکو و دیگر مجامع بین‌المللی برای حفاظت از منابع مکتوب در زمان جنگ اشاره بفرمایید.

مهم‌ترین سند حمایت از مراکز فرهنگی و دارندگان میراث فرهنگی بشر مربوط به کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه است که شامل طیف گسترده‌ای از منابع فرهنگی از یادبودها و مجسمه‌ها تا کتب خطی است. جمله کلیدی این شیوه‌نامه این است که آسیب رساندن به اموال فرهنگی هر ملت به‌مثابه آسیب به میراث فرهنگی تمامی بشریت محسوب می‌شود. براساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، هر دولت موظف است اقدامات لازم را برای حفاظت از اموال فرهنگی خود دربرابر حملات ناشی از مخاصمات مسلحانه انجام دهد. این اقدامات می‌تواند، برای مثال، شامل انتقال این اموال از مناطق در معرض عملیات نظامی باشد. یا در مورد بناها و محوطه‌های تاریخی، از استقرار اهداف نظامی در مجاورت آنها خودداری شود.

استانداردهای نگهداری این سند؛ تحول بزرگی برای حفاظت از میراث فرهنگی بود و توانست تا حد قابل توجهی به حفاظت از میراث مستند کمک کند اگرچه این سند ضعف‌ها و کاستی‌هایی نیز دارد. یکی از ویژگی‌های مثبت این سند ممنوعیت مصادره اموال و آثار فرهنگی و یا ممانعت بین‌المللی از غارت و ضبط آن‌ها و برخی موارد دیگراست، هر چند بندی از این سند نیز ضعف به حساب می‌آید؛ مانند بندی که در این کنوانسیون آمده و بر اساس آن حمله و تجاوز به مراکز فرهنگی را در شرایطی خاص مشروع می داند.

بعدها با اضافه کردن چند پروتکل الحاقی که مهم‌ترین آن‌ها مربوط به پروتکل دوم کنوانسیون لاهه (۱۹۹۹) بود ،تلاش شد تا حفاظت‌های فرهنگی به لحاظ حقوقی و نظارتی تقویت شود. از جمله ایجاد نظام حفاظت ارتقا یافته موسوم به Enhanced Protection و ساختار سپر آبی برای مراکز فرهنگی و یا بحث جرم انگاری. برنامه دیگر در این زمینه ؛برنامه حافظه جهانی یونسکو (Memory of the world program) بود که سال ۱۹۹۲ برای حفاظت از میراث مستند و متمرکز بر شناسایی نسخه‌های خطی ارزشمند از سوی یونسکو پیشنهاد شد ، البته این برنامه، برخلاف کنوانسیون لاهه، ماهیتی الزام آور ندارد اما اقدام ترویجی قابل توجهی است و تا امروز توانسته در ثبت بسیاری از آثار در حافظه بشری نقش مثبتی ایفا کند.

راهکارهای ایفلا به عنوان یک سازمان تخصصی کتابداری برای حفاظت از میراث مکتوب پیش، حین و بعد از جنگ چیست؟

به‌طور تخصصی‌ ایفلا به عنوان انجمن جهانی موسسات کتابداری نیز تلاش کرد تا چند دستور العمل درباره حفاظت و نگهداری از آثار میراث مکتوب در زمانه بحران را تدوین و ارائه کند که در واقع پاسخ سوال در تشریح این اسناد نهفته است. در واقع این اسناد با ارائه چندین دستورالعمل به عنوان سندی راهنما در صدد است که توصیه هایی را برای حفاظت از میراث مکتوب در زمان بحران ارائه دهد. مهم‌ترین سند ایفلا در این زمینه که سال ۲۰۱۲ با عنوان «اصول ایفلا در فعالیت‌های کتابخانه‌ای در دوران فجایع و بحران» رونمایی شد و نسخه‌ای تکمیل‌تر از آن مجددا در سال ۲۰۲۳ با عنوانی شبیه به همین منتشر شد.این سند در واقع راهنمای عمل کتابخانه‌ها در بحران است که شامل مجموعه ای از اقدامات پیشنهادی می شود.در واقع سند ۲۰۲۳ ایفلا تصویر عملیاتی و اجرایی همان کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه است. این سند دقیقا به سه مرحله اقدامات پیش از بحران، در میانه بحران و پس از بحران که کتابخانه ها لازم است در این زمان‌ها؛ چه دستور العمل هایی را در نظر داشته باشند را توضیح می‌دهد.مهم ترین توصیه ایفلا در پیش از بحران، اصطلاحا شناسایی پروفایل در معرض خطر است. یعنی کتابخانه‌ها و آرشیوها مجموعه‌های ارزشمند خود را شناسایی کنند، آسیب پذیری شان را محاسبه کنند و آنها را دائم در نظر داشته باشند.

شناسایی مکان‌های امن و مانور انتقال منابع پیش از جنگ بسیار مهم است

در اینجا لازم است به تجربه کتابخانه ملی در دو جنگ اخیر اشاره کنم که ما دقیقا بر اساس این شیوه‌نامه عمل کردیم و نگرانی‌های بعدی در خصوص حفاظت از اسناد و کتاب‌های خطی را مهار کردیم. ایفلا روی اهمیت این مرحله یعنی پیش از بحران تاکید فراوانی نسبت به سایر مراحل دارد. برای مثال به موضوع مدیریت بحران و آموزش کارکنان کتابخانه‌ها نیز توجه دارد و حتی شناسایی مکان های امن برای منابع و حتی مانورهای انتقال منابع که خوب است در شرایط فعلی در کتابخانه ها اجرا شود.

مستندسازی در زمان جنگ اهمیت زیادی دارد

در لحظه بحران، ایفلا توصیه می‌کند که سریعا ارزیابی دقیقی از خسارت توسط کارشناسان انجام شود. لازم است در این زمینه مستندسازی صورت بگیرد. شرایط ایمنی کاربران و کارکنان از دیگر استانداردهای قابل توجه است که باید مد نظر قرار گیرد. تیم‌های حفاظت و سیستم های کنترل الکترونیکی باید به اندازه کافی تقویت شده باشند تا در این مرحله بتوانند شرایط را کنترل کنند و مجموعه‌های ارزشمند را فورا منتقل و یا جابه‌جا کنند.

حفاظت از جان و امنیت کاربران و ارسال مستندات به نهادهای بین‌المللی در پساجنگ

در مرحله پسا بحران مهم‌ترین موضوع ،تلاش برای متوقف نشدن خدمات است. البته باید در نظر داشت که موضوع خدمات صرفا به معنای خدمات رایج مانند امانت کتاب و یا بهره برداری از امکان فضای مطالعه نیست ،بلکه منظور ایجاد مکانی امن برای توسعه تاب آوری فرهنگی جامعه است. در حقیقت کتابخانه ها در دوران بحران باید بیش از هر زمان دیگر به امنیت جانی و روانی مراجعان بیاندیشند.

ایفلا در سند ۲۰۲۳ اعلام می‌کند حفاظت از جان و امنیت کاربران یک ضرورت غیر قابل چشم‌پوشی است. همین طور توسعه خدمات دیجیتال می‌تواند در این مرحله نقش مهمی در دسترسی کاربران ایفا کند. در این مرحله لازم است گزارش مستند از خسارت‌های وارد شده به نهادهای بین المللی ارسال گردد و مستندسازی‌های لازم و تخصصی انجام شود.

آیا توصیه های ایفلا صرفا شامل جنگ می شود؟

خیر، ایفلا به مدیریت بحران اشاره می کند که این بحران شامل کلیه فجایع طبیعی و غیر طبیعی می‌شود. به عنوان مثال در پیشا بحران؛ پرداختن به استانداردهای اطفا حریق، حفاظت ساختمان ها و استانداردهای دما در مخازن و مواردی از این دست اهمیت زیادی دارد. بعد اینها آمده‌اند در سند حفاظت و نگهداری موسوم به PAC دستور العمل و جزییات را تشریح کرده اند. در جریان بحران سوریه و عراق هم چند بیانیه صادر کردند که میراث بشری در معرض خطر است که بیشتر ماهیت تبلیغاتی داشت و نتوانست مانع از تجاوز شود.با این همه مهم‌ترین سند ایفلا در این زمینه همان سند ۲۰۲۳ است که یک راهنمای حرفه ای در زمان بحران است. این سند کتابخانه‌ها را به عنوان زیر ساخت فرهنگی جامعه در نظر دارد و از این جهت باید مورد حمایت قرار گیرد.

ایا پرداختن صرف به دستور العمل های ایفلا در شرایط بحران کفایت می‌کند؟

به نظرم تا حد زیادی از خسارت‌های احتمالی را مهار خواهد کرد. خوب است که در کشور ما از این شرایطی که در خصوص جنگ پیش آمده بهره‌برداری‌های لازم صورت پذیرد. کتابخانه‌ها این تهدید را به فرصت تبدیل کنند. ما در کتابخانه ملی توانستیم مجموعه‌های ارزشمند را شناسایی کنیم و نسبت به حفاظت آنها تدابیر لازم را طراحی کنیم.در دوران پس از بحران نیز علیرغم شرایط ناپایدار ،تلاش کردیم تا خدمات را به سرعت به حالت عادی بازگردانیم. همه این اقدامات بر اساس استاندارد و دستور العمل‌های تخصصی بود و تقریبا سلیقه‌های مدیریتی در آن دخیل نبود. ما در بحران بر اساس استانداردهای بین المللی و ملاحظات درونی‌مان (دستورالعمل های مدیریت بحران در وزارت کشور) عمل می کنیم.

امیدواریم ایفلا در برابر حمله به کاخ گلستان و کتابخانه وزارت خارجه سکوت نکند

همه ارکان کتابخانه ملی به این موضوع واقف هستند. یعنی هم از امنیت کاربران و مراجعان حفاظت کردیم و هم مجموعه های نادر و کمیاب را سازماندهی کردیم. امروز هم در برابر هر سناریویی در شرایط آمادگی کامل قرار داریم. البته نسبت به تعرض و تجاوز ایالات متحده و رژیم اسراییل به برخی مراکز فرهنگی مانند کاخ گلستان و کتابخانه وزارت خارجه نیز اعتراض کردیم و انشالله با مشارکت مقتدرانه در نشست آتی ایفلا خصوصا در مجمع روسای کتابخانه‌های ملی نیز با صراحت و قاطعیت از حقوق فرهنگی مردم ایران نیز دفاع خواهیم کرد و انتظار داریم که ایفلا در برابر نقض آشکار کنوانسیون لاهه و پروتکل ۱۹۹۹ سکوت اختیار نکند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها