به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت، کتاب «دریا، موج، جنگ» نوشته نسیم خلیلی توسط نشر چهره مهر در شهرستان لاهیجان در ۱۲۸ صفحه منتشر شده است. این اثر، داستان بلندی است که در بستری از خاطرات، نامهها و روایتهای شخصی، به زندگی ایرانیان در میان دو جنگ معاصر پرداخته و نویسنده آن؛ کوشیده با استفاده از تجربههای زیسته خود و همچنین دانش تاریخپژوهی و تجربه روزنامه نگاری، داستانی را روایت کند که در آن مهاجرت، دلتنگی، رنج و امید در هم تنیدهاند.
محوریت «دریا، موج، جنگ» بر حول شخصیت منصور که یک معلم ایرانی ساکن سوئد است و نامههای او به دختری به نام انسیجان، می چرخد. پس از ناپدید شدن منصور، اِوا دوست و همکار او، به جستوجویش میپردازد و در این مسیر با جعبهای از نامههای دستنویس منصور به انسیجان روبهرو میشود. این نامهها، محور اصلی روایت را شکل میدهند؛ خاطرات کودکی در جنوب ایران، روزهای جنگ، مهاجرت و زندگی در غربت که با زبانی سرشار از جزئیات و تصاویر زنده و تجربههای فردی و جمعی و عناصر بومی روایتگری کرده است.
کتاب با بهرهگیری از زبان تصویری و عناصر بومی، فضایی از جنوب ایران، زندگی کارگران نفت، روزهای جنگ و مهاجرت را پیش خوانندگان قرار می دهد و امکانی را برای مخاطبان خود فراهم می سازد که رنجها و امیدهای انسانهایی که در میان موجهای تاریخ و جغرافیا، بهدنبال معنا و آرامش هستند؛ را لمس کنند.
کتاب «دریا، موج، جنگ» با این سطور آغاز میشود: در آگوست سال دو هزار و بیست و پنج، درست دو هفته پس از جنگ ایران و اسرائیل که روح و روان منصور شریفی معلم ایرانی مدرسه ای در استکهلم سوئد را به هم ریخته بود، او ناگهان ناپدید شد. نزدیکترین دوستش معلم نقاشی همان مدرسه بود؛ اِوا ... حتی او هم از غیبت منصور پریشان شده بود و نمیدانست چه اتفاقی افتاده است. مدیر و معلمهای مدرسه برای پیدا کردن معلم گمشده به تکاپو افتادند اما هیچ نتیجهای نداد. اِوا فکر میکرد شاید منصور به دریا زده و در جزیرهای دورافتاده که کسی نمیشناسد، پناه گرفته باشد. مثل قصهها، آخه منصور عاشق قصهها بود.
اِوا هر روز به ساحل میرفت با یک بوم نقاشی و به دریا و موجها نگاه میکرد. چیزهایی میکشید و برمیگشت. او منتظر بود منصور مثل ماهی طلایی زیبایی با فلسهای درخشان زیر نور ماه، از پس جزر و مد دریا ، از میان موجها به ساحل بیاید، بال بر سنگهای ساحل بکوبد و باز، در لباس آدمیزاد به او لبخند بزند.
جنگ منصور را سرگشته کرده بود، دلش ایران بود، چشمش را هم اینجا با خود میکشید و همه جا میبرد، دوست داشت برگرده وطن خودش، میترسید دوباره جنگ بشه و باز، اینجا از دور ، هر روز بمیره و زنده بشه. در خانه کوچک و تمیز و زیبای منصور که یک اتاق زیرشیروانی بود بر فراز خانه خانم کریسترسون معلم بازنشسته و پیر همان مدرسه کوچک که آلزایمر داشت، جز یک جعبه کفش پر از نامه های دستنویس به خط خوش فارسی خطاب به دختری که انسی جان صدایش کرده بود، چیز دیگری از منصور که کنجکاوی برانگیزد، پیدا نشد.
اِوا نامهها را به سختی و به کمک دوست افغانستانیاش که در ایران بزرگ شده بود ، ترجمه و به همراه نقاشیهای خودش از چهره، دستها و خاطرات منصور چاپشان کرد ، نام کتاب را گذاشت: نامههایی برای گلهای صحرایی ایران.
نسیم خلیلی روزنامه نگار و داستان نویس جوانی است (متولد سال ۱۳۶۰) که تألیفات بسیاری در دو ساحت ادبیات داستانی و تاریخپژوهی منتشر کرده که ازجمله آنها میتوان به «انقلاب مشروطیت ایران»، «تاریخ صفویه»، «مغولان روایتی دیگر»، «رواداری فرهنگی در عصر مغولان»، «گفتمان نجاتبخشی در ایران عصر صفوی»، مجموعه داستانهای «قاب عکس»، «کداممان دریا ، کداممان رودخانه»، «گلی روی داشبورد» و رمان «خواب پروانهای بر لبهای تفنگ» که در پاریس منتشر شد، «راز آهو» که در کابل انتشار یافت، «در بیابان سحر فرامیرسد» و «خیابان هزار درخت».
خلیلی سه گانهای نوشته که بر مبنای تاریخ اجتماعی، فرهنگ عامه و تاریخ مردم و فرودستان استوار است و منابع اصلی آن ادبیات داستانی، خاطرات و سفرنامهها هستند؛ اولین آنها «طلای سیاه در مس داستان؛ درآمدی بر بازتاب نفت و غرب در ادبیات داستانی و خاطرات ایرانیان» است که فراز و فرود مسئله نفت و بازتاب آن بر زندگی کارگران نفت در تاریخ اجتماعی را بازنمایی کرده، «قصههای درد و درمان» که با نگاه درمانگری در تاریخ اجتماعی ایران معاصر و با توجهی به چالش طب مدرن و سنتی در متن حیات اجتماعی و تاریخ مردم ایران نوشته شده و «قصههای فرودستان در تاریخ» که نویسنده با اولویت قرار دادن داده های تاریخمند منابع ادبیات داستانی، خاطرات و سفرنامه ها، زندگی و روزمرگیهای فرودستان در تاریخ اجتماعی ایران طی دو دوره پهلوی اول و دوم را مرور کرده است.
«در مه نشسته بود» شناختنامه ابراهیم رهبر نویسنده پیشکسوت ادبیات داستانی ایران معاصر است که خلیلی نوشته و نشر چهرهمهر هم آن را به زیور طبع آراسته است.
نظر شما