دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۲
پایه‌گذار داستان‌نویسی در همدان کیست؟

همدان - موسی نثری کبودراهنگی پایه‌گذار داستان‌نویسی بومی در همدان است، کسی که به زبان عربی مسلط بوده و از فرهنگیان و روشنفکران بزرگ همدان در دوره مشروطیت و بعد از دوره‌ پهلوی اول و پهلوی دوم است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): ادبیات داستانی در ایران، نه یک رویداد ناگهانی، بلکه حاصل تلاقی سنت‌های دیرپای قصه‌گویی شرقی با فرم‌های مدرن روایتگری غربی است. پیدایش داستان‌نویسی به معنای گذار از افسانه‌های شفاهی و حکایات اخلاقی به سوی خلق آثاری است که در آن، زیست جهان ایرانی، دغدغه‌های طبقاتی و جغرافیای بومی در ساختاری منسجم تبلور یافته است.

داستان‌نویسی بومی در ایران، نقطه عطفی در تاریخ تحولات فرهنگی است که همزمان با نوسازی ساختارهای اجتماعی رقم خورد. این جریان، برآیند تلاشی آگاهانه برای بومی‌سازی فرم‌های روایی مدرن با تکیه بر فرهنگ، اسطوره‌ها، آداب و زبان عامیانه ایرانی بود.

در این گزارش ضمن بررسی عوامل برون‌زا و درون‌زای این تحول، تلاش کردیم با گفت‌وگو با بابک رضاپور، پژوهشگر و نویسنده همدانی مسیری را که داستان‌نویسی فارسی از دل سنت‌های کهن قصه‌پردازی برای رسیدن به هویت مستقل بومی پیموده است، واکاوی کنیم.

داستان نویسی بومی همدان از کجا آغاز شد؟

داستانی که ما امروز با عناوینی چون داستان کوتاه، بلند یا رمان می‌شناسیم، اینها همه ادبیات نویی بود که ایرانیان در جریان ترجمه که به طور مشخص در دوره قاجار انجام می‌شد یا در اواخر دوران سلطنت ناصرالدین شاه شکل گرفت، با آن آشنا شدند.

در آن دوران عده‌ای که برای تحصیل به خارج از کشور می‌رفتند، ممکن بود داستان یا نمایشنامه و... بخوانند و آن را پس از بازگشت، به شکلی بازتعریف کنند اما آن چیزی که باعث شد انفجار فرهنگی اتفاق افتاده و داستان‌نویسی در همدان جوانه بزند، انقلاب مشروطیت بود.

انقلاب مشروطیت انقلاب توده‌های مردم نبود، انقلاب روشنفکران خواهان تغییرات بود و افرادی بودند که می‌خواستند بعدها اثرات فرهنگی در جامعه داشته باشند.

در همدان چه کسی یا چه افرادی داستان‌نویسی را آغاز کردند؟

در همدان نخستین فردی که قلم به دست گرفت و شروع به نوشتن کرد، یکی از همان افراد عصر مشروطه به نام موسی نثری کبودراهنگی بود. موسی نثری کبودراهنگی به واقع پایه‌گذار آن چیزی بود که در سطح ملی نه در سطح همدان دو داستان معروف نوشت، یکی به نام داستان غیرت یا غیرتنامه که به اواخر دوره صفویه و قوای عثمانی برمی‌گردد که نوار غربی ایران تا حدود خرم‌آباد را تصرف کردند.

پایه‌گذار داستان‌نویسی در همدان کیست؟
موسی نثری

این داستان مربوط به مقاومت مردم همدان در برابر سپاهیان متجاوز عثمانی است، در این جنگ همدان تنها شهری بود که در حمله مغول با عثمانی‌ها جنگید و تعدادی نیز کشته شدند و عثمانی‌ها شهر را ویران کردند و آتش زدند و می‌توان گفت این آخرین ویرانی همدان در طول تاریخ است.

دیگر داستان معروف موسی نثری، رمانی به نام عشق و سلطنت است، عشق و سلطنت داستان زندگی کوروش‌ کبیر یا هخامنشی است که این رمان به دو شکل چاپ شده، یکی به شکل خلاصه ترجیهی و دیگری به شکل کامل دو جلدی است.

خوشبختانه پس از دهه‌های طولانی که این کتاب‌ها تجدید چاپ نشده بود، در دهه ۹۰ این رمان تجدید چاپ شد و بالاخره ایرانیان مجددا با این اثر که اولین رمان تاریخی است که توسط یک ایرانی بر پایه یک داستان ایرانی نوشته شده، آشنا شدند و این در واقع نقطه آغازین داستان‌نویسی است.

پایه‌گذار داستان‌نویسی در همدان کیست؟

موسی نثری به زبان عربی مسلط بوده و از فرهنگیان و روشنفکران بزرگ همدان در دوره مشروطیت و بعد از دوره‌ پهلوی اول و پهلوی دوم است.

چرا از بزرگان و ادیبان به‌نامی چون موسی نثری اطلاعات چندانی نیست؟

متاسفانه بسیاری از بزرگان طی دوران زندگی از خود بیوگرافی باقی نگذاشتند و این لطمه بزرگی است، ما ایرانی‌ها چه بزرگانی داشتیم که می‌توانستند خاطرات خود را بنویسند اما چنین نکردند، حتی در همدان نیز افراد برجسته‌ای داشتیم که همه کار کردند اما یادداشتی درباره خود باقی نگذاشتند.

آزاد همدانی، غمام همدانی، نثری همدانی، محمدحسن خان فریدالدوله گلگون و... از جمله افرادی بودند که زندگینامه‌ای از خود باقی نگذاشته‌اند، اینها باید در زندگینامه خود اشاراتی به مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و هر آنچه که گزارشی از ساختار آن دوران بوده می‌کردند تا بعدها نیز تبدیل به اسناد ماندگاری شود.

ما از همه بزرگان همدان با احترام یاد می‌کنیم و اگر آثاری داشتند باید معرفی کنیم اما واقعا این مشکل بزرگ را داشتند که از خود زندگینامه‌ای به جا نگذاشته‌اند زیرا در این صورت خیلی از مسائل آن دوران را آشکار می‌کرد.

روند داستان نویسی پس از آن دوران به چه شکلی دنبال شده است؟

از آن دوران به بعد در زمینه داستان کوتاه جمالزاده کارهای شاخصی را شروع کرده بود که خود جریانی برای تغییر فرهنگی بود و همان موقع اولین کنسرت موسیقی برگزار شد و بعد ادامه یافت، ولی واقعیت این است که در دوران بعد از مشروطیت تاکنون در این مورد(داستان‌نویسی) کم‌کاری شده است.

اگر به حوزه داستان نویسی ایران با دقت نگاه کنیم حوزه‌ای داریم که تهران کنونی به عنوان مرکز است و سپس سه کانون اصفهان، تبریز، مشهد را می‌توان اشاره کرد. درست است که در همدان داستان‌هایی نوشته شده ولی واقعیت این است که در قیاس با این سه کانون، همدان در زمینه داستان کوتاه و نیمه بلند، رمان و نمایشنامه کار شاخصی ندارد.

اما همدان در حوزه سینما درخشیده و فیلمنامه‌هایی که توسط فیلنامه‌نویسان همدانی نوشته شده و به صورت فیلم درآمده، بسیار شاخص است و در این زمینه می‌توان از افرادی مثل مجید برزگر، حامد رجبی، امیرشهاب رضویان و پرویز شهبازی یاد کرد.

همدان در این زمینه از بقیه استان‌ها پیش‌روتر بوده ولی در داستان کوتاه و بلند درخششی که باید همدان داشته باشد را نداشتیم با وجود اینکه از شهرهای قدیمی هستیم و فرهنگ ایرانی در آن جوانه زده، اما نتوانستیم پیشرو باشیم.

به نظر شما چه اصولی از داستان‌نویسی امروزه به فراموشی سپرده شده است؟

ایرانیان معمولا رجعت به تاریخ دارند و به تاریخ قدیم مراجعه کرده و اساطیر قدیم را بازخوانی می‌کنند در حالی که به نظر من جریان فرهنگی به دلایلی از بین رفته است. امروز هم زیر پوست جامعه‌ افرادی هستند که مشغول این کار هستند و آثاری را می‌نویسند اما به دلایلی منتشر نمی‌کنند در حالی که این جریان ادامه خواهد داشت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها