سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا )- حسین معافی، مدرس دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر هوش مصنوعی: بوی کاغذ کاهی، صدای ورق خوردن صفحات و حس سنگینی جلد کتاب در دست، خاطراتی هستند که نسلهای قبل با آنها بزرگ شدهاند. اما امروز، در دنیایی که همه چیز با سرعت نور حرکت میکند و توجه مخاطب کمیابترین سرمایه است، آیا همان فرمت صدساله هنوز هم برای نسل جدید جذابیت دارد؟ ما در آستانه یک انقلاب آرام اما عمیق در صنعت نشر قرار داریم؛ جایی که مرز بین «کتاب» و «رسانههای چندحسی» در حال محو شدن است. دیگر خواندن تنها به معنای رد کردن چشم از روی خطوط سیاه نیست، بلکه به معنای غرق شدن در دنیایی است که صدا، تصویر و تعامل را در آغوش میکشد. این یادداشت تلاشی است برای فهمیدن اینکه چگونه فناوریهای نوین، نه به عنوان دشمن کاغذ، بلکه به عنوان بالهایی برای پرواز تخیل، وارد عرصه کتابخوانی شدهاند.
کتاب، از متن مکتوب تا تجربه ای چند حسی
وقتی از «کتابهای تعاملی» صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم که قرار است جایگزین ادبیات ناب شوند. هدف، افزودن لایههای جدیدی از درک و احساس به متن است. تصور کنید دانشآموزی در حال مطالعه رمانی تاریخی درباره تهران قدیم است؛ با اسکن کردن یک صفحه توسط گوشی هوشمند، ناگهان صدای ارابهچیان و تصاویر آرشیوی میدان توپخانه زنده میشوند. یا دانشجویی که کتاب آناتومی میخواند و با استفاده از واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR)، ساختار سهبعدی قلب انسان را دقیقاً همانطور که در متن توصیف شده، در فضای اتاق خود میبیند و میچرخاند. این یعنی تبدیل «اطلاعات انتزاعی» به «تجربه ملموس».
نسل زد و کتابهایی که مخاطب را به بازی میگیرند
برای نسل زد (Gen Z) که بومیان دیجیتال هستند، صبرِ کمتری برای متون طولانی و یکنواخت وجود دارد، اما اشتیاق عجیبی برای «کشف کردن» دارند. کتابهای تعاملی این فرصت را به آنها میدهند که قهرمان داستان باشند. در برخی رمانهای مدرن دیجیتال، خواننده میتواند پایان داستان را انتخاب کند یا وارد ذهن شخصیتها شود و افکار پنهان آنها را بشنود. این سطح از درگیری چیزی است که رسانههای سنتی به سختی میتوانند ارائه دهند.

مرز باریک میان فناوری و تخیل
اما چالش اصلی کجاست؟ چالش اصلی حفظ تعادل است. اگر تکنولوژی بیش از حد بر متن غالب شود، ممکن است «تخیل» خواننده فلج شود. زیبایی کتابخوانی همیشه در این بوده که ذهن مخاطب، صحنهها را خودش نقاشی کند. بنابراین، ناشران و نویسندگان باید هوشمندانه عمل کنند؛ فناوری باید مثل یک راهنمای مهربان باشد که گهگاه چراغ قوه میاندازد، نه اینکه کل مسیر را با نورهای نئونی پر کند که جایگاهی برای کشف شخصی باقی نگذارد.
فناوری در خدمت عدالت آموزشی و دسترسی همگانی
همچنین، این تحول فرصتی طلایی برای افراد دارای معلولیت است. کتابهای صوتی هوشمند که با تغییر لحن گوینده همراه با موسیقی متن هماهنگ میشوند، یا کتابهایی که با فرمان صوتی ورق میخورند، دسترسی به ادبیات را برای همه عادلانهتر میکنند. این یعنی دموکراتیزه کردن دانش و لذت بردن از داستان.
آینده نشر، هم زیستی کاغذ و فناوری
آینده نشر، جنگ بین «کاغذ» و «صفحه نمایش» نیست؛ آینده در «همزیستی» آنهاست. کتابهای چاپی همچنان برای مطالعه عمیق و آرامشبخش باقی میمانند، اما کتابهای تعاملی و چندرسانهای، دروازهای جدید برای ورود نسل جوان به دنیای پیچیده مفاهیم خواهند بود. ما نباید از تغییر بترسیم، بلکه باید یاد بگیریم چطور از ابزارهای جدید برای عمیقتر کردن ارتباط انسان با کلمه استفاده کنیم. شاید روزی برسد که واژه «کتاب» تعریف جدیدی پیدا کند؛ نه فقط مجموعهای از صفحات، بلکه پنجرهای زنده به سوی جهانهای بیپایان.
نظر شما