دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۷
«زر ناب فارسی»؛ سرمایه‌ای بزرگ برای همه فارسی‌زبانان

یازدهمین نشست از سلسله‌جلسات مجله بخارا با حضور علی دهباشی و جمعی از پژوهشگران، به مناسبت انتشار کتاب «زر ناب فارسی» برگزار شد. در این نشست، سخنرانان ضمن بررسی آثار زنده‌یاد رهنورد زریاب، بر ضرورت شناخت علمی ادبیات افغانستان و تقویت تعاملات فرهنگی میان ایران و افغانستان تأکید کردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، یازدهمین نشست از سلسله‌نشست‌های «عصر یکشنبه‌های مجله بخارا» به مناسبت انتشار کتاب «زر ناب فارسی»( بررسی و تحلیل آثار محمداعظم رهنورد زریاب ) با حضور علی دهباشی، اصغر موسوی، یامان حکمت و منوچهر فرادیس در خانه کتاب دبا برگزار شد. در این نشست، سخنرانان ضمن مرور زندگی و آثار رهنورد زریاب، از جایگاه او در ادبیات معاصر فارسی، وضعیت پژوهش درباره ادبیات افغانستان و ضرورت گسترش تعاملات فرهنگی میان ایران و افغانستان سخن گفتند.

«زر ناب فارسی»؛ سرمایه‌ای بزرگ برای همه فارسی‌زبانان

کابل برای ما مثل شیراز است و هرات ادامه مشهد

علی دهباشی، مدیر مجله بخارا، در ابتدای این نشست با اشاره به انتشار کتاب زر ناب فارسی گفت: «آنچه درباره استاد زنده‌یاد محمداعظم رهنورد زریاب باید گفته شود، در این کتاب دوجلدی توسط مهم‌ترین نویسندگان ایران و افغانستان نوشته شده است. تلاش شده این مجموعه نماینده آن کارهای عظیم و متنوعی باشد که استاد زریاب در طول زندگی خود انجام داده است و نسل جدیدی که او را ندیده‌اند، بتوانند از خلال این مقالات با شخصیت و آثارش آشنا شوند.»

او سپس به نخستین آشنایی خود با زریاب اشاره کرد و گفت نخستین بار او و همسرش را در کنفرانس ایران‌شناسان اروپا در دانشگاه سوربن دیده است، هرچند پیش از آن از طریق مجله کلک با او مکاتبه داشته و مقالات متعددی از زریاب، از جمله خاطراتش از سه دیدار با سیاوش کسرایی، در این مجله منتشر شده بود.

دهباشی با یادآوری آن دیدارها افزود: «آن چند روز، فرصت بسیار خوبی بود که از نزدیک با عشق، فرزانگی و دانش استاد زریاب آشنا شوم. بعدها هم در برنامه‌های مختلف، این افتخار را داشتم که در کنار ایشان باشم.»

مدیر بخارا در ادامه به یکی از برنامه‌های شاخص این مجله درباره ادبیات افغانستان اشاره کرد و با قدردانی از یامان حکمت گفت: «اگر اهتمام آقای دکتر حکمت نبود، آن اجتماع شکل نمی‌گرفت. به گمان من، آن برنامه نخستین گردهمایی بزرگ شاعران و نویسندگان افغانستان در ایران بود. برنامه‌ریزی، اقامت، پذیرایی و هماهنگی آن کار بسیار دشواری بود، اما به نتیجه رسید.»

او با اشاره به حضور نویسندگان و شاعران دو کشور در آن برنامه افزود: «در آن شب، بسیاری از شاعران افغانستان شعر خواندند و استاد زریاب نیز درباره ادبیات معاصر افغانستان سخنرانی کرد. استاد محمود دولت‌آبادی و بسیاری از نویسندگان ایرانی نیز در آن نشست حضور داشتند.»

دهباشی سپس از سفر خود به کابل یاد کرد و گفت در آن زمان، زریاب به‌عنوان ویراستار در تلویزیون طلوع فعالیت می‌کرد. او در ادامه، سخنانش را به اشتراکات فرهنگی ایران و افغانستان پیوند زد و اظهار داشت: «ما به این مرزهای سیاسی اعتقاد نداریم؛ اینکه اینجا ایران است، آنجا افغانستان یا تاجیکستان. در حوزه تمدنی زبان فارسی، کابل برای ما مثل شیراز است و هرات ادامه مشهد. اگر آن مرزها و خط‌کشی‌های سیاسی نباشد، اساساً احساس نمی‌کنید وارد سرزمین دیگری شده‌اید.»

او با تأکید بر نگاه فرامرزی رهنورد زریاب ادامه داد: «استاد زریاب به علت مطالعات گسترده‌ای که داشت، هرگز در سخنانش این نبود که من افغانستانی هستم و شما ایرانی هستید. نگاه او این بود که ما وارثان زبان فارسی و این حوزه بزرگ تمدنی هستیم.»

«زر ناب فارسی»؛ سرمایه‌ای بزرگ برای همه فارسی‌زبانان

رهنورد زریاب؛ نماد یک قرن مقاومت فرهنگی در افغانستان

پس از دهباشی، اصغر موسوی سخنان خود را با یادآوری درگذشت رهنورد زریاب آغاز کرد و گفت: «وقتی خبر درگذشت ایشان بر اثر کرونا منتشر شد، برای بسیاری باورکردنی نبود. جوانان در محله‌های مختلف جمع شدند و برای او سوگواری کردند. این اتفاق نشان می‌دهد لایه‌هایی در فرهنگ جوامع فارسی‌زبان وجود دارد که فراتر از سیاست و ساختارهای جدید عمل می‌کند.»

او سپس با طرح سه محور اصلی سخنانش، ابتدا به ضرورت شناخت افغانستان در ایران پرداخت و گفت: «برای من همیشه عجیب بود که در حدود پنجاه سال گذشته، میلیون‌ها افغانستانی به ایران آمده‌اند و رفته‌اند، اما جامعه ایران هنوز شناخت دقیقی از افغانستان ندارد؛ اینکه این مردم چه کسانی هستند، چرا مهاجرت کرده‌اند و چه پیوندی با جامعه ایران دارند.»

موسوی با اشاره به تجربه خود در تأسیس مرکز مطالعات افغانستان در دانشگاه علامه طباطبایی افزود: «به اعتقاد من، وجود چنین مرکزی در نظام دانشگاهی ایران یک ضرورت بود؛ مرکزی که هم پژوهشگران را به هم متصل کند و هم شناختی علمی از افغانستان در اختیار مدیران و سیاست‌گذاران قرار دهد. شناخت یک جامعه با مطالعه از راه دور ممکن نیست؛ پژوهشگر باید سال‌ها در آن کشور زندگی و تحقیق کند.»

او با اشاره به فعالیت‌های این مرکز گفت: «اگر جنگ‌های سال‌های اخیر رخ نمی‌داد، پروژه‌های بسیار بیشتری را می‌توانستیم اجرا کنیم. با این حال، کار اصلی این مرکز یک هدف ساده اما اساسی است؛ اینکه افغانستان را به جامعه ایران بشناساند.»

بخش مهمی از سخنان موسوی به وضعیت تاریخی زبان فارسی در افغانستان اختصاص داشت. او با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: «شاید در ایران کمتر بتوان این وضعیت را احساس کرد، اما تصور کنید زبان مادری شما نه‌تنها مایه افتخار نباشد، بلکه برای آن مجبور باشید هزینه بدهید. اگر این وضعیت نزدیک به یک قرن ادامه پیدا کند، طبیعی است که آن زبان به بخشی از مقاومت فرهنگی یک ملت تبدیل شود.»

وی با مرور خاطرات دوران تحصیل خود افزود: «از همان سال‌های مدرسه با این نگاه روبه‌رو بودیم. حتی درباره نام زبان فارسی حساسیت وجود داشت. بسیاری از افراد برای اینکه بتوانند زندگی کنند یا شغلشان را حفظ کنند، نام خانوادگی یا حتی هویت فرهنگی خود را تغییر می‌دادند، اما گروهی نیز ایستادند و حاضر نشدند از زبان فارسی دست بکشند.

موسوی در ادامه، رهنورد زریاب را یکی از مهم‌ترین چهره‌های همین جریان دانست و گفت: «زریاب از دل همین نسل برخاست؛ نسلی که در برابر تبعیض زبانی، تبعیض فرهنگی و تبعیض سیاسی ایستادگی کرد. او بارها می‌گفت هیچ‌کس حق ندارد برای من تعیین کند که به چه زبانی بنویسم یا سخن بگویم.»

او همچنین به تأثیر ادبیات روس بر نسل داستان‌نویسان افغانستان اشاره کرد و گفت: «بخش بزرگی از داستان‌نویسان افغانستان از ادبیات روس تأثیر پذیرفته‌اند و زریاب نیز یکی از مهم‌ترین چهره‌های همین جریان بود. اما او این تأثیر را با تجربه زیسته جامعه افغانستان درآمیخت و به صدایی مستقل در ادبیات فارسی تبدیل شد.»

موسوی در پایان این بخش از سخنانش تأکید کرد که شناخت آثار رهنورد زریاب بدون شناخت زمینه تاریخی و فرهنگی افغانستان ممکن نیست و افزود: «وقتی این زمینه‌ها را بشناسیم، دیگر زریاب را فقط یک داستان‌نویس نمی‌بینیم، بلکه او را حاصل یک قرن مقاومت فرهنگی در افغانستان می‌دانیم.»

«زر ناب فارسی»؛ سرمایه‌ای بزرگ برای همه فارسی‌زبانان

تلاقی فرهنگ‌های شرق در ادبیات افغانستان

در ادامه نشست، یامان حکمت با تشریح روند تدوین کتاب زر ناب فارسی، از اهداف این پروژه پژوهشی و ضرورت ارتقای مطالعات علمی درباره ادبیات افغانستان سخن گفت و با اشاره به روند شکل‌گیری کتاب زر ناب فارسی، گفت این اثر از ابتدا با دو هدف مشخص طراحی شده است؛ نخست، ارائه الگویی از پژوهش علمی برای دانشجویان افغانستان و دوم، معرفی نظام‌مند آثار محمداعظم رهنورد زریاب به جامعه دانشگاهی ایران.

او با بیان اینکه ایده تدوین کتاب از سال ۱۴۰۰ شکل گرفت، گفت: «ما مقالات را هم سفارش دادیم، هم گردآوری و هم ویراستاری کردیم. هدف اول این بود که دانشجویان افغانستانی که می‌خواهند کار علمی انجام دهند، یک مجموعه مقاله و یک کتاب استاندارد در اختیار داشته باشند تا بدانند یک مقاله پژوهشی باید چه ساختاری داشته باشد.»

حکمت افزود برای تحقق این هدف از استادان و پژوهشگران دانشگاه‌های کابل، هرات و همچنین دانشگاه‌های ایران دعوت شد تا هر یک از زاویه تخصصی خود به آثار زریاب بپردازند. او گفت: «در نهایت حدود ۲۷ مقاله به دست ما رسید که ۲۲ مقاله را برای انتشار انتخاب کردیم. تلاش کردیم این مجموعه، هم از نظر علمی معتبر باشد و هم برای دانشجویان به‌عنوان یک الگو قابل استفاده باشد.»

او با اشاره به سال‌های تدریس خود در دانشگاه کابل، یکی از مهم‌ترین مشکلات دانشجویان را کمبود منابع پژوهشی دانست و گفت: «وقتی از دانشجو می‌خواستیم درباره یک نویسنده مقاله یا پایان‌نامه بنویسد، اولین پاسخ این بود که منبع نداریم. یکی از نویسندگانی که بیشترین موضوع پایان‌نامه را داشت، استاد زریاب بود، اما منابع علمی درباره آثارش بسیار اندک بود.»

حکمت در ادامه، خاطره‌ای از گلایه‌های رهنورد زریاب نسبت به وضعیت پژوهش‌های دانشگاهی نقل کرد و گفت: «خود استاد بارها به من می‌گفت دانشجوها زنگ می‌زنند و می‌گویند پایان‌نامه ما درباره آثار شماست، لطفاً زندگی‌تان را برای ما تعریف کنید یا آثار خودتان را برایمان تحلیل کنید. این یعنی دانشجو هنوز سراغ پژوهش نرفته و انتظار دارد نویسنده پایان‌نامه را برایش بنویسد. این موضوع واقعاً استاد را ناراحت می‌کرد.»

او تأکید کرد که یکی از انگیزه‌های اصلی تدوین کتاب، پاسخ دادن به همین خلأ بوده است. به گفته او، «خواستیم مجموعه‌ای فراهم شود که دانشجو بتواند از روی آن موضوع انتخاب کند، روش تحقیق را یاد بگیرد و ببیند که آثار یک نویسنده را می‌توان از منظرهای مختلف بررسی کرد.»

حکمت سپس به دشواری‌های انتشار کتاب اشاره کرد و گفت: «برنامه ما این بود که کتاب به‌صورت مشترک با یک ناشر افغانستانی و یک ناشر ایرانی منتشر شود، چون جامعه هدف اصلی ما دانشجویان افغانستان بودند؛ اما محدودیت‌هایی که در افغانستان ایجاد شد، این امکان را از ما گرفت.»

او با قدردانی از دانشگاه علامه طباطبایی افزود: «خوشبختانه دانشگاه علامه طباطبایی، به‌ویژه مرکز بین‌المللی مطالعات افغانستان، انتشار این کتاب را پذیرفت. این اتفاق از نظر علمی برای کتاب یک امتیاز بود، اما هنوز آرزوی ما این است که کتاب به دست دانشجویان افغانستان هم برسد.»

این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنانش، به برداشت رایج درباره ناشناخته بودن نویسندگان افغانستان در ایران اشاره کرد و گفت: «من این حرف را که نویسندگان افغانستان در ایران شناخته‌شده نیستند، به‌طور کامل قبول ندارم. شاید در فضای عمومی چنین باشد، اما در محیط‌های دانشگاهی و ادبی، بسیاری از شاعران و نویسندگان افغانستان شناخته شده‌اند. فعالیت‌هایی که مجله بخارا انجام داده، نقش مهمی در این آشنایی داشته است.»

حکمت سپس به ظرفیت‌های ادبی آثار زریاب پرداخت و گفت: «یکی از ویژگی‌های مهم آثار استاد زریاب این است که می‌توان از منظرهای مختلف به آن‌ها نگاه کرد. به همین دلیل کتاب را در سه بخش مطالعات زبان‌شناسی، مطالعات ادبی و مطالعات میان‌رشته‌ای تنظیم کردیم.»

او با اشاره به تجربه تدریس درس نظریه و نقد ادبی در دانشگاه کابل افزود: «تلاش کردیم دانشجویان را به سمت روش‌های جدید پژوهش ببریم. یکی از پایان‌نامه‌هایی که نوشته شد، درباره استعاره امید در گلنار و آیینه بود و با استفاده از زبان‌شناسی نقش‌گرا و رویکردهای شناختی، مفهوم امید را در این اثر بررسی می‌کرد.

حکمت درباره واکنش رهنورد زریاب به این پژوهش گفت: «وقتی پایان‌نامه را برای استاد بردم، آن‌قدر خوشحال شد که گفت این همان کاری است که باید انجام شود. خودش هم معتقد بود آثارش ظرفیت آن را دارند که از زاویه‌های مختلف مورد مطالعه قرار بگیرند.»

او همچنین بر اهمیت رمان‌های زریاب، به‌ویژه گلنار و آیینه، تأکید کرد و گفت: «اگر کسی این رمان را بخواند، با جهانی از فلسفه هند، موسیقی، طبیعت و اندیشه‌های شرقی روبه‌رو می‌شود؛ اما متأسفانه نه در افغانستان و نه در ایران، بنیان‌های فلسفی این اثر آن‌گونه که باید شناخته نشده است.»

حکمت در پایان سخنانش تأکید کرد: «ادبیات فارسی فقط محدود به تجربه تاریخی ایران نیست. نویسندگان افغانستان بخش مهمی از فرهنگ هند، چین، تبت و ماوراءالنهر را وارد این زبان کرده‌اند و این یک سرمایه بزرگ برای همه فارسی‌زبانان است.»

«زر ناب فارسی»؛ سرمایه‌ای بزرگ برای همه فارسی‌زبانان

رهنورد زریاب از نقد استقبال می‌کرد، نه از برداشت‌های سطحی

پس از او، منوچهر فرادیس با بیان خاطراتی از سال‌های دوستی با رهنورد زریاب، به یکی از سوءبرداشت‌های رایج درباره این نویسنده پرداخت و گفت: «خیلی‌ها می‌گفتند زریاب از نقد بدش می‌آید، اما واقعیت این نبود. زریاب از نقد استقبال می‌کرد؛ آنچه او را آزار می‌داد، نوشته‌هایی بود که نام نقد بر خود داشتند، اما در حقیقت نه نقد بودند و نه بر پایه دانش ادبی نوشته شده بودند.»

او در ادامه، به یکی از نشست‌های ادبی در کابل اشاره کرد و گفت در آن جلسه یکی از سخنرانان، تکرارهای موجود در داستان مارهای زیر درختان سنجد را نقطه ضعف اثر دانسته بود.

فرادیس ادامه داد: «وقتی از جلسه بیرون آمدیم، استاد زریاب بسیار ناراحت بود. به من گفت فلانی اصلاً زیبایی‌شناسی تکرار را نمی‌شناسد، اما با قاطعیت حکم صادر می‌کند که این تکرارها اشتباه است.»

او با نقل ادامه سخنان زریاب افزود: «استاد می‌گفت اگر ادبیات هم نخوانده، دست‌کم قرآن را خوانده است؛ مگر در سوره الرحمن آن تکرارهای مشهور وجود ندارد؟ مگر تکرار همیشه ضعف است؟»

فرادیس با اشاره به یکی از مقالات کتاب زر ناب فارسی گفت: «خوشحالم که در این مجموعه، مقاله‌ای به زیبایی‌شناسی تکرار در آثار زریاب اختصاص یافته است؛ موضوعی که خود استاد نسبت به آن حساسیت داشت و سال‌ها از برداشت‌های سطحی درباره آن رنج می‌برد.»

او همچنین به پایان‌نامه‌هایی که درباره آثار زریاب نوشته شده بود اشاره کرد و گفت: «بسیاری از پایان‌نامه‌ها فقط برای گرفتن مدرک نوشته می‌شد، اما استاد از معدود پژوهش‌هایی که واقعاً بر پایه مطالعه و روش علمی انجام شده بود، با علاقه یاد می‌کرد و از آن‌ها استقبال می‌کرد.»

فرادیس در پایان، رهنورد زریاب را نویسنده‌ای دانست که هنوز بخش بزرگی از ظرفیت‌های آثارش ناشناخته مانده است و گفت: «هرچه پژوهش‌های علمی بیشتری درباره آثار او انجام شود، ابعاد تازه‌تری از ادبیات معاصر افغانستان و ظرفیت‌های زبان فارسی نیز آشکار خواهد شد.»

در پایان این نشست، سخنرانان بر این نکته اتفاق نظر داشتند که انتشار زر ناب فارسی صرفاً انتشار کتابی درباره یک نویسنده نیست، بلکه گامی در مسیر توسعه مطالعات ادبی افغانستان، تقویت پژوهش‌های دانشگاهی و بازخوانی جایگاه ادبیات فارسی در گستره‌ای فراتر از مرزهای سیاسی است؛ تلاشی که می‌تواند شناخت متقابل جامعه علمی ایران و افغانستان را بیش از پیش گسترش دهد.

«زر ناب فارسی»؛ سرمایه‌ای بزرگ برای همه فارسی‌زبانان

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها