به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به تازگی مجموعه «چهارگانهی دروازهی قصهها» به قلم عفت خانیپور از سوی نشر دانشگاهی فرهمند به بازار آمده است.
نویسنده در مقدمه جلد اول با نام «نگهبان قصه» درباره ایده و روند خلق این مجموعه توضیح داده و آورده است: «وقتی به ایده دروازهی قصهها فکر میکردم میخواستم دنیایی بسازم که بچهها فقط تماشاگر قصه نباشند میخواستم آنها بازیگران اصلی این ماجراجویی باشند.
مدرسه قصهها جایی است که در آن مرز زمان و مکان وجود ندارد. سالنهایش شبیه نقشه کهکشانی زندهاند با هزار دروازه که هرکدام به قصهای از شرق یا غرب بازمیشوند. در این مدرسه قصهها نفس میکشند از افسانههای یونان باستان گرفته تا روایتهای بومی آفریقا و قصههای مادربزرگهای خاورمیانه.
معلم زمان، نگهبان این مدرسه است. او نیمهانسان و نیمهافسانه است؛ دانا، کمی مرموز و گاهی هم شوخطبع. وظیفه او این است که بچهها را برای ماموریتهایشان آماده کند و به آنها بیاموزد که هر نخ طلایی فقط یک نشانه نیست پلیست میان قصه و قلب کسی که باورش دارد.
و بچهها...
ستیا: دختر باهوش، کنجکاو و خوشقلب، با نگاهی شاعرانه به دنیا و ارتباطی عجیب با قصهها که نخ طلایی او را برای اولین بار انتخاب میکند.
مایا: جسور، با قلبی سرشار از هیجان و رهبری طبیعی، مهربان و حساس.
لوکا: شوخطبعو خلاق، کسی که حتی در لحظات سخت هم لبخند را فراموش نمیکند.
کای: عاشق علم و تکنولوژی؛ با ذهنی سریع و قلبی مهربان.
سام: آرام، تحلیلی و همیشه در جستجوی دلیل و منطق.
هرکدام از این بچهها از گوشهای از دنیا انتخاب شدهاند نه به خاطر قدرت یا استعداد خاص بلکه چون قصهها در نگاهشان در حرفهایشان، چیزی یافتهاند که به آن نیازداشتند: «باور»
مدرسهی قصهها جایی است که آنها یادمیگیرند نخهای طلایی را ببینند به صداهای پنهان گوش بدهند و بفهمند که قصهها چطور میتوانند دنیا را تغییر دهند...»

در جلد اول با نام «نگهبان قصه» برای اولین بار دروازه بازمیشود و ستیا و دوستانش قدم به سرزمینهایی میگذارند که بوی دریا، جنگلهای مهآلود، آتش کوهستان و حتی سکوت زمان را در خود دارند و نگهبان قصه از رازهای آغازین، شکل گیری و قدرت واژهها سخن میگوید.
جلد دوم «ناجی» نام دارد که قصه نجات قصهها و شاید خود ماست؛ در این جلد ستیا به خانها ش بازمیگردد به قصههای ایرانی که هنوز زندهاند اما آرامآرام از یادمیروند؛ قصههایی که اگر کسی باورشان نکند روزی خاموش میشوند. این جلد از کتاب نشان میدهد که هر صدایی، هرچقدر کوچک، توانایی تغییر جهان را دارد.
در جلد سوم با نام «نایاب» مرز میان رویا و واقعیت کمرنگتر میشود؛ اسطورهها کنار انسان مینشینند و ستیا کنار صدایی که میخواهد نوشته شود. صداها واژه شدهاند، شنیده شدهاند؛ هویت گرفتهاند؛ اما بعضی از آنها، مهاجرت کردهاند، بعضیها گم شدهاند و برخی تغییر نام دادهاند و در جهان پخش شدهاند. این بار افسانهها و قصهها درک میکنند که از یک خانوادهاند با شکلها ، رنگها و زبانهای متفاوت با هدفی مشترک که بیان آفرینش است.
جلد چهارم «نویسنده» نام دارد و آخرین مرحله سفر را روایت میکند. این جلد، تجلی آگاهی و خلاقیت است؛ جایی که هر واژه، هر صدا و هر خیال، جهان را روشن میکند.
میتوان گفت، این مجموعه چهارجلدی، دعوتی است برای همه کسانی که هنوز در جستوجوی صدای خود هستند و دوست دارند با قصهها سفر کنند و جهان را از زاویهای دیگر ببینند.
نظر شما