چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۷
کلاسیک‌هایی که روزی قربانی سانسور بودند

بسیاری از شاهکارهای ادبی جهان که امروز در دانشگاه‌ها تدریس می‌شوند و میلیون‌ها نسخه از آن‌ها به فروش رسیده، هنگام انتشار با ممنوعیت، توقیف، محاکمه و حتی سوزاندن نسخه‌هایشان روبه‌رو بودند. نشریه «کوارتز» در گزارشی، مروری بر رمان‌هایی داشته که با وجود سانسور و مخالفت‌های گسترده، به آثاری ماندگار در تاریخ ادبیات تبدیل شدند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا تاریخ ادبیات جهان تنها تاریخ خلق شاهکارها نیست؛ بلکه تاریخ نبرد نویسندگان با سانسور، محدودیت و مخالفت‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی نیز هست. بسیاری از رمان‌هایی که امروز در شمار مهم‌ترین آثار ادبی جهان قرار دارند، در زمان انتشار نه‌تنها با استقبال روبه‌رو نشدند، بلکه ممنوع شدند، به دادگاه کشیده شدند، ناشرانشان تحت فشار قرار گرفتند یا نسخه‌هایشان از کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها جمع‌آوری شد.

نشریه Quartz در گزارشی با عنوان «رمان‌هایی که هنگام انتشار جنجال‌برانگیز بودند» به سرگذشت این آثار پرداخته و نشان داده است که چگونه کتاب‌هایی که روزگاری تهدیدی برای نظم سیاسی، اجتماعی یا اخلاقی تلقی می‌شدند، امروز به بخشی جدایی‌ناپذیر از میراث ادبی جهان تبدیل شده‌اند.

در صدر این فهرست، «اولیس» اثر جیمز جویس قرار دارد؛ رمانی که انتشار آن در آغاز قرن بیستم یکی از بزرگ‌ترین جنجال‌های ادبی را رقم زد. این اثر ابتدا به‌صورت پاورقی در یک مجله آمریکایی منتشر می‌شد، اما پس از انتشار یکی از فصل‌های آن، سردبیران مجله به اتهام انتشار مطالب «مستهجن» محاکمه شدند و دادگاه دستور توقف انتشار رمان را صادر کرد.

در نتیجه، هیچ ناشر آمریکایی حاضر به چاپ نسخه کامل کتاب نشد تا اینکه سیلویا بیچ، صاحب کتاب‌فروشی مشهور Shakespeare and Company در پاریس، انتشار آن را برعهده گرفت. سال‌ها نسخه‌های کتاب به‌صورت مخفیانه وارد آمریکا و بریتانیا می‌شد تا اینکه در سال ۱۹۳۳ دادگاهی در آمریکا رأی داد که «اولیس» اثری ادبی است و نمی‌توان آن را مستهجن دانست؛ حکمی که بعدها به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در دفاع از آزادی انتشار آثار ادبی تبدیل شد.

رمان «عاشق لیدی چترلی» نوشته دی. اچ. لارنس نیز سرنوشتی مشابه داشت. لارنس از همان ابتدا می‌دانست که انتشار کامل کتاب در بریتانیا و آمریکا ممکن نیست، بنابراین نخستین نسخه کامل آن را در ایتالیا منتشر کرد. دهه‌ها بعد، انتشارات پنگوئن تصمیم گرفت نسخه بدون سانسور کتاب را منتشر کند؛ اقدامی که به یکی از مشهورترین دادگاه‌های ادبی قرن بیستم انجامید.

در جریان این دادگاه، دادستان از اعضای هیئت منصفه پرسید آیا حاضرند همسران یا خدمتکارانشان چنین کتابی را بخوانند؟ در مقابل، نویسندگان و منتقدان برجسته‌ای از ارزش ادبی اثر دفاع کردند و در نهایت دادگاه به نفع ناشر رأی داد. این پرونده به نمادی از کاهش محدودیت‌های قانونی بر انتشار آثار ادبی در بریتانیا تبدیل شد.

«فرزند بومی» نوشته ریچارد رایت نیز با انتشار خود نگاه رایج به ادبیات سیاه‌پوستان آمریکا را تغییر داد. برخلاف انتظار بسیاری از خوانندگان، شخصیت اصلی رمان نه قهرمانی مظلوم، بلکه انسانی خشمگین و گرفتار خشونت است. رایت با این انتخاب نشان داد نژادپرستی ساختاری چگونه می‌تواند انسان‌ها را به خشونت سوق دهد؛ موضوعی که واکنش‌های گسترده‌ای در جامعه آمریکا برانگیخت.

از دیگر آثار تأثیرگذار این فهرست، «کلبه عمو تام» نوشته هریت بیچر استو است. این رمان که تصویری بی‌پرده از برده‌داری در آمریکا ارائه می‌کرد، در بسیاری از ایالت‌های جنوبی ممنوع شد و حتی نگهداری آن جرم محسوب می‌شد. با وجود این، کتاب در مدت کوتاهی به پرفروش‌ترین رمان قرن نوزدهم آمریکا تبدیل شد و بسیاری از مورخان آن را یکی از اثرگذارترین کتاب‌ها در شکل‌گیری افکار عمومی علیه برده‌داری می‌دانند.

«دنیای قشنگ نو» اثر آلدوس هاکسلی نیز از نخستین رمان‌هایی بود که خطر جامعه‌ای را به تصویر کشید که در آن انسان‌ها نه با زور، بلکه با رفاه، سرگرمی و کنترل ذهنی مطیع می‌شوند. اشاره‌های صریح کتاب به مسائل جنسی، نقد مذهب و نگاه انتقادی آن به آرمان‌شهرهای سیاسی باعث شد در چندین کشور و همچنین برخی مدارس آمریکا ممنوع شود.

رمان «رنگ ارغوانی» نوشته آلیس واکر با وجود کسب جایزه پولیتزر و جایزه ملی کتاب آمریکا، بارها از کتابخانه‌ها و مدارس جمع‌آوری شد. مخالفان کتاب به توصیف خشونت و آزار جنسی اعتراض داشتند، اما بسیاری از منتقدان این اثر را یکی از مهم‌ترین روایت‌های ادبی درباره تجربه زنان سیاه‌پوست در آمریکا می‌دانند.

«مدار رأس‌السرطان» اثر هنری میلر نیز نزدیک به سه دهه اجازه انتشار قانونی در آمریکا نداشت. سرانجام رأی دیوان عالی آمریکا در دهه ۱۹۶۰ نه‌تنها راه انتشار این کتاب را هموار کرد، بلکه به پایان بسیاری از پرونده‌های مرتبط با سانسور آثار ادبی انجامید.

از دیگر آثار این فهرست می‌توان به «تبصره ۲۲» اثر جوزف هلر، «پرتقال کوکی» نوشته آنتونی برجس، «چشمانشان خدا را می‌نگریست» اثر زورا نیل هرستون، «محبوب» نوشته تونی موریسون، «چاه تنهایی» اثر رادکلیف هال، «جنگل» نوشته آپتون سینکلر، «روانی آمریکایی» اثر برت ایستون الیس، «فارنهایت ۴۵۱» نوشته ری بردبری، «سرگذشت ندیمه» اثر مارگارت اتوود، «سلاخ‌خانه شماره پنج» نوشته کورت ونه‌گات، «اتاق جیووانی» اثر جیمز بالدوین، «خدای چیزهای کوچک» نوشته آرونداتی روی و «مادام بوواری» اثر گوستاو فلوبر اشاره کرد؛ آثاری که هر یک به دلایل سیاسی، اجتماعی، اخلاقی یا جنسی در دوره‌ای با سانسور یا محدودیت انتشار مواجه شدند.

بسیاری از این آثار امروز در شمار کلاسیک‌های ادبیات جهان قرار دارند؛ آثاری که زمانی خطرناک تلقی می‌شدند، اما در نهایت نه‌تنها از حافظه فرهنگی حذف نشدند، بلکه در تغییر نگاه جوامع به آزادی بیان، سانسور و نقش ادبیات در نقد قدرت نقشی ماندگار ایفا کردند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها