یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۳
دفاع از سیاستی پوچ! 

فریدون مجلسی نوشت:‌در دویست سال گذشته شرق و غربی وجود نداشت تا رجال ما گروهی شیفته غرب یا متکی به شرق باشند! شرق و غرب مفهومی اخیر و مربوط به پس از جنگ جهانی دوم است که کشورها را به اجبار یا الزام در اختیار یا متکی به یکی از این دو بلوک کرد!

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- فریدون مجلسی؛ آقای دکتر محمد محمودهاشمی در نقدشان درباره کتاب ستیز قدرت گفته بودند:«جامعه ایران در بیش از دویست سال اخیر گرفتار در چنبره قدرت‌های دنیای مدرن بوده و رجال سیاسی ایران در طول این دویست سال سه رویکرد در برابر این مسأله داشتند. گروه اول افرادی چون فروغی، سید ضیاءالدین طباطبایی، رزم‌آرا و زاهدی بودند که راه پیشرفت مملکت را در اتکای خود و مملکت به قدرت‌های غربی می‌دیدند…»

۱- در دویست سال گذشته شرق و غربی وجود نداشت تا رجال ما گروهی شیفته غرب یا متکی به شرق باشند! شرق و غرب مفهومی اخیر و مربوط به پس از جنگ جهانی دوم است که کشورها را به اجبار یا الزام در اختیار یا متکی به یکی از این دو بلوک کرد! دلیل اصلی هم امپریالیسم ایدئولوژیک شوروی بود که پس از هضم شرق از ولگا تا اقیانوس کبیر و اشغال شرق اروپا اکنون در آسیا رو به جنوب و جنوب شرق و آفریقا و آمریکای لاتین نهاده بود و غرب را ناچار به تشکیل ناتو و تقابل با ورشو کرد.

۲- موازنه منفی عبارتی «من‌درآوردی» و بی‌معنی بود که بعدها در اسطوره‌سازی آن را گویی که نیچه یا مارکس فرموده باشند در حکم بی‌طرفی یا وابستگی تئوریزه کردند! امتیازدهی نوعی تیول‌داری اقتصادی با حقوق انحصاری قاجاری به جای زمینداری بود. مانند امتیاز تنباکو، امتیاز رویتر، امتیاز نفت به دارسی که اتفاقا در ۱۸۹۱ و در زمان استیفای مرحوم مصدق در ایالت خراسان بود که توسط مظفرالدین شاه عموزاده مادری ایشان داده شد و اعتراضی دیده نشد. بعد از آن هم مشروطه شد و هرگز امتیازی داده نشد.

۳- اگر منظور ندادن پیمانکاری کارهای خارج از توان علمی و عملی ایران بود که منوط به تصویب مجلس شورای ملی بود و با اراده کسی قابل فسخ نبود که صرفا شعار پوپولیستی است.

دفاع از سیاستی پوچ! 

۴- اگر به این بهانه بخواهند قرارداد پیمانکاری کنسرسیوم را تخطئه کنند، متقابلا کسانی که برنامه توسعه ایران را اجرا کردند آن را بهترین قرارداد متضمن منافع ایران می‌دانند که جایگزین سیاست پوچ «اقتصاد بدون نفت» شد!

۵- اگر منظور از آوردن نام کسانی مانند مدرس در کنار منع امتیازدهی به عنوان دفاع از بیطرفی ایران باشد، متأسفانه نادیده گرفتن ناآگاهی مدرس از سیاست خارجی است. مدرس در جنگ اول اتفاقا طرف متحدین را گرفت و در دولت موقت در کرمانشاه دروازه‌ها را به روی عسکر عثمانی گشود و ناچار به گریز به استانبول شد.

۶- در باب خوزستان هم جای تأسف است که مدرس به خاطر خصومت با سردار سپه جانبه تجزیه‌طلبی خزعل را گرفت و...

۷- اگر تفسیر موازنه منفی تخطئه سیاست سازگاری ایران با غرب است باید توجه داشت که ایران همراه با شوروی و آمریکا در جنگ با آلمان در شمار متفقین بود و بعد از پیمان‌شکنی شوروی و عدم خروج از ایران و تشکیل دولت تجزیه‌طلب در آذربایجان و ستون پنجم حزب توده در ایران، و ترور شاه و تشکیل سازمان افسری حزب توده و... نشان داد که سیاست توسعه‌طلبانه شوروی و حمایت ستون پنجم آن کشور که با حمایت ترومن شکست خورد مستلزم احتیاط بیشتر ایران در ایجاد توازن در جنگ سرد در گریز از توطئه‌های شوروی و سازگاری با سیاست غرب با حفظ استقلال بیش از ترکیه و تایلند و کره جنوبی بوده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها