خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: ترجمه کتابهای کودک، بهویژه آن دسته از آثار که در مرز میان «داستانسرایی جذاب» و «آموزش علمی» حرکت میکنند، همواره یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال شیرینترین عرصههای ادبیات کودک و نوجوان است. کتاب «زیک، هواشناس کنجکاو» نمونهای از این ژانر ترکیبی است؛ اثری که در آن ماجراجوییهای یک پسر کنجکاو با حقایق علمی هواشناسی و کار با ابزارهای اندازهگیری گره خورده است. اما انتقال مفاهیم پیچیده علمی به زبانی ساده، در عین حال که وفاداری متن اصلی حفظ شود و ارزش علمی آن کاسته نگردد، نیازمند دقتی دوچندان و مطالعهای عمیق از سوی مترجم است.
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بر همین اساس با فرمهر منجزی، مترجم این کتاب گفتوگو کرده است. او در این گفتوگو ضمن اشاره به تجربیات سیساله خود در عرصه ترجمه، به سوالات کلیدی پاسخ میدهد: آیا کتابهای ترجمهشده نیاز به «ایرانیسازی» محتوا دارند؟ معیار اصلی انتخاب کتاب برای ترجمه چیست و چگونه میتوان تعادلی میان امانتداری از متن اصلی و ایجاد ارتباط عاطفی با کودک ایرانی برقرار کرد؟ متن کامل این گفتوگو را با هم میخوانیم.
کتاب «زیک هواشناس کنجکاو» دارای مطالب علمی است. ترجمه مباحث علمی بهگونهای که ارزش و اعتبار آنها در زبان مقصد کاسته نشود چه چالشهایی دارد؟
«زیک هواشناس کنجکاو» یک رمان کودک است که هم داستانی است، هم علمی؛ و درباره هواشناسی است که علاقه شخصیت کتاب (که اسمش زیک است) میباشد. در داستان، هم ماجراجویی وجود دارد، هم اتفاقهای مختلفی میافتد، و هم در مدرسه با دوستانش ماجراهایی دارد. علاوه بر اینها، زیک درباره مشخصات ابزار هواشناسی توضیح میدهد. درباره اتفاقهایی که میافتد، درباره مباحث هواشناسی صحبت میکند؛ نه تنها خودش مستقیم، بلکه شخصیتهای دیگر. برای ترجمه کتاب علمی-داستانی نیاز است که آدم وقتی کار میکند با مسائلی که در کتاب مطرح میشود آشنا باشد؛ یعنی مترجم مطالعه کند. هر چیزی که زیک صحبت میکند - از ابزار و اصطلاحات - میرفتم مطالعه میکردم که موقع ترجمه اشتباه نداشته باشم و درست متوجه شده باشم. کتابهایی که داستانی هستند و علمی، نیاز به مطالعه بیشتر دارد که آدم با آن مبحث هم آشنا بشود. ما که مباحث تخصصی هر رشته را نمیدانیم، ولی با مطالعه به دست میآید.
مباحث علمی و داستان کودکانه، در این کتاب نسبت تقریبا برابری دارد. یعنی در هیچکدام زیادهروی نشده است. این به آن معناست که شما هم رمان و هم کتاب علمی ترجمه کردهاید. از ویژگیهای چنین ترجمهای بگویید.
در کتابی که هم داستان دارد و هم مباحث علمی مطرح شده، خب، بخش داستانی مثل بقیه کتابهاست؛ ترجمهاش مشکلی نیست، کار اضافه نمیخواهد. ولی برای بخش علمی، مطالعه بیشتری برای آن موضوع میخواهد.

درخصوص قصه و محتوا، چقدر آن را قابل تعمیم به فرهنگ داخلی میدانید؟ شیوه زندگی زیک با کودک ایرانی بسیار متفاوت است. نقش ترجمه را در ایرانیزه کرده محتوا چگونه ارزیابی میکنید؟
شیوه زندگی زیک خیلی با بچههای ما متفاوت نیست. الآن بچههای ما هم همین مسائل را دارند. بچههای این نسل، چیزی که علاقه دارند دنبالش میروند. در مدرسه میبینیم مثلاً بچهای علاقه به سازهها دارد و پل و برج با چیزهای مختلف درست میکند. بچهها دنبال علاقههایشان میروند و در مدرسه بین خودشان این موضوعات را دارند. خیلی دور از ذهن نبود این داستان. من فکر نکردم که حالا نوع زندگیاش با بچههای ما متفاوت است. توی خانواده زندگی میکند، مادربزرگ دارد، دوست و آشنا دارد، هواشناسی دوست دارد، مادرش کار کامپیوتر دوست دارد؛ هرکدام علاقهمندی دارند و دنبالش میروند. و نیازی نیست تغییری داده بشود در این کتابها. البته اجازه هم نداریم. نقش ترجمه در ایرانیزه کردن محتوا... ما مترجمها قرار نیست که محتوا را تغییر بدهیم. محتوا هست؛ تغییر برای کتاب تألیفی است. چرا یک کتاب ترجمه محتوای ایرانی داشته باشد؟ و چرا آن چیزی که میخواهیم را در زبان دیگری پیدا کنیم و به زبان خود برگردانیم؟ مسلماً نویسندههای ما بر اساس شناختی که از مخاطبانشان دارند داستانهایی مینویسند که مورد توجه بچهها هست. و نیازی نیست تغییری در کتابهای ترجمه بدهید و این کار اشتباه است. در هر گونه ادبی، این کار درست نیست و باید وفادار باشیم به متن.
ملاک شما در انتخاب کتاب کودک برای ترجمه چیست؟ یک اثر باید چه ویژگیهایی داشته باشد که از نظر شما معیار باشد؟
من در این بیشتر از سیسال که ترجمه کردم، فکر میکنم یک سری معیارها هست که همه مترجمان به آن وفادارند و برای انتخاب کتاب استفاده میکنند. از نظر ادبی کتاب قابل توجه باشد، داستانش جالب باشد، شخصیتهایش باورپذیر باشند. ملاک و معیار کتاب خوب را من هم مثل بقیه رعایت میکنم. من بیشتر کارهایم علاقهام رمان کودک است. به همین دلیل بیشترین کتابهایم رمان کودک برای سنین بین ۹ تا ۱۲ سال است. موضوعات بیشتر در مدرسه اتفاق میافتد و داستانهایی که بچهها نقش پررنگ دارند و ماجرا دارند. و آنها را در نظر گرفتم. طنز باشد کتابی که انتخاب میکنم، که خیلی... بههرحال، به خصوص در این دورهزمانه که بچهها حوصله ندارند، خنده را بر لبشان بیاورد و در ماجراها و در داستانها نکاتی باشد که بچهها برایشان جالب باشد.
فکر میکنید بچهها امروز کتابهای ترجمه را بیشتر دوست دارند یا تالیفی؟ دلیل آن را چه میدانید؟
واقعیتش کار پژوهشی اگر کار ترجمه بیشتر خوانده شود و در آمار اینطور باشد، به خاطر تنوع کتابهای ترجمه ممکن است باشد. کتابهای ترجمه از کشورها و جوامع و فرهنگهای مختلفاند که جذابیت دارد. ولی کتاب تألیفی خوب خیلی داریم و بچهها استقبال میکنند. بستگی دارد کجا باشد. یعنی معیار انتخاب کتاب را ما نمیتوانیم تهران در نظر بگیریم. مثلاً در بالای شهر و غیرانتفاعیها که ساعت کتابخوانی و کتابخانه دارند، اگر ترجمه بیشتر میخوانند شاید معلم معرفی کرده یا امکاناتش هست. ولی جاهای دیگر شاید اینطور نیست. من در روستا با بچهها کار میکنم و کتابهای تألیفی را دوست دارند و بیشتر دنبالشان میروند چون با آنها همذاتپنداری میکنند.
اولویت شما در ترجمه امانتداری است یا ارتباط کودک با متن؟ یعنی ممکن است بخشهای کوچکی از متن را متناسب با فرهنگ کودک ایرانی تغییر دهید؟
مسلماً امانتداری... برای اینکه ترجمه میکنیم که بچهها با فرهنگها و جوامع مختلف آشنا بشوند، با ماجراهای متفاوت آشنا بشوند. اگر قرار باشد ما همه چیز را برداریم و مطابق فرهنگ خودمان تغییر بدهیم، خب برای بچهها چه جذابیتی دارد؟ جذاب نیست. وقتی همه چیز یکسان و یکدسته، تنوع است که جذاب است. امانتداری اولین شرط است. درست است که ما کپیرایت را خیلی وقتها رعایت نمیکنیم، ولی بر اساس اخلاق موظف هستیم کاری را که داریم برمیگردانیم را درست انجام بدهیم.
«زیک هواشناس کنجکاو» را بهعنوان یک کتاب علمی موفقتر میدانید یا یک رمان سرگرمکننده؟
زیک رمان کودک است. اول، رمان کودکی که ماجراهای مختلفی دارد و بعد کتاب علمی است، یعنی در آن مباحث علمی مطرح میشود. یک سری حقایق تاریخی هم دارد که خب... بستگی و وابستگی به متن دارد. بیشتر رمان کودک است و برای بچهها جالب است. هم زیک و هم دوستانش هرکدام کنشهای خوبی دارند که برای بچهها میتواند جذاب باشد.
در پایان اگر نکتهای دارید برایمان بگویید.
امیدوارم کتابهایی که چاپ میشوند - کتابهایی که دوستان دیگر مینویسند یا این کتابی که من ترجمه کردم - به دست مخاطب برسد و بچهها لذت ببرند از آنچه که میخوانند. الآن بچهها مدرسه نمیروند و کتابخانه میرفتند، قبلاً با هم کتاب میخواندند. امیدوارم که آرامش برگردد و بچهها به مدرسه بروند و کتابخانههای مدرسهشان پربارتر باشد و بتوانند استفاده کنند.
نظر شما