هراتي به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، گفت: هنرهاي تجسمي ترکیب غريبهاي است. همه هنرهاي ايراني تجسمي است و از خيال و ذهن هنرمند سرچشمه ميگيرد.
وي بابيان اينكه تجسم به جسم برميگردد ولي ما ايرانيان اهل معناايم و جسم را كوچك و معنا را والا ميدانيم، اظهار داشت: اصطلاحات اصلي كه در هنر وجود دارد و در همه رسالهها و دست نوشتههای قديمي پنهان است چيز ديگري غير از تجسم مطرح ميكند.
هراتي ادامه داد: متاسفانه در حال حاضر هنرمندان بين هنر اكنون، ديروز يا هنر بيگانه و هنر ايراني معطل هستند. به همين جهت اگر چيزي هم مينويسند اغلب كاربرد واقعي پيدا نميكند.
وي توضيح داد: در حوزه كتابهاي آموزشي هنرهاي تجسمي فقيريم و خودمان خود را فقير كردهايم. بينهايت نسخ خطي در موزهها موجود است كه هيچگاه به آنها پرداخته نشده و همچنان در موزهها حبس است. هزاران هزار نقش داريم كه ميتواند پايه و اصول كار هنري شود و منبعي براي تحقيق و پژوهش. با مطالعه بصري روي هنرهاي ايراني ميتوان اين هنرها را درك كرد و آثار مرجع پديده آورد.
هراتي معتقد است: هر نوع كمبود در اين حوزه به ضعف تحقيق برميگردد. هدف از تاليف آثار هنري متعالي كردن ديدگاه هنرمندان است و هنرهاي ايراني ميتواند مواريث فرهنگي را منتقل كرده و پايهاي براي آفرينشهاي هنري باشد.
وي گفت: برخي براي جبران اين كمبودها متون خارجي را كه غريبه هستند، ترجمه ميكنند. هنر اروپايي يك ماهيت دارد، هنر انگليسي واژههاي خاص را در برميگيرد و هنر اسپانيا نوعي ديگر است. هنر فرانسه، آلمان و كشورهاي ديگر هر كدام ويژگيهاي خود را دارد. بايد توجه داشت كدام يك از اين منابع ميتواند مورد استفاده اقليم خاص آسيايي قرار بگيرد.
هراتي افزود: ترجمه برخي متون و تاليف آن مشكلاتي را براي مخاطب به وجود ميآورد و او را دچار سردرگمي خواهد كرد. وقتي اين متون با هنر اقليم خودمان مقايسه ميشود تفاوت زياد آن مشاهده ميشود.
وي گفت: در ترجمه كتاب هنري بايد اين موضوع را مدنظر داشت كه ترجمه آن چه حادثه هنري به وجود ميآورد؟ نهايت اين است كه هنر غريبه را جايگزين كرده و مفاهيم بيگانهاي را با آسمان ابري به سرزمين آفتابي بياوريم.
وي افزود: البته ترجمه متون هنري ناهنجاريهاي ديگري چون مقايسه هنر خودي با هنر بيگانه را به وجود ميآورد و از آنجايي كه به هنر اصيل ايراني پرداخته نشده است هنر بيگانه مورد توجه قرار ميگيرد. به عنوان نمونه نقاشان خارجي وقتي وارد مشرق زمين شدند از رنگهاي ايراني استفاده كردند و شيفته آن شدند. ولي ما چه كرديم؟ به تقليد از هنرمندان غربي رنگها را تير و تار كرده و اسم آن را گذاشتيم رنگهايی كه پختگي دارد.
هراتي با بيان اينكه پايهگذاري و ديدگاه هنري دانشآموزان در دوره ابتدايي و راهنمايي گذاشته ميشود ولي پايه مقاطع ابتدايي در ايران خراب است، گفت: دوره بسيار طولاني با موسسات وابسته به آموزش و پرورش فعاليت داشتهام و با مسايل هنري به خوبي آشنایم و هميشه در پي مطرح كردن آموزش پايهاي بودم. ولي در حال حاضر كتابهاي هنري خارجي جايگزين آثار ايراني شده است. در پي اعتراضم دليل اين كار استفاده نكردن از منابع خارجي ذكر شد در حالي که منابع تاليف كتابهاي من هنر ايراني و نسخ خطي بوده است.
هراتي افزود: هميشه دنبال كارهاي خارجي هستيم؛ پيكاسو و آثارش برايمان اهميت ويژهاي دارد ولي آثار استاد فرشچيان را فراموش كردهايم؛ هنرمندي كه هنر نگارگري را به عنوان ميراث جهاني به دنيا معرفي كرد.
شنبه ۴ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۳
نظر شما