«درفش ايرانيان»، نوشته دكتر پيمان متين، از سري مجموعه «از ايران چه ميدانم؟» است كه به كوشش دفتر پژوهشهاي فرهنگي منتشر شده است./
آن گاه در فصل نخست به «مفاهيم، نام و پيشينه اساطير» پرچمها اشاره و نگاه نمادين پرچمها را كه نشانه وجود مفاهيم و پيامهاي آن است، در خور اهميت تلقي ميكند. در اين فصل به تعاريف لغوي، مفاهيم سياسي و فرهنگي، پيشينه نام و همچنين نقش درفش در هويت اجتماعي و ملي پرداخته شده است. از طرفي ديگر، پرچم شناسه بينالمللي هر ملتي محسوب ميشود كه در هر شرايطي، چه در روابط ديپلماتيك و چه در سمينارهاي علمي يا جنگ و ستيزها، بهكار ميرود.
دكتر متين مينويسد كه اين شناسه بينالمللي داراي چنان اهميتي است كه كمتر موقعيتي را ميتوان سراغ گرفت كه در آن به نوعي از پرچم استفاده نشود. نكته ظريف و با اهميتي كه مولف يادآوري ميكند آن است كه پرچم، مانند هر نماد و نشانه ديگري، برخي از خلاءهاي روحي و رواني جامعه را پر ميكند. ارزش اين جنبه كاربردي پرچم هنگامي روشنتر ميشود كه جامعه در شرايطي بحراني و غير طبيعي قرار گيرد. تهييج احساسات در قالب هويت ملي نيز از شناخته شدهترين جنبههاي كاربردي پرچم است.
در فصل دوم كه «درفش در اسطوره، حماسه و تاريخ ايران باستان» نام دارد، ابتدا معناي اسطوره و حماسه توضيح داده شده است. اين توضيح از آن جهت اهميت دارد كه ايران خاستگاه بخشي از مهمترين اسطورههاي تاريخ جهان است و پيداست كه بسياري از نشانههاي قراردادي كه روي پرچمها و درفشها بهكار برده ميشود،در باورهاي اسطورهاي كهن ايران ريشه دارد.
آن گاه نويسنده، داستان درفش در ايران را با شاهنامه فردوسي آغاز ميكند و مينويسد كه بيشترين تكيه شاهنامه بر «درفش كاوياني» است كه در ابتدا پيش دامن چرمي كاوه آهنگر بود و بعدها فريدون آن را با طلا و جواهر آراست و سه نوار به رنگهاي قرمز، زرد (يا آبي) و بنفش بدان افزود و از آن پس، پرچم رسمي دربار ايران شد.
باز جست پيشينه درفش در متنهاي ديني كهن ايران، از بخشهاي ديگر اين فصل است. نشانهاي باستاني و درفش هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان نيز در دنباله به كوتاهي بررسي شده است. دكتر متين مينويسد با آن كه درفش و نشان در زندگي سياسي، اجتماعي و فرهنگي آن روزگار نقشي مشخص داشته است اما به سبب كمبود منابع تصويري از ادوار باستاني ايران، تنها ميتوان به تصويري فرضي از درفش ايرانيان در روزگاران پيشين بسنده كرد.
نكته درخور نگرشي كه نويسنده كتاب «درفش ايرانيان» در فصل سوم بازگو ميكند آن است كه براي نخستينبار در زمان مسعود غزنوي
(421 – 432 ق)، يعني در سده پنجم هجري بود كه تصوير شير روي پرچم ايران ديده شد. اما بعدها، در سده ششم هجري و در روزگار فرمانروايي سلجوقيان، علامت باستاني خورشيد در كنار شير به عنوان يك شكل نمادين رواج يافت.
با اين همه غزنويان، آنگونه كه مولف به درستي اشاره ميكند، به پيروي از خلفاي بغداد، تصوير ماه را بر روي پرچمهاي سياه نقش ميكردند و آن را با زر ميآراستند. اين سخن نيز جالب توجه است كه واژه «پرچم» از دوره ميانه تاريخ ايران و به گمان بسيار از دوره نفوذ و حكومت مغولان در ايران رايج شد.
دكتر متين يادآور ميشود كه واژه پرچم، بعدها مترادف با درفش شد. پرچمهاي اژدها پيكر نيز در همان دوره نفوذ تركان در ايران (سدههاي چهارم به بعد) رواج گرفت و بارها بهكار برده شد. فصل سوم كه به «درفش ايران در تحولات پس از اسلام» اختصاص دارد، هر چند كوتاه و متناسب با حجم كتاب است، اما دربردارنده اشارهاي دقيق و با اهميتي است.
در چهارمين فصل كتاب «درفش ايران از دوره صفويه تا مشروطهخواهي ايرانيان»، به آگاهيهاي افزونتري درباره سرگذشت پرچم دست مييابيم. بدان سبب كه در اين دوره در كنار منابع تاريخي، از گزارش سياحان و مسافران فرنگي نيز ميتوان استفاده كرد. در سفرنامههايي كه اروپاييان عصر صفوي درباره ايران نوشتهاند، اشارههاي مهم و روشنگري درباره پرچم رسمي كشور يافته ميشود و محقق را براي بررسي تاريخ پرچم در ايران ياري ميكند.
در زمان صفويه، استفاده از نقش شير در كنار خورشيد روي پرچمها ديده ميشود. دكتر متين به نقل از «آدام اولئاريوس» سياح اروپايي، مينويسد كه تركان از هلال ماه به عنوان نماد خود استفاده ميكردند و ايرانيان از نشان خورشيد. همچنين مولف يادآوري ميكند، تفسيري كه صفويان از نماد شير و خورشيد ميكردند با باورها و اعتقادات شيعي آنان ارتباط داشت.
اطلاعاتي نيز درباره پرچم دو سلسله پس از صفويه در دست هست. يكي از افشاريان است كه پرچمهاي متعددي داشتهاند، كه اغلب آراسته به نقش شمشير بود و ديگري زنديه كه هر چند مدرك روشن و مهمي از پرچم آنها در دست نيست، اما گويا از همان نقشهاي ادوار گذشته روي پرچم خود استفاده ميكردهاند. در روزگار قاجاريه نشان شير و خورشيد تثبيت ميشود. استفاده از سه رنگ سبز و سفيد و قرمز، هر چند پيشتر هم كاربرد داشته، اما پس از تصويب متمم قانون اساسي در روزگار مشروطيت است كه به عنوان رنگ پرچم ايران برگزيده ميشود و رسميت مييابد.
دكتر متين در پايان اين فصل، به بررسي تاريخ تحولات درفش ايران از دوره صفويه تا روزگار مشروطيت ميپردازد و مينويسد كه تحولات درفش ايران عبارت بود از تثبيت درفش ملي ايران از لحاظ ابعاد، شكل، رنگها و نمادهاي بهكار رفته در آن. سير شكل پرچم از مثلثي به مربع مستطيل و ترتيب قرار گرفتن رنگهاي سبز، سفيد، قرمز و نيز تغيير و تحولات صورت گرفته در شمايل شير و خورشيد و شمشير و ديگر مشخصات.
«درفش ايران در دوره معاصر» عنوان فصل پنجم كتاب دكتر پيمان است. در اين فصل به تلاشهايي كه در زمان پهلوي براي توجيه نقش شير و خورشيد روي پرچم رسمي كشور شده بود، اشاره شده است. دكتر متين مينويسد كه بيشتر آن توجيهات، اغلب خيالپردازانه و حدسي بود و مبناي استوار تاريخي نداشت. پس از انقلاب اسلامي، بحثهايي درباره پرچم جديد ايران پيش ميآيد و سرانجام بنا به اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، پرچم كشور رنگ ارزشهاي اعتقادي و باورهاي ديني ميگيرد.
فصل ششم به «نشان شير و خورشيد» اختصاص دارد. در اين فصل به پيشينه تاريخي و اسطورهاي خورشيد اشاره شده و از سير تكوين آن در دوره صفويه سخن رفته است. منظور از «گونهشناسي بيرقها»، كه عنوان فصل هفتم است، توضيح و شناخت پرچمها و بيرقهايي است كه كاربرد مذهبي ـ مناسكي و صنفي ـ تجاري دارند. شناخته شدهترين اين نشانهها «علم» است كه امروزه هم در مراسم مذهبي به فراواني استفاده ميشود.
نويسنده به واكاوي تاريخي «علم» ها ميپردازد و سير تاريخي و نشانهشناسي آنها را بر ميشمارد. نكته جالب توجهي كه دكتر متين به آن اشاره ميكند، وجود علمي در زمان ناصرالدين شاه قاجار بوده است، به نام «علم كاويان» كه طي مراسم و تشريفات خاصي حمل ميشده است و هنگام سفر شاه به عتبات آن را برميافراشتهاند. برافراشتن پرچمها و بيرقها نيز آيين و مناسك ويژهاي داشته است. از همين رو به منصبي به نام «علمدارباشي» در گذشتههاي تاريخي بر ميخوريم، حتي آن گونه كه مولف اشاره ميكند، قدمت اين منصب به دوران غزنوي و سلجوقي برميگردد. هنوز هم حمل پرچم طي مراسم خاص و احترامآميزي صورت ميگيرد و در نگاه مردم قداست و اهميت دارد.
جمعبندي و چكيدهاي از فصلها نيز در «سخن پاياني» كتاب آمده است. نويسنده اشاره ميكند كه هدف او از نگارش كتاب نه تنها جمعآوري اطلاعات و مدارك موجود درباره پيشينه پرچم ايران بوده است، بلكه بررسي جوانب و ابعاد انسانشناختي، جامعهشناختي و نشانهشناختي ماهيت پرچم و نيز رفتارهاي فردي و اجتماعي نسبت به آن هم موضوعي است كه تلاش كرده است كه بدان بپردازد. اما به محدوديت كار پژوهشي خود هم اشاره ميكند.
پيداست كه در كتابي كم حجم، به دشواري ميتوان به همه اين موضوعات پرداخت. با اين همه بيگمان كتاب «درفش ايرانيان» ميتواند پيشزمينه و سرآغازي براي تحقيق و پرس و جوي ژرفتر خواننده پيگير باشد. هر چند به نظر ميآيد كه برخي منابع با ارزش از ديد مولف پنهان مانده است. همانند «تاريخ پرچم» دكتر بختورتاش كه گسترش يافته كتاب پيشين او «پرچم و پيكره شير و خورشيد» (1348) است. به تحقيق آرتور كريستن سن در كتاب «كاوه آهنگر و درفش كاوياني» (ترجمه منيژه احدزادگان آهني– انتشارات طهوري 1384) نيز بايد اشاره كرد كه از بهرهگيري از آن غفلت شده است. پي نوشتها و فهرست منابع، بخش پاياني كتاب است.
«درفش ايرانيان» هشتاد و نهمين كتاب از مجموعه «از ايران چه ميدانم؟» دفتر پژوهشهاي فرهنگي است كه به قلم دكتر پيمان متين در 101 صفحه و شمارگان 3000 نسخه با بهاي 2200 تومان چاپ و منتشر شده است.
نظر شما