سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - میثم نمکی آرانی، رئیس اداره فرهنگ ارشاد اسلامی کاشان: کتاب، آشناترین واژه، جذابترین تصویر و تأثیرگذارترین محصول فرهنگی در زندگیها به شمار میرود. چه آنانکه اهل کتابند و کتاب بازی، مسلک و حرفه آنان است و چه آنانی که چندان نسبتی با کتاب ندارند اما لذت آنرا چشیدهاند. شاید بتوان گفت وقتی در محوطههای نمایشگاهی، کتاب برپا میشود یا چراغ کتابخانهای روشن میشود گویا جشن بزرگی اتفاق افتاده است. این اتفاق یک رویداد صرف نیست بلکه یک میهمانی تمام عیار است که میتوان سالها در فضای آن تنفس کرد، لذت برد و به انبساط روح پرداخت.
تصور کنید در یک فاصله زمانی نیم روز یا کمتر،دهها کتاب را دیدن و با نام دهها نویسنده آشنا شدن؛ چه حس و حالی به روح و روان منتقل میشود. این دلچسبی و دلپذیری،زمانی دو چندان میشود که عمری بعنوان یار مهربان در کنارت بوده و درغم و شادیها شریکت باشد. در این میان داستان برخی شهرها هم چنین است. شهری که بر پاشنه فرهنگ چرخیده باشد یا از غنای فکری و تمدنی برخوردار باشد و کلمات و کتابها،در شخصیت و سبک زندگیات تأثیر گذاشته باشد؛حتماً تجربه زندگی درآن شهر و همکلام شدن با شهروندانش،گرم و گیرا خواهد بود.
کاشان از آنجمله است؛ منطقهای که درعمق تاریخ، صاحب جایگاه ویژهای است و صدها نویسنده وشاعر و عالم ازخاک آن برخاستهاند و هرکدامشان به اندازه یک تاریخ، کتاب و اثر دارند. دستنوشتههایی که اثربخشی آنها همچنان احساس میشود و هیچگاه گمان نمیکنید که درتونل زمان، غبارفراموشی گرفته است. کاشان عنوان «شهربرگزیده دوستدار کتاب»و «چهارمین پایتخت کتاب ایران» را درحافظه فرهنگیاش دارد. عناوینی که از رهگذر دهها شاخص و معیار و تلاش کنشگران فراوانی از شهروندان و اصحاب فرهنگ و اندیشه و هنر کسب شده است.
شایدعینیترین گواه که برای دفاع از جذاب بودن کتاب در این شهر میتوان ترسیم کرد تعداد نویسندگان و مفاخر، فرهنگی،ادبی،علمی و دینی،تعداد آثار و کتابهای منتشر شده و تعداد فعالان حوزه نشر است. چگونه می توان در شهری که فیض کاشانی و ملاحبیب الله شریف کاشانی به وزن و قد خود کتاب نوشته اند؛این میراث استمرار پیدا نکند و در رگ و خون ساکنانش، این بارقههای رحمانی جای نگرفته باشد.
شاید در دهههای اخیر متناسب با شأن این شهر فرهنگی و تاریخی، زیرساختهای فرهنگی مناسبی ایجاد نشده باشد اما این بدان معنا نبوده است که اهالی فرهنگ و هنر از کار کتاب و فرهنگ کتابخوانی غفلت کرده باشند. یک کتابگردی کوتاه درکاشان و گپ و گفت با پیشکسوتان حوزه نشر و حتی گفتوگو با جوانان پرانگیزهای که تجربه پیشکسوتان را سرمایه و دستمایه راه و منش فرهنگی خود قرار دادهاند نه تنها جذاب و توام با حلاوت است بلکه رهنمونی تازه دراین آوردگاه پراهمیت بشمار می رود.
کتابفروشی یزدانخواه
در دل بازار و درست در جایی که تجارت برمبنای تامین نیازهای مالی و اقتصادی، بازار گرمی دارد؛ در مغازهای، معرفت،معنا و اندیشه به رهگذران تقدیم میشود.
احداث کتابخانه آیت الله صبوری درگوشهای دیگر از شهر و درقطعهای دیگر ازبازار تاریخی کاشان؛ یادآور این حقیقت است که کتاب در متن و بطن زندگی باید جاری باشد و آنقدر این پیوند و ادراک فرهنگی عمیق است که حتی واقف و بانی آن- آیت الله صبوری- درپای قرارداد ساخت کتابخانه مینویسد«کارفرما خداست» .
«کتابخانه آیت الله رضوی»در جنب زیارت چهل دختران کاشان- با دهها نسخه خطی ارزشمند میراث فرهنگی دیگری است که نمی توان درسایه سار آن نشست و حظ معنوی نبرد.
«کتابخانه تخصصی کاشان شناسی آیت الله امامت» (ره) دقیقا هوشمندانه ترین رفتار فرهنگی کنشگرانی را به نمایش میگذاردکه فهمیدهاند صیانت از گنجینه مکتوب کاشان، دارایی و سرمایهای در قالی و صنعت فرش و گلاب و معماری این شهراست.
هنوز در این شهر،مترجم و نویسندهای زندگی میکند که علیرغم بیماری و کهولت سن، روی تخت بیماری به کار ترجمه و تألیف مشغول است.
درحوزه نشر،ناشرانی را میتوان نام برد که انتشارات خود را نه با نگاه بنگاه اقتصاد فرهنگ، بلکه به خیریهای برای کمک به نویسندگان و مؤسسهای برای حمایت از نشرکتب خطی و تکریم نویسندگان پیشکسوت تبدیل کردهاند.
نشر مرسل کاشان با سی و پنج سال سابقه و کسب عناوین چند دوره ناشر برگزیده نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و با چاپ قریب به یک هزار کتاب،کوله باری از قصههای تلخ و شیرین از روزگار چاپ و نشر را درصندوقچه خاطرات خود دارد که شنیدنی و خواندنی است.
کتابفروشی و مرکز کاشان شناسی آیت الله غروی، یادگاری از استاد حسن عاطفی و فرزندش است که به تنهایی و به اندازه دهها مرکزفرهنگی ،دراحیاء نسخ خطی و پژوهشهای تاریخی کاشان، میدانداری می کند.
انتشارات و کتابفروشی ساربوک، جلوهای دیگر از ویترین کتاب ایران است که با هایی فرامادی سهم مهمی دررونق بازارکتاب کاشان داشته و دارد.
«کتابفروشی اردیبهشت» (سابق) و «پناه» (جدید)فاصله تهران تا کاشان را با برپایی این نمایشگاه دائمی برای دسترسی به کتاب های تازه منتشر شده کوتاه کرده است.
شهرکتاب کاشان، مجموعه سه گانهای از اسباب بازی،لوازم التحریر و کتاب است که به سعی جوانانی سختکوش از یک فضای زیرپلهای به پهنهای دلنشین درمجاورت باغ تاریخی فین کاشان مبدل شده است . این طومار افتخارات رنگارنگ را پایانی نیست. این تصویر رؤیاگونه، گاهی رنگ واقعیت می گیرد؛آنگاه که می بینیم کاشان،کتاب جامع فرهنگ و هنرایران است. هرگذر و کوچه و محلهای، رنگ و بوی کتاب،مشام جان را لبریز ازشکوفایی می کند.
یک روز کتابگردی و گپی با اهالی نشر کاشان –آنهم درحوالی نمایشگاه مجازی کتاب تهران، به اندازه یک عمر میتواند درس آموزی داشته باشد.
خدا کند به زودی شاهد آن باشیم که دیگر نامی ازنمایشگاه مجازی را نشنویم.کتاب را لمس کرد،باید در آغوش گرفت با کتاب بایدزندگی و با آن بایدز ندگی را ساخت.
باری کتاب همچنان رمز آلود ترین فراورده ذهنی و ذوقی بشری است که هیچگاه بوی کهنگی نمی گیرد. سعادت و بخت از آن کسانی است که این یارمهربان را همیشه درکنار دارند و انیس خلوت و جلوتشان است.
نظر شما